پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

مجله عاشقانه …شماره ۳۷

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

مجله فوق العاده زیبا و عاشقانه سایت کوچولو…شماره ۳۷ مجله همراه با آرشیو 36 شماره گذشته مجله (این مجله یک هفته در میان از سایت کوچولو منتشر میشود)


“برای خواندن کامل مطلب، روی ادامه متن در کادر زیر کلیک کنید !!! “

.*.*.*.*.*.*.*


استفاده از کلیه مطالب و عکسهای سایت،فقط با ذکر نام سایت کوچولومجاز مییاشد


<<<برای خواندن چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو اینجا کلیک کنید>>>


 


 




.*.*.*.*.*.*.* سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو .*.*.*.*.*.*.*

 







مجله عاشقانه شماره ۳۷ 



جمله هفته


 


شاید چالاک‌ترین انسان نباشم، شاید بالابلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار هنر خود بودن است.
*** موریس مترلینگ***


 






عکس هفته



 





 



     



 





مجموعه قطعات عاشقانه




 



 


تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است
تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
دگر حس شقایق را نداری
هوای قلب عاشق را نداری
واز چشمان خونسرد تو پیداست که شور عشق سابق را نداری
 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .!

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام…. من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام…. آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام…. در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
در اندرون همه ما خزانه‌ای بیکران از عشق و شادمانی و نعمت هست که می‌تواند آنچه را که در آرزوی آنیم، برایمان فراهم کند

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آره زندگیم همینه !دیگه چاره ای ندارم !صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
قلب من به اندازه ی دست مشت کرده ام است….من در عجبم که تو با این همه عظمتت چگونه در آن جای گرفتی؟…چنان جای گرفتنی که تا ابد خیال رفتن نداری..

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
با تو دارد گفت و گو شوریده مستی…مستم و دانم که هستم من…ای همه هستی ز تو…آیا تو هم هستی…؟؟!

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوش است اندوه تنهایی کشیدن اگر باشد امید باز دیدن

 


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشمهامان باصداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم، ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید






یک داستان کوتاه


 


در مطب دکتر به شدت به صدا درآود
دکتر گفت ک در را شکستی! بیا تو..
در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید: آقای دکتر! مادرم ! و در حالی که نفس نفس می زد ادامه داد: التماس می کنم با من بیایید! مادرم خیلی مریض است!
دکتر گفت : باید مادرت را اینجا بیاوری ٬ من برای ویزیت به خانه کسی نمی روم.
دختر گفت : ولی دکتر من نمی توانم . اگر شما نیایید او می میرد.
و اشک از چشمانش سرازیر شد.
دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود. دختر دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد٬ جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود.
دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص تب او را پایین بیاورد و نجاتش بدهد. او تمام طول شب را بر بالین زن ماند تا صبح که علایم بهبود در او دیده شد.
زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطرکاری که کرده بود تشکر کرد.
دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی. اگر او نبود حتما می مردی؟
مادر با تعجب گفت: ولی دکتر دختر من سه سال است که از دنیا رفته و به عکس بالای تختش اشاره کرد.
پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد.
این همان دختر بود!!!
فرشته ای کوچک و زیبا!!

 


آرشیو داستانهای خیلی کوچولو
 





یک شعر



 

دو خورشید زرد
می دمید از بلندای بام
بر آن پرده روشن لاجورد
چو از بام ایوان می افراخت قد
چو از لای پیچک می افروخت چشم
به گنجشک ها درمیافکند هول
ز پروانه ها بر می انگیخت گرد
سبک مخملی بود هنگام مهر
گران آتشی بود هنگام خشم
هم آهنگ باد
به وقت گریز
همانند برق
به گاه نبرد
پلنگی که ناگه فرو می جهید
چو آوار از آٍمان بردرخت
کنون پیش پایم فتاده ست زار
شکسته ست سخت
دو خورشید زردش به حال غروب
نگاهش گلی زیر پای تگرگ
تنش گوییا از بلندای بام
فروجسته
اما نه روی شکار
که درکام مرگ
سحرها هنوز
سحرها همیشه
دو خورشید زرد
بر آن پرده لاجورد
 


 



یک نکته از دکتر علی شریعتی


 


بنام آفریننده زیبایی ها

از کوچکی یاد گرفته بودم گه هر وقت نام امام زمان میاد مثل وقتی که معلم مدرسه مان میاد توی کلاس به خودم بر پا بدم

حتی بعضی وقت ها توی تنهایی خودم و زمانی که به اون فکر می کردم….

….بعضی وقت ها توی تنهایی هم خودم رو ملزم به بر پا کردن میدونستم !

همیشه توی دلم از اون می ترسیدم ! ترسی مملو از احترام !

اون کیه که همه به نامش بلند می شند ؟

راستش همیشه هم برام سوال بزرگی بود …

اون کیه که اینقدر عزیز هست ….

براش بزرگترین جشن تولد رو میگیریم ، با آوردن اسمش توی زنگ دینی و هر جای رسمی و غیر رسمی بر پا می دیم ، صلوات می فرستیم و ….

بعدها که جسورتر شدم یک روز از معلم دینی پرسیدم :

- امام زمان کیه

-گفت امام منتظر!

- گفتم منتظر چی ؟

- گفت منتظر ظهور !

- گفتم که بیاد چی کار کنه ؟

- گفت تا بیاد جهان رو از ظلم و نابرابری نجات بده !

…..با نارضایتی خودم رو به کناری می کشاندم و می گفتم این چه جور امام منتظری هست ! خدا سال منتظره تا دنیا غرق کثافت بشه بعد بیاد اون رو درست کنه….

خوب همین امروز بیا و کار رو برای خودت سخت تر نکن ….

تا دست روزگار من رو با یک نوشته آشنا کرد…

…..انتظار مذهب اعتراض

فلسفه امام منتظر و فلسفه منتظران صالح !

 


آرشیو کامل سخنان دکتر شریعتی


 





یک قطعه انگلیسی














I feel so lucky
in this relationship with you
often i feel sad for peopel who can not
find some one to share themselves with
or who are not willing to work at
keeping their relationshipthriving
thank you for being so much to me
thank you for blending your emotion
with mine
i truthfully con not bear to live with out you
i love you deeply
 


قطعات عاشقانه انگلیسی


 





یک اس ام اس عشقولانه



 



مزرعه ی زردی گندم زار


مترسک می دانست تا او باشد


کلاغ ها از گرسنگی خواهند مرد


فردایش مترسک خود را کشته بود


او تازه کلاغ ها را فهمیده بود … 















آرشیو کامل مجله عاشقانه ها تا به امروز

(برای خواندن شماره های قبل، روی آن کلیک کنید)


 












برای خواندن مجله عاشقانه۹ اینجا کلیک کنید





برای خواندن مجله عاشقانه۱۴ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۱۵ اینجا کلیک کنید


برای خواندن مجله عاشقانه۱۶ اینجا کلیک کنید


برای خواندن مجله عاشقانه۱۷ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۱۸ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۱۹ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۰ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۱ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۲ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۳ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۴ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۵ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۶ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۷ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۸ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۲۹ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۰ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۱ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۲ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۳ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۴ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۵ اینجا کلیک کنید

برای خواندن مجله عاشقانه۳۶ اینجا کلیک کنید

برچسب ها :


ارسال نظر