به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه شماره ۳۸

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | ۵ نظر

  

مجله اختصاصی و عاشقانه سایت کوچولو…شماره ۳۸ این مجله…(مثل همیشه کامل و جامع)


“برای خواندن مجله عاشقانه ،روی ادامه متن در کادر زیر کلیک کنید !!! “

__////__ تبلیغات بالای صفحه ادامه خبر __////__


 



برنج اعلا و جدید عرفان-برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید


__////__ سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو “__////__

 

مجله عاشقانه شماره ۳۸



    



جمله هفته


 


عشق مانند دو بخش یک فرمول جبری ، تعادل ریاضی دارد. ((رالف والدوامرسون)


 






عکس هفته



 





 



     



 





مجموعه قطعات عاشقانه




 



 


گر خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد


 


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


او بگویید ………….!!!
هیچ بادی نتوانست پیغام مرا پشت دل او ببرد لااقل اگر روزی پرسید
در مورد عشق پس بگویید به او عشق همان بود که من به او می ورزیدم
 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


مسیحای جوانمرد من !
هوا بس ناجوانمردانه سرد است … ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
 


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری
 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آره زندگیم همینه !دیگه چاره ای ندارم !صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
قلب من به اندازه ی دست مشت کرده ام است….من در عجبم که تو با این همه عظمتت چگونه در آن جای گرفتی؟…چنان جای گرفتنی که تا ابد خیال رفتن نداری..

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
با تو دارد گفت و گو شوریده مستی…مستم و دانم که هستم من…ای همه هستی ز تو…آیا تو هم هستی…؟؟!

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق چیزه عجیبیه در اوج خودش{عشق} به نفرت و دشمنی تبدیل میشه
 


شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره
واسه هر کسی که میگم قصه شو آتیش میگیره

 


خیلی مقدسی برام مثل تموم آیه ها
از تو برای تو میگم که لحظه هام به پای توست
خونه ی قلبم کوچیکه
اما . . .
همش به نام توست

 


اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بی وفا ای بی مروت
گریبانم ز دستت چاک چاک است
نخواهم دوخت تا روز قیامت

 

 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید






یک داستان کوتاه


 


در یک دهکده مزرعه داری بود که یک زن و چندین دختر و پسر داشت . روزی خرسی وحشی به این دهکده حمله کرد و چندین نفر را زخمی کرد و از بین برد . مزرعه دار برای حمایت و حفاظت از خانواده اش در بیرون خانه اتاقکی درست کرد و شبها آنجا نگهبانی می داد تا مبادا خانواده اش آسیب ببینند .اتفاقا یک شب خرس به مزرعه آمد و با مزرعه دار درگیر شد و به سر و صورت مرد به شدت آسیب زد اما سر انجام مرد موفق شد خرس را از پای در آورد .
از آنجا که سر و کله مرد به شدت آسیب دیده بود او را برای مداوا به شهری دور بردند . چون امکان ترمیم پوست میسر نبود با روشهای سنتی داغ کردن ، زخمها را درمان کردند و در نتیجه چهره ی مزرعه دار به شدت وحشتناک شد .
روز بعد خبر رسید که مزرعه دار از درمانگاه فرار کرده و ناپدید شده است .همه می گفتند او قیافه ای وحشتناک پیدا کرده و همان بهتر که خودش را به شکلی پنهان کند . همه می دانستند که او برای حفظ آبروی فرزندانش و کاستن عذاب روحی آنان خودش را مخفی کرده است .
سالها گذشت و زن و فرزندان مزرعه دار به غیبت او عادت کرده بودند .روزی در دهکده این خبر پیچید که دوباره چند خرس وحشی به ساکنان دهکده حمله کرده اند .یک شب دوباره خرسی به کلبه مزرعه دار حمله کرد .زن و فرزندان او از ترس جیغ و داد راه انداختند . اما دقایقی بعد سرو صدای درگیری مردی بیرون کلبه همه را متوجه خود کرد .آن مرد خرس دوم را با ضربتی حساب شده از پای درآورد و شر او را از سر زن و فرزند مزرعه دار کم کرد . آن مرد قیافه ای دلخراش و وحشتناک داشت اما زن مزرعه دار توانست همسر گمشده اش را در همان نگاه اول بشناسد . او با وجود زخمی که برداشته بود هنوز هم از مزرعه و فرزندانش شجاعانه محافظت می کرد .
آیا مزرعه دار زن و فرزندانش را دوست داشت ؟! چقدر ؟! چرا ؟!

 


آرشیو داستانهای خیلی کوچولو
 





یک شعر



 

وقتی که عاشقم شدی

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مث دل من
کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبی بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مث نمک بود

 


 



یک نکته از دکتر علی شریعتی


 


با شدتی وحشیانه و جنون آمیز٬
آن چنان که قلبم را سخت به درد آورد٬
آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح٬
بی درنگ٬آسمان از روی زمین برم دارد٬
یا لااقل همچون قارون٬زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد.
اما…نه٬
من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را.
من یک *متوسط*بی چاره بودم و ناچار٬
محکوم که پس از آن نیز*باشم و زندگی کنم*
نه٬باشم و زنده بمانم.
و در این وادی حیرت پر هول و بیهودگی سرشار٬گم باشم.
و همچون دانه ایی که شور و شوق های روییدن در درونش٬
خاموش می میرد و آرزوهای سبز درونش می پژمرد٬
در برزخ شوم این *پیدای زشت*
و آن *ناپیدای زیبا*خرد گردم.
که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست.
و در برزخ دو سنگ این آسیای بی رحمی که …
*زندگی* نام دارد!

 


آرشیو کامل سخنان دکتر شریعتی


 





یک قطعه انگلیسی














As days go by, my feelings get stronger,



To be in ur arms, I can’t wait any longer.



Look into my eyes & u’ll see that it’s true,



Day & Night my thoughts r of U..
 


قطعات عاشقانه انگلیسی


 





یک اس ام اس عشقولانه



 



مرا هر جور خواهی در به در کن
جفایت را از این هم بیشتر کن
بزن با عشق خود آتش به جانم
ولی آتش نشانی را خبر کن

 فیلم سینمایی مجموعه دروغ ها با بازی گلشیفته فرهانی در هالیوود - فقط 4 هزار تومان

برچسب ها :


ارسال نظر