پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

پاراگراف های منتخب کتابها ۱

دسته بندی: مطالب زیبا | نویسنده : admin | ۲ نظر

  

در این مطلب ، پاراگرافهای منتخب و زیبا به انتخاب کوچولو از کتابهایی زیبا را برای شما عزیزان میگذاریم

♦ پـاراگــراف انتخـــابی از کتــاب منتخــب ♦

سری اول

> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو

یــک چیـــز بسیـــار زیبـــا وجــود دارد
هیــــــــچ
بــه هیـــچ فــکر کـــن !…

[ عقـایــد یــک دلقــک . هاینــریـش بــل ]

> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو

بارها به فکر مرگ و تجزیهٔ ذرات تنم افتاده بودم،
بطوری که این فکر مرا نمی ترسانید
برعکس آرزوی حقیقی می کردم که نیست و نابود بشوم،
از تنها چیزی که می ترسیدم این بود که ذرات تنم در ذرات تن رجاله ها برود.

این فکر برایم تحمل ناپذیر بود
گاهی دلم می*خواست بعد از مرگ دستهای دراز با انگشتان بلند حساسی داشتم تا همهٔ ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری می کردم
و دو دستی نگه می داشتم تا ذرات تن من که مال من هستند در تن رجاله*ها نرود.

“بوف کور_صادق هدایت”

> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو

“من این کتاب را برای مدح خدایان نمینویسم زیرا از خدایان خسته شده ام. من این کتاب را برای مدح فراعنه نمینویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام؛
من این کتاب را فقط برای خودم مینویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم. آنقدر در زندگی زجر کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید، سیرم؛
من این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم. هرچه تا امروز نوشته شده، یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای اینکه انسان را راضی کنند.”

سینوهه : پزشک مخصوص فرعون – میکا والتاری

> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو

گفت خیلی میترسم؛
گفتم چرا ؟
گفت چون از ته دل خوشحالم …
این جور خوشحالی ترسناک است…
پرسیدم آخه چرا ؟
جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد
سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!

“خالد حسینی”

رمان معروف بادبادک باز

> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو

در محاصره ی چهار دیوارم دلم برای آغوش کسی تنگ است، دلم هوای عطر کودکی دارد ،مادر را نگاه می کنم موهای سیاهش را گم کرده، باید به او بگویم که آغوشش چه اکسیری ست، باید سپیدی تک تک موهایش را جبران کنم. ولی چه گونه؟…موهای سپید مادر به من آموختند که شب تیره هم عاقبت روشن خواهد شد و من تا خود صبح می نویسم، هر تار سپید موی مادر می باید کتابی شود..

” نامه به کودکی که هرگز زاده نشد __ ترجمه یغما گلرویی “

> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو

همیـــشه کسانی که در هیـــچ کاری موفـــق نشـــده اند
می خواهنـــد به آدم راه کـــار یـــاد بدهنــــد (!)

خشـــم و هیـــاهو / فاکنــــر
> www.Kocholo.org <  سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو
ما در روزگـــاری هستیــــم
کـِــ بســـــیاری چیـــزها را میتوان دیــــد
و بــــاور نکــــرد
و بسیاریــــ چیـــزهــــــا را
ندیـــــده بـــــــــاور کرد…!
× بـــار دیگـــر، شهـــری کـــه دوست می داشتـــم
نـــادر ابــراهیــمی

یکی ایــنـــجــآ سردشهـ …یکی همــش شدهـ زمستون …یکی بغض گیر کردهـ تو گلوش و دارهـ خفهـ میشهـ …وقتی حرف میزدی ، یکی نهـ بهـ چیزایی کهـ میگی ، کهـ بهـ محضهـ صدات ، بهــــ محضِ صـــدات گوش میداد …

یکی محو شدهـ تو صدات …

یکی دل تنگهـ …

توی همین خونهـ ـهـــا … همین نزدیکی ـهــآ …

دل یکی آتیش گرفتهـ …

مصطفی مستــــور …کتاب ” روی ماهــ ِ خداوند را ببوس”

برچسب ها :


ارسال نظر