پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

حسین(ع) عقل سرخ

دسته بندی: مطالب زیبا | نویسنده : admin | یک نظر

  

گفتاری ازدکتر حسن رحیم پورازغدی در مورد امام حسین و هدف او…


“امام حسین‌(ع) به هدف و انگیزه‌ی تشکیل چه نوع حکومتی به پیشواز آن همه مصائب رفت؟ “


“برای خواندن متن کامل مقاله، روی ادامه متن در کادر زیر کلیک کنید !!! “

__////__ تبلیغات سایت کوچولو __////__


چگونگی تبلیغ در سایت پربازدید کوچولو


ابزرگترین آرشیو فیلمهای سال 2007 و 2008 * جدیدترین ها




__////__ سایت عاشقانه و تفریحی کوچولو “__////__

امام حسین‌(ع) به هدف و انگیزه‌ی تشکیل چه نوع حکومتی به پیشواز آن همه مصائب رفت؟


 این  حکومت، ، یک حکومت اسلامی ممکن بود یا رؤیا و اتوپیا بود؟


 به طور کلی آیا حکومتی بر پایه و اساس احکام و قوانین اسلامی می‌تواند وجود خارجی داشته‌باشد یا صرفاً مدینه‌ی فاضله‌ایست خیالی و دور از دسترس؟


آن حکومت دینی که حسین(ع) می‌خواست دوباره اقامه شود، حکومتی بود که در آن علی (ع) مصقله بن هویره را که از کاگزاران خویش بود، به جرم قوم و خویش بازی در حکومت، گوشمالی داد.


حکومتی که با علا بن زیاد، یکی دیگر مسئولین که خانه ای اشرافی برای خود ساخت، برخورد کرد. حکومتی که وقتی منذر بن جارود، پارتی بازی کرد، حضرت او را کوبید.


حکومتی که وقتی عبدالله بن زمعه، سهم اضافی از اموال عموم و بیت المال برای خود خواست، حضرت امیر (ع) او را پیش چشم مردم، تحقیر کرد.


حکومتی که وفتی عثمان بن حنیف، حاکم بصره، در میهمانی سرمایه دارها شرکت کرد و فقط در میهمانی شرکت کرد و بر سفره آنها نشست، او را به شدت توبیخ کرد.


حکومتی که وقتی ابن عباس، پسر عموی خود علی (ع)، در حاکمیت، خطا کرد، او را در هم کوبید و گفت: «به خدا سوگند، با شمشیری تو را خواهم زد که هر کس را با این شمشیر زدم، به جهنم رفت.»


حکومتی که آهن گداخته به دست برادرش عقیل نزدیک کرد، چون سهم اضافی از بیت المال می خواست.


حکومتی که ابوالاسود دوئلی را که از اصحاب درجه یک خود علی بن ابی طالب (ع) و آدم صالح و شریفی بود، از قضاوت عزل کرد؛ برای آنکه صدایش را در جلسه دادگاه بلند کرده بود.حکومتی که حسین (ع) به خاطر آن شهید شد، حکومتی بود که اهل سازش و سستی نباشد.


ضرت امیر (ع)، نکته مهمی فرمودند که باید این تعبیر را مجریان همه‌ی حکومت‌ها ببینند. روایت بسیار مهمی است. فرمودند: «کسانی می توانند حکومت دینی واقعی تشکیل بدهند که اهل مداهنه و سازشکاری و مصانعه و ریاکاری نباشند؛ کسانی که با صاحبان قدرت و ثروت و با جناحهای قوی و سرمایه‌دارها و با قدرت‌های داخلی و خارجی، معامله نکنند و نترسند؛ کسانی که محافظه‌کار نباشند».آری فقط اینان می‌توانند.


حکومتی که وقتی ابن حرمه ــ ناظر مالی بازار اهواز ــ دزدی کرد، رشوه گرفت و اختلاس کرد، حضرت امیر (ع) او را به زندان انداخت و دستور داد او را به انفرادی بردند (یعنی ملاقات ممنوع شد) و فرمود او را در نماز جمعه و جلوی چشم مردم، شلاق بزنید نه اینکه مجازات مخفی کنید؛ بلکه آبرویش را بریزید.


حکومتی که امام حسین (ع) می‌خواست احیاء کند. حکومتی که خودش و مردم قبلاً تجربه کرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول کشته شد.آری، حکومتی که وقتی شخص اول آن در کوفه، روز عید قربان، دخترش ام‌کلثوم را دید که گردن‌بند مروارید بسته، با نگاه خود به او اعتراض کرد که این چیست که بسته‌ای؟
ام‌کلثوم گفت: این را برای سه روز از بیت المال عاریه و امانت گرفته‌ام و با اجازه‌ی مسئول بیت المال، بوده و ضمان مالی‌اش هم بر عهده‌ی من است. یعنی کار قانونی کرده‌ام و عاریه است. ابن رافع، مسئول بیت المال هم آمد و از ام‌کلثوم، دفاع و او را تایید کرد و به حضرت گفت: «دخترت خلاف نکرده و من در جریان هستم و کار او قانونی بوده‌است.» حضرت رو کرد به دخترش ام‌کلثوم و گفت: «یا بنت علی ابی طالب، لا تذهبن بنفسک عن الحق.»؛ ای دختر علی، بحث نکن و بهانه نتراش تا حق را زیر پا بگذاری.


خواهش می کنم به دقت توجه کنید که خیلی جمله عجیبی است. حضرت امیر از دخترش می‌پرسد: «اکل نساء المهاجرین تتزین بمثل هذا لعید؟»؛ آیا همه‌ی دختران و زنان شهر در روز عید قربان می‌توانند چنین گردن‌بندی را که تو بسته‌ای، ببندند؟» حتی اگر تو از راه قانونی خارج نشده باشی، آیا همه‌ی دختران این جامعه می‌توانند چنین گردن‌بندی ببندند؟ گفت: «نه.» فرمود: «تو دختر خلیفه‌ای. پس تو هم حق نداری این گردن‌بند را ببندی. شما وقتی حق داری چنین گردن بندی که همه‌ی دختران و زنان این شهر چنین امکاناتی داشته‌باشند؛ چون فرزند مسئولین حکومت اسلامی هستید.»حکومت دینی که حسین (ع) می گوید، غیر از حکومت دینی‌ای است که من و تو درباره آن حرف می‌زنیم که در آن، همه کار می‌شود کرد و اسمش را فقط اسم دینی می‌گذاریم و یک عنوان مذهبی روی هر چیزی می‌توان گذاشت.


حکومتی که امام حسین (ع) به دنبال آن بود، حکومتی بود که در آن بشود حاکمان را نهی از منکر کرد. «اقولهم بمرالحق» یعنی تندترین منتقدان دلسوز، نزدیکترین رده به مسئولان باشند و کسانی که بتوانند بدون سازشکاری و محافظه‌کاری علیه فسادها انتقاد صادق و صریح بکنند. حکومتی که در آن، افرادی که کار بلد نیستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد که قبول مسئولیت بکنند.


حضرت امیر (ع) فرمود: «فهو خائن.»؛ یعنی کسانی که کار را نمی‌شناسند ولی مسئولیت قبول می‌کنند، خائن هستند. حکومتی که قوم‌وخویش‌بازی و پارتی‌بازی و آقازاده‌بازی و این حرف‌ها در آن نیست. حکومتی که فرمود: «انما الوالی بشر.» حاکمان، بشرند و مثل همه‌ی بشرها در معرض خطرند و باید مراقب خودشان باشند.


حکومتی که حسین (ع) به دنبال ساختن آن بود و شهید شد، حکومتی بود که سطح زندگی مسئولین درجه یک و دوی آن، وزیرش، وکیلش، رئیس جمهورش، رئیس قوه‌ی قضاییه، رئیس دادگستری، رئیس مجلس و نماینده‌ی مجلس آن در حد متوسط مردم به پایین باشد. نباید خانه‌های آنها در منطقه‌ی بالای شهر باشد و در کنار اشراف زندگی بکنند.این است حکومتی که حسین بن علی (ع) برای تشکیل آن شهید شد.


حکومتی که فرمود حاکمان آن نباید اهل مسامحه و سازشکاری و ریاکاری باشند. اگر کسانی در حکومت اسلامی، باندبازی و حزب بازی و قوم‌وخویش‌بازی بکنند، حضرت امیر (ع) فرمود: «اینها محاربند و اعلام جنگ با خدا و رسولش داده اند.»


حکومتی که فرمود: «من عدل فی سلطانه استغنی عن اعوائه.»؛ یعنی «اگر عدالت را اجرا بکنید، دیگر احتیاجی به تبلیغات و مهندسی مصنوعی افکار عمومی و جلب توجه مردم ندارید؛ بلکه خود عدالت، با صدای بلند حرف می‌زند. اجرای عدالت، خودش حرف می‌زند. با عملتان حرف بزنید». فرمود: «عدالت را اجرا کن.» «و احذر الحیف»؛ «از ستم بپرهیز.» «الحیف یدعوا الی السیف»؛ «ستم و بی عدالتی، زمینه شورش و درگیری و خشونت‌های اجتماعی را ایجاد می‌کند.»در برابر این ایده، اموی‌ها، عباسی‌ها دنبال حکومتی به ظاهر دینی بودند که کسب و حفظ قدرت به هر قیمت را تعقیب می‌کرد و نزد آنان، نگاه غیر ارزشی و غیر ایدئولوژیک به حکومت و سیاست، اصالت داشت و صرفاً دنبال مسابقه قدرت و دنیاپرستی بودند.


امام حسین (ع) در قیام عاشورا، به همه این ریزه‌کاری‌ها توجه داشتند و جنبش کربلا، یک عملیات استشهادی و عاشقانه بود اما صرفاً محدود در عشق نبود. باطناً یک سلوک عارفانه الی الله بود. اما امام (ع) به همه‌ی آثار اجتماعی و تاریخی آن، همه آثار تربیتی، سیاسی و فرهنگی آن کاملاً توجه داشتند و این سلوک عاشقانه، در عین حال، یک رفتار عاقلانه بود و اصولاً عشق و عقل در منطق عاشورا هووی یکدیگر و پشت به یکدیگر نیستند. عشق عاشورایی، عاقلانه است و عقل عاشورایی، عارفانه است. یک پدیده است با دو بعد، یکی بعد سلوکی و رو به خدایی و دیگری، بعد اجتماعی و رو به حلقی، و هر دو مهم و هر دو، به یکدیگر مربوطند.


بزرگ فلسفه شاه دین این است                 که مرگ سرخ به اززندگی ننگین است
حسین مظهرآزادگی وآزادی است                خوشاکسی که چنینش مرام وآیین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیرظلم برو          که این مرام حسین است ومنطق دین است
ببین که مقصدعالی وی چه بودای دوست      که درک آن سبب فروجاه وتمکین است
ز خاکِ مردمِ آزاده بوی خون آید                    نشان شیعه و آثار پیروی این است
ز خون سرخ شهیدان کربلا خوشدل              دهانِ غنچه و دامان لاله رنگین است


 والعاقبه للمتقین


برچسب ها :


ارسال نظر