به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه سایت کوچولو ۱۱۵

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : Nancy | یک نظر

  

 

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

 

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 

مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۱۱۵)

67r4vbo4t1oy9kr90gd.jpg

آقــا جــان فـدایِ چـشم هـایِ خیســتــــ

آقــا جـان نـوکــر پـررویـی داری

هـزاران بـار اشـکتــــ را در آوردم

امـا بـاز هم وقـتی نامـتـــ را بـه زبـان می آورم

نگـاهم میکـنی

آقـا آخـَر مـهربـانی چــقـدر دیگـَر

مـن شرمـنـده ام آقــا

بـا همـه ی پـررویـی هـایَم

بخــدا دوستتــــ دارم

امــا کمـی خیره سـرم

گـاهی نـمی فهمم کــه همــواره نگـاهم میکنی …!

 

گــاهــی تــنـهـایــی یـعـنـی :


خـیـلـیـا درحــدت نــیـسـتـن!

 

از دبـــستان تا سطوح عالیه

همه جا بحث رسم اشکال هندســی است

هیچ استادی حرفی از رسم آدمیــت نمی زند!

و چقــــــدر دیر می فهمیم

که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم.

قرعه کشی تمام شد . . .

تو به اسم دیگری درآمدی . . .

تقدیر جای خود . . .

اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!

مادرم میگوید :

خودت را هم بُکُشی

ردّ این غم ِمشکوک پشت  ِ شیطنت های دائمی نگاهت گم نمی شود . . !

تنها اوست که می فهـمد . . .

همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت:

تنهــــا امده ام ٬ تنهــا می روم …

یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای … کم می اوری

دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!

این روزهــــ ـ ــــ ـــا….

چقدر دلــ ــ ـــ ــم هوای آن روزهــ ــ ــ ـا را کرده….!!!

نگران نباش!

نمیشود دوستت نداشته باشم

لجم هم بگیرد از دستت…

دفترچه خاطراتم پر از فحش های عاشقانه میشود.

روزی دو دوست در بیابانی راه می رفتند .

ناگهان بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و کار به مشاجره کشید .

یکی از آنها از سر خشم سیلی محکمی توی گوش دیگری زد .

دوست سیلی خورده هم خون سرد روی شن های بیابان نوشت :

امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد .

آن دو کنار یکدیگر به راه رفتن ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.

تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و استراحت کنند.

ناگهان پای شخصی که سیلی خورده بود لغزید و داخل برکه افتاد

و چون شنا بلد نبود نزدیک بود غرق شود

اما دوستش به کمک او شتافت و نجاتش داد .

فرد نجات یافته به سختی و روی صخره سنگی نوشت:

امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد .

دوستش با تعجب پرسید : آن روز تو سیلی مرا روی شن های بیابان نوشتی

اما امروز به سختی روی تخته سنگ نجات دادنت را حکاکی کردی ؟

آن یکی هم لبخندی زد و گفت:

وقتی کسی ما را آزار می دهد باید روی شن های صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کنند

ولی وقتی کسی محبتی به ما می کنند باید آن را روی سنگ بنویسیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یاد ما ببرد.

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( شریعتی )

Find a guy who calls you beautiful instead of hot

به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت
زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت

Who calls you back when you hang up on him

کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی

who will stay awake just to watch you sleep

کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند

olh69ag66hyc0b7d596f.jpg

k90578a7b83yls74jv2r.jpg

من قصه با تو بودن را تا ابد اینگونه آغاز می کنم ،

یکی بود … هنوزم هست !

برچسب ها :


ارسال نظر