به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

علی پروین در ۶۷ سالگی

دسته بندی: گوناگون | نویسنده : FARNAZ | بدون نظر

  

علی پروین پرحرف وحدیثترین عنصر انسانی فوتبال ما است، آدمی که مصاحبههایش همیشه دلنشین و خواندنی است، حتی اگر امروز در هیچ تیمی صاحب مسئولیت و موقعیتی نباشد. با علی پروین به مناسبت روز تولدش حرف زدیم، از هر دری و از جای جای تاریخ فوتبال از صفحات شناسنامهاش حرف زدیم و خاطراتش را تورق کردیم تا به امروز برسیم….

 

وعده یک دیدار ۳ساعته را در دفتر تماشاگر به ما داد و خودش گفت میخواهم بهترین و متفاوتترین گفتوگوی همه عمرم باشد. آنچه میخوانید گفتوگوی ما است با پرافتخارترین مرد فوتبال ما….مردی که به اندازه منحصر به فرد بودن افتخارش محبوبیت بسیار هم دارد.

 

علی آقای ۶۷ساله! بگوییم شصت و چندساله یا شصت و هفت ساله؟ علیآقا ۳سال دیگه ۷۰ساله میشین! بزنیم به تخته بهتون نمیآد!

معلومه که نمیآد، من ۵۷سالمه نه ۶۷ سال، ۱۰سالش رو قبول ندارم!..

 

علیآقا واسه چی در تاریخ فوتبال ما اینقدر محبوب شدید؟

به خاطر اینکه ما از اولش با مردم بودیم و با مردم زندگی کردیم. یه دلیل خیلی مهم که همیشه بهش فکر میکنم اینکه من هیچوقت باشگاهمو عوض نکردم…اگر از کیان بیرون آمدم به خاطر منحل شدنش بود و پیکان را هم به این دلیل ترک کردم که منحل شد و همه یارانش رفتند به پرسپولیس، من هم رفتم.

 

شما به نسبت سطح و کلاس فوتبالتون چرا اینقدر دیر مطرح شدین؟

کجا مطرح شدم، اینطوری ننویس، من یک فوتبالیست معمولی بودم، همین.

 

به خاطر همین فروتنی میکردین و میگفتین مادر نزاد اول قلیچ دوم علی پروین؟

کی گفته من این حرف را زدم؟ در تاریخ فوتبال ایران همایون بهزادی و پرویز قلیچ بهترین فوتبالیستهایی بودهاند که من دیدم.

 

یعنی بهتر از کریمی و مهدویکیا و کریم باقری؟

گفتم کل تاریخ فوتبال ایران.

 

راستی نگفتین چرا دیر مطرح شدین؟ چرا در ۲۴سالگی تازه ملیپوش شدین؟

آن وقتها، برنامه۹۰ و اینهمه روزنامه که نداشتیم، من هم در تیمهای بیطرفداری مثل کیان و پیکان بودم و به چشم نمیآمدم. شاید اگر به تیمهایی مثل تاج و شاهین رفته بودم زودتر به چشم میآمدم.
 
راستی این امکان وجود داشت شما برید به تاج؟
خداوکیلی از اول هم که پرسپولیس درست نشده بود شاهینیها را بیشتر از تاجیها دوست داشتم.
 
یک روز فکر میکردین به اینجا برسین؟
به کجا؟ مگه من به کجا رسیدم؟
 
اینکه در گوشهنشینی هم معروفتر از همه هستین و پرافتخارترین و محبوبترین آدم این فوتبالین؟
این لطف شما است اما در ۱۵سالگی رفتم زیارت امام رضا(ع) و از او خواستم به تیم ملی برسم.
 
رمز موفقیت علی پروین چه بود؟ علیآقا فکر نکنین این سوالای کلیشهای به خاطر کلی بودن مصاحبه است، حکایت برای روز تولد شما است ما میخوایم حرفهای اصولی و اساسی شما رو با ادبیات خودتون بشنویم؟
من عاشق فوتبال بودم، از بس در زمینهای خاکی، خاک خوردم ریههایم درد گرفت. هرجا زمین خاکی بود من هم بودم، همیشه جدی بازی میکردم حتی اگر سر کوچه هم با بچهها با توپ پلاستیکی بازی میکردم باز هم جدی و با تعصب بازی می کردم.
 
شما در فوتبال بازی رو دوست داشتید یا مربیگری رو؟
فوتبال رو دوست داشتم، در واقع من به خاطر وضعیتم هل داده شدم به مربیگری…شرایط طوری بود که باید برای پرسپولیس مربیگری میکردم. عشقی که توی زمین فوتبال است و عشقی که با توپ زیر پات حس میکنی رو نمیشه توی دنیا با چیزی عوض کرد.
 
با وجود اینکه افتخارات شما از قلیچ و همایون بهزادی بیشتره اما با فروتنی میگید اونها از شما بهترن اما چرا؟
اگر افتخارات من بیشتره به این خاطره که تا ۴۰سالگی بازی کردم.
 
یعنی اگر اونها هم تا ۴۰سالگی بازی میکردن میتونستن در ۳۶سالگی آقای گل تهران بشن یا در ۳۸سالگی در ۶بازی، ۹گل بزنن؟
نمیدونم شاید..اما منظورت چیه؟
 
اینکه شما صاحب افتخارات بینظیری در فوتبال ما هستین، همین حالا که عنایتی در ۱۰بازی ۶گل زده ما میگیم عجب اسطورهایه که در ۳۷سالگی گل میزند اما شما ۳۸سالتون بود و توی ۶بازی ۹گل زدید…۴تا به راهآهن و ۳تا به شاهین که دفاعش عبدالهی و دینورزاده و امیر مرزوقی بودن به سعدآباد و پیام هم گل زدین، می خوام بگم که اگر اون روزا فدراسیون تاریخ و آمار بود، رکورد گلزنی شما در دنیا منحصر به فرد میشد، میانگین گلهایی که توی ۳۸سالگی زدین از میانگین گل مسی هم بیشتر میشد.
ما کجا، مسی و رونالدو کجا؟ اگر اون سالها هم دنبال رکورد شخصی نبودم به خاطر این بود که عاشق پرسپولیس بودم، حاضر بودم حتی یک گل هم نزنم اما پرسپولیس قهرمان بشه.
 
بریم سراغ سن و سال و دوستی شما با خوردبین؟
ما ۴۰-۵۰سال با هم رفیقیم.

 

آره و دوستی شما از یه سیکو۵ شروع شد. ساعتی که محمود گم کرد و شما همهرو توی فرودگاه به صف کردین و ساعت رو پیدا کردین؟

هه هه هه ….این چیزا رو از کجا میدونی؟ تو که اون موقع به دنیا نیومده بودی؟ آره یه چیزایی یادم میآد، ساعت محمود رو من پیدا کردم.

چی شد اینقدر با هم دوست شدین؟

اخلاقامون به هم میخورد، شدیم رفیق.

 

یعنی با هم رابطه خانوادگی هم داشتین؟

اولش نه، اما بعد که زن گرفتیم، حاج خانم ما و حاج خانم محمود با هم دوست شدن و ما رو مجبور کردن با هم رفت و آمد کنیم. تازه دختر دوم من و محمود، هم سن هستند.

 

الان چطور میگن قهرید؟

مگه آدم با دوست ۴۰-۵۰ساله خودش قهر میکنه!

 

نه واقعا چه بود؟ دلخوری چیزی نبود؟

نه واقعا نبود، اگر هم بوده از طرف من نبوده، محمود را همیشه دوست داشتهام، مثل برادرم شاید هم کمی بیشتر!

برچسب ها :


ارسال نظر