به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

دخترانی که درس سوختن و ساختن آموختند

دسته بندی: اخبار جالب | نویسنده : FARNAZ | بدون نظر

  

دخترکان شین‌آبادی که امسال کلاس پنجم هستند، یک‌پایشان در مدرسه است و یک‌پایشان در بیمارستان‌های تهران. این را پدر سیما شادکام می‌گوید و گلایه می‌کند که «دخترانمان را به بیمارستان‌های ۱۵خرداد و ساسان در تهران فرستادند، از پزشکشان راضی بودیم، روند درمانی‌شان هم خوب بود اما به‌یک‌باره اعلام کردند که هزینه‌های درمانشان بالاست و باید به بیمارستان محب منتقل شوند.»
دخترانی که درس سوختن و ساختن آموختند
صبح زود ۱۵آذر بود، هوای سرد پشت پنجره کلاس کمین‌کرده و سوزش را از لای پنجره به داخل می‌فرستاد. دخترکان شین‌آبادی مرتب و منظم کنار هم نشسته و چشمشان به کتابشان بود و گوششان پیش معلم که برایشان حروف را هجی می‌کرد. یکی از بچه‌ها ایستاده بود و از روی کتاب فارسی می‌خواند و معلم ایرادهایش را می‌گرفت که ناگهان صحنه کلاس عوض شد.
فریده بود یا آمنه یا مبینا؛ فرقی نمی‌کند، یکی از بچه‌ها داد زد، خانم اجازه! خانم اجازه! بخاری آتش گرفت. معلم دوان‌دوان سمت بخاری آمد، بعد به بچه‌ها گفت که آرام سرجاهایتان بشینید تا بروم کمک بیاورم و به‌سرعت از کلاس بیرون رفت.
وقتی برگشت بچه‌ها همان‌طور نشسته بودند اما در نگاهشان هراس بود و در دلشان ترس. کسی از جایش جم نمی‌خورد. معلم کلاس سوم و بابای مدرسه هم آمده بودند. بخاری نفتی را با کمک هم بلند کردند اما وقتی به دم در کلاس رسیدند دیگر شعله‌ها زبانه می‌کشید. همانجا رهایش کردند.
آتش که شعله‌ور شد، ترس و هراس هم در دل دخترکان زبانه کشید. هرکدام به یک‌سو. این‌بار گلوهایشان هم طنین وحشت داشت. آتش از در کلاس به پشت نیمکت‌ها رفت، کتاب‌هایشان را ورق زد، سر در کیف‌هایشان فروبرد و آخر هم خودش را به جان دخترکان انداخت. آنقدر پیش رفت و سوزاند تا…
بعد از این را بچه‌ها یادشان نیست یا شاید نمی‌خواهند یادشان باشد؛ از سیما که می‌پرسم یادت هست آن روز کجا نشسته بودی؟ می‌گوید نه. می‌پرسم که چرا نرفتید بیرون؟ می‌گوید نمی‌دانم، می‌پرسم چه کسی آمد بخاری را بلند کرد و ‌آورد بیرون کلاس؟ می‌گوید یادم نیست و… سیما شادکام و دخترکان دیگر حالا دنبال این هستند که آن روز تلخ را در پستوهای تاریک ذهن بگذارند و فراموشش کنند. آن روز سرد و زمستانی که آنها درس آتش؛ درس سوختن و ساختن را آموختند. درس ناملایمت‌های زندگی؛ آنجا که نابخردی انسانی بلای جان کودکان معصوم می‌شود. البته سارینا و سیران قربانیان این درس تلخ و سنگین شدند؛ آتش جانشان را گرفت تا این درس برای همیشه در ذهن مسوولانی بماند که هر لحظه ممکن است سهل‌انگاری‌هایشان آتش بلای جان دیگران شود.
شوخی حاجی‌بابایی با حادثه شین‌آباد
فوت این دو دانش‌آموز هم برای مسوولان وقت درس نشد، آنها به جای آنکه از این پیشامد اظهار ندامت کنند و در صدد پیشگیری از وقایع مشابه باشند، بر زخم بازماندگان نمک پاشیدند. حمیدرضا حاجی‌بابایی پشت تریبون مجلس با کنایه گفت که «از الان تا روز قیامت بابت هر اتفاقی که در وزارتخانه می‌افتد، عذرخواهی می‌کنم.» او با معرفی معلم مدرسه به‌عنوان مقصر فرار روبه‌جلو کرد و خود را از گزند انتقادها مصون نگه داشت.
اما حاجی‌بابایی هیچ‌گاه توضیح نداد که آیا آموزش‌های لازم به معلم شین‌آبادی و همه معلمان و کارکنان مدارس داده شده که بتوانند در شرایط بحرانی و حساس تصمیم بگیرند؟ و آیا اصلا در کلاس‌های ضمن خدمت به معلمان مدیریت بحران و کمک‌های اولیه تدریس می‌شود که بدانند در موقع آتش‌سوزی یا وخیم‌شدن حال یک دانش‌آموز چطور عمل کنند؟ اصلا چرا کپسول آتش‌نشانی در آن مدرسه و صدها مدرسه دیگر وجود ندارد؟ و پرسش‌های دیگر که هیچ‌گاه مطرح نشد.
معلم شین‌آبادی دادگاهی شد و از استان رفت
پس از این اظهارات حاجی‌بابایی در مجلس، دادستانی پیرانشهر برای معلم شین‌آبادی و مدیر مدرسه پرونده قضایی تشکیل دادند و حالا آنطور که آقای الله‌وردی‌نژاد، مدیر روابط‌عمومی آذربایجان‌غربی به «شرق» می‌گوید این خانم معلم از استان آذربایجان‌غربی به آذربایجان‌شرقی منتقل شده است و تکلیف شکایتی که از او شده مشخص نیست.
حالا یک‌سال از آن داستان می‌گذرد، همه دانش‌آموزان ایرانی که نه! همه مردم؛ شین‌آباد و دانش‌آموزان و معلم آن را می‌شناسند. حتی دوستی می‌گفت که دایی‌ام از هلند عکس بچه‌ها را برایم فرستاده و ناراحتشان بوده است. دخترکان شین‌آبادی که امسال کلاس پنجم هستند، یک‌پایشان در مدرسه است و یک‌پایشان در بیمارستان‌های تهران. این را پدر سیما شادکام می‌گوید و گلایه می‌کند که «دخترانمان را به بیمارستان‌های ۱۵خرداد و ساسان در تهران فرستادند، از پزشکشان راضی بودیم، روند درمانی‌شان هم خوب بود اما به‌یک‌باره اعلام کردند که هزینه‌های درمانشان بالاست و باید به بیمارستان محب منتقل شوند.»
او اضافه می‌کند که «با اینکه اصلا راضی نبودیم اما بالاخره پذیرفتیم، پرونده ۱۲نفر از بچه‌ها به آنجا رفت، آنها را معاینه هم کردند اما با گذشت نزدیک به دوماه هنوز هیچ خبری به ما نداده‌اند که ادامه روند درمانی چگونه است؟» آقای شادکام این را هم می‌گوید که «بیشتر عمل جراحی بچه‌ها تا به امروز روی دست‌هایشان بوده و هنوز جراحی صورت آنها شروع نشده است.»
۱۰نفر از دانش‌آموزان دیه نگرفتند
پدر سیما به این نکته اشاره می‌کند که بعضی از خانواده‌ها از پس هزینه‌های دارویی برنمی‌آیند و واقعا نیاز به کمک دارند، البته آموزش‌وپرورش کمک می‌کند اما باید دایم پیگیری کنیم. به‌غیر از سیران یگانه و سارینا رسول‌زاده که امروز در مزار شین‌آباد خفته‌اند، ۲۶دانش‌آموز دیگر در آتش سوخته‌اند که ۱۴نفر آنها وضعیت بهتری دارند و با دریافت دیه توانسته‌اند روند درمانشان را طی کنند اما ۱۲نفر دیگر آنها یعنی فریده امیدوار، آمنه راک، نادیا صالح، مبینا پرکم، آمنه اسماعیل‌پور، مهناز محمدپور، سیما شادکام، سیما مرادی، آرزو طاهرآبادی، شادی ابراهیمیان، اسرین معروفی و اسمعه دروی هنوز تحت درمان هستند و تا راه بهبودی فاصله زیادی دارند.
پدر سیما شادکام درباره دیه دانش‌آموزان هم گفت که «تا آنجا که مطلع هستم ۱۶نفر دیه‌هایشان را گرفته‌اند و ۱۰نفری مانده‌ایم که پرونده‌هایمان تکمیل شده و گفته‌اند به‌زودی آن را پرداخت می‌کنند. دیه‌ها از هشت‌میلیون شروع و تا ۷۶میلیون برای بچه‌هایی که بیشترین آسیب را دیدند، پرداخت می‌شود.» طبق اعلام وزارت آموزش‌وپرورش مجموع هزینه‌های درمانی دانش‌آموزان تا پایان آبان ۹۲ به عدد سه‌میلیاردو۵۱۱‌میلیون‌ریال رسیده است که وزارتخانه دیگر نمی‌تواند هزینه‌های آن را که از این پس سالانه یک‌میلیارد‌تومان می‌شود، به تنهایی پرداخت کند. بنابراین وزیر آموزش‌وپرورش پیشنهاد کرده ردیف بودجه مستقلی برای این دانش‌آموزان در اعتبارات وزارتخانه قرار گیرد تا ادامه درمان آنها دچار مشکل نشود.

برچسب ها :


ارسال نظر