به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

اس ام اس زیبای هوای دو نفره خرداد ۹۳

دسته بندی: عاشقانه, پيامك و جک | نویسنده : NaZaniiin | یک نظر

  

 

 

اس ام اس زیبای هوای دو نفره خرداد ۹۳

هوا چقدر دیوانه است

تو که نیستی گریه می کند ، همه دچارت شده ایم ، همه !

نبودنت در من قدم می زند و من زیر باران

تو دور میشوی ، من خیس

این دلبری های بهار است

نیامده دیوانه می کند

کوچه را از تنهایی !

باران بهانه بود تا تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی

و دوستی مثل گلی شکوفه کند بر لبانمان !

جای دوری نرفته ام

جای دوری نمی روم

می روم کمی باران را با دلم

یا دلم را با باران یکی کنم !

باران به هوس هم آغوشی با موهای توست

که این همه راه با سر به زمین می آید !

 

باران آرام تر ببار

تنهایی من سقف ندارد !

باران زیبا نیست ، تو در باران زیبایی !

باران می بارید

و من تمام روز را بدون چتر به تو فکر می کردم !

باران و عشق حادثه ای آسمانی ان

باران گرفته است ، گمانم وزیده ای !

بر باور نبودنت زخم میزند باران بی موقع بهاری !

به شیشه می خورد انگشت های باران

شبیه در زدن تو ولی صدای تو نیست !

لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را

در دل ابر ، نگهداری باران سخت است

انگار که حسِ سبز بودن دارند در این باران

چراغ قرمزها هم !

هوا هوای لطیفی ست

طراوت است و ترنم ، شبنم است و شقایق

هوای همهمه دارند ابر و تندر و باران

هوای زمزمه دارند ، بید و باد و بنفشه

و من هوای تـــــــــو دارم …

چتر نمی خواهد این هوا ، تو را می خواهد.

تو این روزها برایم حکم باران را داری درست وسط کویر

همون قدر زندگی بخش ، همون قدر محال !

تو نیستی و دل این چتر وا نخواهد شد

غمگین است باران وقتی هوا هوای تو نیست !

چشم هایم را می بندم

باران شنیدنی ست…

زیر باران باید رفت

و تو رفتی و من از باران بدم می آید دیگر …

بعد از تو

هوای هر دو سوی پنجره بارانی ست !

بعضی وقتها که میان واژه های من جا نمی شوی

شعرِ باران می شوی و زلال می باری از آسمان چشم های من !

باران که گرفت

زنده شدی از میان هزار لحظه دلتنگی و من خیس شدم از عطر بودنت !

 

تو خیسِ بارانی

اما من مثل اتاق زیر شیروانی ، پر از خاطره بارانم !

پر از رقصیدن گنجشک ها باش

همیشه بر تن گنجشک ها باش

به مردم اعتمادی نیست باران

خودت پیراهن گنجشک ها باش

باران کمی آهسته تر ، اینجا کسی در خانه نیست

من هستم و تنهایی و دردی که نامش زندگیست !

باران شده ای !

یک لحظه میباری و من یک هفته بیمارم !

بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزن

دلم داره پر میزنه واسه تو و قدم زدن

وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز

نمیدونی تو این هوا چشات چه خوشرنگ میشه باز

چرا فرار ؟ چرا چتر ؟

تنها آدم های آهنی در باران زنگ می زنند !

بر سرش چتر گرفتم ، دیدم او خودش باران است !

باران را دوست دارم

چون رفتن بلد نیست ، فقط می آید …

زیر چتری که جای یک نفرست تو بایست

من زیر باران در کنارت قانعم …

کشاورز دعای باران خواند و باران آمد

کاش تو را خواسته بود ، کاش تو آمده بودی …

کنار پنجره خاطرات عجیب می چسبد ، چای و باران !

برچسب ها :


ارسال نظر