پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

مجله عاشقانه ۵۲

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | ۳ نظر

  

برای دیدن ادامه عکسها و دانلود روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۵۲ جدید)

 

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

جمله هفته

 

مهربانی زبانی است که :

برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است . . .

 

 

عکس هفته


 

 

 

مجموعه قطعات عاشقانه  

 

قفسم را مشکن

تو مکن آزادم

گر رهایم سازی

به خدا خواهم مرد

من به زنجیر تو عادت دارم

بار ها در پی این فکر که در قلب توأم

با تو احساس سعادت کردم

به خدا خوش بختم

 

 


 
 

  

مگر نه اینکه خدا

ترا قسمت من کرد

می خواهم برای تو

خودم را قسمت کنم

تکه تکه

ذره ذره

تا بیشتر نگاهت کنم

و بیشتر نگاهم کنی

و بیشتر که دلت تنگ شد

سهم خودت را ببری

می خواهم آنقدر

خودم را قسمت کنم

تا همه بگویند

"خدا" من را قسمت تو کرد…

 


 

آری …باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم…….

برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی ……

تویی که الفبای عشق را به من آموختی …….

تویی که مرا سر گردان دنیای قشنگ عاشقی کردی …….

تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی

تا برای اولین بار برای تو بنگارد ……

تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت

با بی تفاوتی بگذرم ……

تویی که چیزی به من هدیه کردی

تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد …..

تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس ……….

تویی که هیچ در وصف مهر بانی های بی پایانت نمی یابم …….

و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است:

با تمام وجودم **دوستت دارم **

بی نهایت …….

با صداقت …..

تا قیامت ……….

 



  دنیایم را میدهم

برای لبخندت،

هراسی نیست…

شاد که باشی

دنیا دوباره از آن من

خواهد شد…

   

 

 


 

دل من

پشت سرت

کاسه آبی شد و ریخت…

کی شود

پیش روی تو

اسپند شوم؟!؟

 

 


 

 

سادگی را در تو دیدم با تمام

پیچش و دل درد ناهنگام این عشق

تو یعنی آسمان

یعنی زمین

یا تمام قطره ها از آبهای بیکران

تو تمام من

تمام احساسهای بی دریغ دوست داشتن

 


 
 

تو برای من آفریده شده ای

برای با من بودن

دستانت برای جستجوی کورترین نقاط اندامم

پاهایت بر ای قدم زدن نزدم

دهانت برای با من سخن گفتن

و چشمانت

برای نگریستن به انزوای فرسوده روحم

می دانم که می دانی

من هم برایت با رها گریسته ام

لبانم لرزیده

و گوشهایم

در حسرت لحظه ای که بگویی دوستت دارم

بگویی

حتی برای لحظه ای ترکت نخواهم کرد

لیک

آن روز هرگز نخواهد آمد

و من باز هم در خلوت

به حرمت لحظه وداع خواهم اندیشید

 

 

 

ای همسفرو همصدای من

امروزجای خالی تورا با سکوتم پر می کنم

ولی دیگر طاقت ندارم

نمی توانم تو را در خاطره ها نقاشی کنم

اما می دانم که تو می آیی

زود تر از دیر

آمدنت نزدیک است

ومن جای خالی تورا می خواهم با قاصدک ها تقسیم کنم

با چشمانت گرمی ده

تا آن زمان که می آیی

در انتظارت هستم

در انتظار…………!


 

  
 

تنهایی بی تو………..

درهنگام بودن ونبودن ها آنجا که آونگ زمان بی پروا مینوازد بوی حسرت

بر امواج ناهمگون ذهنم تلنگر می زنند در غروبی دلگیر "*ای کاش"*های زندگی ام را مرور

میکنم……………!!!


 

خوشبختی من

پیدا کردن

"تو"

از میان

این همه ضمیر بود

 


 
 

آمدم بی انکه بدانم چرا…

تو می دانی؟

درست آمدم؟

حتی نمی دانم چرا؟!!!

بی تو آمدن چه سود؟

بی نگاه تو باران خواهد بارید؟

بی تو سکوتم دردآور است…

 


تویی که نگاهت گرمای پاییزان من است .

از تو چه گوییم که باران را برای تو ، و زیر باران ماندن را تنها ، برای با تو ماندن می خواهم .

عاشقانه پاییز را دوست دارم ، دلم برای آسمان ابریش تنگ است ،

و گوش دلم عاشقانه منتظر شنیدن قدم های باران .

من تنها عاشقانه منتظرت هستم .

 


 

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره میکنم

امروز هم گذشت

با مرور خاطرات دیروز

با غم نبودنت

و سکوتی سنگین

و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میدوم

میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی

فقط صدایی مبهم

تو رفتی و خورشید را هم بردی

و من در این کوچه های تنگ و تاریک سرگردانم و منتظر

 

 

نگاه تو تلخ

اشک های من شور

یادت شیرین

زندگی "با مزه" ای دارم ..!

 

 

 

یک داستان کوتاه

 

آرش و کمان عشق

آرش گفت: زمین کوچک است. تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم. بهْ‌‌آفرید گفت: بیا عاشق شویم. جهان بزرگ خواهد شد، بی تیر و بی کمان. بهْ‌آفرید کمانی به قامت رنگین کمان داشت و تیری به بلندای ستاره.
کمانش دلش بود و تیرش عشق.
بهْ‌آفرید گفت: از این کمان تیری بینداز، این تیر ملکوت را به زمین می دوزد.
آرش اما کمانش غیرتش بود و جز خود تیری نداشت.
آرش می گفت: جهان به عیاران محتاج تر است تا به عاشقان. وقتی که عاشقی تنها تیری برای خودت می اندازی و جهان خودت را می گستری. اما وقتی عیاری، خودت تیری؛ پرتاب می شوی؛ تا جهان برای دیگران وسعت یابد.
بهْ‌آفرید گفت: کاش عاشقان همان عیاران بودند و عیاران همان عاشقان.
آن گاه کمان دل و تیر عشقش را به آرش داد.
و چنین شد که کمان آرش رنگین شد و قامتش به بلندای ستاره.
و تیری انداخت. تیری که هزاران سال است می رود.
هیچ کس اما نمی داند که اگر بهْ‌آفرید نبود، تیر آرش این همه دور نمی رفت!

 

یک شعر


چرا پنهان کنم؟ عشق است و پیداست 

درین آشفته اندوه نگاهم

 

تو را می خواهم،ای چشم فسون بار! 

که می سوزی نهان از دیرگاهم

 

چه می خواهی از این خاموشی سرد؟ 

زبان بگشا که می لرزد امیدم!

 

نگاه بی قرارم بر لب توست 

که می بخشی به شادی ها نویدم!

 

دلم تنگ است و چشم حسرتم باز 

چراغی در شب تارم برافروز!

 

به جان آمد دل از ناز نگاهت 

فرو ریز این سکوت آشنا سوز!

 

  -ه.الف.سایه-

 

یک نکته از دکتر علی شریعتی

 

کسی که غصه می خورد٬

کسی است که عشق دارد به آن چه که هست؛

و چون ندارد غصه می خورد.

کسی که غم دارد٬

کسی است که عشق دارد به آن چه که نیست؛

و چون آن ندارد غم می خورد.

 

یک قطعه انگلیسی

 

to tell someone how much you love,
how much you care.
Because when they”re gone,
no matter how loud you shout and cry,
they won”t hear you anymore

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید.

 

 
 

 

یک اس ام اس عشقولانه

 
هر بار ، با قصد قربت تو ، غریب تر می شوم !

 


 

 

برچسب ها :


ارسال نظر