پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

دوبیتی های عاشقانه بسیار زیبا

دسته بندی: شعر عاشقانه | نویسنده : NaZaniiin | بدون نظر

  

بهترین دوبیتی ها در کوچولو

غزل گفتم به یاد چشم آهوت
قصیده گفتم از آن طره موت
دوبیتی ها ز هجرانت سرودم
رباعی ام نثار تاق ابروت

شبی از آسمون چیدم ستاره
بدیدم صورتش همچون نگاره
ببوییدم سر شب تا گل صبح
فرستادم به آسمون دوباره

پسندیدم تو را یک لحظه در خواب
شدم از دیدن روی تو بی تاب
چو فردا دیدمت گفتم : خدایا
عجب دسته گلی را داده ام آب !!!

افسوس که نامه ی جوانی طی شد
وان تازه بهاره زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
فریاد ندانم که کی آمد و کی شد

زندگی جز نفسی نیست ، غنیمت شمرش
نیست امید که همواره نفس برگردد
قیمت بحر در آن لحظه بداند ماهی
که به دام ستم انداخته در بر گردد

به دریا شکوه بردم از شب دشت
وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که می گفتم غم خویش
سری میزد به سنگ و باز می گشت !

گر بوسه می خواهی بیا ، یک نه ، دو صد بستان برو
اینجا تن بی جان بیا ، زین جا سراپا جان برو
صد بوسه تر بخشمت از بوسه بهتر بخشمت
اما ز چشم دشمنان پنهان بیا پنهان برو

نگارا چشم تو ختم زمان است
که روح زندگی در آن نهان است
هر آنکس با نگاهت آشنا گشت
یقین تا روز محشر در امان است

گرچه از هجر تو من پژمان و بیمارم هنوز
در کمند زلف مشکینت گرفتارم هنوز
گرچه مویم شد سپید از نامرادیهای دهر
باز وصلت را به جان و دل خریدارم هنوز

از باور هر نگاه من بنویسید
از عشق از اشتباه من بنویسید
او غرق گناه است مجازاتش را
پای دل بی گناه من بنویسید

با چشمک یک ستاره عاشق شده بود
با ساده ترین اشاره عاشق شده بود
شب رفت و ستاره اش به فردا پیوست
افسوس که او دوباره عاشق شده بود

فصل بارانی چشمم ، گریه هایم دیدنی است
در مسیر عشق پاکت ، شیوه‌هایم دیدنی است
قبله‌گاه سجده هایم ، نازنین چشمان توست
در صبوری های جانکاه ، شکوه هایم دیدنی است

من امشب کهکشانها را سفر خواهم نمود
در ره دلدار شیرینم خطر خواهم نمود
با قلم شعری برایش می‌سرایم ، شعر ناب
در فراقش بارش خون از بصر خواهم نمود

بیا ای گل ز بوستانم گذر کن
همه چشمم ، به کوی ما نظر کن
همه شب تا سحر نالم ز هجرت
بیا مه گل شبی با ما سفر کن

جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوشامد همه را در عهدت
حقا که به چشم ، در نیامد ما را

برچسب ها :


ارسال نظر