< ورود     


مطالب برتر




خرید رویایی

به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه ۵۵

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | ۷ نظر

  

برای دیدن ادامه عکسها و دانلود روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۵۵ جدید)

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

 

جمله هفته 

دلت را از “شیشه” بساز ولی به سنگها بگو دلم از “فولاد” است . . . 

عکس هفته

 

 

 

 

مجموعه قطعات عاشقانه  

 

دلتنگی هایم

با صدای تپش های

قلب تو

پایان می یابند

من

خودم را

لحظاتم را

با صدای تو

کوک کرده ام

  بیا 

تا کوکم تمام نشده!

 دوستت دارم…

 
 

  

 تمام جاده نبودتــ رابرسرم فریاد می کشید

کاش بودی تاتورابه جای همه ی این فاصله ها

 به آغوش می کشیدم…

 


 

سکوت چه زیباست

وقتی تمام حرفها

از توصیف مهربانی تو

عاجزند…

 


 

آنقدر در گفتن یک حرف حاشیه رفتم

وبه جای نوشتن تنها یک کلمه گوشه ی دفتر خاطراتت

شعر های حاشیه ای نوشتم !!!!

تا عاقبت در حاشیه چشم هایت افتادم

حالا که حاشیه نشینی را تجربه می کنم

بگذار فقط یک حرف حاشیه ای دیگر بزنم

دوستت دارم

   

حرفهایم را به تو می گویم به تو که عاشقی مثل من.

به تو که نرمی و لطافت باران در آرامش صدایت به سجده می افتد

و تو که عاشقانه سلامم میدهی و تویی که جاده از عبورت خجالت می کشد.

حرفهایم را به تو می گویم تا به باد برسانی که تو با باد همسفری

و من چون همیشه گرد راهت

با تو حرف میزنم…

چون میدانم چشمانت حرف چشمانم را خوب می فهمد

و وجود عاشقت گذر نگاهم را خوب درک میکند

و مرغ عشق خانه ی ما در برابر آواز سکوتت صوت زیبایش را

در قفس سینه محبوس میسازد…

حرفهایم را به تو و فقط و فقط به تو می گویم

تا با آرامــــــش بر کویر دلم بباری…


 

     

با تو شادمانم…

برای تو می نویسم….

به دور از وزن و قافیه…

صادقانه تو را می خوانم ای بهترینم..

بی هیچ پرده پوشی سخن می گویم…

من هم انسانم و پر از حس های انسانی…

میخواهم اعتراف کنم به آرزوهایی که برای همیشه آروز می مانند

دلم میخواهد زانو بزنم و اعتراف کنم که چقدر بی نهایتی در من!

من محبت واقعی تو را می خواهم…

و خود نیز با تمام قوا سعی می کنم تمام محبتم را خالصانه در اختیارت گذارم..  


  
 

   

از دورها

می آیی

و فقط یک چیز

یک چیز کوچک

در زندگی من جابجا می شود

این که دیگر بدون تو

در هیچ کجا نیستم

 

 

بمان با من ای مهربانترین .

و بدان که بی دلیل تر از تمام دلیلها… دوستت دارم…

که دوست داشتن را دلیلی نیست!

 

 

من به زیبایی
چشمان تو
غمگین ماندم
و به اندازه هر
برق نگاهت
به نگاهی نگران
تو به اندازه تنهایی من
شاد بمان  
 


   

     

مهربانم

تو بگو بعد از تو از کدام دریچه آسمان را به تماشا بنشینم؟

و با کدام واژه عشق را معنا کنم؟!

برگرد

که با تو زندگی رنگ و بوی دگر دارد

باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم

 

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید بارید بر سر صخره و سنگ

     گاه باید رویید در پس این باران

گاه باید خندید

بر غمی بی پایان

 

 

من همیشه کنار درخت قدیمی خانه تان

با یک صندلی اضافی می نشینم !

.
.
.
.
.

شاید که وقتی آمدی

پاهایت خسته باشد

!

  

تمام ابرهای آسمان

بالای دل من خانه کرده اند

با این همه ،

دلم هوای جرعه ای باران

از دستان تو دارد

هر چند می دانم

این روزگار

باریدن را هم

قدغن کرده !

 


 

مرا اینگونه نگاه نکن
دل من
پر از سکوت است

سکوتی که اگر نمایان شود عالمی را به آتش می کشد
در پس پوسته ی حرفهای من سکوتی پر معنا نهفته است
صدها جلد کتاب یک دقیقه آن است
و در تاکستان ابدیت یک شاخه انگور دارد
شرابی که از آن افشرده ام دنیاییی را مست میکندودیگری را می کشد

مرا رها مکن

 

یک داستان کوتاه

 

 

حدود دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت…

با مرد خردمندی مشورت کرد  و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود،
دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.

مادر گفت: تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.

دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای میدهم،

کسی که بتواند در عرض شش ماه  زیباترین گل را برای من بیاورد…

ملکه آینده چین می شود.
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.

سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه
گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود ،  گلی نرویید .

روز ملاقات فرا رسید ،دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار
زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

لحظه موعود فرا رسید.

شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود.

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : “گل صداقت”

همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود!

 

یک شعر


ای که بوی باران شکفته درهوایت
یاد ازآن بهاران که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت، بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده برسر من
جزغمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من! بهارم! بهشت من! کجایی؟
جان من! کجایی؟ کجایی؟ که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام، به گوشه ای نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که می‌رود به ناکجا
ای گل آشنا!
بی قرارم بیا
وای از این غم جدایی
باغ من !بهارم !بهشت من کجایی؟
جان من! کجایی؟ کجایی؟ که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام به گوشه ای نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که می‌رود به ناکجا
ای گل آشنا!
بی قرارم بیا
وای از این غم جدایی
 
قیصر امین پور
 

 

یک نکته از دکتر علی شریعتی

 
 

هرکس به چیزی تبدیل می شود که به آن عشق می ورزد .

اگر سنگی را دوست داشته باشد ، سنگ می شود .

اگر هدفی را دوست داشته باشد ، به آن هدف تبدیل می شود .

اگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود .

و اگر به خدا عشق بورزد خدائی می شود .

اینک انتخاب با خود شماست … !

 

یک قطعه انگلیسی

 

Love is like a CD track
That links our hearts together
Dont ever break that CD coz
That wud break my heart too………
عشق مثل ترک های یک سی دی میمونه
که قلب های مارو به هم پیوند میده
هرگز سعی نکن که اون سی دی رو بشکنی
چون اینکارت ممکنه باعث بشه قلب من هم بشکنه

 

 

یک اس ام اس عشقولانه

 
بادکنک دلتنگی هام پر شده از هوای تو …

 اگه نیای می ترکه .. خونش می افته پای تو

برچسب ها :


ارسال نظر