به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

چند خطی از هبوط

دسته بندی: عارفانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

چند خطی از هبوط دکتر شریعتی… (بینظیر)
مرا کسی نساخت، خدا ساخت ؛ نه آنچنان که « کسی میخواست »، که من کسی نداشتم ، کِسم خدا بود…

برای خواندن ادامه متن زیبای دکتر روی ادامه کلیک کنید

 

مرا کسی نساخت، خدا ساخت ؛ نه آنچنان که « کسی میخواست »، که من کسی نداشتم ، کِسم خدا بود. ِکس بی ِکسان. او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست، نه از من پرسید ونه از آن « منِ دیگر » م . من یک گِلِ بیصاحب بودم. مرا از روح خود، در آن دمید و بر روی خاک و در زیر آفتاب ، تنها رهایم کرد. مرا به خودم واگذاشت. عاق آسمان ! کسی هم مرا دوست نداشت؛ به فکرم نبود. وقتی داشتند مرا می آفریدند،  کسی آن گوشه خدا خدا نمیکرد… وقتی داشتم روح میپذیرفتم ، شکل میگرفتم ، قد میکشیدم، چشمهام رنگ میخورد،چهرهام طرح میشد، فرشتهای ظریف و شوخ و مهربان و چابک پنجهای ، با نوک انگشتانِ سِحر آفرینش ، آن را صاف وصوف نمیکرد… وقتی میخواستند کارِ دل را در سینه ام آغاز کنند ، آشنایی دلسوز و دلشناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانه ای دلهای خوب ، بهترین را برگزیند.

 

***************************

الهی …

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

                               تویی که نقطه عطری به عوج آیینم

کدام گوشه مشعر کدام کنج  منار

                               به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

برچسب ها :


ارسال نظر