به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

ماجرای گرمابه و دلاک

دسته بندی: داستان | نویسنده : FARNAZ | بدون نظر

  

مسافری صبح زود به گرمابه تفرش رفت.

گرمابه تنگ و تاریک و در هر گوشه از صحن حمام کسی دراز کشیده بود.

دلاک حمام هر جا که مسافر پا می گذاشت می گفت: «بپا میرزا را نتنبونی» [یعنی لگد نکنی].

بعد از چند بار تکرار بالاخره مسافر حوصله اش سر رفت و به شوخی گفت: بهتر نبود یکی دو تا از این میرزاها را می دادید و یک چراغ موشی می گرفتید و صبح ها در حمام روشن می کردید تا آدم تازه وارد بتواند با خیال راحت وارد خزینه حمام شود؟

برچسب ها :


ارسال نظر