به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

خوابی راحت و بی دغدغه

دسته بندی: داستان | نویسنده : FARNAZ | بدون نظر

  

خواهر و برادری کوچولو با هم بازی می کردند. داداش کوچولو یه سری تیله و خواهر کوچولو هم چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر به خواهرش گفت من همه تیله هام رو بهت میدم؛ تو همه شیرینی‌هات رو به من بده.
خواهر کوچولو قبول کرد. پسر بزرگ ترین و قشنگ ترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به خواهرش داد اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاش رو به برادرش داد.
همون شب دخترک با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی برادرش نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همون طور که خودش بهترین تیله شو یواشکی پنهان کرده شاید خواهرش هم مثل اون یه خرده از شیرینی هاش رو قایم کرده و به اون نداده!

داستان: خوابی راحت و بی دغدغه

برچسب ها :


ارسال نظر