سایت کوچولوفود افتتاح شد

با سلام و درود بر همراهان کوچولو...

با تلاش و همراهی یک کادر مجرب و با تجربه در زمینه فینگرفود ، سایت جدیدی به نام کوچولوفود طراحی و ایجاد کردیم.

سایت کوچولوفود ، فروشگاه فروش آنلاین نیازهای دورهمی نظیر فینگر فود ، دسر ، سالاد ، مزه و ... می باشد.

کوچولوفود دارای نماد اعتماد از وزارت صنعت معدن و تجارت است و زیر نظر مستقیم کوچولو فعالیت میکنم و انشالله بهترین در نوع خود خواهد شد

حتما از این سایت زیبا و مفید دیدن و خرید کنید:

www.KocholoFooD.com

...

از کوچولو ، کوچولوفود به دنیا آمد...

داستانک ازدواج پسر جوان

دسته بندی: داستان | نویسنده : احمد کوچولو |

  
جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند …
پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد!

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد!

داستانک ازدواج پسر جوان

برچسب ها :


ارسال نظر