به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله ی عاشقانه ۶۴

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای دیدن ادامه عکسها و دانلود روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره۶۴ با تاخیر -جدید)

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه



آرزویی بکن …

گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه..

ارزویی بکن …

شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد

 



http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif



http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif



http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif



 

" بند بند وجودمــــ ـــ ـ ..

بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ

با این همه بنــد

چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

چه قدر ریاضی را نمی فهمم!

هرچه حساب می کنم

روویِ تخته سیاهِ چشم هات

باز کم می آورم

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

فقط واسـ ـ ــه یه بار دیگـ ـه…… ،

بزار دسـ ـتاتو بگیرم

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

چشمانــــaــم را دیگـــر باز نمی کنم

دیدن این همهــــeــــ جایِ خالی ِ" تـــ ـ ـ ــو"

عاقبتـــــــ ــ مــaــرا ..

یا می کشتــــ یا کـــoـــور می کنـــد ..

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

آن شب …

که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را …

تماشا می کرد …

آن شب که شب پره ها ..

عاشــقـــانه تر ..

نــــور را می جســـتند …!

و اتاقم ..

سرشار از عطر بوسه و ترانه بود… !

دانستم..

تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی…!

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

خـدا را چه دیـدی ؟!

شاید یک روز در کافه ای دنـج و خـلوت ، این کلمه ها و نوشته ها صـوت شـدند ؛

بـرای ِ گوش هـای ِ تـو

که روی ِ صنـدلی ِ رو به روی ِ مـن نشسته ای … و بـرای ِ یک بـار هم که شـده

، چـای ِ تـو سـرد شـد

بس که خیـره مانـدی به مـن … !

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

هوایت که به سرم می زند

دیگر در هیچ هوایی،

نمی توانم نفس بکشم!

عجب نفس گیر است

هوایِ بی توئی!

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

من تو را نمی سرایم !..

تو …

خودت در واژه ها می نشینی ..!

خودت قلم را وسوسه می کنی !!

و شعر را بیدار می کنی !!

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

در بدرقــــــه چشمان تو نمیتوان غربت را فراموش کرد و

کوچــــــه سرارسر میشود از وداعی عاشقانــــه…

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif


حالا اشک هایم شبیه تو شده اند !


گریه که می کنم …


نمی آیند …!

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

فرامـــOــوش کردنـــت

برایـــم مثل آبـــــ ـ خوردَن بــOــود

از هــAـمان آب هایی که می پـAـرد توی گلــــو ..


http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

صَـبـر کُن سـُهـرابـْــــــ ـــ !

قایقَتـْـــــ جــــا دارد ؟! ..

مَـن هَـم از همـهمـــه داغ ِ زمین بیــــــزارم ..

http://s2.rimg.info/e3c17dbf85e2948ee9f4f392e497757a.gif

بزرگ راهای مهندسی ساز

ما را به هم نمی رسانند

عشــــــــق با قوانین بیگانه است

از بیراهه ها بـــــــیا

برای دیدن کسی که

عمریست دوستت دارد!!!





فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود,روی نیمکتی چوبی,روبروی یک ابنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
غمگینی؟
– نه
– مطمئنی؟
– نه
– چرا گریه می کنی؟
– دوستام منو دوست ندارن
– چرا؟
– چون قشنگ نیستم
– قبلا اینو به تو گفتن؟
– نه
– ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدیم
– راست می گی؟
– از ته قلبم اره
دخترک بلند شد و به طرف دوستانش دوید,شاد شاد
چند دقیقه بعد پیرمرد اشکهاشو پاک کرد,کیفش رو باز کرد,عصای سفیدش رو بیرون اورد و رفت….





تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم

چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست
بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم

بر آستان مرادت گشاده ام در چشم
که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم

چه شکر گویمت ای سیل غم عفاک الله
که روز بی کسی آخر نمی روی ز سرم

غلام مردم چشمم که با سیاه دلی
هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم

به هر نظر بت ما جلوه می کند لیکن
کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم

به خاک حافظ اگر یار بگذرد چون باد
ز شوق در دل آن تنگنا کفن بدرم
 

   

با تمام وجود گناه کردیم و در تکرار آن اصرار،

اما نه نعماتش را از ما گرفت و نه گناهان مارا فاش کرد،

بیندیش،

اگر اطاعتش کنیم چه میکند.

(دکتر شریعتی)



miss you
Though you are not here
Wherever I go
Or whatever I do
I see your face in my mind
And I miss you so
I miss telling you everything
I miss showing you things
I miss our eyes
Secretly giving each other
Confidence
I miss your touch
I miss our excitement together
I miss everything we share
I don’t like missing you
It is very cold and lonely feeling
I wish that I could be with you
Right now
Where the warmth of our love
Would melt the winter snows
But since I can’t be
With you right now
I will have to be content
Just dreaming about
When we will be together again



دلم برایت تنگ می شود
گرچه اینجا نیستی
هر جا می روم
یا هر کار می کنم
صورت تو را در خیال می بینم
و دلم برایت تنگ می شود
دلم برای همه چیز گفتن با تو تنگ می شود
دلم برای همه چیز نشان دادن به تو تنگ می شود
دلم برای چشم هایمان تنگ می شود که
پنهانی به هم دل می دادند
دلم برای نوازشت تنگ می شود
دلم برای هیجانی که با هم داشتیم تنگ می شود
دلم برای همه چیزهایی که با هم سهیم بودیم تنگ می شود
دلتنگی برای تو را دوست ندارم
احساس سرد و تنهایی است
کاش می توانستم با تو باشم
همین حالا
تا گرمای عشق ما
برف های زمستان را آب کند
اما چون نمی توانم
همین حالا با تو باشم
ناچارم به رویای زمانی که
دوباره با هم خواهیم بود
قانع باشم.
همیشه با تو …



قرارمان فصل انگور، شراب که شدم بیا… تو جام بیاور من جان!

برچسب ها :


ارسال نظر