به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

داستان طنز هوای دو نفره!

دسته بندی: داستان, مطالب طنز | نویسنده : Nikagoli | بدون نظر

  

داستان طنز هوای دو نفره!

مجری تلویزیون با آب وتاب می گفت که در فرمانیه تهران هواپیمای دونفره می فروشند.

البته فروش این چیزها در بالای شهر تهران خبر عجیب و تازه ای نیست، ساکنان آنجا سال هاست که این طور زندگی هایی دارند.

البته هواپیمای دونفره برای ما هواپیمای دونفره است، برای آنها یک وسیله نقلیه است که اهمیت زیادی هم ندارد.

یادم هست وقتی دبیرستانی بودم یک رفیقی پیدا کرده بودیم که بچه بالای شهر بود.

حالا او چطور ما با بُر خورده بود و ما چطور با او رفیق شده بودیم بماند.

یک روز تصمیم گرفتیم برویم سد کرج و قرار شد هر کس ماشین پدرش را بیاورد تا همه جا بشویم.

او هم گفت من هم لگن پدرم را می آورم. صبح روز قرار من با یک پیکان سفید، هومن با یک پیکان سفید، اکبر با یک رنوی مشکی منتظر بودیم

رفیق مان با لگن پدرش بیایید و بقیه بچه ها را سوار کند. همه منتظر دوست بالاشهری مان بودیم که یک دیدیم یک بنز کروکی…

بی سقف دو در از آن طرف خیابان برای مان بوق می زند. خوب که نگاه کردیم دیدیم دوست مان با لگن پدرش آمده است.

آن روز بود که دریافتم که بنزی که برای ما بنز است ممکن است برای دیگران لگن باشد.

حالا حکایت این هواپیماهای دونفره است. آنها خیلی ساده و معمولی از آنها استفاده می کنند و اصلا تحت تاثیر نامش که هواپیماست

قرار نمی گیرند و عادی زندگی می کنند.

مثلا:- عزیزم بچه ها کجا رفتن؟- رفتن کلاردشت یه سر- ناهار بکشم؟- آره الآن برمی گردن

***- عزیزم هوا خیلی دونفره اس- آره، بیا تا حیران بریم و بیایم- هواپیما بنزین داره؟- آره عزیزم داره

***- پسرم گوجه تموم کردم- الآن می رم می خرم مامان- از کجا می خری- از گرمسار خوبه؟- پس ببین اگر خیار خوب هم داشت بخر

***- کی بود؟- خواهرمه، می گه همین الآن ماهی گرفتیم داریم کباب می کنیم شما هم بیاین- انزلی بارونی نیست؟

- نه هوا خوبه- پس بعد از ناهار یه سر بریم آستارا من باید سفره پاک کن بخرم

باقی بقای تان!

برچسب ها :


ارسال نظر