به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه ۷۱

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۷۱ – جدید )

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه






با ذکر خدا نعمت نازل میشود خدا همواره بیدار است شکیـــبا باش



به خاطر بسپر نا ممکنـــ وجود ندارد



















راستش را بگو



در زندگی قبلیت



یک لیوان شیر نسکافه ی داغ نبودی؟



تلخ ِ شیرین….



گرم و خواستنی….



و به شدت آرام بخش …







مــن را بـبخش اگــر بـه تـــو پیـله کـــرده امـ



قــدر ی تـحمل کـن ـپروانه



می شـومـ!!







نذر کــَـــردم



سفره ای پهــن کـُنم



از حــَـــ ـــ ـرف های نگفتــه ی دلم ..



….اگـــــ ـــ ــر برگـــَـــردی









کرم زشت و تنها بود



پیله بست



پروانه شد



زیبا شد و رفت



حکایت توست با من



اوج گرفتی شدی مال دیگری









هـنــــــــــوز تـکه ای از تـــــــــــو در مـــــــن اسـت . . . .



کـه گـاهـی



لعـنــــــــــــتی بـــــــــــد جـور . . . .



دلتـــــــــــنگت مـــــــــــی شـود….









کافه چی !



امشب قهوه نمیخواهم



فقط بگو امروز به کافه ات سر زد؟!!؟



روی ِ کدام صندلی نشست؟



آهای کافه چی



حواست هست؟



قهوه نمیخواهم



جواب میخواهم !!!





 
پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند



به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.



نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.



آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ،



رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ،



رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.



پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.





اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.



در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ،



در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ،



پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ،



که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.



تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود.



آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.



این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت.



اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید .



آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.



پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :



” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ،



چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.”



 
 
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟

تا کی به سینه سنگ زنم ز آرزوی دل؟



افتد ز طوف کعبه و بتخانه در بدر

سرگشته ای که راه نیابد به کوی دل



ساحل ز جوش سینهٔ دریاست بی خبر

با زاهدان خشک مکن گفتگوی دل



در هر شکست، فتح دگر هست عشق را

پر می شود ز سنگ ملامت سبوی دل



طفل بهانه جو جگر دایه می خورد

بیچاره آن کسی که شود چاره جوی دل



میخانه است کاسهٔ سر فیل مست را

صائب ز خود شراب برآرد سبوی دل



صائب تبریزی



بشر عبارت است از



یک تردید،



یک نوسان دایمی



و آواره ای بی سامان



در هیچستان نامعلوم برزخ.




دکتر شریعتی









 
I get the best feeling in the world when you



say hi or even smile at me because I know,

 

even if its just for a second, that I’ve crossed your mind

 


بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی



 حتی اگر برای
ثانیه ایی، چرا که می فهمم برای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام




در دیاری که عزیزان همه دل میشکنند



به تو نازم که وجودت غم دل میشکند

برچسب ها :


ارسال نظر