به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه ۷۲

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۷۲ – جدید )

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد ،

پس به امید فرداها “محبتهایمان” را ذخیره نکنیم . . .

http://www.kocholo.org/img/images/h5t4h7qjbzsugmcfd3.jpg

کلاغ پر …

گنجشک پر …

من خیلی وقته پریده ام .

زودتر از تمام کلاغها و گنجشکها !!!

کــآش میفـَهمیدی،

وَقــتی میگویـــَم میرَوَمـــ،خــُداحافــِظ،

تــَنهـآ بــَرای اینکهـ دَستــَم را مــُحکم تر بگیــری

و بگیـــ،

"نــــَرو"


دل من تنگ تو است


صندلیهای حیاط

پر برف دیشب …

و تو کی می آیی؟

که شود آب همه برفهایی

که نبودت را فریاد زده !



دیشب که نمیدانستم به کدام یک از گریه هایم بگریم! خندیدم

 


بیزارم از این خواب ها

که هرشب مرا به اغوش تو می اورند

و صبح با اشک

از تو

جدایم می کنند


صدای قــلــــب نیست …

صدای پای تو است که شب ها در سینه ام می دوی ….!!

کافیست کمی خسته شوی …..

کافیست کمی بایستی ….!

هــر کس یـا شب میمیرد یــــا روز….. مـــن شبانه روز

تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم

بـــــالا اوردم!

طـــعـــم بـــیهودگـــی مــیــداد…..!

دلــــم را بـــالا مــی اورم

بــا ایـــن انــتخـــابــــش……..!
 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق

، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه»

و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت

بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را

برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند

طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ،

جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار

نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان

رفت و مرد یکدفه فریاد زنان دوید …دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما

پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت

خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم

بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را

خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا

فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه

ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

 


تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
میان مجمع خوبان کنی میانداری

بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری

بنوش می که سبک روحی و لطیف مدام
علی الخصوص در آن دم که سر گران داری

مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری

به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
به قصد جان من خسته در کمان داری

بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
که سهل باشد اگر یار مهربان داری

به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داری

چو گل به دامن از این باغ می بری حافظ
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

 

مرا کسی نساخت٬ خدا ساخت٬ نه آنچنان که کسی می خواست

که من کسی نداشتم ٬کسم خدا بود

کس بی کسان !

 

In life love is neither planned nor does it happen for



a reason but when the luv is real



it becomes your plan for life n reason for living.

توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست



و نه با دلیل اتفاق میفته اما وقتی که عشق حقیقی باشه



تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون!

باران برای کسی تکراری نمیشود

هر وقت بیاید دوست داشتنی ست و تو بارانی …

برچسب ها :


ارسال نظر