به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

غزل های پست مدرن _ سری اول

دسته بندی: اشعار | نویسنده : دخترک ژولیده | بدون نظر

  

ایمیل زد به یک شب غمگین که… که حرف های خسته تری دارد
از پنجره به قلب تو وارد شد! هرچند بغض خانه، دری دارد

خورشید را نشانه گرفته باز، باید ترا به خود بپرد از هیچ
در خانه ی امید شترمرغی ست که فکر می‌کند که پری دارد!!

دیگر دوباره شعر نخواهم گفت، دیگر دوباره شعر نخواهم گفت
تکرار می‌شود به خودش هر روز… و فکر می‌کند اثری دارد

ایمیل می‌زند به شبی غمگین که مطمئن شده ست نمی‌آید
ایمیل می‌زند به شبی غمگین که چشم‌های منتظری دارد

خالی ست جای اسم فرستنده مثل سکوت بین من و دنیا
که جمعمان محال ِ محالات است، امّا خدا عجب هنری دارد!

لبخند می‌زنند به جنگلبان، انبوه بی گناه درختانت
هر چند واقفند که بی تردید در دست‌های خود تبری دارد

دَم می‌کنم دو فال پُر از غم را در شعرهای خسته‌ی بی خوابیت
با اینکه طرح ساده‌ی چشمانت روباه های حیله گری دارد

ایمیل می‌زند به شبی غمگین، از هیچ چیز مسخره‌ی امروز
گیرنده‌اش شبیه فرستنده ست هر چند بغض بیشتری دارد

[از خواب ها پرید، از گریه ی شدید
اما کسی نبود... اما کسی ندید...]

از خواب می پرم، از گریه ی زیاد
از یک پرنده که خود را به باد داد

از خواب می پری از لمس دست هاش
و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش

از خواب می پرم می ترسم از خودم
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم

از خواب می پری سرشار خواهشی
سردرد داری و سیگار می کشی

از خواب می پرم از بغض و بالشم
که تیر خورده ام که تیر می کشم

از خواب می پری انگشت هاش در…
گنجشک پر… کلاغ پر… پر… پرنده پر…

از خواب می پرم خوابی که درهم است
آغوش تو کجاست؟! بدجور سردم است

از خواب می پری از داغی پتو
بالا می آوری… زل می زنی به او…

از خواب می پرم تنهاتر از زمین
با چند خاطره، با چند نقطه چین

از خواب می پری شب های ساکت ِ
مجبور ِ عاشقی! محکوم ِ رابطه!

از خواب می پرم از تو نفس، نفس…
قبل از تو هیچ وقت… بعد از تو هیچ کس…

از خواب می پری از عشق و اعتماد!
از قرص کم شده، از گریه ی زیاد

از خواب می پرم… رؤیای ناتمام!
از بوی وحشی ات لای لباس هام

از خواب می پری با جیر جیر تخت
از گرمی تنش… سخت است… سخت… سخت…

[از خواب ها پرید در تخت دیگری
از خواب می پرم... از خواب می پری...

چیزی ست در دلت، دردی ست در سرم
از خواب می پری... از خواب می پرم...]

قصه ام از کجا شروع شده؟ اوّل و آخرش مشخص نیست…
نیست یعنی که کاشکی بودم! هست یعنی که هست شد، پس نیست!

هست ِ در کوچه های پایینیم، جمع کبریت و پمپ بنزینیم
فکر کردیم و کرد و غمگینیم… واقعا خوش به حال ِ هر کس نیست

هر که هرگز نبوده و نشود، هر که می داند از نمی داند
هر که هر که هر آنکه و هر که… خودمان دردهایمان بس نیست؟!

گوشه ی صفحه نقطه ای گیجم! مرگ، آن سوی کاغذ کاهی
هر دو ضلعم به هیچ محدود است، هیچ چی خارج از مثلث نیست

صبح ها با امید می خوانند! بچّه گنجشک ها نمی دانند
صحنه ی جنگ بمب و موشک هاست آسمانی که مال کرکس نیست

نه عذابی برای قهر رسید، نه خدایی به داد شهر رسید
آخرین مَرد، قبل مردن گفت: هیچ چی واقعا مقدّس نیست…

به دوست داشتن مرد بستگی دارد
به انتهای شبی سرد بستگی دارد

که عاشقش شده باشم که عاشقم شده با …
که دستهای زن از درد … بستگی دارد

به عشق، به هیجان، به خدا، به چیزی سفت
به آنچه مرد نمی کرد بستگی دارد !

به آنچه مرگ مرا برد قابل ربط است
به آنچه عشق تو آورد بستگی دارد

تمام صحنه ی بی اتفاق من… و شما
به باد و پیرهنی زرد بستگی دارد

غزل تمام شده… و ادامه ی این شعر
به لحن واژه ی «برگرد» بستگی دارد

پیدا بکن یک آدم آدم تری را
و شانه های محکم و محکم تری را

آقای خوبی که دلش سنگی نباشد
معشوق های دوستت دارم تری را !!

من را رها کن هرچه می خواهی تو داری
از دست خواهی داد چیز کمتری را

با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید
و زد رقم، آینده ی درهم تری را

تو آخر این داستان باید بخندی
پس امتحان کن عاشق بی غم تری را …

من می روم، آرام آرام از همه چیز
هر روز می بینی من مبهم تری را

من را ببخش از این خداحافظ، خداحا …
پیدا نکردم واژه ی مرهم تری را . . .

غزل های پست مدرن _ سری اول

برچسب ها :


ارسال نظر