به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

آدم های عجیب و غریب ایران و بامزگی هایشان

دسته بندی: اخبار جالب | نویسنده : دخترک ژولیده | بدون نظر

  

در خدمت و خیانت عجایب گویی

رد دادن و رد داده بودن، فقط یک وضعیت انسانی نیست، بلکه یک فرهنگ است. یک واقعیت تاریخی اجتماعی در کشورمان که دیگر نه مثل پتک روی سرمان کوبیده می شود، و نه مثل موشک صاف می خورد وسط گیجگاهمان، بلکه مثل اتفاقی روزمره و بخشی از فرهنگ جاری کشور، حتی ممکن است به چشممان هم نیاید. برخلاف اکثر نقاط جهان، در ایران، این سرزمین شیران، رد دادن، نه تنها لزوما به معنای از دست دادن موقعیت حرفه ای افراد است و نه موجب می شود که اعتبار و جایگاه آدم ها دچار مخاطره شود. 

مورد داشته ایم که افرادی هرچقدر بیشتر رد داده اند، جایگاهشان در جامعه تقویت شده و اختیارات و قدرت بیشتری پیدا کرده اند. برای آن که بتوانیم این واقعیت مهم فرهنگی امروز کشور را ریشه یابی کنیم، قبل از هرچیز باید شناخت درستی از آن، و انواع و گونه هایش داشه باشیم. این مطلب همین هدف را دنبال می کند و تلاش می کند چهار نوع اصلی ردداده ها را برای شما معرفی کند. طبیعتا این نوشته تنها قدم اول در حوزه ردداده شناسی فرهنگی (به عنوان زیرشاخه ای از رشته های مطالعات فرهنگی و انسان شناسی) محسوب می شود. البته حقیر بر این باورم که تکامل و گسترش این رشته از علوم انسانی، به عنوان یک شاخه بومی از علوم انسانی، می تواند بسیاری از مشکلات جامعه شناسان در فهم مسائل جامعه امروز ایران را حل کند.

عجایب روزمره

ایرانیان عموما بر یک دسته اند؛ عجیبند! این شکل از عجیب بودن را که بالای ۸۰درصد جامعه ایرانی درگیر آن هستند، می توان رددادگی روزمره نامید. جوان های ردداده که هدفون به گوش خیابان ها را بالا و پایین می کنند، آن ها که بعد از هر اتفاقی، خوب یا بد، مهم یا بی اهمیت، اخلاقی یا غیراخلاقی، خروار خروار جوک می سازند و برای هم وایبر می کنند یا در تلگرام برای هم نقلش می کنند، عموم بانوانی که میلیون میلیون خرج بینی های نوک تیزشان کرده اند، آقایانی که از شام شبشان می زنند تا قسط خودروی لیزینیگ ۱۰۰ میلیونی شان را بدهند، از جمله بارزترین نمونه های ردداده های روزمره محسوب می شوند. 

رددادگی در این شکل خود، آن قدر تکراری است که تقریبا می توان گفت دیگر اصلا به چشم نمی آید و رفتار عادی در جامعه ایران محسوب می شود و دیگر جذابیت خاصی ندارد. از مهم ترین ویژگی های این شکل از رددادگی این است که انتها ندارد، یعنی در همین شکل روزمره و پیش پا افتاده خود، دائم تکرار می شود و حضور همیشگی دارد.


عجایب سلبریتی

رده دوم عجایب، آدم های معمولی ای هستند که به دلیل این وضعیت، به سلبریتی تبدیل شده و برای خود شهرتی به دست آورده و کلی فالوئر و فرند در فیس بوک و توییتر و اینستاگرام جمع کرده اند. در این شکل رددادگی، گاهی فرد ردداده به رددادگی خود آگاه است و در برخی دیگر از موارد فرد موردنظر آن قدر رد داده که دیگر حتی از این که رد داده هم مطلع نیست و در این خیال است که به دلیل این که اثرش جذاب بوده یا حرف جالبی زده است، به این شهرت دست یافته است.

استاد بزرگ دی. جی فسنقری را می توان یکی از نمونه هایی دانست که از رد دادن خود هنگام اشتغال به کار هنری آگاه است. او که گزارش شده تعداد هوادارانش از میلیون هم رد شده، چنان در جشن ها و مهمانی ها رد می دهد که کلا مجلس را، و حتی بینندگان اینترنتی خود را هما از خود بی خود کرده و به سمت رد دادن سوق می دهد.

استاد مرحوم «دوشواری» را هم می توان به عنوان نمونه ای درنظر گرفت که از رد دادن خود آگاه نبود. همین طور «اون دخترا که تصادف کردن»، که خودشان نمونه عجایب سلبریتی شده محسوب می شوند و طرفدارانشان هم نمونه ردداده های روزمره هستند. از دیگر دسته های سلبریتی شده می توان به دختری که در اینستاگرام گرگینه شده است، گروه ولشدگان، آن بنده خدایی که شیب شیب می کرد، کاندیداهای ثبت نام کرده برای انتخاب ریاست جمهوری گذشته، الو آرش! و بی نهایت نمونه دیگر اشاره کرد!


سلبریتی های بامزه!

اما نوع سوم رداده ها، سلبریتی هایی هستند که از اول عجیب نبوده اند، اما در یک موقعیت زمانی، مکانی یا حرفه ای، ناگهان رد می دهند و دیگر تا آخر کار همین طور عجیب داده باقی می مانند

محمد مایلی کهن، یکی از بزرگ ترین این دسته آدم ها محسوب می شود، یک سلبریتی واقعی واقعی که نتایجش به عنوان مربی تیم ملی، در تاریخ ایران به یاد مانده است، اما ناگهان و در یک مقطع زمانی که دقیقا هم نمی توان مشخص کرد کی و کجا بوده است، او ناگهان عوض شد، و کارش به جایی کشید که در کنفرانس مطبوعاتی اش به خاطر یک باخت به گریه بیفتد، یا ۱۰ بار با علی دایی به دادگاه برود و برگردد.

از مشکلات اصلی ای که سلبریتی های بامزه به وجود می آورند، ناشی از خیل علاقه مندان آن هاست. این علاقه مندان معمولا تلاش می کنند تا لحظه آخر در برابر این واقعیت که شخصیت محبوبشان عجیب و غریب است، مقاومت می کنند و تلاش می کنند دیگران را به غرض و مرض داشتن متهم کنند.

به دلایل مختلف، از جمله همین خیل علاقه مندان، از آوردن مثال های بیشتر از این رده معذوریم، وگرنه کارگردانان مشهور و هنرمندان بزرگی هم وجود دارند که عجیب بودنشان دیگر اظهر من الشمس است، اما ذکر نامشان به دلیل سابقه روشنی که دارند و کارهای بزرگی که در زندگی خود به جای گذاشته اند و گروه گروه علاقه مندانشان ممکن نیست.


عجیب و غریب های مطلق!

اما مهم ترین دست و نوع این وضعیت را می توان عجیب و غریب های مطلق نامید. شناخت این دسته از تیپ ها اگر نگوییم محال، دست کم بسیار دشوار است. این انواع افراد به شکلی عمل می کنند که انگار از وقتی زاده شده اند، در زمره اشخاص بوده اند و تا زمانی که هستند هم عجیب و غریب محسوب می شوند.

این دست افراد، همگی جزو اساتید و مفاخر هستند و به ترتیب می توان از م.الف، استاد روازاده، استاد جهانگیر الماسی، استاد حسن عباسی به عنوان نمونه های بزرگ و گل درشت این دسته از افراد نام برد.

مهم ترین ویژگی این افراد این است که هرچقدر هم آدم تلاش می کند منظور این افراد را از حرف هایشان بفهمد. تلاش هایش به ناگزیر با شکست مواجه رو به رو می شود. مثلا شما هرچقدر تلاش کنی با بفهمی چطور می شود بین آدامس جویدن و از دست دادن غیرت یک ارتباط منطقی برقرار  کنی در انجام این امر ناتوان خواهی بود. تنها مغز استاد بزرگی چون روازاده می تواند آشکارا و در ملا عام دومی را نتیجه اولی بداند و خلایق را انکشت به دهان باقی بگذارد.

از ویژگی های دیگر این افراد، فضای ذهنی آن هاست، اصولا از غریب ترین و ناشناخته ترین فضاهای دنیا، همین فضای ذهنی این جور آدم هاست. وقتی کسی مثل حسن عباسی، ادعا می کند خودش یک طرف و تمام استراتژیست های دفاعی و جنگی جهان طرف دیگر، در حال بازی شطرنج هستند، فقط مسئله این نیست که این حرف، حرف عجیب و  غیرقابل فهمی است، بلکه این مسئله هم وجود دارد که چه ذهنی و با چه فضای ذهنی ای می تواند چنین تصویر و تصوری را ایجاد کند، و اصولا چنین ذهنی با چه مکانیسم عجیب و غریب و متفاوتی کار می کند.

اما در بین همین تیپ های بامزه نیز، گاهی اتفاقاتی می افتد که مرزهای عجیب بودن را جا به جا می کند، و معنای متفاوتی به آن می درخشد.


جهانگیر الماسی

جهانگیر الماسی را می توان یکی از این نوابغ عرصه عجیب و غریب بودن دانست. کسی که گه گاه با سخنانش، زلزله ای در مغزهای بشری ایجاد و افکار عمومی را متلاطم می کند. نمونه اخیر سخنان او را می توان قله این وضعیت در ایران و شکننده مرزهای مرسوم و موجود این پدیده در کشور دانست. این دست سخنان باعث می شود که جهانگیر الماسی را در عجایب متفاوتی با دیگران و به شکل جداگانه ای در علم عجایب شناسی قرار دهیم.

در اظهارنظر اخیر جهانگیر الماسی درباره تاثیر سخنان فرج الله سلحشور بر روابط حرفه ای و خانوادگی آنجلینا جولی، چند لایه بامزه گی دیده می شود که در نوع خود بی نظیر است. مثلا همین که جهانگیر خان درباره تاثیر سخنان فرج الله سلحشور بر آنجلینا جولی اظهارنظر کند، خودش نشانه ای از این وضعیت است. 

به همین ترتیب، این که فرج الله سلحشور درباره آنجلینا جولی حرف بزند هم خودش نوعی نشان از این وضعیت دارد (از نوع ردداده ای که سلبریتی شده)، خود آنجلینا جولی هم، از ردداده های بزرگ جهان محسوب می شود (سلبریتی های ردداده). بنابراین تا همین جای کار هم، اوضاع پیچیده تر و چند لایه تر از این حرف هاست. حالا دیگر تصور اینکه جهانگیر الماسی گفته باشد حرف های سلحشور در مورد آنجلینا جولی باعث شده است در رویه و زندگی آنجلینا جولی تغییر ایجاد شده باشد، وضعیتی را به لحاظ این وضعیت عجیب ایجاد می کند که فهم آن برای بزرگ ترین دانشمندان نیز تقریبا غیرممکن و بلکه محال است.

نمی دانم! شاید باید به این که چنین نمونه هایی از رد دادن در کشور ما وجود دارند، افتخار کنیم، شاید هم بهتر باشد. اصولا وقوع اتفاقاتی از این دست را نادیده بگیریم و با اتخاذ استراتژی «نه خانی آمده و نه خانی رفته»، اما آن چه از آن مطمئنم، این است که فهم و رده بندی انواع رد دادن در ایران معاصر، صدها سال بعد یکی از بزرگ ترین معماهای مورخان و باستان شناسانی خواهدبود که تلاش دارند شرایط جامعه امروز ما را بفهمند!

آدم های عجیب و غریب ایران و بامزگی هایشان

برچسب ها :


ارسال نظر