به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

ماوراء الطبیعه ۱

دسته بندی: عکس | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای دیدن ادامه عکسها و دانلود روی این عکس کلیک کنید

 چند مورد جالب و خواندنی ماوراء الطبیعه در جهان

 اتفاقات عجیب و غیرباور که در جهان به ماوراء الطبیعه معروف هستند را در این مطلب بخوانید – سری اول

کویین مری"

یکی از شناخته شده‌‌ترین و مشهورترین‌کشتی‌های اقیانوس‌پیمای دنیا (کویین مری)
می‌باشد که هم‌اکنون تبدیل به هتلی جذاب برای توریست‌ها شده است. می‌گویند این کشتی میزبان چندین روح می‌باشد. یکی از این اشباح، روح (جان پدر) مکانیک هجده ساله است که در سال ۱۹۶۶ در نزدیکی موتورخانه کشتی در هنگام کار روزانه لای در (آب‌بند ۱۳) (دری که با چرخ‌های مخصوص بسته می‌شد و آنقدر محکم بود که آب هم از لای درز آن به ‌داخل نفوذ نمی‌کرد) قرار گرفت و از دنیا رفت. یک راهنمای تور می‌گوید: یک بار شبحی سیاه‌پوش را کنار در آب‌بند دیده است او صورت شبح را به وضوح دیده و وقتی آن را با عکس (جان‌پدر) مقایسه کرد دریافت که او خود (جان‌پدر) بوده است. مرد دیگر ویلیام استارک است که با خوردن سم شیشه ی تله کاپیتان از دنیا رفت.
از قسمت های دیگر تسخیر شده ی کشتی میتوان به عرشه ی آن اشاره کرد روح یک زن اسرارآمیز سپید‌پوش نیز گاه‌به‌گاه روی عرشه کشتی دیده می‌شود ولی او همیشه وقتی به پشت دکل می‌پیچد، ناپدید می‌شود. قسمت بعدی سلف غذاخوری است که صدای بچه های در حال بازی به گوش رسیده است. در کنار استخر کشتی هم روح یک زن غرق شده به چشم خورده. تاکنون چندین بار شبح پسربچه کوچکی نیز در اطراف استخر دیده شده است.

آشپزخانه:
یک محل دیگر، در جریان جنگ جهانی دوم یک آشپز توسط سربازان به قتل رسید، او به داخل کوره ی آتش انداخته شد تا مرد و برخی معتقد اند هنوز صدای فریاد های او در آنجا هست.
گفته میشود زمانی که کشتی کویین مری در حال فرار به صورت زیگ زاگ از دست نازی ها بوده بدنه ی آن یک کشتیه اسکورت را تکه تکه میکند، بدلیل دستورات حرکت زمان جنگ کشتی کویین مری اجازه نداشت تا برای نجات زنده ماندگان توقف کند بنابراین بیش از سیصد مرد در آب غرق شدند گفته میشود هرزگاهی صدای ضرباتی از آن ناحیه شنیده شده است.

البته ممکن است تمام این ماجراها ساخته ی ذهن خلاق کسانی باشد که سعی در جذب توریست و پول در آوردن دارند اما امکان حقیقی بودن این رخداد هم وجوددارد،،، چه کسی میداند!؟!

جسد ماندگار برنادت"

برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده‌ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را میبیند و با او گفتگو می‌کند. عده‌ای به او ایمان آورده و عده‌ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف‌های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می‌کرد و به همه مردم روی زمین پیام‌های خوب زیستن را ابلاغ می‌نمود حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد .
برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹درگذشت. و حالا پس از ۱۳۰ سال مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه‌اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.

جنازه این خانم روحانی در حال حاضر در کلیسای St. Gildard در Nevers فرانسه نگهداری میشود که در سال ۱۸۷۹ فوت کرد.
نام وی Sister Marie Bernard بود .بعد از سه بار کالبد شکافی و نمونه برداری از اجزای بدن او (آخرین بار ۱۹۲۵) محققان و پزشکان گفتند که علت ماندگاری بدن او و سالم ماندن کلیه اجزای بدنش (ماهیچه ها -اسکلت -و اجزای داخلی بدن) نوعی نمک کلسیم و نیز نوعی کپک هست که مانند لایه ای کل بدن او را پوشانده بود و با اینکه جنازه بار اول (۱۹۰۹) توسط راهبه ها شسته شده و لباسهایش تعویض شده باز هم تا سال ۱۹۲۵ که آخرین کالبد شکافی انجام شد جنازه سالم مانده بود و هیچ نوع اثری از بوی بد یا پوسیدگی مشاهده نشد.
آخرین گزارشی که در مورد آن نوشته شده این پدیده را امری غیر عادی ذکر کردند.

 

بانوی قهوه ای پوش"

رینهامهال عمارتی قرن هفدهمی در نورفولک است که گفته می شود توسط شبح بانویی قهوه ای پوش به نام دوروثی والپول تسخیر شده بود که در سال ۱۷۲۹ مرده بود. شبح به نام بانوی قهوه ای پوش شناخته شده بود چرا که خانم دوروسی در یک تابلوی نقاشی، لباسی قهوه ای رنگ پوشیده بود. در سال ۱۹۳۶ تصویر شبح او به وسیله ی دو عکاس که در عمارت مشغول عکاسی بودند روی فیلم ظاهر شد. آنها هنگام عکاسی به راه پله رسیدند. ایندره شیرا بعدا نوشت: کاپیتان پروواند هنگامی که من فلش را روشن کردم، یک عکس گرفت. او دوربین را برای عکسی دیگر آناده کرد و من درست در کنار او، نزدیک دوربین با فلش در دستم ایستاده بودم و مستقیم به پلکان نگاه میکردم. در یک لحظه شکل اتری را که به آرامی از پله ها پایین میآمد، دیدم. با هیجان بلند فریاد زدم: عجله کن! عجله کن!! اینجا یک چیزی هست.و بعد فلاش زدم. بعد از فلاش و گرفتن عکس کاپیتان پارچه دوربین را از روی سر برداشت و از من پرسید که این همه هیجان برای چیست؟ بعد از اینکه به کاپیتان گفت که یک شبح روی پله ها بوده، کاپیتان با او سر پنج پوند شرط بست که هیچ چیز در عکس وجود نخواهد داشت. تمام راه برگشت به لندن را دراین مورد بحث کردند و از یکی از دوستان خو خواستند که شاهد ظاهر کردن عکس باشد. در نهایت مشخص شد با اینکه نگاتیو فیلم به هیچ عنوان دست کتری نشده بود، عکس از چیزی شبیه شبح گرفته شده بود.

"شبح تصادف"

آتشنشانی که برای این ماموریت فرستاده شد این عکس را در مالزی گرفته. با بزرگ کردن عکس شبحی که زیر پل قرار گرفته کشف شد.
َآیا این شبح می توتند متعلق به یکی از قربانیان این تصادف باشد؟؟؟

گویی دریاچه (میشیگان) در آمریکا هیچگاه بدون حضور ارواح خود معنا ندارد. در ماه سپتامبر سال ۱۶۷۸ کشتی (گریفن) اسکله (گرین‌بی)‌در میشیگان را ترک کرد و مدتی بعد ناپدید شد ولی تا سالها بعد ملوانان مختلفی ادعا می‌کردند که (گریفن) را شناور بر روی دریاچه دیده‌اند.

_ این داستان کشتی بسار قدیمی است، گفته می شود کشتی جست وجو گر سباستین در حالی که در حال بازگشت به خانه ی خود(فرانسه) بود در تنگه ی مکیناک غرق شده گفته می شود این کشتی هر هفت سال یکبار در میان مه جزایر اطراف خود را نمایان می کند.

_ (ادموند فیتز جرالد) کشتی معروفی بود که به‌دنبال کشف معادن تازه در آن دریاچه به این سو و آن سو می‌رفت. ولی این کشتی بزرگ در روز نوزدهم نوامبر سال ۱۹۷۵ غرق شد و تمام ۲۶ خدمه آن جان خود را از دست دادند. این اتفاق باید خیلی سریع رخ داده باشد چون لحظاتی قبل از غرق شدن کاپیتان یک کشتی دیگر(کاپیتان کوپر) در حال صحبت با کاپیتان کشتی فیتز بود وی اظهار داشت کشتی در میان برف سنگین است و به سختی دیده میشد. سپس به طور ناگهانی بارش برف قطع شد و کشتی فیتز هم ناپدید شد. نه فقط از دیدگان بلکه از رادار کوپر نیز محو شد.
ده سال بعد کارکنان یک کشتی تجاری اعلام کردند که (ادموند فیتز جرالد) را در میان آبها دیده‌اند که به جلو می‌تازد.

_ در سال ۱۹۸۸ یک غواص آمریکایی در اعماق دریاچه (سوپریور) شنا می‌کرد که به بقایای کشتی بخار (امپراطور) رسید. او به داخل بازمانده‌های کشتی شنا کرد تا قسمت‌های مختلف آن را تماشا کند. این غواص قسم می‌خورد که در خوابگاه کشتی، یکی از خدمه‌را دیده است که بر روی تختی شکسته خوابیده بود. در همان هنگام روح برگشت و به غواص نگاه کرد.

بیشتر اتفاقات در ماه نوامبر رخ می دهد هنگامی که طوفانها در دریا حکمرانی میکنند و دید بسیار اندک است. تصویر شبح مانند یک کشتی بخار در حال جنگ رویت شده که از طریق طوفان در پی یک بندر گاه امن است.

"سوارکار جاده"

"دیک تورپین"
می گویند روح دیک تورپین یکی از مشهورترین ارواح سرگردان در جاده ها بخش های وسیعی از جاده لندن به اسکاتلند را به تسخیر خود در آورده است. دیک تورپین جانی و تبه کار بیرحمی بود که نهایتا در سال ۱۷۳۹ دستگیر و به جرم سرقت احشام در یوک انگلستان به دار مجازات آویخته شد.
صدها گزارش از مشاهده روح دیک تورپین عمدتا در جاده های داخلی انگلستان ثبت شده است . در بزرگراه آ یک , یک شبح اسب سوار دائما در برابر رانندگان پدیدار می شود. می گویند روح تورپین منطقه میان هینکلی و
نانیتون را در میدلندز به تسخیر خود در آورده . این روح معمولا با چهره
ای پوشیده در نزدیکی دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاریخی نشان
می دهد که تورپین زمانی از این دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های
تاری خی نشان می دهد که تورپین زمانی این دهکده را به عنوان مخفی گاه خود استفاده می کرده روح مذکور همچنید در جاده آ یازده ما بین لندن و نورویچ دیده شده که سور بر یک اسب سیاه چهار نعل می تازد و این درحالی است که کمر زنی را گرفته و زن دارد جیغ می کشد. تورپین به هنگام حیاتش یک زن بیوه ثروتمند را به دام انداخت و آن قدر او را شکنجه کرد تا محل اختفای جواهرات خود را به وی بگوید. تورپین سپس این زن را با طناب به اسب خود بست و روی زمین کشید تا جان سپرد.
گزارش های بسیاری از سوی توریست های نا آشنا با داستان دیک تورپین ارایه و ثبت شده که بسیاری از آنها با واقعیت های تاریخی مرتبط با این تبهکار سرشناس مطابقت می کند. بعضی از افراد ادعا می کنند که در واقع هیچ روح یا شبحی را ندیده اند . اما بر روی قسمت های خاصی از جاده ناگهان حضور سنگین ازار دهنده و شدیدا اعصاب خرد کن چیزی را احساس کرده اند. شاید دلیل این امر , انرژی بسیار زیادی باشد که دیک تورپین پس از مرگ خود در این نواحی بر جای نهاد.

برچسب ها :


ارسال نظر