به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه سایت کوچولو ۱۳۳

دسته بندی: عاشقانه, قطعات و مجله عاشقانه, ویژه | نویسنده : فرنوش | یک نظر

  

مجله عاشقانه سایت کوچولو ۱۳۳

شامل بخش های : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

 برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو 

شماره ۱۳۳

67r4vbo4t1oy9kr90gd.jpg

خـدایا !
امـروز دلم را به تو می سـپارم
دلی که همچـون یک دفـتر
پر است از غم .. 

دلتنگی ..

گنـاه و آرزو 
خـدای من !
با دسـتان مهربانت قلمـی به دسـت گیر
و به لطـف خود
پاک کن گناهانـم را
خط بزن غم هایـم را
تایید کن آرزوهایم را
و دلـی رسـم کن
در دفتر دلم به بزرگـی دریـا … !

نگذارید گوش هایتان گواه چیزی باشد که چشم هایتان ندیده .
نگذاریـد زبانتان چیزی را بگویـد که قلـبـتان باور نکرده .
صادقانه زنـدگی کـنید …
و
صادقانـه زنـدگی کنـیم 
ما موجوداتـی بهــشتی هســتیم  
که از خـاک سر براورده ایـم …

می خواسـتم نگـه ات دارم بـرای خودم
برای لحظه هایی کـه آرزو داشتـم کنارم باشی
می خواستم نگه ات دارم

در دسـتـانم

در آرزوهایـم

در میان نداشته هـایـم
اما افسوس … !

 

 

عـاشقــانه هایم رژیــم گرفتـه اند
رژیــم کلمات
تنـها
با یکـ واژه سیــر می شوند 
آن هـم
“تــــو” 

ارام دوستـت خـواهـم داشت

طـورى که حتـى خـودت از ایـن عشـــق بـویـى نبـرى !

هر بار می خـندی

پاره می شود بند دلم

خنده های تو

رحم و مروت سرشان نمی شود

بیچاره دلـم …

آقا ؟ 
می خواهی از بانویت عکس بگـیری ؟ 
نگو “لبخـند بزن”
بگو “دوسـتت دارم”
و ببین لبخـندش چقدر قشنگ تر می شـود !

نمی شود دوستت نداشـت
لجم که بگیرد از دستـت
نهایتش این است که دفترچـه ی خاطراتـم …
پر می شود از فحش های عاشقـانه

تـو انـتـخـاب مـن نـبـودی
عـشـق مـن !

سـرنـوشـتـم بـودی . .

تـنـهـا انـگـیـزه مـانـدنـم
در ایـن وانـفـسـای شـلـوغ
در ایـن زنـدگـی بـی اعـتـبـار . . !

 

داستان کوتاه یک شانس برای تغییر زندگی

در سال های دور پادشاه دانایی یک تخته سنگ بزرگ را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل رهگذارن را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است

این داستان ادامه داشت تا اینکه نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کنار جاده قرار داد

ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل آن سکه های طلا و یک نامه پیدا کرد

در نامه نوشته بود : هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد

 

روح های بزرگ را از دو جا می توان شناخت!

یکی از نیاز بیشتر اشان و یکی از درد های بیشتر اشان 

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟
تا می توانی خر باش تا خوش باشی !! 

 

 

Find a guy who calls you beautiful instead of hot
به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت 
زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت 
Who calls you back when you hang up on him
کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی 
who will stay awake just to watch you sleep
کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند

 

 

 

دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند
حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند
در نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و این
جنگ بین ما دو تا را نا برابر می کند
حالت پیچیده مویش شبیه سرنوشت
عشق را بر روی پیشانی مقدر می کند
آنقدر دل بسته ام بر دکمه ی پیراهنش
فکر آغوشش لباسم را معطر می کند
رنگ مویش را تمام شهر می دانند ، حیف
پیش چشم عاشق من روسری سر می کند
با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام
آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند
دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما 
هرکسی را دوست دارم زود شوهر می کند

 

olh69ag66hyc0b7d596f.jpg

 

1435086888126382_large.jpg

 

 

می تــوانی از دوست داشتـنم بـرگردی؟!
دوسـت داشـتن که خـیابان نیست
تاکـسی بگـیری
بنشیـنی
پـیشانی ات را به شیشـه بچـسبانی
آه بـکشی
و بـرگردی به پیـش از آن
نه
نمی شـود
با دوست داشـتنم کنار بیا
مثل پیرمردها
که با لـرزش دست هایشـان

برچسب ها :


ارسال نظر