به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه ۷۷

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۷۷ – جدید )

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

صبرت که تمام شد نرو…

معرفت تازه از آن لحظه آغاز میشود

پیش خدمت؟؟!!!!

یک فنجان محبت

لطفا….

زندگی یک فنجان قهوه تلخ است

هنگامی که تو از پشت پنجره خیره به بارانی،

نشسته بر صندلی

من انتظار تو را می کِـــشم

تو مرا از انتظارت می کـُـــشی …

لعنت بر هر چه فتحه و ضمه وکسره

سلام کافه چی..

امشب نهقهوه میخورم نه حتی چیز ِ دیگری

فقط برایش یک پیغام دارم !

اگر آمد به او بگو !

فلانی گفت :

تو که باشی مرا هیچ باکی از هیچ جاده ای نیست ،

با تو تا نا کجا هم می آیم ،

حتی تا پشت ِ کوه ِ قاف !

تو فقط باش ،

همین !

"دستم" را بگیر

و مرا ببر به دور "دست" هایی که

در "دست رس " هیچ "دستی" نباشم…

شب بود

چشمهای ساکتم را بستم

به این امید که وقتی چشم باز میکنم

تو باشی….

نگران نباش..صدسال دیگر سنی نیست!

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست

داشتند.فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه

مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را

ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.پسر بچه کوچک

بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت

شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود

که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از

اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان

آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان

آورد.فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟شوهر فقط گفت: "عزیزم دوستت

دارم!"عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک

مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر

وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می

داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر

نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت

دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی

داد.گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می

کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم

کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در

نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا

باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با

نبخشیدن دوچندان نکنید.اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی

بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.حسادت ها، رشک

ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود

دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد

نیستند.

بوی کافور میده دستم ، چقد از ترانه دورم !

میزنه نبضِ نفسهام ، اما من زنده بگورم !

وقتِ غیبتِ نگاهت ، زندگی آینه ی مرگه !

گُلِ نیلوفرِ رؤیا ، زیرِ رگبارِ تگرگه !

با تو دریای غرورم ، اما بی تو دریا تشنه س !

بی تو سینه ی سکوتم ، تشنه ی تیغه ی دشنه س !

هم طلوعُ هر غروبی !


بَدی اما خیلی خوبی !


واسه این زانو شکسته ،


یه طلسمِ نقره کوبی !

وقتی میرسم به آخر ، توی دالونِ یه بُنبست ،

دَمِ آخرِ سقوطم ، اوجِ غیبتِ یه همدست ،

تو مثه یه نردبومی ، که میاد از دلِ خورشید !

باز میشه صدتا گذرگاه ، توی آینه ی چشات دید !

بیا ! خاتونِ قدیمی ! یه ترانه مهمونم کن !

یه حصیرِ کهنه ام من ، قالیِ سلیمونم کن !

هم طلوعُ هر غروبی !

بَدی اما خیلی خوبی !

واسه این زانو شکسته ،

یه طلسمِ نقره کوبی !

یغما گلرویـی

اگر کینه نبود؛ قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند

دکتر علی شریعتی

Dear O Dear, ur not near
but i can hear
dont get fear
Ur memories r here

live with cheer
no more tear
and ur mine forever

عزیزم تو نزدیک من نیستی


اما می تونم بشنوم:


هرگز نترس


خاطره هات اینجا هستن


با شادی زندگی کن


دیگه اشک نریز


چون تو همیشه مال منی…

بانو …

تمام واژه هایم را برایت قربانی کرده ام ؛

به طواف چشم هایت آمده ام …

بر کعبه ی دل ات دخیل بسته ام

حج امسال ام مقبــــــــــول .

برچسب ها :


ارسال نظر