به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقــانه سایت کوچولو ۱۳۶

دسته بندی: عاشقانه, قطعات و مجله عاشقانه, ویژه | نویسنده : فرنوش | بدون نظر

  

مجله عاشقــانه سایت کوچولو ۱۳۶

شامل بخش های : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو

شماره۱۳۶

67r4vbo4t1oy9kr90gd.jpg

خدایا ؛

ببخش مرا ؛
برای گناهانی که لذتش رفته ؛
اما مسئولیتش مانده …

آن که امروز را از دست میدهد
فردا را نخواهد یافت ،
هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست

آبــان هم رسیـد و بـاد
ابـرها را به شهرمـان آورد
سال پـربـاریست
همگی شادمـان
الا مــن
که بارانـــم
در شهر دیگـری باریـده بود!
می بیـنی گلم؟
انتــظار در این پنجـره می شکفـد از گلـی که قرار بود تـــــو بیـاوری
آبــان هم رسیــد . . .
کاش تــــــــــو هــم می رسیـــدی …

نه به رتبه ی اول کارنامه ات ،
نه به صفحه ی دوم شناسنامه ات ،
من …
به دکمه ی سوم پیراهنت
حسادت می کنم … !

فکر کن !
در شلوغی ِ تهران ، عصر پاییز …
در به در باشی،
شهر را با خودت قدم بزنی ،
غرق رویای ِ ” یک نفر ” باشی …

چقدر چـای ، که ننوشیدیم
در کافه هایـی که با تـو نرفتم
و چـه نیمکـت ها
که مـرا کنار تو
ندیـده
فراموش کردند !

تقصیرِ ما نبود
عشق بی مقدمه پا در کفشمان کرد
بی آنکه بپرسد دنیایمان حرفهایمان
باورمان یکیست یا نه ؟
که بپرسد این من و تو
ما می شود یا نه ؟
چه بی فکریست این عشق
که نمی سنجد و بی مقدمه می آید
و جا خوش می کند
و می ماند

من به قدم زدن فکر می کنم

به یک خیابان

کنار ِ تو …

دلم قدم زدن می خواهد
با یک چتر ، زیر باران
تــــــو هزار بار بگویی : ” دوستت دارم “
و من هر بار
صدای باران را بهانه کنم
و بگویم : ” چه گفتی ؟ … “
من انتظار تو را می کِشم
تو مرا از انتظارت می کُشی
لعنت بر هر چه فتحه و ضمه و کسره …
می گویند در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.
شاهزاده دلش برای پسرک سوخت. کنار او آمد و آهسته به او گفت:«جوان، به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی.»پسرک در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال کار کردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید. نام آن پسر «میکل آنژ» بود!  قبل از شروع هر کار فیزیکی بهتر است که به اندازه لازم در موردش فکر کرد. حتی اگر زمان زیادی بگیرد.
چه هراسی بالاتر از این که کسی
خود را
در درون خویش
گم کرده باشد؟

دکتر علی شریعتی 

هبوط در کویر

a reason but when the luv is real
it becomes your plan for life n reason for living.

توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته
اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون

دست هایت دو جوجه گنجشک اند ، بازوانت دو شاخه ی بی جان !
ساق تــــو ساقـــه ی سفیـدی کــــه سر زده از سیاهــــی گلدان
میوه های رسیده ای داری ، پشت پیراهن پر از رنگت
مثل لیموی تازه ی « شیراز» روی یک تخته قالی « کرمان» !
فارغ از اختلاف «چپ» با «راست» من به چشمان تو می اندیشم
ای نگـــاه همیشه شکاکت ، ائتلاف فرشتـــه با شیــــطان !
فال می گیرم و نمی گیرم ، پاسخـــی در خور سوال اما
چشم تو باز هم عنانم را می سپارد به دست یک فنجان
با همین دستهای یخ بسته ، می کشم ابروی کمانت را
تا بسوی دلـــم بیندازی ، تیــــری از تیــرهای تابستان !
در تمام خطوط روی تو ، چشم را می دوانم هر بار
خال تو خط سیر چشمم را می رساند به نقطه ی پایان !
olh69ag66hyc0b7d596f.jpg

 

گیرم که هزاران غزل از هجر نوشتیم …
جرات که نداریم به دلدار بگوییم …!

مجله عاشقــانه سایت کوچولو ۱۳۶

برچسب ها :


ارسال نظر