به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

فرار شهرام جزایری

دسته بندی: مطالب طنز | نویسنده : admin | بدون نظر

  

فیلم « فرار شهرام جزایری» در پنج نسخه منتشر می شود


برای خواندن ۵نسخه فرار روی ادامه متن کلیک کنید

فیلم « فرار شهرام جزایری» در پنج نسخه منتشر می شود
 
1- نسخه افغانی:
ش.ج: آهای سربازها آن کفتر را بنگرید، که همانا از آن بالا کفتر می آیه!
سرباز اولی: عجب کفتر مالی است!
سرباز دومی: آن کفتر را ولش کن، آن یکی دیگر را بنگر که بسیار مال تر است!
سرباز دوم ( در اینجا به زیر آواز می زند): از آن بالا کفتر می آیه، یک دانه …
سرباز اولی: اِ شهرام کو؟
سرباز دومی: ای وای انگاری اغفال شدیم، شهرام فرار کرد.
 2- نسخه فارسی:
ش.ج: چند می گیرین اغفال شین؟
سرباز اولی: دهنت رو ببند! این چه حرفیه؟ مگه خودت ناموس نداری!
ش.ج: احمق! منظورم از اغفال اینه که بزاری متواری بشم!
سرباز اولی: آها! اما جواب بقیه رو چی بدیم؟
( این قسمت از فیلم برای اکران عمومی حذف گردید!)
سرباز اولی : وای چه احساس بدی دارم!
سرباز دومی: فکر کنم اغفال شدیم!
۳- نسخه هندی:
ش.ج: من هوس بستنی کردم.
سربازها: پس باید ما رو هم مهمون کنی!
ش.ج: عجب رویی دارین، دو دقیقه پیش پیتزا مهمونتون کردم ، باشه بستنی هم می خرم. آقای بستنی فروش بی زحمت سه تا بستنی بدین.
بستنی فروش: اِ، شهرام تویی؟! اینجا چکار می کنی؟ یادته تو محله مون با هم  توی بستنی فروشی کار می کردیم؟وضعت توپ شده ما رو نمی شناسی!
سرباز اولی که انگار تازه متوجه ماهیت شهرام می شود خطاب به او: ا‌ِ شهرام جزایری تویی؟! می دونی چند سال دنبالت می گشتم؟! شهرام منم بهرام! داداش گم شدت!
ش.ج  سرباز اولی رو در آغوش می گیره و در حالی که از خوشحالی اشک می ریزه: داداش!
سرباز دومی: شهرام وبهرام منم اسفندیار هستم!
( لازم به توضیح است در این فیلم اسفندیار با شهرام و بهرام هیچ نسبتی ندارد، و صرفاً جهت گفتن یک دیالوگ یک جمله ای پرانده است.)
بعد این چهار نفر در همان حالی که بستنی می خوردن آواز خوندن و حرکات موزون انجام هم انجام می دادن، در ضمن باران هم می آمد!
ترجمه آواز:
 سرباز اولی – ای شهرام! ای مایه دار، ای مخ اقتصادی، ای یابنده آسانسور ترقی، ای استعداد درک نشده، ای فرار مغزها، ای خوشتیپ، ای هدیه دهنده به هر مجلس و محفلی، ای کمک کننده به بی نیاز و با نیاز، تو را با دل و جان دوست دارم.
ش.ج- ای بهرام! اگر عشقت حقیقی است پس اغفال شو!
بستنی فروش: این همه بستنی ای من، فدای یک خنده ی تو، ای که با اشارتی همه میشن بنده ی تو!
سرباز دومی: خیلی خونسردی، دیوونم کردی!
ش.ج خطاب به سرباز دومی: پس تو یکی که هیچی! آهای بهرام اغفال شو دیگه!کار دارم، باید برم دیرم میشه ها!
سرباز اولی: داداش این حرفا چیه! ما اغفالتیم، شما متواری شو!
 4- نسخه هالیوودی:
یک آدم خفن(در حالی که با یک عدد موبایل از نوع « از کی تا حالا» صحبت می کند): سربازها توی تیر رس هستن.
ش.ج (در حالی که با یک همراه ۱۵۰ هزار تومانی صحبت می کند و در ضمن هزینه اضافی هم پرداخت نمی کند): نمی خواد تیر اندازی کنی، خودم اغفالشون می کنم.
( این قسمت از فیلم به علت بیش از حد هالیوودی بودن سانسور شده است.)
سرباز اولی: پایین رو ول کن، بالا رو ببین! شهرام با یک هلی کپتر متواری شد.
سرباز دومی: اما خوشبختانه یک سر نخ مونده.
سرباز اولی: نادون! این که سر نخ نیست این موهه!
سرباز دومی: ای وای! انگاری تو این نسخه فیلم هم اغفال شدیم!
 5- نسخه سینمای ماوراء:
یک عدد سفینه وارد زمین می شود.
یک عدد گشت کنترل نا محسوس: بزن کنار!
گشت نا محسوس: از کجا میآی به کجا می ری؟
موجود فضایی: از خونه مادرزنم که توی کره مشتری بود راه افتادیم می خوایم شهرام جزایری رو متواری اش کنیم بعد می ریم خونه خودمون توی کره مریخ!
گشت نامحسوس ( خطاب به همکارش): ایشون حالت طبیعی ندارن، یک تست ازش بگیر!
گشت کنترل نا محسوس: تخلفاتت رو قبول داری؟ اگه نداری ما خیلی پیشرفته هستیم، همشون رو ضبط کردیم، باورت میشه؟! خیلی با حاله مگه نه؟!!
موجود فضایی: تخلفاتم چی بود؟!
گشت کنترل نا محسوس: سرعت غیر مجاز و تغییر در شکل ظاهری وسیله نقلیه، اِ پلاک هم که ندارین! باید ماشینت رو بخوابونیم!
( در همین لحظه موجود فضایی غیب میشه و یه راست با سفینه اش کنار شهرام و اون دو تا سرباز ظاهر میشه)
موجود فضایی: شهرام جزایری تویی؟
ش.ج: آره!
موجود فضایی: تو همونی هستی که ادعا کردی اگه رئیس جمهور کشورت بشی می تونی معضل اشتغال رو حل کنی؟
ش.ج: بله، البته با انجام تخلفات کوچیک.
موجود فضایی: پس تو خیلی کارت درسته! ما می خوایم تو رو بدزدیم و ببریم کره مریخ!
ش.ج: اشکالی نداره، فقط بنا بر فیلمنامه قبلش باید این دو تا سرباز رو اغفال کنین.
موجود فضایی: ای بابا … این که کاری نداره!
و بدین ترتیب موجودات فضایی شهرام را به کره مریخ بردند.
 جمله پایانی – با توجه به استقبالی که مردم از این فیلم ها در آینده از خود نشان خواهند داد، احتمالاً نسخه های دیگری از این «فرار بزرگ» ساخته خواهد شد.

نوشته: ارژنگ حاتمی

برچسب ها :


ارسال نظر