به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

سید علی صالحی-حلاج

دسته بندی: شعر عاشقانه, عاشقانه | نویسنده : دخترک ژولیده | بدون نظر

  

خاکستری که تویی
خاموشی‌ات چراغی است
خانه به خانه
فراخوان روشنی.
خاکستری که تویی
بر اوراق شب اما
هر نقطه‌ی معناش
در تماشای فانوس و گریه
نطفه می‌بندد.

دریغا!
دریچه‌ای که آشنات باشد
در اوزانِ این کوچه نیست،
ردیف این همه چراغِ مُرده
به چه کارت می‌آید؟
سنگین و خسته
از کوچه‌ی کلمات می‌گذری
هر واژه دیواری‌ست
مُرده‌ریگ دفتری ناخوانا
که ترا هزارساله خواهد کرد
نگاه کن
هم پس از این همه هوا
تنها یکی صدا
ترا به جانبِ مرگ می‌خواند.
انسانِ این دقیقه‌ی بینا
کجاست
تا مَنَش بر سنگفرش ستاره
نظاره کنم.

خاکستری که ماییم
مگر که حوصله‌ی حلاجی …
ورنه باد
رو به باد خواهد وزید!

+

سید علی صالحی-حلاج

برچسب ها :


ارسال نظر