به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

قطعات عاشقانه۳۱

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

مجموعه قطعات عاشقانه…  عاشقانه شماره ۳۱ …


اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش… اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش… اگه دستت لرزید بگو مال سرماست…
اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!
برای خواندن ادامه عاشقانه ها روی ادامه کلیک کنید


 

 


 


 


 


 


قطعات عاشقانه۳۱




 


 اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش… اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش… اگه دستت لرزید بگو مال سرماست… اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!


 



نگار روزی دیگر فرا رسیده است.اگر چشم هایت گشوده شده اندو اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی بدان که خداوند………………. هنوز عاشق توست !!!!!!!!!!!!!!!


 



فکر بیدار ، فکری است که اصل و منشاء و رسالت خود را بشناسد . اگر انسان به خود ایمان داشته باشد هر غیر ممکن ، ممکن می شود . ما به این دنیا نیامده ایم تا یکدیگر را داوری کنیم ، بلکه وظیفه ی ما دوست داشتن و یاری رساندن ، به همدیگر است ما باید از گذشته درس عبرت بگیریم اما خود را زندانی آن نسازیم و با عشق و پشتکار دنیای بهتری بنا کنیم .


 


 



 همیشه به انتهای گریه که می رسم


صدای ساده فروغ از نهایت شب را می شنوم


صدای غروب غزلها


صدای بوق بوق نبودن تورا در تلفن


آرام تر که شدم شعری از دفاتر دریا را می خوانم


و به انعکاس صدایم در آیینه اتاق خیره می شوم


در برودت این همه حیرت کجا مانده یی آخر؟


 


 


از دشمنی تا دوستی یک لبخند از جدایی تا پیوند یک قدم .


از توقف تا پیشرفت یک حرکت از عداوت تا صمیمیت یک گذشت .


از شکست تا پیروزی یک شهامت از عقب گرد تا جهش یک جرات .


از نفرت تا علاقه یک محبت از خست تا سخاوت یک همت .


از صلح تا جنگ یک جرقه از آزادی تا زندان یک غفلت


 



آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را سیر کرده است خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تأخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است خندید به سادگیم آیینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی سال‌ها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می‌کنم ـ آه! عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است


 


 


 تکیه به شونه هام نکن… من از تو افتاده ترم…. ما که به هم نمیرسیم… بسه دیگه! بذار برم….. کی گفته بود به جرم عشق؟ یه عمری پرپرت کنم… یه گوشه ای کنج قفس… چادر غم سرت کنم…. من نه قلندر میشمو…. نه قهرمان قصه ها…. نه برده ء حلقه به گوش…. نه مثل اون فرشته ها… من عاشقم…همینو بس! غصه نداره…بی کسیم! قشنگیه قسمت ماست! که ما به هم نمیرسیم


 


 



 چارلی چاپلین به دخترش: تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده


 



در حقیقت این عمر نیست که می گذرد این ماییم که رهگذریم


 



زندگی یه درام خنده دار و شاید هم یک کمدی غم انگیز باشد


 


 



WwW.kOchOlO.Org


 


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه


اینجا کلیک کنید


 

برچسب ها :


ارسال نظر