به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه کوچولو ۸۹

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۸۹ جدید )

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه


یک روز رسد غمی به اندازه کوه

یک روز رسد نشاط اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز

در سایه کوه باید از دشت گذشت
 


یادش بخیر

یه زمانی دروغ گو دشمن خــــــــدا بود…



هی لعنتـــــی !

مـــرا الــکی دوســـت داشتــه بــــاش

دیـــگر بــــه دروغ راضـــی شـــده ام

!

بی حس شده ام از درد !

از بغــض !

فقط گاهـی

خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را

و من پنداشتم او مرا خواهد برد

به همان کوچه رنگین شده از تابستان

به همان خانه بی رنگ و ریا

به همان لحظه که بی تاب شوم

او مرا خواهد برد به همان سادگی رفتن باد

… او مرا برد!!!

ولی برد ز یاد !!!

ایـ ـــنـ ـ روزهـ ـــا مــے گُذَرند امّا

مَنـ ــــ اَز اینـ ـــ روزهــــــا نِمی گُذَرمـ ـــ …



در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند

که در را بر روی هیچکس باز نکنند

ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند….

اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد!

ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند .

زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند…..

اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت :

نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم!؟

شوهر چیزی نگفت ، و در را برویشان گشود!

سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد .

پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ، پدر بسیار شادی کرد

و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد

مردم متعجبانه از او پرسیدند :

علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟

مرد بسادگی جواب داد :

♥ ♥چون این همون کسیه که درو به روم باز می کنه! ♥ ♥


ما که رفتیم

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم

واسه تو یه عمر اسیر تو کنج میخونه بودیم

ماکه رفتیم ولی خوب موندی سر قول و قرار

خوب رها کردی دسامو توی اول بهار

ماکه رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود

دل ما لایق اینکه بندازیش زمین نبود

ما که رفتیم ولی چشم تو عجب نگاهی داشت

جمله های پر عشق تو چه وعده هایی داشت

ماکه رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم

بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم

ماکه رفتیم توبرو دنبال طالع خودت

ببینم سال دیگه کی میاد تولدت ؟

ماکه رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی

لااقل می اومدی پیشم واسه خداحافظی

مریم حیدرزاده



آن روز کــه همــه بــه دنبــال چشـم زیبـــا هستند،

تـــو بــه دنبــال نگـــاه زیبــا بـــاش ….!
 

.:: دکتـــر علی شــریعتــی ::.


Love is Pure

Love is Sure

Love is sweet poison

that Doctors can't cure
 

عشق یعنی پاکی

عشق یعنی اطمینان

عشق یه زهر شیرینه

که دکتر ها نمیتونن درمانش کنن!

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ!

ﻋﻜﺎﺱ ﻣﺪﺍﻡ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ،ﻛﻪ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﺕ

ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﻴﺴﺖ

 
(ارسال شده توسط MELINA )

برچسب ها :


ارسال نظر