به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله کوچولو شماره ۹۶

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۹۶ )

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه


www.kocholo.org - سایت کوچولو









هیچ کس بی کس نیست ولی موفق کسی است که با هر کسی نیست











خـــوابهـایـم



گاهـی…



زیباتر از زندگی ام مـی شـونــد…



کـاش گـــــاهــی…



بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم …!!!
 




گفـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفمـ را پس میگــیرمـ
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …


مـن



ویـرانــے ِ بعــد از



عـــُـــبور ِ تـوام ..










حرفهایی هست
 
بدجور دل میشکنند
 
بدجور دل می سوزانند
 
بدجور خراب میکنند
 
حرفهایی از
 
نزدیکترین کسانت !
 
از عزیزترین کسانت
 
گاهی دلت میخواهد
 
نزدیک ترین ، آنقدر عزیز نبود
 
یا اگر بود
 
کمی بیشـــتر
 
حواسش
 
به تاثیر ِحرفهایش بود …





یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون



آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟



دست همه حاضرین بالا رفت!



سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد



ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.



و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه



کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟!



و باز دستهای حاضرین بالا رفت…



این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال



کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید!



بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب



این اسکناس شود؟!



و باز دست همه بالا رفت!!!



سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش



اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید…



و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با



تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشویم، خم میشویم، مچاله



میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی



اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش



خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر



ارزشی هستیم…










آیینه بر خاک زد صنع یکتا

تا وانمودند کیفیت ما



بنیاد اظهار بر رنگ چیدیم

خود را به هر رنگ*کردیم رسوا



در پرده پختیم سودای خامی

چندان*که خندید آیینه بر ما



از عالم فاش بی*پرده گشتیم

پنهان نبودن*، کردیم پیدا



ما و رعونت*، افسانهٔ کیست

ناز پری بست*گردن به مینا



آیینه*واریم محروم عبرت

دادند ما را چشمی*که مگشا



درهای فرد*وس وا بود امروز

از بی*دماغی گفتیم فردا



گو*هر گره*بست از بی*نیازی

دستی*که شستیم از آب دریا



گرجیب ناموس تنگت نگیرد

در چین د*امن خفته*ست صحرا



حیرت*طرازیست نیرنگ*سازی است

تمثال اوهام آیینه دنیا



کثرت نشد محو از ساز وحدت

همچون خیالات از شخص تنها



وهم*تعلق برخود مچینید

صحرانشین*اند این خانمانها



موجود نامی است باقی توهم

از عالم خضر رو تا مسیحا



زین یأس منزل ما را چه حاصل

همخانه بیدل همسایه عنقا








بـیـدل دهـلــوی







دوست داشتن از عشق برتر است.
عشق در دریا غرق شدن است…
دوست داشتن در دریا شنا کردن است…


"دکتر شریعتی"



 
Love Means To See SomeOne



With Closed Eyes , To Miss Some One In Crowd . . .
 
عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن و از بین همه دلتنگ یک نفر شدن
 
 






در انتظار هیچکس نیستم . . .
 
اما ! !
 
هنوز وقتی نویز موبایل روی اسپیکر می افتد . . .
 
دلم میلرزد ! !
 
شاید تو باشی . . . ! ! !
 

برچسب ها :


ارسال نظر