به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله کوچولو شماره ۹۹

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۹۹ )

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه





روزی که فکــر می کنی یه کسی رو از ته "دِل" دوس داری . . .



هیچ وقت "وِلـــش" نـکن . . .



ممکنه دوباره تــکرار نشه . . .



باید ۱۰ ، ۱۵ سال بُگذره تــا بفهمی همون "یه بـــــــــــار" بوده . . .




که حــالت دیگــه خوب نمیشه . . .



"عشـق" یعنی حــالـت خوب باشه . . .!




 
شب ها خوابم نمی برد…



از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم



بی انصاف…



محکم زدی ،



جایش مانده است…
 
هچ شباهتی به یوسف بی ندارم…



نه زیبایم..



نه عزیز کرده ام..



فقط در چـــــــــــــاه افتاده ام…
«تــــــــــورا میخواهــــــــــــم»



در این جمله اندوهــــــــیست ؛



اندوه نداشتنت !
 


نشانی ام عوض نشده هنوز در همین خانه ام…!



فقط دیگر…



زندگی نمی کنم !
 
 


سال نو مــی شود …



روزها نو مــی شوند …



دیدار ها نـو مــی شوند …



ای دلِ بیچــــــاره ام ،



تنهــــــا زخم کهنۀ تو از سالها خاطره است که کهنه و کهنه تر مــی شود.
 
 




روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت
وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن
به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهایت رو بشکنی!!!
سپس فرد بی سوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
 



هر روز می پرسیکه : آیا دوستم داری ؟



من جای پاسخ بر نگاهت خیره می مانم



تو در نگاه من چه می خوانی نمی دانم



اما به جای من تو پاسخ می دهی : آری







ما هر دو می دانیم



چشم زبان پنهان و پیدا راز گویانند



و آنها که دل با یکدگر دارند



حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند



ننوشته می خوانند



من دوست دارم را



پیوسته در چشم تو می خوانم



نا گفته می دانم



من آنچه را احساس باید کرد



یا از نگاه دوست باید خواند



هرگز نمی پرسم



هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟



قلب من وچشم تو می گوید به من آری
فریدون مشیری
 




انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود

احساس تنهایی بیشتری می کند.


 

دکـتــر عـلـی شــریعـتـی



 

You are dearer that I say: I love you

You are more popular than I say I want you

I don’t say be mine

Just sometimes remember me!

عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم

محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت

نمی گویم مال من باش

فقط گاهی به یادم باش







بعضی وقـــت ها که خیلی داغــــونی از غــــصه..



"یکی" هست که وقتی مسیج میده و مثلا یه



سلام میده، تو با همون سلامش آروم میشی



و هـــــمه غــــمهات یادت مـــــیره …



این "یکی " کسی نیســـت جـــز..



صـــــاحبـــــخونه قـــــــلبت …
 

برچسب ها :


ارسال نظر