به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله کوچولو شماره ۱۰۳

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۱۰۳)

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه



 

آرزوهــایت را بـرآورده می کند

آنکه ابر را می گریـــاند

تا گل را بخنــدانــد

مگه با باد نسبتی داری؟

چقدر شبیه تو …

یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت …

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم!!!

تو فقط قول بده…

صدای خنده هایت را به کسی نفروشی…!!!

می روی و من تحمل می کنم نبودنت را

می مانم و تو فراموش می کنی بودنـم را…

حتی جغدها هم این چنین چشم به چیزی ندوخته اند..!!

مردم راه می روند ومی آیند ومی روند وانگار نه انگار …

دوست داشتنت چشم هایم را از من گرفته است.

هزار خیابان فاصله دارم با او

هزار خیابان فاصله دارم با خود

چرا زنده باشم

وقتی در تاریکی قدم می زنم

وقتی که او مرا

و گلدان ها کنار پنجره را

از یاد برده است .

زخم ها یم را نمی بندد

چشم هایش را می بندد

خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست

و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم …

در خلوت کوچه هایمـــــــــــــ

باد می آیدــــــــــ

اینجا من هستمــــــــــــ ؛

دلــــــ♥ـــم تنگ نیستـــــــــــــ….

تنها منتظر بـــارانـمـــــــــــــــ

تا قطره هایش بهانه ایی باشندـــــــــــــــ

برای نم ناک بودن لحظه هایمـــــــــــــ

و اثباتیـــــــــــــ

بر بی گناهی چشمانمــــــــــــــ!

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که

نابودت میکنم ! به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی!

زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و…….. خلاصه فریاد میزدم

یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و

میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید….

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی به این بچه ی

مزاحم نگفتم !

اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون

و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد

بگیرین مزاحم دیگران نشین و….

طفلی دخترک ترسید… کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت

شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ، اومد جلو و با ترس گفت :

آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه!

این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل

بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره…

من دیگه واقعا نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم!

کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ، توان بیان رو ازم گرفته بود!

و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر

ستفاده نمیکنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد!

حتی بهم آدامس هم نفروخت!

هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبم مونده ! چه قدرتمند بود!!!

مواظب باشید با کی درگیر میشید!

تو کی هستی که نگاهت مثه قصه پُرِ رازه ؟

تو کی هستی که تو این شب ، نفس ت غیرِمجازه ؟

تو کی هستی که با اسم ت ، پُشت سایه ها می لرزه ؟

تو کی هستی که حضورت ، واسه من تنها نیازه ؟

با منی مثل خودِ من ! مثل تن ! مثل یه پیرهن !

اما بین دستای ما ، فاصله دورُ درازه !

بذار از تو گُر بگیرم ! بذار آفتابی بمیرم !

آخه این کولی یه عُمره ، واسه تو ترانه سازه !

با تو فردا رُ می بینم ! سیب خورشیدُ می چینم !

با تو من صدتا کتابم ، پُرم از شعرای تازه !

چه نگاه بی نقابی ! چه ترانه های نابی !

انگاری تموم دنیا ، توی اون چشمای نازه !

دل بده به زخمه ی درد ! که صِدام نقطه چین کرد !

انگاری تو خَتم آواز ، صدای گریه ی سازه !

یغما گلرویی

من در جهانی زندگی میکنم که تنها خدایش از پشت خنجر نمیزند…

دکـتــر عـلـی شــریعـتـی

Don’t go for looks , they can deceive

Don’t go for wealth , even that fades away

Go for sum1 who makes u , smile becoz only a smile makes

a dark day seem bright

دنبال نگاه ها نرو ، ممکنه فریبت بدن

دنبال ثروت نرو ، چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی ، چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

مـن

گــاهــی

بــا خـــیـال ِ تــو

مـیـخـــــندم هـــــنـوز …!!!

برچسب ها :


ارسال نظر