به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله کوچولو شماره ۱۰۹

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

برای خواندن این شماره مجله عاشقانه کوچولو،روی این عکس کلیک کنید

 مجله اختصاصی و جامع عاشقانه سایت کوچولو (شماره ۱۰۹)

شامل بخشهای : عکس ، متن ، داستان ، شعر ، اس ام اس و نکته های عاشقانه

 

اگر بلند حرف بزنی صدایت را می شنوند …

اما اگر آرام حرف بزنی به گفته ات گوش می دهند …!

تنـــهـــایی یــــــعنـــی :

"نــــه خودشـــ هســـــت کــه از تنــــــــــهایی درت بیـاره ،

نـــــه فکرش اجـازه میده

تنهاییـت رو بـا کس دیگه پُـــــــر کنی…."

حضرت ابراهیم که نیستم میگذاری میروی …

این آتش نبودنت بر من گلستان نخواهد شد !!!

آنـــقدر دوستت خواهم داشت تا یک روز عصـــا از دستم بیفتد…

آבَم بـآیـَد یــﮧ "تـــُو" داشتــﮧ بـاشـِــﮧ

ڪِـﮧ هَـر وقـت اَز هـَمــﮧ چــے פֿـَـستـِــﮧ פּَ نـا اُمیـد بـوב

بـهـش بــِگـــﮧ :

مـُهـم اینـــﮧ ڪِـﮧ تــُـ‗__‗ـــو هـَستـے

بیـخیـال ِ בُنـیـا

خوبـــ بمآنــ و زندگیــ کن !

یآدتـــ بآشد سالهـآییــــ کهـــ نیستم تآ یآدآوریــ کنم خودت مراقب خودتـــ باشیـــ…!

خوب بآشــ….

مَن بهـــ پشتوآنه خوشحالیــ [تــــو] اینگونه میرومـــ….!

جآییـــ خوآنده بودمـــ….:

عشقـــ یعنی تــو بمونـــ من میرمــــ…..!!

اבعـــــای بے تـَـفــاوتـــے سخــت است!

آن هــم

نسبــت به کســے کــﮧ

زیبــــاتـــریــن حـــس בنیــــــــا را،

با او تجـــربـــﮧ کــرבے ….!

کشتــی هایم غرق نشده …

اما

در هیچ بندری کســــــی

به انتظار برگشتنم نیست….

در روزگار قدیم، پادشاهی سنگ بزرگی را که در یک جاده اصلی قرار داد.

سپس در گوشه ای قایم شد تا ببیند چه کسی آن را از جلوی مسیر بر می دارد.

برخی از بازرگانان ثروتمند با کالسکه های خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند.

بسیاری از آن*ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند.

امّا هیچیک از آنان کاری به سنگ نداشتند. سپس یک مرد روستایی با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید.

بارش را زمین گذاشت و شانه اش را زیر سنگ قرار داد و سعی کرد

که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن ها و عرق ریختن های زیاد بالاخره موفق شد.

هنگامی که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد

متوجه شد کیسه ای زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است.

کیسه را باز کرد پر از سکه های طلا بود و یادداشتی از جانب شاه که این سکه ها مال کسی است

که سنگ را از جاده کنار بزند.

آن مرد روستایی چیزی را می دانست که بسیاری از ما نمی دانیم! هر مانعی، فرصتی است تا وضعیت مان را بهبود بخشیم.
 



روی نکو بی وجود ناز نباشد

ناز چه ارزد اگر نیاز نباشد

راه حجاز ار امید وصل توان داشت

بر قدم رهروان دراز نباشد

مست می عشق را نماز مفرمای

کانکه نمیرد برو نماز نباشد

مطرب دستانسرای مجلس او را

سوز بود گر چه هیچ ساز نباشد

حیف بود دست شه به خون گدایان

صید ملخ کار شاهباز نباشد

بنده چو محمود شد خموش که سلطان

در ره معنی بجز ایاز نباشد

پیش کسانی که صاحبان نیازند

هیچ تنعم ورای ناز نباشد

خاطر مردم بلطف صید توان کرد

دل نبرد هر که دلنواز نباشد

کس متصور نمی شود که چو خواجو

هندوی آن چشم ترکتاز نباشد

خـواجـوی کـرمـانـی

آدم وقتی فقیر میشه خوبیهاشم حقیر میشه

اما کسی که زور داره یا زر داره،حقارت هاش هنر میشه

دکـتــر عـلـی شــریعـتـی

Find a guy who calls you beautiful instead of hot


Who calls you back when you hang up on him

who will stay awake just to watch you sleep

به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت

زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت

کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی

کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند

گاهی آنقدر دلم هوایت را میکند

شک میکنم به اینکه ، این دل مال من است یا تو . . .

برچسب ها :


ارسال نظر