به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

پدر و مادر

دسته بندی: مطالب زیبا | نویسنده : admin | بدون نظر

  

پدر و مادر تو…. از یک سالگی تا ۵۰ سالگی


برای خواندن متن روی ادامه کلیک کنید

پدرومادر



 1- وقتی که تو ۱ ساله بودی، اونا(مادرو پدر) بِهت غذا میدادند و تو رو می شستند! به اصطلاح، تر و خشک می کردند ، تو هم با گریه کردن در تمام شب از اونا تشکر می کردی!
 2- وقتی که تو ۲ ساله بودی، اونا، بهت یاد دادند تا چه جوری راه بری ، تو هم این طوری ازشون تشکر می کردی، که، وقتی صدات می زدند، فرار می کردی!
 3- وقتی که ۳ ساله بودی، اونا، با عشق، تمام غذایت را آماده می کردند ، تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق،ازشون تشکر می کردی! 
 4- وقتی ۴ ساله بودی، اونا برات مداد رنگی خرید ند، تو هم، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری، ازشون تشکر می کردی!
 5- وقتی که ۵ ساله بودی، اونا، لباس شیک به تنت کردند تا به تعطیلات بری  ، تو هم، با انداختن(به عمد) خودت تو گِل، ازشون تشکر کردی! 
 6- وقتی که ۶ ساله بودی، اونا، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کردند  ، تو هم، با فریاد زدنِ: من نمی خوام برم!، ازشون تشکر می کردی!
 7- وقتی که ۷ ساله بودی، اونا، برات وسائل بازی بیس بال خریدند ، تو هم، با پرت کردن توپ بیس بال به پنجره همسایه کناری، ازشون تشکر کردی!
 8- وقتی که ۸ ساله بودی، اونا، برات بستنی خرید ند ، تو هم، با چکوندن(بستنی) به تمام لباست، ازشون تشکر کردی!
 9- وقتی که ۹ ساله بودی، اونا، هزینه کلاس پیانوی تو رو پرداختند ، تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری پیانو، ازشون تشکر کردی!
 10- وقتی که ۱۰ ساله بودی، اونا، تمام روز رو رانندگی کردند تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببرند ، 
         تو هم، ازشون تشکر کردی،با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی !
 11- وقتی که ۱۱ ساله بودی، اونا تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما بردند، تو هم، ازشون تشکر کردی، ازشون خواستی که در یه ردیف دیگه بشینند!
 12- وقتی که ۱۲ ساله بودی، اونا تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِیِون بر حذر داشتند ، تو هم، ازشون تشکر کردی، صبر کردی تا از خونه بیرون بروند!
 13- وقتی که ۱۳ ساله بودی، اونا بهت پیشنهاد دادند که موهاتو اصلاح کنی ، تو هم، ازشون تشکر کردی، با گفتن این جمله: شما اصلاً سلیقه ای ندارید!
 14- وقتی که ۱۴ ساله بودی، اونا، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کردند، تو هم،ازشون تشکر کردی، با فراموش کردن، نوشتن یک نامه ساده !
 15- وقتی که ۱۵ ساله بودی، اونا از سرِ کار برمی گشتند و می خواستند که تو رو در آغوش بگیرند(ابراز محبت کنند) ، تو هم، ازشون تشکر کردی، با قفل کردن               درب اتاقت!   (نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشوند!)
 16- وقتی که ۱۶ ساله بودی، اونا بهت یاد دادند که چطوری ماشینش رو برونی(رانندگی یاد دادند) ، تو هم، ازشون تشکر می کردی، هر وقت  که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی!
۱۷- وقتی که ۱۷ ساله بودی، وقتیکه اونا منتظر یه تماس مهم بودند ، تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازشون تشکر کردی!
۱۸- وقتی که ۱۸ ساله بودی، اونا ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کردند ، تو هم، ازشون تشکر کردی؛ اینطوری که، تا تموم شدن جشن، پیش پدرومادرت نیومدی!
۱۹- وقتی که ۱۹ ساله بودی، اونا، شهریه دانشگاهت رو پرداخت کردند، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوندند و وسائلت رو هم حمل کردند ، تو هم، ازشون تشکر کردی، با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بیرون خوبگاه، به خاطر اینکه نمی خواستی خودتو دست و پا چلفتی نشون بدی!!(به اصطلاح، بچه مامانی!!)
۲۰- وقتی که ۲۰ ساله بودی، اونا ازت پرسیدند که ، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم، ازشون تشکر کردی با گفتنِ: به شما ربطی نداره !!
۲۱- وقتی که ۲۱ ساله بودی، اونا، بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات دادند ، تو هم، با گفتن این جمله ازشون تشکر کردی : من نمی خوام مثل شما باشم !
۲۲- وقتی که ۲۲ ساله بودی، اونا تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفتند ، تو هم ازشون تشکر کردی وازشون پرسیدی که : می تونید هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنید !
۲۳- وقتی که ۲۳ ساله بودی، اونا  برای اولین آپارتمانت، بهت اثاثیه دادند ، تو هم، ازشون تشکر کردی با گفتن این جمله، پیش دوستات : اون اثاثیه ها زشت هستن !
۲۴- وقتی که ۲۴ ساله بودی ، اونا دارایی های تو رو دیدند و در مورد اینکه در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی ازت سئوال کردند، تو هم با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود)فریاد زدی :پدر، مــادررر، لطفاً !!
۲۵- وقتی که ۲۵ ساله بودی، اونا کمکت کردند تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی و در حالی که گریه می کردند بهت گفتند که : دلمان خیلی برات تنگ می شه، تو هم ازشون تشکر کردی ؛ اینطوری که، یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی !!
۲۶- وقتی که ۳۰ ساله بودی ، اونا از طریق شخص دیگه ای فهمیدند که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زدند ، تو هم با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : “همه چیز دیگه تغییر کرده ” !!
۲۷- وقتی که ۴۰ ساله بودی، اونا بهت زنگ زدند تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنند، تو هم با گفتن”من الان خیلی گرفتارم” ازشون تشکرکردی !!
۲۸- وقتی که ۵۰ ساله بودی، اونا مریض شدند وبه مراقبت و کمک تو احتیاج داشتند ، تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن ، ازشون تشکر کردی !!


و سپس، یک روز، اونا، به آرامی از دنیا میرن . و تمام کارهایی که تو(در حق پدرو مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد.
اگه پدرو مادرت،هنوز زنده هستند، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهشون محبت کنی…
واگه زنده نیستند ، محبت های بی دریغشون رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر…
همیشه به یاد داشته باش که به پدرو مادرت محبت کنی و اونارو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط یه پدرو مادر داری!!!!!

برچسب ها :


ارسال نظر