به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

قطعات عاشقانه ۳۵

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

قطعات عاشقانه شماره ۳۵ سایت کوچولو…


چرا غمگینی؟عاشق شدم!!!! آیا عشق شیرین است؟بله….شیرین تر از زندگی!!!! چرا تنهایی؟ویژگی عاشق هاست!!!! لذت تنهایی چیست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا می روی؟برای اینکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پیش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بی رحم بوده؟نه…اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را می پرستم


“برای خواندن ادامه عاشقانه ها ، روی ادامه کلیک کنید” !!!



 







—————————–




اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است


 


 


چرا غمگینی؟عاشق شدم!!!! آیا عشق شیرین است؟بله….شیرین تر از زندگی!!!! چرا تنهایی؟ویژگی عاشق هاست!!!! لذت تنهایی چیست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا می روی؟برای اینکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پیش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بی رحم بوده؟نه…اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را می پرستم


 



ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است


 



 



وقتی که من دارم فکر می کنم وتو داری فکر می کنی که من دارم به چی فکر می کنم دوست دارم که فکر کنی که دارم به تو فکر می کنم


 



بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند


 



 کاری نکنیم که روزی حتی خودمان هم باور نکنیم که داریم دروغ می گوییم آن هم به خودمان و کاری نکنیم که روزی به خدا هم دروغ بگوییم و ای کاش روزی مردم با صداقتی همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگویند پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت ای وای من که قصه دل نا تمام ماند


 


 


اگر ان شب نگاهم نمی کردی اگر در ان شب تاریک بر این تنهاتر از تنهایی چشمک نمی زدی اگر در اولین حرفم باورم نمی کردی اگر نمی ماندی و می رفتی من دیگر این که هستم نبودم


 


 


 ای آفتاب خوبان، می‏جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت غلام همت آن رند عاقبت سوزم که در گدا صفتی کیمیاگری داند


 



 از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هست که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید


 


 


هیچ کس ویرانیم را حس نکرد… وسعت تنهائیم را حس نکرد… در میان خنده های تلخ من.. گریه پنهانیم را حس نکرد… در هجوم لحظه های بی کسی… درد بی کس ماندنم را حس نکرد… آن که با آغاز من مانوس بود… لحظه پایانیم را حس نکرد  


 


 


سکوتم را به باران هدیه کردم/ تمام زندگی را گریه کردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم


 


 


 



 



برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید

برچسب ها :


ارسال نظر