به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

شوخی با حافظ

دسته بندی: مطالب طنز | نویسنده : admin | بدون نظر

  


شعری طنز به نام “شوخی با حافظ”


برای خواندن روی ادامه متن کلیک کنید

شوخی با حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

اگر آن دخت زیباروی بدست آرد دل مارا / به جون مادرم! بخشم سرو دستو ۲ پاها را

اگر آن بچه‌ی مجنون بدست آرد tellمارا / به جون مادرم! بخشم به یوسف ها زلیخارا!

اگر آن دختر مشعوف بداند دردودل ما را / به جون عبدلی کوبم! سر هر خالیبندها را!

اگر آن دختره اینک بدارد دوستی ما را / به جون مادرم گویم! تموم راست و دروغها را!

اگر آن دختره اینک شبی درخواب من آید / که عشق از پرده‌ی عصمت برون آرد زلیخا را!

اگر آن دختره اینک بخواهد مال من باشد / که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را!

اگر آن دختره اینک ز عشق نا تمام گوید / به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را!‌

معنی اشعار:

بیت اول: یه ترکی میره شیراز دل یه بنده خدائی رو میبره!

بیت دوم:‌ اگه یه دختر خوشگل کفم رو ببره! سر و دست و پاهام رو براش میدم!

بیت سوم: اگه به اون دختره بتونم شماره تلفن بدم، به جون مادرم (نمادی از واقعیت)‌ از کیسه‌ی خلیفه یوسف رو به زلیخا میبخشم!

بیت چهارم: ‌اگه دختره به من زنگ بزنه و بخواد به حرفام گوش بده اصلا براش خالی نمیبندم! (آره جون عمه‌ام!‌)‌

بیت پنجم:‌ اگه مخش رو زدم‌!‌ و دیدم حیفه از دستش بدم!‌ بهش بعدا راست و دروغها رو تعریف میکنم!

بیت ششم:‌ اگه یه شب خواب دختره رو دیدم ، معلوم نیست توی خواب چه اتفاقی میوفته!

بیت هفتم: ما آخرش هم سر در نیاوردیم که این دخترا وقتی میخوان دیگه مال ما باشند چرا یه دفعه غیبشون میزنه‌! و این واسه من شده یه معما!

بیت هشتم: اگه قرار بر عاشقی باشه چه احتیاجی به رژلب و ریمل و سایه و این چیزاس! (باز هم مثل همیشه، ‌آره جون عمه‌ام!)

برچسب ها :


ارسال نظر