به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه شماره ۱

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | یک نظر

  

مجله عاشقانه شماره ۱…  مجموعه کامل و گلچین از مطالب زیبا و عاشقانه سایت

"برای خواندن مجله، روی ادامه کلیک کنید" !!!

 

—————————–

 

"اول به نام عشق و خدای عشق، دوم به نام تو، سوم به یاد مرگ"

 

سلام به دوستان عزیز

از امروز با مجله عاشقانه ها در خدمت شما هستم

امیدوارم لحظات زیبا و خوبی در کنار هم داشته باشیم

از این به بعد این مجله هفته ای یک بار به صورت کامل و گلچین مطالب سایت فرستاده می شود

 

 

هر مجله شامل بخشهای زیر می باشد که هر هفته فرستاده میشود

جمله هفته – عکس هفته – مجموعه قطعات عاشقانه  – یک داستان کوتاه – یک شعر
یک نکته از دکتر علی شریعتییک اس ام اس عشقولانه و بخش درخواستیها

 

 

جمله هفته

 

عالم دو چیز از همه زیباتر است : آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده. (کانت)

 

 

عکس هفته

 

 

مجموعه قطعات عاشقانه

 

گر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

چرا غمگینی؟عاشق شدم!!!! آیا عشق شیرین است؟بله….شیرین تر از زندگی!!!! چرا تنهایی؟ویژگی عاشق هاست!!!! لذت تنهایی چیست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا می روی؟برای اینکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پیش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بی رحم بوده؟نه…اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را می پرستم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

وقتی که من دارم فکر می کنم وتو داری فکر می کنی که من دارم به چی فکر می کنم دوست دارم که فکر کنی که دارم به تو فکر می کنم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 کاری نکنیم که روزی حتی خودمان هم باور نکنیم که داریم دروغ می گوییم آن هم به خودمان و کاری نکنیم که روزی به خدا هم دروغ بگوییم و ای کاش روزی مردم با صداقتی همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگویند پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت ای وای من که قصه دل نا تمام ماند

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

اگر ان شب نگاهم نمی کردی اگر در ان شب تاریک بر این تنهاتر از تنهایی چشمک نمی زدی اگر در اولین حرفم باورم نمی کردی اگر نمی ماندی و می رفتی من دیگر این که هستم نبودم

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 ای آفتاب خوبان، می‏جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت غلام همت آن رند عاقبت سوزم که در گدا صفتی کیمیاگری داند

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هست که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد… وسعت تنهائیم را حس نکرد… در میان خنده های تلخ من.. گریه پنهانیم را حس نکرد… در هجوم لحظه های بی کسی… درد بی کس ماندنم را حس نکرد… آن که با آغاز من مانوس بود… لحظه پایانیم را حس نکرد  

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

سکوتم را به باران هدیه کردم/ تمام زندگی را گریه کردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید

یک داستان کوتاه

 

کارن به اتاق خواب رفت و پیتر را که روی تخت دراز کشیده بود در آغوش کشید و آرام در گوشش گفت: "دوستت دارم" اما پیتر جواب نداد. اصلا هیچ عکس العملی نشان نداد. کارن شانه های پیتر را تکان داد و با ناامیدی پرسید: "پیتر منو دوست داری؟" اما پیتر باز هم جواب نداد و فقط به کارن خیره شده بود…
کارن که میدانست جوابی نخواهد شنید بلند شد و خرس کوچکش، پیتر، را کنار بقیه عروسکها در طاقچه گذاشت و خوابید
 

 

یک شعر

 

در این بخش هر هفته یک شعر زیبا از یکی از شاعران نامی قرار میدهم

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید ، باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید ، یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ، ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن ، لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است ، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است ، تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد ، چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم ، بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت ، اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید ، یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم ، نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ، بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

فریدون مشیری
 

 

یک نکته از دکتر علی شریعتی

 

دوست داشتن برتر از عشق


… آتشهایی که می پزند، آتشهایی که می سازند ؛آتشهای سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئی، . .. نیرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسی به این پی برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشی که همه هستی تجلی آن است ،آتش گرم نیست ،داغ نیست .چرا؟ نیازمندی در آن نیست ،تلاطم در آن نیست، نا استواری ، شک، تزلزل ،

این آتش عشق در خدا !یعنی چه؟آتش عشق که این جوری نیست ….. پس این آتش دوست داشتن است. آری.

آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف میزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !؟
نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نیست ، سرد نیست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نیازمندی ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسیدن ندارد،که یافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد…

 

یک اس ام اس عشقولانه

 

دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده

 

 

نکته مهم

 

 

Saeid Rahmati

برچسب ها :


ارسال نظر