به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه شماره ۵

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

مجله عاشقانه سایت عاشقانه کوچولو… شماره ۵ (شامل گلچین مطالب عاشقانه سایت)


“برای خواندن مجله، روی ادامه کلیک کنید” !!!

<<<تبلیغات در سایت کوچولو>>>



 


 



 


———–سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو———









مجله عاشقانه شماره ۵



 





 



جمله هفته


 


ستاره بخت هیچ کس شوم نیست، این ما هستیم که آسمان را بد تعبیر مى کنیم.


 ( ارنست همینگوی )
 



 






عکس هفته



 





 



 





مجموعه قطعات عاشقانه




 


 


بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کن


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این عشق سوختن آموخت فرق من و پـــــــــــروانه در این است پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 اشکات یه دروغ نیست واژه هات قصه ی خواب نیست اگه تو میمونی پیشم قول میدم مال تو باشم اگه تو مثل بقیه منو تنها نمی زاری یا با عکسای تو آینه اشکامو در نمیاری اگه جای رده پاهات نشه دشنه توی قلبم یا نوای گرمه سازت نشه کابوسه شبونم به خدای مهربونم قول میدم پیشت بمونم


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام…. من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام…. آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام…. در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام….


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی اونا رو واسه ات بخونه


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


در کلاس ادبیات معلم گفت: فعل رفت را صرف کن رفتم ..رفتی.. رفت ساکت میشوم میخندم ولی خنده ام تلخ میشود استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت… رفت… رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت ..رفت ..رفت و من میخندم و میگویم.. خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن میخندم


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


افتخار و باکلاسی مال تو التماس و پاچه خواری مال من هرچی موسیقی ِ شاده مال تو کاستای افتخاری مال من فهم شاخه های گل برای تو درک لوله ی بخاری مال من این شبای پرتقالی مال تو روزای آب دوغ خیاری مال من هرچی خواسته ی جدیده مال تو وعده های خواستگاری مال من


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


شمع آرزو هایم را با جرقه اشک روشن می کنم و در اقیانوس ژرف خیال


سوار بر زورق اندیشه تا فراسوی دشت آرزوها سفر می کنم


راستی چه خوب بود اگر من هم بالهائی به سپیدی نور و به لطافت پر پروانه داشتم


در این صورت تا آبی آسمان عشق تا سرزمین کبوتران عاشق آنجا که کینه و ریا جواز ورود ندارد چرخ می زدم آنجا که پلاک خانه دلها عشق است


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

دیگه باورم شده تنها شدم هیچکی نیست دست توی دستام بذاره دیگه آرزوم اینه ببینمت سر رو شونه هات بذارم دوباره هر شب خوابتو می بینم اما تو رفتی و برنمی گردی می دونم خواستی که فراموشت کنم ولی اینو از دلم نخواه نمی تونم می دونی تنها شدن حقم نبود منی که همیشه عاشقت بودم تو برو سفر فراموشم بکن اما من همیشه عاشق می مونم با تو بودن فقط تو خواب و خیال رفتی از پیشم هنوزم رفتنت واسم سواله رفتی سفر با رفتنت سوختم و خاکستر شدم خواستم که از یادم بری رفتی و عاشق تر شدم

هنوز هم وقتی قلب شیشه ای احساسم را با سنگ نا مهربانیها می شکنند


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


تاحالا دل تنگ کسی شدی؟ اصلا میدونی دلتنگی چیه؟ اونم ازبدترین نوعش؟ بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اونی که دوسش داری هیچوقت ماله تو نمیشه. اینه که بدونی یه روزی ازکسی که دوسش داری باید جدا بشی چه بخوای چه نخوای


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


دیروز که فریاد زدی دوستت دارم ******* گفتم بلندتر نمی شنوم****** امروز که دره گوشم گفتی دیگه دوستت ندارم ******* گفتم آرام بگو بقیه می شنوند


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


نجوم نخوندم , ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم. فیزیک نخوندم , ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است…» غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق , ژول و کالری و وات و… نیست زیست شناسی نخوندم , ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه شیمی نخوندم , ولی می دونم اگه عشق نباشه ملکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیا


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید






یک داستان کوتاه


 


دو فرشته ی مسافر برای گزراندن شب در خانه ی یک خانواده ی ثروت مند فرود آمدند این خانواده رفتار نا مناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمان خانه ی مجللشان راه ندادند بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیارآنها گذاشتند.فرشته پیر دردیوار زیرزمین شکافی دید آن را تعمیر کرد.وقتی فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده اوپاسخ داد همه ی امور به آن گونه که مینمایند نیستند.
شب بعد این دو فرشته ه منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار میهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذای مختصر زن و مرد فقیر رختخواب خود را در ختیار دو رشته گذاشتند.
صبح رز بعد فرشتگان زن و مرد فقیر را گریان دیدند.گاو آنها که یرش تنها وسیله گرندن زندگیشان بود در مزرعه مرده بود.
فرشته جوان عصبانی شد واز رشته پیر پرسید چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیافتد؟خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی اما این خانواده دارایی اندکی دارند وتوگذاشتی گاوشان هم بمیرد.
فرشته پیر پاسخ داد وقتی در زیرزمین آن خانواده ثروتمند بودیم دیدم که در شکافه دیوار کیسه ای طلا وجود دارد از آنجا که آنان بسیار حریص و بددل بودند شکاف را بستم وطلاها را از دیدشان مخفی کردم.
دیشب وقتی در رختخواب زن ومرد فقیر خوابیده بودیم فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد ومن به جایش آن گاو را به او دادم.همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند وما گاهی اوقات خیلی دیر به آن موضوع پی می بریم.



 





یک شعر


 




آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد ، کس به داغ دل باغ، دل نداد

ای وای ، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

((بادا)) مباد گشت و ((مبادا)) به باد رفت

((آیا))ز یاد رفت و ((چرا در گلو شکست))

فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خدا حافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا … در گلو شکست



 



مرحوم قیصر امین پور




 





یک نکته از دکتر علی شریعتی


 


رفتم و دیدم ای داد و بیداد غریب و تنها ، سرد و خاموش در اولین گوشه ی قبرستان ، پشت دیوار اتاقکی خاموش ، آتشفشانی در دل خاک و خاکروبه ، گوهری پنهان ، آرامشی کامل و سکوتی مرموز ، در آرامگاه فریاد گر قرن . خلوتی کردم ، دعایی ، فاتحه ای نثار روحش ، اشکی به روی سنگ دیوارش ، دستی بر پنجره محقر و کوچکی از آهن برای روحی بزرگ ، سینه ای فراخ ، دلی به وسعت دریا ، و بالاخره دیدم که هنوز اسلام در غربت است و مسلمانی در پرده حجاب . قلبم محزون و سینه ام آتش گرفته بود ولی اندیشیدم و دیدم که او خیلی خیلی زود تر از موعود و زمان بدنیا آمده و خیلی حرف ها و حدیث های دیگر …
 





یک اس ام اس عشقولانه



 



میگم: مر۳۰، بهش بر۳۰، با کمپر۳۰، نگی به ک۳۰، منو می‌بو۳۰، اگه نبو۳۰،‌ خیلی لو۳۰!


………..

زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یانگوم!

 


 


 




….



 




برچسب ها :


ارسال نظر