به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه شماره ۶

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

مجله عاشقانه شماره ۶ سایت…


“برای خواندن مجله۶ ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

<<<تبلیغات در سایت کوچولو>>>



 





———–سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو———










 



مجله عاشقانه شماره ۶



 



 



جمله هفته


 



اگه میخوایی پرواز کردن رو یاد بگیری باید از راه رفتن شروع کنی!!
نیچه



 






عکس هفته



 





 



 





مجموعه قطعات عاشقانه




 


 


خدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا


نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو


  منعکس شود.


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


 لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه


 است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


اگه تو خدا را فراموش کردی این رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمی کنه چون دوست داره


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


خوشبختی و بدبختی برای یه مرد شجاع مثل دست راست و چپش می مونه . اون هر دوشونو به کار می‌بره


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصمیم میگیرند. خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد. دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+- 


اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نمی دارد… بسیج قزوین


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


چه بسا اشخاصی که تنها با طنین کلنگ گورکن از خواب غفلت بیدار می شوند. ناپلون بناپارت


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


عشق را دوست دارم ولی نه در قفس


 بوس را دوست دارم نه در هوس


 تو را دوست دارم تا آخرین نفس


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید






یک داستان کوتاه


 



مدت زیادی از تولد برادر ساکی کوچولو نگذشته بود . ساکی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند
پدر و مادر می ترسیدند ساکی هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود که جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار ساکی هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند .
ساکی با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند . آنها ساکی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی کوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره !



 





یک شعر


 



پرنیان سرد

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است

بگذار تا سپیده بخندد به روی ما

بنشین، ببین که دختر خورشید “صبحگاه”

حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما

***

بنشین، مرو، هنوز به کامت ندیده ایم

بنشین، مرو، هنوز کلامی نگفته ایم

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است

بنشین، که با خیال تو شب ها نخفته ایم

***

بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه

خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش

یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست

***

بنشین، مرو، حکایت “وقت دگر” مگوی

شاید نماند فرصت دیدار دیگری

آخر، تو نیز با منت از عشق گفتگوست

غیر از ملال و رنج از این در چه می بری؟

***

بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین

امشب، چراغ عشق در این خانه روشن است

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز

بنشین، مرو، مرو که نه هنگام رفتن است!…

***

اینک، تو رفته ای و من از راه های دور

می بینمت به بستر خود برده ای پناه!

می بینمت – نخفته – بر آن پرنیان سرد

می بینمت نهفته نگاه از نگاه ماه

***

درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ

خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز

یاد منت نشسته برابر – پریده رنگ –

با خویشتن – به خلوت دل – می کنی ستیز
 



از فریدون مشیری



 





یک نکته از دکتر علی شریعتی


 


دکتر شریعتی در این متن در توصیف ابوذر چهره ی محبوبش چنین میگوید :

« قلم من با افتخار غرور آمیزی بر روی این صفحات می لغرزد زیرا ، قهرمانی را که در این داستان نقاشی می کند ، رقاصه ی پیست رقصی که میکوشد تا تماشاچیانش را از شهوت به جوش آورد نیست ، شاعری که در هوای عفن یک میخانه یا در کنار منقلی ستونهای ضخیم دود را به سقف می فرستد نیست ، عروسک هایی که پیرلویس ساخته است نیست .

یاران وفادار کاباره های زیر زمینها و پس کوچه های محلات بد نام پاریس نیست .

داستان عشق های گندیده ای که از هولیوود الهام می گیرد ، سرگذشت طنازان اثیری و عشوه گر جزیره ی کاپری که از همه سوی جهان ، شکمهایی را به سوی خویش میخواند که در زیر هر یک فاضلابی از شهوت نصب لست نیست .

پوست بدن نرم و مرمرین ستاره ی طنازی که هر صبح در وان شیر می خوابد ، چهره ای که کرمهای معطر بر آن برقی از چربی زده است ، لرزش هوس انگیز ران و پستانی که به صدها نویسنده نام و نان بخشیده است نیست .

قهرمان این داستان فرزند غیور صحراست ، فرزند صحرای مغروی است که با همه ی تنگدستی و عسرت ، همواره عار داشته است که ، حتی آسمان بر او اشک ترحم بارد ، فرزند صحرایی است که ، بر کرانه ی دریاها نشسته است و قرن ها از سر غرور در زیر آتش خورشید تشنه مانده ، برای آشامیدن آب ، سر به دریا نیز فرود نیاورده است .

چهره ی گندمگون و آفتاب زده ای است که خشونت صحرا در آن نقش بسته ، پوست چروکیده ای است همچون پاره ی چرمی ، در زیر آفتاب جزیره ، خشکیده و سیاه گشته است ، قامت باریک و بلندی است که بار رنج ها و سختی های بیابان اندکی آن را خمیده است ، سینه ی لاغر و استخوانی ای است که مردی و پایداری از آن می تراود ، و دو چشم دلیر شیری است که از لهیب آتش صحرا ، برای خویش ، دو نگاه ساخته است .

این داستان سر گذشت تند بادی است که در میان قبیله ای طغیان کرده و در صحرای خلوتی فرو نشست ……..
…….. سر گذشت مردی از غفار است . »

 





یک قطعه انگلیسی


 


The people you meet affect your life. The successes and downfalls that you experience can create whom you are, and the bad experiences can be learned from. In fact they probably the most poignant and important ones . If someone hurts you, betrays you or breaks your heart, forgive them because they have helped you learned about trust and the importance of being cautions to whom you open your heart


 





یک اس ام اس عشقولانه



 



میدونی فرق تو با عشق، زندگی و گل چیه؟ عشق یک کلمه است اما تو معنیه اونی. زندگی اجباره اما تو دلیل اونی. گل یه گیاهه اما تو عطره اونی



 


 


 




….



 





 

برچسب ها :


ارسال نظر