به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

مجله عاشقانه شماره ۷

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

مجله عاشقانه شماره ۷ سایت کوچولو…


“برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

<<<چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو>>>


 


 





———–سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو———  








مجله عاشقانه شماره ۷  



جمله هفته


 



 اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم



سعدی



 






عکس هفته



 





 



 





مجموعه قطعات عاشقانه




 


پیشگاه تو الها! در پیشگاه تو ایستاده ام و دست هایم را به سوی تو گشوده ام. می دانم که در بندگی ات اهمال کرده ام و در طاعتت کوتاهی. اگر راه حیاء می پیمودم، بایستی از خواستن و دعا نمودن دست می کشیدم. اما آنگاه که شنیدم گناه کاران را به درگاهت فرا خوانده ای به امتثال ندایت آمدم و به عواطف تو، ای مهربان ترین مهربانان


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


افسوس… آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد… برای آنچه از دست رفته آه میکشیم


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما سیاهها بدبختترند و سفیدها برترند… البته تبعیضی در کارنیست . در کل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضیها برابرترند


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


  یه نفر تو آخرین ثانیه ها از راه رسید اون با آخرین ستاره، دست مهتابو بوسید اون ،تو اولین قرارِ عاشقی پیشم نشست اون با چشمای قشنگش غم قصه رو شکست اون همون لحظه رسید که عاشقی میخواست بمیره اون اومد تا عاشقی رونق بگیره میدونست لحظه ی دیدار منه میدونست هنوز ستاره روشنه اون سرِ ساعت عاشقی من، جوونه کرد اون منو عاشق ِ آشیونه کرد اولین قرارِ عشقو تو چشای اون نشستم آخرین شبای عشقو تو چشای اون شکستم دل من هنوز نداره اینو باور که قشنگترین بهارم، برسه لحظه ی آخر


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست … تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست … تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم … تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا…. در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


تنهایی بگو چگونه اسمت را بنویسم؟ وقتی اشک نمی گذارد اسمت را به همراه ستاره می نویسم چون مرا به یاد شبهای تارعشق می اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقی را؟ بگو چگونه بعد از این تحمل کنم لحظات تنهایی را؟ با نوشتن تنهایی گریه ام می گیرد چه برسد به اینکه تنهایم بگذاری بگو چگونه احساسم رابنویسم که دیگر دلم از تنهایی و بدون تو بودن خسته شده….؟؟؟


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 


زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


  آلبرت انیشتین می گوید:


تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست فرو افتادن در عشق .


 


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید






یک داستان کوتاه


 


این دخترک جلف! فکر می‌کند، از همه زیباتر است. یوهو، موهایش بعد از فر شش‌ماهه، دوباره رشد کرده است. بعد هم این چکمه‌های کوتاهی که پوشیده است، خیلی احمقانه هستند. به‌علاوه هیچ‌چیز نمی‌داند. او در مورد هیچ‌چیز، اطلاعات ندارد.

همیشه وقتی پسر را می‌بیند، مثل هنرپیشه‌ها موهای خود را به عقب می‌اندازد.

حتی یک آدم کور هم متوجه می‌شود که چه فیلمی می‌آید. بسیار خوب، قبول. او خیلی خوب می‌رقصد. بهتر از من. اعتراف می‌کنم. صدایی بسیار خوب و چشم‌های زیبا دارد، اما دیگر این قیل‌و‌قال دائمی چیست؟ بعد از پنج دقیقه، اعصاب آدم را خرد می‌کند.

و مرد با او… ساعـت‌ها حرف می‌زند. مخصوصاً به آن‌ها نگاه نمی‌کند. نه، حالا دستش را دور گردن زن می‌اندازد. می‌خواهم از این‌جا دور شوم! اما حتماً زن دوست دارد که من همین کار را انجام دهم. در این صورت پیروز شده است.

در دستشویی به آینه نگاه می‌کنم و چشم‌های خود را زشت و مهوع می‌یابم. در هر صورت حالت تهوع دارم. دقیقاً حالا باید بیهوش شوم. به این ترتیب مرد متأسف خواهد شد که ساعت‌ها با او گفت‌وگو کرده است.
حتی وقتی از دستشویی برمی‌گردم، مرد آن‌جا ایستاده است: «برویم؟»
سعی می‌کنم وقتی به او جواب می‌دهم: «اگر تو میل داری…» حتی‌المقدور بی‌تفاوت جلوه کنم. در حالی که اصلاً نمی‌توانم بگویم که چقدر خوشحالم. به در که می‌رسیم از او می‌پرسم، مشکل کریستن چیست.

«آه خدایا. چه آدم اعصاب‌خرد کنی! وای…!»
زیر لب می‌گویم: «به‌نظر من که خیلی مهربان است.»


داستان ترجمه / حسادت
تانیا سیمرمان / برگردان: مهشید میرمعزی
 



 





یک شعر



 



منزلی در دوردست
منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به ایینی که دلخواه ست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراه ست
ای برایم ، نه برایم ساخته منزل
نیز می دانستم این را ، کاش
که به سوی تو چها می بایدم آورد
دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می دانی
من پیاده ی ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاه ست
کاش می دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چها داری
گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
شب که می اید چراغی هست ؟
من نمی گویم بهاران ، شاخه ای گل در یکی گلدان
یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟



 




 





یک نکته از دکتر علی شریعتی


 


دوست داشتن از عشق برتر است…

دوست داشت از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تاهرجا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. عشق در غالب دل ها، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جاوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، برخلاف غریزه ها، هرکدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست. عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنانکه شوپنهاور می گوید: “شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را برروی احساستان مطالعه کنید!” اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند. عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشنا است. دنیایش دنیای دیگری است. عشق جوششی یکجانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست. یک خود جوشش ذاتی است و ازاین رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب بسختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پس از عشق – که درد کوچکی نیست – فراوان است. اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید و در حقیقت، در آغاز، دو روح خط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند و پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند.


 





یک قطعه انگلیسی


 

advices


1. Call an old friend, just to say hi.

2. Hold a door open for a stranger.

3. Invite someone to lunch.

4. Compliment someone on his or her appearance.

5. Ask a coworker for their opinion on a project.

6. Bring cookies to work.

7. Let someone cut in during rush hour traffic.

8. Leave a waitress or waiter a big tip.

9. Tell a cashier to have a nice day.

10. Call your parents.

 


 





یک اس ام اس عشقولانه



 



خنده بر لب می زنم تا کس نداند که، حال من و این دنیا که ما دیدیم ،خندیدن نداشت.



 


 


 




….



آرشیو مجله عاشقانه ها




برچسب ها :


ارسال نظر