به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

گفتگوی کودکانه با خدا

دسته بندی: مطالب زیبا | نویسنده : admin | بدون نظر

  

خدای عزیز! شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده….


“برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

<<<چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو>>>


 


 





———–سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو———

 


در زیر می تونین دعاها و راز و نیازهای کودکانه رو با خدا مشاهده


 


 کنین و از پاکدلی و صداقتی که دارن حظ کنین.


 


 


لازم به توضیح نیست که کلمه کودک مترادف پاک ترین هست .


 


  


گفتگوهای کودکانه با خدا


 


خدای عزیز!


به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید


 


 بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمی‌کنی؟


 


امی


 


خدای عزیز!


شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر


 


 را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.


 


لاری


 


خدای عزیز!


اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش‌های جدیدم رو


 


 بهت نشون میدم.


 


میگی


  


خدای عزیز!


در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری


 


 تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام می‌دهد؟


 


جین


 


خدای عزیز!


آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟


 


لوسی


   


خدای عزیز!


چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟


 


جان


 


خدای عزیز!


من به عروسی رفتم و آن‌ها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند.


 


این از نظر تو اشکالی نداره؟


 


نیل


 


خدای عزیز!


آیا تو واقعاً منظورت این بوده که « نسبت به دیگران همانطور رفتار


 


 کن که آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟ » اگر این طور باشد، من


 


 باید حساب برادرم را برسم.


 


دارلا


 


خدای عزیز!


بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش


 


 دعا کرده بودم، یک توله سگ بود.


 


جویس


 


خدای عزیز!


وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او


 


چیزهایی درباره‌ات گفت که از آدم‌ها انتظار نمی‌رود بگویند. به هر


 


 حال، امیدوارم به او صدمه‌ای نزنی.


 


دوست تو (اما نمی‌خواهم اسمم رو بگم)


 


خدای عزیز!


لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هیچ چیز از تو


 


نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.


 


بروس


  


خدای عزیز!


من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه


 


 با اینهمه مو در تمام بدنش.


 


تام


 


خدای عزیز!


فکر می‌کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.


 


روث


 


خدای عزیز!


من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی‌کنم.


 


الیوت


 


خدای عزیز!


از همۀ کسانی که برای تو کار می‌کنند، من نوح و داود را


 


بیشتر دوست دارم.


 


راب


 


خدای عزیز!


برادرم یه چیزایی دربارۀ به دنیا آمدن بچه‌ها گفت، اما


 


درست به نظر نمی‌رسند. مگر نه؟


 


مارشا


 


خدای عزیز!


من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، ۹۰۰ سال


 


 زندگی کنم.


 


با عشق کریس


 


خدای عزیز!


ما خوانده‌ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی


 


 کلاس‌های دینی یکشنبه‌ها به ما گفتند تو این کار رو کردی.


 


بنابراین شرط می‌بندم او فکر تو را دزدیده.


 


با احترام دونا


  


خدای عزیز!


لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه


 


 می‌کنم.


 


دین


 


خدای عزیز!


فکر نمی‌کنم هیچ کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد.


 


می‌خوام اینو بدونی که این حرفو بخاطر اینکه الان تو خدایی،


 


نمی‌زنم.


چارلز


 


خدای عزیز!


هیچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که


 


غروب خورشیدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی، دیدم، معرکه


 


 بود.


 


اجین


 


منبع


http://www.f-team.blogfa.com

برچسب ها :


ارسال نظر