پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

سایت جهت تغییرات کلی و پیشرفت در حال تغییر سرور و به روز رسانی می باشد .

پیشاپیش از صبر شما تشکر میکنیم

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

مجله عاشقانه شماره ۹

دسته بندی: قطعات و مجله عاشقانه | نویسنده : admin | بدون نظر

  

مجله عاشقانه شماره ۹ سایت… (زیبا و خواندنی)


“برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

<<<چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو>>>


 


 







———–سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو———






مجله عاشقانه شماره ۹ 



جمله هفته


 


ویکتور هوگو : من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد



 






عکس هفته



 





 





مجموعه قطعات عاشقانه




  


هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان نکن


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


کاشکی بدونی چشمات و به صدتا دنیا نمیدم یه موج گیسوی تورو به صدتا دریا نمیدم


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


می شه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی…. اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری می شه……


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 دوستش می دارم چرا که می شناسمش به دوستی و یگانگی هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم تنهایی غم انگیزش را در می یابم و انگاه در می یابم که مرا دیگر از او گریزی نیست


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تو را آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-  


 میدونستید که هیچ بلور برفی شبیه اون یکی نیست؟مثل اثر انگشت آدمها…یکبار تو کوه یکی از بچه ها زیر برف بهم گفت:انگار فرشته ها نشستند اون بالا و دارن اینارو قالب میزنند! هر وقت برف میاد یادش م? افتم…بعضی حرفها چقدر تو ذهن آدما میمونه


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 شکایت نمی کنم ، اما ایا واقعا نشد که درگذر همین همیشه بی شکیب ، دمی دلواپس تنهایی دستهای من شوی؟ نه به اندازه تکرار دیدار و همصدایی نفسهامان ! به اندازه زنگی ….. واقعا نشد؟؟؟؟


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 تو به من خندیدی و نمی دانستی


من به چه دلهره از باغچه ی همسایه


سیب را دزدیدم


باغبان از پی من تند دوید


سیب را در دست تو دید


غضب الوده کرد نگاه


و تو رفتی و هنوز


سالهاست که در گوش من ارام ارام


خش خش گام تو تکرار کنان


می دهد ازارم


و من اندیشه کنان


غرق این پندارم


که چرا


خانه ی کوچک ما


سیب نداشت


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


دوسِت داشتم ولی هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نیفتـم نگفـتـم تــا نــدونی عاشـــقم مــن نـدونی بعــدِ تــو از پـا می افتـم خیــال کـردم اگـــه روزی بـــدونی می ری شعر جدایی رو می خـونی می ری تنها میشم با بغض و گـریه تــوی شهــــر و دیـــار بی نشــونی


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


ندیدی چشمهایم زیر پایت جان سپرد آخر گلویم از صدای، های هایت جان سپرد آخر نفهمیدی صدایم بغض سنگینی به دوشش بود اما از جفایت جان سپرد آخر نترسیدی بگوید عاشقی نفرین به آیینت که از چشمان جادویت خدایت جان سپرد آخر نمی دانی و می دانم که دل در خواهش آن انزوایت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشینی از برای یار دلگیر است بخوان شعرم که شعرم در هوایت جان سپرد آخر


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


چشم در راه کسی هستم کوله یارش بر دوش ، آفتابش در دست خنده بر لب ، گل به دامن ، پیروز کوله بارش سرشار از عشق ، امید آفتابش نوروز باسلامش ، شادی در کلامس ، لبخند از نقس هایش گُل می بارد با قدم هایش گُل می کارد مهربان ، زیبا ، دوست روح هستی با اوست !


 


   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


 ای سر آغازهمه خوبی ها مینویسم از تو تو که سر سبز ترین منظره ایی تو که سر شارترین عاطفه ایی برترین خواهش و احساس نیاز وبدان تا به ابد دوستت میدارم دوستت میدارم از زمین تا بخدا از همین نقطه ی خاکی تا عرش


 


  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


آنکه می‌خواهد روزی پریدن آموزد، نخست می‌باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند



  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


برای دیدن،آرشیو کامل قطعات عاشقانه اینجا کلیک کنید






یک داستان کوتاه


 


جوجه تیغی خیلی مهربان بود و دوستان زیادی داشت؛ اما هیچ وقت نمیتوانست دوستانش را بغل کند. هروقت یکی از دوستانش را بغل میکرد، دوستش جیغ میکشید و فرار میکرد. این جوری شد که بالاخره جوجه تیغی همه دوستانش را از دست داد. خیلی ناراحت شد. از جنگل بیرون آمد و رفت یک جای دور؛ به یک بیابان. همانطور که میرفت، وسط بیابان، چشمش به یک کاکتوس افتاد. خوشحال شد. رفت که او را بغل کند. کاکتوس تا فهمید فریاد زد: “من را بغل نکن؛ وگرنه…” اما دیگر دیر شده بود. جوجه تیغی کاکتوس را بغل کرده بود.
حالا آن دو حسابی با یکدیگر دوست هستند!



 





یک شعر



 



قاصدک

قاصدک !
هان ! چه خبر آوردی ؟
از کجا ؟ .. وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی .. اما ، ‌اما ؛
گرد بام و در من
- بی ثمر می گردی !
انتظار خبری نیست مرا .
- نه ز یاری ، نه ز دیار و دیاری ، باری !
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس ،
برو آنجا که تو را منتظرند ،
قاصدک !
در دل من ، همه کورند و کرند !
دست بردار ازین در وطن خویش غریب ..
قاصد تجربه های همه تلخ ؛
با دلم می گوید :
که دروغی تو ، دروغ ..
که فریبی تو ، فریب ..
قاصدک ! هان ! ولی … آخر … ای وای !
راستی ؛ آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی ! کجا رفتی ؟ آی !
راستی ؛ آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟!
- در اجاقی – طمع شعله نمی بندم – خردک شرری هست هنوز ؟!

قاصدک !
ابرهای همه عالم شب و روز ،
در دلم می گریند.



 




 





یک نکته از دکتر علی شریعتی


 


بهترین فرشته ها همین شیطان بود. مرد و مردانه ایستاد و گفت : نه سجده نمیکنم٬ تو را سجده میکنم اما این آدمکهای کثیفی را که از گل متعفن ساخته ای٬ این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانیش خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبت و همه چیز و همه کس را فراموش میکند سجده نمیکنم!

من از نورم٬ ذاتم از آتش پاک و زلال بی دود است٬ من این لجنهای مجسم پلید پست را سجده کنم…؟


 





یک قطعه انگلیسی


What if…….چی میشد اگه…….؟
God couldn’t take the time to Bless us today because we could not take the time to thank Him yesterday

خداوند نمیتونست امروزوقتی رو برای عطاکردن نعمت به ما اختصاص بده چون ما دیروز زمانی را برای تشکر کردن ازاو اختصاص ندادیم.

What if……..چی میشد اگه…….؟
God decided to stop leading us tomorrow because we didn’t follow Him today…
خدا تصمیم میگرفت فردا ما رو راهنمایی نکنه چون ما امروز از او پیروی نکردیم.

What if…….چی میشد اگه…….؟
God didn’t walk with us today because we failed to recognize it as His day…
خداوند امروز همراهیمون نمیکرد چون ما از درک و توجه به این موضوع که امروز (مثل همه ی روزها)مال اونه کوتاهی میکردیم.

What if…….چی میشد اگه…….؟
We never saw another flower bloom because we grumbled when God sent the rain…
شکوفایی هیچ گلی رو نمیدیدیم چون وقتی خدا بارونو فرستاد ما گله کردیم.

What if……..چی میشد اگه…….؟
God stopped loving and caring for us because we failed to love and care for others…
خداوند از دوست داشتن و اهمیت دادن به ما صرفنظر میکرد چون ما درمورد دوست داشتن و توجه کردن به دیگران کوتاهی کردیم.


What if……..چی میشد اگه…….؟
God took away the Qoran tomorrow, because we would not read it today…
خداوند قرآن رو از ما میگرفت چون ما امروز نخوندیمش.

What if…….چی میشد اگه…….؟
God took away his message because we failed to listen to His messenger…
خدا پیامهاشو ازمون میگرفت چون ما از گوش دادن به پیامبراش غافل شدیم.

What if…….. چی میشد اگه…….؟
God met our needs the way we give Him our lives…
خداوند نیازهای ما رو به همون روشی برآورده میکرد که ما زندگیمونو بهش تسلیم میکنیم.


What if……..چی میشد اگه…….؟
God answered our prayers the way we answer His call to service…
خدا همونطوری به دعاهامون جواب میداد که ما به وظایفی که ازمون خواسته انجام میدیم.


What if……..چی میشد اگه…….؟
The door to the mosque was closed because we did not open the door of our hearts…
در مسجد بسته میشد چون ما در قلبهامونو باز نکردیم.

What if…….چی میشد اگه…….؟
God would not hear us today because we would not listen to Him yesterday…
خدا امروز صدای ما رو نمیشنید چون ما دیروز صداشو نشنیدیم.


But God is much more greater & kinder than we think



اما خداوند مهربانتر و بزرگتر از آن چیزیست که ما فکر میکنیم


 


 





یک اس ام اس عشقولانه



 



از غم دوریت بیهوش نشدم دارم آفتاب میگریم برنزه شم




 


 




….



آرشیو مجله عاشقانه ها



برچسب ها :


ارسال نظر