پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

زندگی روزمره با اس ام اس

دسته بندی: مطالب زیبا | نویسنده : admin | بدون نظر

  

“عباس مینویسد:” شاید داستان زیر شرح حال زندگی روزمره خیلی از ماها باشه که غرق در نوع جدیدی از ارتباطات شدیم ، قطعا خواندن این داستان براتون جالبه … (زندگی روزمره با اس ام اس یا بی اس ام اس)


“برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

<<<چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو>>>


 


 


 







———–سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو———

 

شاید داستان زیر شرح حال زندگی روزمره خیلی از ماها باشه که غرق در نوع جدیدی از ارتباطات شدیم ، قطعا خوندن این داستان براتون جالبه


 


ساعت هفت صبح با نوای دلخراش Alarm گوشی، چشماتو باز کرده و نکرده با دستت دنبال گوشی می‏گردی. نکنه شبی، نصفه شبی یه SMS اومده باشه و تو بی خبر مونده باشی. بعدش تندتند کاراتو می‏کنی و صبحونه خورده و نخورده راه می افتی سمت اداره.


 


طبق معمول تو ترافیک دلپذیر صبحگاهی در حال هدر دادن عمر و جوونیت هستی که جیب شلوارت شروع می کنه به لرزیدن. می‏تونی حدس بزنی که مامان SMS زده تا فراموش نکنی غذاتو از یخچال برداری. ولی دیگه دیر شده!


مثل همیشه هم پنج دقیقه دیر می رسی سرک ار و به همکاران عزیز سلام می‏کنی و می‏شینی سرجات و به کارهایی که قرار بریزه روسرت فکر می‏کنی.


کم کم بی‏اختیار دستت می‏ره طرف موبایل و الکی Inbox رو چک می‏کنی. محض خالی نبودن عریضه یه SMS صبح بخیر نثار دوستت می‏کنی، تا جواب بگیری و خیالت راحت شه.


چند ساعتی مشغول کارت می‏شی که یه دفعه Reminder گوشی خودشو می‏کشه که یادت بندازه امروز تولد دوست دوران خوشه تحصیله. حتی به خودت مجال فکر کردن هم نمی‏دی که زنگ بزنی یا نه! SMSهای صد سال پیش رو زیر و رو می‏کنی، بلکه یه تبریک تولد خوب پیدا کنی. SMS معروف کیک تولد و شمع راضیت نمی‏کنه ولی انگار چاره نداری. از اون طرف هم دوستت که انگار موبایلشو دودستی چسبیده و بی‏صبرانه چشم دوخته بهش، در کسری از ثانیه با SMS، قربونت می‏ره که به یادش بودی! گوشی رو رها می‏کنی و دوباره مشغول کار می شی…


در حال نوش جان کردن ناهار هستی که برادرت با SMS می‏پره وسط غذات که چی؟ ” با پیراهن آبی راه راه چه شلواری بپوشم؟” چه دل خوشی داره….


بعد از نهار لم دادی رو صندلی. چند وقتی هست که از دوستت خبر نداری. دوباره Inbox و Saved Item رو بالا و پایین می‏کنی تا یه جوک پیدا کنی. اون هم در جواب یه جوک تکراری برات می فرسته! خوب پس حالش خوبه.


بابات هم بعدازظهر باز غافلگیرت می کند که با SMS ازت می خواد یه کار بانکی براش انجام بدی.


عصر شده دیگه کم کم داری آماده می شی بار سفر ببندی که باز موبایلت کارت داره. نه! SMS رو دوبار می‏خونی تا باورت بشه همکلاسی زبانت که ۲ بار بیشتر ندیدیش چه جوک آنچنانی برات فرستاده. می‏خندی ولی هرچی فکر می‏کنی می‏بینی نه بابا این حرفا به قیافش نمی‏آد. دیگه چاره‏ای نیست. به روی خودت نمی‏آری و گوشی رو میذاری تو کیفت و خودتو میندازی تو هیاهوی خیابون.


تو راه همش با خودت کلنجار می‏ری که به ” اونکه اسمشو نبر ” SMS بزنی یا نه. حالا یه صحبتی شد که رابطه تموم شه ولی اونقدر جدی که نبود! همینجور داری با خودت حرف می‏زنی که یکی از دوستات جلوت سبز می‏شه. سلام و من چطورم و تو چی کار می‏کنی و این حرف ها که یه دفعه می گه: ” راستی جوک فلان رو شنیدی؟” اصلا بهت امون نمی‏ده و می‏گه:” بذار واست بفرستم حال کنی .” با اینکه فکر می‏کنی خوب تو که روبرومی چرا خودت تعریف نمی‏کنی؟ به SMS لبخند می‏زنی و خداحافظی می‏کنی..


بالاخره سرکوچه راضی می‏شی که یه SMS بفرستی ، اگر مقبول افتاد که افتاد. اگر اوضاع بدتر شد که خوب مثلا اشتباه شده. می‏خواستی SMS رو برای یکی دیگه بفرستی. آره خوبه. خوب آدمیزاد اشتباه می‏کنه دیگه … تو دلت به پستی خودت می‏خندی و Send می‏کنی.


خسته و کوفته می‏رسی خونه که بهت اطلاع می‏دن یکی از دوستات زنگ زد، باهات کار داشت. وای اصلا حال نداری بهش فکر کنی چه برسه به حرف زدن… ولش کن فردا بهش SMS می زنم.


اهالی خونه که دست کمی از خودت ندارن از قیافت حدس می‏زنن که رمق حرف زدن نداری. در سکوت یه چیزی می‏خوری که نوای دلنواز SMS صدات می‏کنه. با رضایت لبخند می‏زنی. SMS اشتباه کار خودشو کرد.


می پری رو تخت و SMS بازی شروع می شه. بعد از رد و بدل کرن حدود ۱۵ تا SMS ، یه سوء تفاهم همه کار رو خراب می کنه. تا بیای اثبات کنی که منظورت این نبود، دیگه…


آلارم رو روشن می‏کنی و موبایل رو پرت می‏کنی. چشماتو می بندی. کلمات Pingilish تو سیاهی برات رژه می رن.


اما اونقدر خسته ای که فکر نمی‏کنی؛ امروز با چند تا SMS چه کارایی کردی؟ اصلا امروز صدای بابات رو شنیدی؟ تازه عذاب وجدان هم گرفتی که جواب تلفن دوستت رو ندادی.


خدا وکیلی دوستت بیشتر خوشحال نمی‏شد اگر یه زنگ یه دقیقه‏ای می‏زدی بهش. حالا کادوی تولد پیشکشت.


تازه هنوز هم دلت برای اون دوستی که با جوک حالشو پرسیدی تنگه… .


منصف هم باشی، افسوس می‏خوری که به جای ارسال ۵۰۰ تا SMS برای حفظ یه رابطه، اگر مسئولیت حرف زدن رو قبول می کردی. اوضاع و احوالت بهتر بود… .


حالا دیگه خوابت برده. فرصت نیست تا یادت بیاد که ” در آغاز کلمه بود، نه SMS … . “


 


برگرفته از ایرانین فان


برچسب ها :


ارسال نظر