پیام مهم سایت کوچولو

با سلام و خوش آمدگويي...

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

 

همچنین آپلودسنتر کوچولو با سرعت بالا با حجم نامحدود در حال راه اندازی می باشد:

upload.kocholo.org

رمزگشایی از مرد هزار چهره

دسته بندی: اخبار جالب | نویسنده : admin | یک نظر

  

خبرگزاری فارس: رمزگشایی از پیام «مرد هزار چهره» به روایت یکی از نویسندگان …


“برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

.*.*.*.*.*.*.*


استفاده از کلیه مطالب و عکسهای سایت،فقط با ذکر نام سایت کوچولومجاز مییاشد


<<<برای خواندن چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو اینجا کلیک کنید>>>


برای اطلاعات بیشتر، حتما کلیک کنید


 









.*.*.*.*.*.*.* سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو .*.*.*.*.*.*.*

خبرگزاری فارس: یکی از نویسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» ضمن تشریح بخش‌های حذف شده و تغییرات اعمال شده در این سریال به رمزگشایی از پیام «مرد هزار چهره» پرداخت.

امیرمهدی ژوله که به همراه محراب قاسم خانی و خشایار الوند با سرپرستی پیمان قاسم خانی، بخشی از داستان‌های سریال تلویزیونی «مرد هزار چهره» را نوشته است، درباره اظهار نظرهای اخیر نسبت به این مجموعه در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: هر ساله در دنیا نمایشگاه‌هایی با نام هنرهای مفهومی برگزار می‌شود که اثری را در آن نمایشگاه قرار می‌دهند و هرکس برداشت خود را از آن اثر دارد که اکثر آنها به واقعیت شباهتی ندارد و منظور هنرمند از ساختن اثر، آن تعابیر نبوده است.
وی افزود: در مورد سریال «مرد هزار چهره» نیز همین اتفاق افتاد. هیچ کس راجع به کمدی این کار که آیا ضعیف بود یا قوی، متن‌ها چطور بود، کارگردانی اثر متفاوت بوده است یا خیر؟ حضور این همه بازیگر و قصه پر و پیمان و … حرفی نزد و همه مشغول تفسیر بودند.
وی در ادامه گفت: موقعیتی که این سریال در میان مخاطبان بدست آورد، بیشتر شبیه لیست خریدی بود که مسعود شصت‌چی آن را خواند و روشنفکرنما‌ها شروع به تعبیر آن با افکار خود کردند. قطعا این کار نیز حرف‌هایی برای گفتن داشت، پرفکر و پرمغز بوده و نقادانه ولی تعبیرات خیلی بیشتر از آنکه ما انتظار داشتیم پراکنده و تعجب برانگیز بود.
وی در ادامه درباره شکل گیری داستان این سریال نیز گفت: ما در همان ابتدای کار یک ماه و نیم برای طراحی کلیت کار و طراحی موقعیت‌هایی که این فرد باید در آن‌ها قرار می‌گرفت وقت گذاشتیم و در نهایت ۶ موقعیت برای این شخصیت تعریف کردیم که به خاطر اینکه برخی از آنها کشش بیشتری داشت و طولانی‌تر شد ما به ۴موقعیت اکتفا کردیم که شامل موقعیت پزشکان، نیروی انتظامی، شعرا و موقعیتی که درگیر یک آدم ربایی می‌شد، بود که برای موقعیت آدم ربایی با «امین حیایی» و «نیلوفر خوش‌خلق» صحبت شد ولی پس از جرح و تعدیل‌ بخش‌ گروگانگیری این موقعیت به بخش مافیا تبدیل شده و در نتیجه حضور این دو بازیگر نیز منتفی شد.
ژوله با بیان اینکه انتخاب موقعیت‌ها براساس جذابیت آنها برای مخاطب بود، اظهار داشت: در کمدی جابه‌جایی باید موقعیتی که یک آدم در آن قرار می‌گیرد به اندازه کافی جذاب باشد و ما به این فکر کردیم که یک کارمند اداره بایگانی که خیلی ساده و شریف است، در چه موقعیت‌هایی قرار بگیرد، جذاب خواهد بود و بر آن اساس موقعیت‌ها را تعریف کردیم.مسعود شصت‌چی اگر در چه موقعیت‌هایی قرار بگیرد خیلی دور از شخصیت واقعی اوست و آن تضاد کمدی اتفاق می‌افتد؟ به همین دلیل او را در موقعیت پزشکان، یک فرد ناشی، یک فرد ساده و ترسو در موقعیت نیروی انتظامی، یک فردی که هیچ اطلاعاتی در زمینه شعر و ادبیات ندارد و یک فرد ضعیف در مافیا قرار دادیم و قرار بود این شخصیت در این موقعیت‌ها در معرض ۴ وسوسه شهرت، قدرت، محبوبیت و ثروت قرا بگیرد.
وی ادامه داد: از همان ابتدا قرار شد موقعیت شاعران براساس داستان «موخوره» نوشته «عزیز نسین» باشد که بر این اساس است که یک شاگرد نانوا در یک کافی‌شاپ در جمع شعرا قرار می‌گیرد و مجبور می‌شود شعری از خود بخواند و چون شعری ندارد، لیست خرید نانوایی را خوانده و مورد تعریف و تمجید شاعران قرار می‌گیرد که چه شعری است و چقدر حرف دارد پس او را به غار خودشان می‌برند و در آن موقعیت با او هستند. در همین خلال قرار می‌شود مجله‌ای بزنند و در ادامه همه کاسه کوزه‌ها را سر او خراب کرده و در نهایت رهایش می‌کنند. ما تا یک جاهایی نعل به نعل داستان رفتیم اما در جاهایی به دلیل کمبود زمان، چون موقعیت شاعران آخرین موقعیت بود نتوانستیم آن را کامل کنیم.
وی تصریح کرد: ما این مسیر را رفتیم و هیچ شخصیت حقیقی در کار مدنظرمان نبود. ما داستان اصلی را با جامعه خودمان تطبیق دادیم و حواشی را که به جامعه شاعران و روشنفکران تعلق دارد مانند شاعر نماها و روشنفکر نماها را نقد کردیم و این نقد به جامعه شاعرنماها، انقلابی‌نماها و کسانی که فقط ادا در می‌آورند و هیچ هنری ندارند بود و کسانی که یا از زمان خود عقب و یا دچار توهم هستند و فقط به جای توانایی ادعا دارند را نقد کردیم و هیچ فرد خاصی مد نظر ما نبوده است.
این نویسنده در ادامه گفت و گو با فارس گفت: در بخش کلانتری نیز قرار گرفتن یک آدم ضعیف در بحث قدرت مد نظر ما بود و تنها کسی که در آنجا کار خلاف انجام می‌داد، «مسعود شصت‌چی» بود که رفتارهای غلطش باعث شناسایی‌اش شد.
ژوله درباره بخش‌های حذف شده سریال نیز گفت: قرار بود بخش شاعران دو قسمت کامل باشد که به دلیل کمبود وقت، این قصه جمع‌وجور و تبدیل به یک قسمت و چند سکانس شد. در یک مقطع ما کم آوردیم و در مقطع دیگر جمع‌بندی ماجرا بود. بخش‌هایی که به قسمت دوم شاعران اضافه شد، باعث شد، آن قسمت‌ها هم کمرنگ‌تر شود البته از اول قرار بود سریال در ۱۴ قسمت بعلاوه یک قسمت پشت صحنه ساخته شود که این اتفاق نیافتاد.
وی درباره تیزرهای تبلیغاتی این سریال با حضور رضا رشیدپور در دفتر قزاقه‌مندیان و نام محمدرضاحسینیان در تیتراژ سریال نیز گفت:بخش‌های مربوط به حضور رضا رشیدپور و محمد رضا حسینیان نیز شوخی با فیلم پدرخوانده بود که در بخشی از آن سربریده یک اسب را در رختخواب یکی از شخصیت‌ها قرار می‌دهند.
در آن بخش‌ها نیز داستان از این قرار بود که رضا رشیدپور بعنوان یک مجری نزد پدرخوانده می‌آید و از حسینیان که مجری و رقیب اوست گله و شکایت می‌کند. عوامل پدرخوانده برای تهدید آقای حسینیان یک کله مرغ در رختخواب او می‌اندازند و او از دیدن این صحنه وحشت می‌کند.
وی ادامه داد: انتهای ماجرا نیز قرار بود زمانی که شصت‌چی از زندان آزاد می‌شود، علی پروین به استقبال او بیاید که به دلیل اینکه به مسافرت رفته و از دسترس خارج شده بود و ضبط سکانس به عید افتاده بود، ما از رشیدپور به جای او استفاده کردیم. همین تغییر انتها باعث شد شوخی مربوط به رشیدپور و حسینیان حذف شود.
وی درباره سایر تعابیری که از بخش‌های مربوط به شعرا شده بود نیز گفت:درباره این بخش یکسری سوءتفاهمات پیش آمد. مثلاً زمانیکه قرار بود بخش شاعران را بنویسیم، تصمیم گرفتیم که آنها یک حلقه داشته باشند و چون خانه پیمان قاسم‌خانی در منطقه دروس تهران واقع است، قرار شد اسم این حلقه را دروس بگذاریم یا در دادگاه سروش صحت بعنوان شاکی حاضر شده بود و کمدی‌اش این بود که با اینکه بعنوان شاکی حاضر شده، ولی آنجا خود معترض است و دلایل دادگاه را زیر سؤال می‌برد، این شوخی در همین حد بود که متأسفانه تعبیرپذیر شد.
وی افزود: همچنین ما با اسامی مستعار شاعران شوخی کردیم و نام شاعری که بزرگداشتش بود را از روی پلاک ماشین انتخاب کرده بودیم یا گریم سعید پیردوست شبیه انیشتن بود ولی تعبیر پیدا کرد در حالیکه من تأکید می‌کنم که ما به هیچ‌وجه در نگارش داستان‌ها به افراد حقیقی توجهی نداشتیم و فقط یکسری رفتارهای مدعیان شاعری، روشنفکری، عرفان‌های سطحی و… نقد شده بود و ما با نگارش این بخش‌ها فکر کردیم که شاعران و روشنفکران حقیقی به یاد حواشی اطراف خود میافتند و کلی هم دلشان از دیدن این تصاویر خنک می‌شود.
وی در پایان گفت:ما معمولاً در کارهای مشترکمان با مهران مدیری تم ثابتی داریم که نقد خودمان و مردم است و قصد داریم یک آینه‌ای جلوی خودمان بگذاریم و رفتارهای ناشایست خودمان را در آن ببینیم که یک جور کارهای روانشناختی و روانشناسی و اجتماعی است و ربطی به مسائل سیاسی و….. ندارد.

برچسب ها :


ارسال نظر