به سايت عاشقانه و تفريحي كوچولو خوش آمديد

با سلام و خوش آمدگويي...

 

لطفا بعد از عضويت رايگان ، قوانين و آموزش فعاليت در كوچولو را مطالعه كنيد.

براي مشاهده تعرفه تبليغات به قسمت تبليغات ، و براي تماس با مديركوچولو به فرم تماس با ما مراجعه كنيد.

تقاضای انسان از خدا

دسته بندی: مطالب طنز | نویسنده : admin | ۲ نظر

  

واین بود تقاضای انسان…مطلبی طنز در مورد آفرینش انسان…


“برای خواندن ادامه متن ، روی ادامه کلیک کنید” !!!

.*.*.*.*.*.*.*


استفاده از کلیه مطالب و عکسهای سایت،فقط با ذکر نام سایت کوچولومجاز مییاشد


<<<برای خواندن چگونگی تبلیغات در سایت کوچولو اینجا کلیک کنید>>>


برای اطلاعات بیشتر، حتما کلیک کنید


 









.*.*.*.*.*.*.* سایت عاشقانه – تفریحی کوچولو .*.*.*.*.*.*.*


 


 خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود


 


 تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و


 


 تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو


 


 یک خر خواهی بود.


 


خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری


 


 همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند


 


 آرزوی خر را برآورده کرد…


 



******************************************



خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و


 


 وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی


 


 سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.



سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط


 


 پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد…


 



******************************************



خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه


 


 خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال


 


 عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.


 


میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال


 


عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.


 



******************************************



و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند


 


 روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه


 


 موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر


 


 خواهی کرد.



انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای


 


 زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده


 


 سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.



و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد…


 


و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!


 


 


 


و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند،


 


و مثل خر بار می برد…!!!



و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن


 


زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد…!!!


 


و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن


 


 دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند…!!!


 


… 


و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!

برچسب ها :


ارسال نظر