ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 393 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 5892
  1. #31
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    کلاهبرداری های زنجیره یی داماد قلابی از دختران دم بخت

    به نقل از روزنامه اعتماد
    جمعه 27 مهر



    پسر جوانی که پس از شناسایی دختران دم بخت با طرح نقشه یی زیرکانه از آنان کلاهبرداری می کند تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.

    به گزارش خبرنگار ما این جوان که پرویز نام دارد از سه سال پیش نقشه خود را برای کلاهبرداری از دختران دم بخت آغاز کرد و هم اکنون پلیس با انجام تحقیقات گسترده در تلاش است تا او را به دام بیندازد.

    یکی از شاکیان این پسر که دختری به نام مرضیه است در شکایت خود به بازپرس جراحی رئیس شعبه 15 دادسرای صادقیه گفت؛ من سه سال پیش از طریق همسایه مان با مرد جوانی آشنا شدم که مدعی بود پدرش از تجار معروف بازار است و خودش در زمینه ساختمان سازی فعالیت دارد.

    مدتی پس از آشنایی من با آن پسر جوانی که پرویز نام دارد قرار شد او به خواستگاری من بیاید اما هر بار این کار را به آینده موکول می کرد و بهانه یی می آورد. از سویی او اجازه نمی داد خانواده ام برای تحقیق به بازار بروند. پرویز می گفت اگر پدرش بفهمد که خودش برای ازدواج اقدام کرده ناراحت می شود و باید به وی فرصت دهیم که خودش موضوع را با پدرش در میان بگذارد. من و خانواده ام نیز حرف های پرویز را باور می کردیم.دختر شاکی ادامه داد؛ 10 ماه از آشنایی من و پرویز گذشته بود که او گفت به خاطر علاقه یی که به من دارد می خواهد زمینی در کرج برایم بخرد من از این موضوع خیلی خوشحال شدم و برای همین وقتی گفت برای خرید زمین چهار میلیون تومان کم دارد این پول را به وی دادم.پرویز چند روز بعد اسناد یک قطعه زمین را به من داد اما دو هفته بعد سند را پس گرفت و گفت می خواهد زمین کرج را با ملکی در نبرد تهران عوض کند. پس از آن بود که دیگر خبری از پرویز نشد و من فهمیدم او یک شیاد حرفه یی است. شاکی دیگر این پرونده در اظهارات خود با تایید گفته های مرضیه اظهار داشت؛ من پرستار هستم و در بیمارستان با پرویز آشنا شدم. او خود را پسری پولدار معرفی کرد و گفت قصد دارد به خواستگاری من بیاید و در زمان آشنایی ما یک پژو 405 داشت که پس از مدتی گفت ماشین را سرقت کرده اند. چند روز بعد گفت می خواهد با پولی که از بیمه به دست می آورد برای من زانتیا بخرد و کسری پول خرید زانتیا را از من گرفت. با گذشت چند هفته خبری از زانتیا نشد. از طرفی پرویز هر بار هم برنامه خواستگاری را عقب می انداخت تا اینکه یک روز گفت می خواهد به جای زانتیا زمینی را که در کرج دارد به نصف قیمت به من بفروشد و من برای این منظور باید تا سقف12 میلیون به او بدهم. من هم پول را تهیه کردم و همراه با کپی مدارک وکالت نامه یی به او دادم ولی دیگر از او خبری نشد.پس از طرح این شکایات بازپرس پرونده به ماموران نیروی انتظامی دستور داد تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کنند.

    در جریان تحقیقات صورت گرفته مشخص شد پرویز از سوی دادسرای شمیرانات نیز تحت تعقیب قرار دارد و متهم است به همراه اعضای یک باند برای متهمان مختلف سند جعل می کرده تا آنان را از زندان آزاد کند.همچنین مشخص شد پرویز چندی قبل به همین اتهام دستگیر و با سپردن وثیقه 30 میلیون تومانی فراری شده است. در این میان با به دست آمدن شماره تلفن همراه متهم بازپرس جراحی دستور داد فهرست مکالمات تلفنی جوان کلاهبردار بررسی شود.

    ماموران با بررسی مکالمات پرویز متوجه شدند او چند دختر دم بخت دیگر را نیز اغفال کرده است و قصد دارد از آنان نیز کلاهبرداری کند.بنابر این گزارش روز گذشته شاکیان پرویز بار دیگر با مراجعه به دادسرای صادقیه خواستار دستگیری این جوان شدند و هم اکنون تحقیقات برای به دام انداختن داماد قلابی ادامه دارد.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  2. #32
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    نوعروس جوان خودش را از پشت بام پرت کرد


    به نقل از گروه حوادث روزنامه اعتماد
    جمعه 27 مهر

    نوعروس جوان 10 ماه پس از ازدواج در اقدامی جنون آمیز خود را از پشت بام محل سکونتش به پایین پرت کرد و جان باخت. به گزارش خبرنگار ما حدود ساعت 20 شامگاه شنبه ماموران کلانتری شهرزیبا در جریان مرگ زن جوانی قرار گرفتند و پس از حضور در محل حادثه واقع در بلوار فردوس تحقیقات خود را آغاز کردند. ماموران متوجه شدند زن متوفی سولماز نام داشته و 26ساله بوده و در پی سقوط از پشت بام آپارتمان سه طبقه جان خود را از دست داده است. پلیس در جریان بررسی های خود دریافت سولماز روز حادثه پس از مشاجره یی کوتاه به پشت بام خانه رفته و دست به خودکشی زده است.

    تحقیقات ماموران فاش کرد این زن قبلاً یک بار ازدواج کرده و در حالی که صاحب یک دختر بود از شوهرش طلاق گرفته و 10 ماه قبل با پسر همسایه شان ازدواج کرده بود. همچنین مشخص شد سولماز روز جمعه 30 عدد قرص خورده اما پس از انتقال به بیمارستان جان سالم به در برده بود. یکی از اقوام سولماز به ماموران گفت؛ امروز- روز حادثه- سولماز از بیمارستان مرخص شد و او را به خانه آوردیم اما دقایقی بعد صدای مشاجره او و شوهرش را شنیدیم و ناگهان سولماز به پشت بام خانه دوید و خودش را به پایین پرت کرد.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  3. #33
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    کارآگاهان در برابر پرونده يي عجيب

    نجات کلاهبردار 220 ميليون توماني از چنگ آدم ربايان

    به نقل از روزنامه اعتماد
    شنیه 28 مهر



    تصادف خودرو آدم ربايان با جدول کنار خيابان گروگان 220 ميليون توماني را از چنگ آنها نجات داد.

    به گزارش خبرنگار ما روز سه شنبه هفته گذشته سه مرد که در بلوار فرحزادي در حال نزاع با يکديگر بودند توجه ماموران گشت کلانتري 154 چيتگر را به خود جلب کردند و ماموران هنگامي که براي بررسي موضوع به محل درگيري نزديک شدند در چند قدمي سه مرد يک خودرو پژو 405 را مشاهده کردند که با جدول کنار خيابان برخورد کرده و از حرکت ايستاده بود.

    ماموران پس از آنکه از سه مرد خواستند علت درگيري شان را توضيح دهند يکي از آنان که خود را حميد معرفي مي کرد و سر و صورتش خون آلود بود از ماجراي يک آدم ربايي پرده برداشت و گفت؛ دو مرد ديگر او را ربوده اند اما هنگامي که قصد داشتند وي را به مخفيگاه شان منتقل کنند اتومبيل آنها با جدول برخورد کرد و آنان ناکام ماندند.

    پس از اظهارات اين مرد 59 ساله وي به همراه دو متهم ديگر که عبيد و فريبرز نام دارند براي انجام تحقيقات به پليس آگاهي انتقال يافتند.

    ادعاهاي متقاضي

    با آغاز بازجويي ها از عبيد 33 ساله و فريبرز 25 ساله اين دو اتهام آدم ربايي را رد کردند و گفتند از حميد حدود 20 ميليون تومان طلب دارند و به همين دليل او را سوار خودروشان کردند تا به پليس تحويل دهند، اما در بين راه تصادف کردند و دستگير شدند.

    حميد هنگامي که با اين ادعاي دو جوان مواجه شد در تشريح ماجرا گفت؛ بعدازظهر سه شنبه هنگامي که از يک خشکشويي در آتي شهر بيرون آمدم دو مرد به من حمله ور شدند و به زور مرا سوار خودرو پژو که دو سرنشين ديگر نيز داشت، کردند و من از بين اين افراد فقط يکي از آنها به نام جليل را شناختم. جليل قصاب است و به همراه پسرش رستوراني را اداره مي کند و آن دو براي کارکنان يک شرکت معروف غذا تهيه مي کنند. من نيز در جريان معامله هايي که در اين خصوص با جليل انجام داده، به وي 18 ميليون تومان بدهکار شده بودم.

    مرد ميانسال ادامه داد؛ هنگامي که آدم ربايان مرا به زور سوار خودروشان کردند با چسب دهانم را بسته و ادعا کردند که مامور پليس هستند و حکم جلب مرا دارند. در حالي که ابتدا قرار بود به گفته چهار مرد جوان به کلانتري برويم در ميان راه متوجه شدم آنها به سمت بيابان تغيير مسير داده اند به همين خاطر در يک لحظه پايم را در ميان فرمان پژو فرو کردم و با چرخاندن آن کنترل ماشين را از دست راننده درآورده و پژو با جدول برخورد کرد. در اين هنگام دو نفر از آدم ربايان به سرعت فراري شدند و من نيز قصد داشتم خودم را از چنگ عبيد و فريبرز نجات بدهم که ماموران از راه رسيدند.

    پس از ادعاهاي اين مرد ماموران در بازرسي از خودرو پژو يک بي سيم کشف کردند و کارآگاهان اداره 11 پليس آگاهي موظف شدند با انجام تحقيقات همه جانبه اين ماجراي پيچيده را بررسي کنند.

    پس از آغاز دور تازه يي از بازجويي ها اين بار عبيد- يکي از متهمان آدم ربايي- در اظهاراتش گفت؛ من 75 ميليون تومان از حميد طلب دارم و حکم جلب وي را نيز از مراجع قضايي دريافت کرده ام اما دو سال بود که جست وجوهايم براي يافتن وي بي حاصل مانده بود تا اينکه درنهايت روز حادثه هنگامي که همراه فريبرز که از دوستانم است بودم حميد را پيدا کردم و به هيچ وجه قصد آدم ربايي نداشتم و فقط مي خواستم وي را به کلانتري منتقل کنم.

    اين متهم ادامه داد؛ حميد در بين راه سر و صدا راه انداخت و پس از تصادف از خودرو پياده شد و سرش را به زمين کوبيد تا ادعا کند ما وي را مجروح کرده ايم.

    شکايت جديد

    دو روز پس از تشکيل اين پرونده عجيب در حالي که هنوز مشخص نبود کدام يک از طرفين حقيقت را مي گويد مردي به نام منصور به پليس آگاهي مراجعه و ادعا کرد که حميد از وي 220 ميليون تومان کلاهبرداري کرده است. منصور در ادامه مدارکي را براي اثبات ادعاي خود به کارآگاهان ارائه کرد. اين بار علاوه بر متهمان، شاکي پرونده آدم ربايي نيز بازداشت شد.

    سرهنگ سعيد ميراوي- معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران- با تاييد اين خبر گفت؛ اکنون عبيد، فريبرز و حميد در بازداشت هستند و تحقيقات پيرامون ماجراي آدم ربايي و کلاهبرداري ادامه دارد.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  4. #34
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    سناريوي مرد جنايتکار براي پنهان کردن راز قتل همسر

    به نقل از روزنامه اعتماد
    شنیه 28 مهر

    مردي که با طرح يک سناريوي ساختگي قصد داشت خود را از اتهام قتل همسرش دور نگه دارد پس از يک سال تحقيقات ويژه ناچار به افشاي حقيقت شد.

    اين مرد 75 ساله که حميد نام دارد انگيزه اش از قتل همسر 56 ساله خود را اختلافات خانوادگي و خشم لحظه يي اعلام کرد.

    اواسط آبان ماه سال گذشته تماس تلفني مردي مسن با مرکز فوريت هاي پليسي 110 کارآگاهان جنايي اصفهان را به خانه وي کشاند تا به تحقيق درباره قتل همسر 56 ساله او به نام اقدس بپردازند.

    پيکر بي جان اقدس داخل يکي از اتاق ها در حالي رها شده بود که آثار کبودي دور گردن وي نشان مي داد اين زن بر اثر خفگي جان باخته است. آنچه که بيش از همه توجه کارآگاهان را به خود جلب کرد، به هم ريختگي اسباب و اثاثيه خانه بود که مي توانست دليلي براي اثبات اين مدعا باشد که قاتل يا قاتلان قصد سرقت از قربانگاه را داشته اند.

    هنگامي که حميد شوهر 75 ساله مقتول که از مرگ همسرش پريشان به نظر مي رسيد از سوي کارآگاهان تحت بازجويي قرار گرفت تا به تشريح انگيزه ها و مظنونان احتمالي اين جنايت و سرنخ هايي که در اختيار دارد بپردازد، بر نخستين فرضيه پليس مبني بر وقوع سرقت مهر تاييد زد و گفت؛ قاتل يا قاتلان با طمع به دست آوردن اشياي عتيقه يي که در خانه نگهداري مي کردم وارد منزل من شدند و پس از کشتن همسرم مبلغي پول نقد و چند قلم شيء قيمتي را با خود بردند، اما اين حادثه هنگامي روي داد که من در منزل حضور نداشتم و به همين خاطر نيز به فرد خاصي مظنون نيستم.

    در حالي که شواهد ظاهري و اظهارات همسر مقتول فرضيه وقوع سرقت مرگبار را تاييد مي کردند کارآگاهان خود را در برابر پرسشي ديدند که مي توانست مسير تحقيقات را دگرگون کند. در بازرسي دقيق قتل در ورودي خانه مشخص شد اين قفل سالم است و در واقع قاتل يا قاتلان براي ورود به محل جنايت مجبور به شکستن آن نشده اند و اقدس خودش در را به روي آنها گشوده است.

    در صورت صحت اين فرضيه مقتول قطعاً عامل يا عاملان جنايت را مي شناخته و با آنها رابطه صميمانه يي داشته است حال آنکه هيچ يک از اقوام و آشنايان اين خانواده مورد ظن حميد قرار نداشتند.

    پس از انتقال جسد به پزشکي قانوني کارآگاهان جنايي اصفهان به تحقيقات خود درباره زندگي خصوصي اقدس ادامه دادند و با پرس وجوهاي غيررسمي از آشنايان اين زن و شوهرش به وجود اختلافاتي ميان اين زوج پي بردند. به همين خاطر به دستور بازپرس پرونده حميد را به اداره آگاهي فراخواندند و به بازجويي از وي پرداختند. حميد در برابر سوالات کارآگاهان اتهام قتل را به شدت تکذيب کرد و خودش را بي گناه خواند اما از آنجا که تحقيقات از وي به پايان نرسيده و او به صورت مرتب مجبور بود به اداره آگاهي برود و پشت ميز بازجويي بنشيند اين بار دست به اقدامي زد که گناهکار بودنش را تاييد مي کرد.

    اين مرد در حين انجام تحقيقات در ملاقاتي خصوصي با افسر پرونده قتل اقدس به وي پيشنهاد داد در ازاي دريافت مبلغي کلان از تحقيق درباره اين پرونده دست بکشد و شرايطي را فراهم کند که وي از مظان اتهام دور بماند. افسر پرونده زماني که با اين پيشنهاد مواجه شد نسبت به قاتل بودن حميد اطمينان يافت و با به کارگيري ترفندهاي پليسي شرايطي را به وجود آورد که وي در بن بست قرار گرفت و در نهايت پس از گذشت حدود يک سال از وقوع جنايت به کشتن همسرش اقرار کرد.

    حميد گفت؛ من و اقدس از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم و بر سر هر موضوعي با يکديگر درگير مي شديم. روز حادثه هنگامي که در محل کارم بودم اقدس برايم ناهار آورد و در آنجا بر سر موضوعي به مشاجره با يکديگر پرداختيم. اين درگيري مرا به حدي عصبي کرده بود که حتي پس از خروج اقدس از محل کارم هم نتوانستم خودم را کنترل کنم و تصميم گرفتم وي را به قتل برسانم براي همين دو ساعت بعد به خانه رفتم و بار ديگر با او درگير شدم و در نهايت وي را خفه کردم سپس با به هم ريختن اسباب و اثاثيه خانه سعي کردم اين طور وانمود کنم که اقدس قرباني سارقان شده است. بنابر اين گزارش پس از اعترافات مرد همسرکش وي بازداشت شد.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  5. #35
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    سرقت غافلگيرکننده دو موتورسوار از رانندگان خودروهاي مدل بالا




    همزمان با دستگيري دو سارق فوق حرفه يي که در ظرف چند ثانيه اموال رانندگان خودروهاي مدل بالا را سرقت مي کردندپليس بين الملل تحقيقات خود را براي دستگيري عضو فراري اين باند آغاز کرد.

    به گزارش خبرنگار ما اين سارق که ميثم نام دارد چندي پيش دستگير اما با سپردن وثيقه آزاد و فراري شد.

    روز 13 مردادماه سال جاري هنگامي که راننده يک خودروي پرايد در اتوبان بعثت در حرکت بود يک دستگاه موتورسيکلت با دو سرنشين به اين خودرو نزديک شد و يکي از موتورسواران حين حرکت در اقدامي غافلگيرانه دست خود را از شيشه باز پرايد به داخل برد و ناگهان موبايل راننده را قاپيد و موتور به سرعت از محل دور شد.

    راننده پرايد پس از به سرقت رفتن تلفن همراهش به تعقيب سارقان پرداخت و با افزودن به سرعت خود دقايقي بعد توانست به آنها برسد. مرد مالباخته سپس با خودرو به موتورسيکلت دزدان کوبيد و آن دو را نقش بر زمين کرد. در اين هنگام يکي از دزدان با پاي پياده شروع به دويدن کرد و دور شد اما دزد ديگر که از ناحيه پا دچار شکستگي شده بود گير افتاد و از سوي مرد مالباخته به کلانتري 130 نازي آباد تحويل داده شد.

    سارق 33ساله که ميثم نام دارد پس از بهبودي تحت بازجويي قرار گرفت و با پذيرفتن اتهام سرقت براي ادامه تحقيقات و افشاي ساير جرائم در اختيار پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. ميثم ضمن معرفي همدست خود به نام کاظم در اعترافاتش گفت؛ ما با موتور در خيابان ها پرسه مي زديم و به محض اينکه خودروي مدل بالا يا اتومبيلي را مي ديديم که به نظر مي رسيد راننده لوازم با ارزش داخل ماشين دارد به تعقيب آن مي پرداختيم و پس از اينکه خودمان را به کنار خودروي مورد نظر مي رسانديم، من در يک اقدام غافلگيرکننده از شيشه ماشين کيف پول، موبايل يا هر وسيله با ارزش ديگري را که در دسترس بود سرقت مي کردم و به سرعت فراري مي شديم.

    پس از اعترافات ميثم پرونده وي به دادسرا ارجاع و اين مرد در حالي که همدست او همچنان تحت تعقيب قرار داشت با سپردن وثيقه آزاد و فراري شد.

    بعد از فرار ميثم کارآگاهان دور تازه يي از تحقيقات را براي به تله انداختن اين مرد و کاظم آغاز کردند و با توجه به اطلاعاتي که سارق فراري از همدستش ارائه داده بود چند روز پيش خانه کاظم را در تهرانسر شناسايي کردند و پس از اطمينان از حضور اين مرد در منزل براي دستگيري وي وارد عمل شدند و درست زماني که دزد حرفه يي قصد اثاث کشي و مهاجرت به شهرستان ديگري را داشت وي را به تله انداختند.

    کاظم پس از انتقال به پليس آگاهي در بازجويي ها اظهارات پيشين همدستش را تاييد کرد و گفت؛ ما به حدي حرفه يي کار خود را انجام مي داديم که راننده ها گاه تا دقايقي بعد از سرقت از موضوع مطلع نمي شدند يا اينکه به خاطر شوکي که به آنها وارد مي شد، نمي توانستند تعقيب مان کنند. سرقت هاي چند ثانيه يي ما سبب شده بود تا پول خوبي از اين راه به دست آوريم.

    اين متهم در ادامه 50 فقره سرقت از رانندگان را برعهده گرفت و گفت؛ در مواقعي که ما کيف دستي طعمه هايمان را مي ربوديم پول داخل آن را برمي داشتيم و مدارک داخل کيف را به نشاني مالباخته پست يا از طريق پيک موتوري برايش ارسال مي کرديم.

    کاظم در ادامه اعترافاتش گفت؛ من و ميثم پس از هر سرقت تراول چک هايي را که به دست مي آورديم به يکي ديگر از همدستان مان به نام احسان مي داديم و او که يک شناسنامه جعلي براي خودش تهيه کرده بود با استفاده از آن چک ها را نقد مي کرد.

    بعد از آنکه کاظم راهي بازداشتگاه شد کارآگاهان به تحقيقات خود ادامه دادند و متوجه شدند احسان چندي قبل از ايران خارج شده و به يونان سفر کرده است.در همان حال که طي مکاتبه بازپرس پرونده با پليس بين الملل تحقيقات براي رديابي احسان آغاز شد کارآگاهان رد ميثم را به دست آوردند و او را بار ديگر بازداشت کردند.

    بنا بر اين گزارش در شرايطي که تاکنون 30 مالباخته اين پرونده شناسايي شده اند تحقيقات براي دستگيري احسان ادامه دارد.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  6. #36
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    کلاهبرداري 5/6 ميليارد توماني با فروش همزمان مجتمع مسکوني

    به نقل از روزنامه اعتماد
    شنیه 28 مهر


    دو مرد که با فروش آپارتمان هاي يک مجتمع مسکوني به 12 نفر دست به کلاهبرداري 5/6 ميليارد توماني زده اند، بازداشت شدند.

    به گزارش خبرنگار ما چندي پيش مردي با مراجعه به دادسراي ناحيه 6 تهران عليه دو کلاهبردار شکايت کرد و به بازپرس بابايي - رئيس شعبه 6 دادسرا- گفت؛ پس از آنکه با اين دو مرد آشنا شدم فهميدم آنها در يک زمين يک هزار و 700 متري در يکي از شهرستان هاي غرب کشور مجتمع مسکوني 30 واحدي ساخته اند. پس از آنکه به شهرستان مورد نظر سفر کردم و شرايط مجتمع مسکوني را ديدم براي خريد تمام واحد هاي مجتمع با دو مرد که فرهاد و نادر نام داشتند، وارد مذاکره شدم و در نهايت اين مجتمع را به مبلغ 5 ميليارد تومان خريداري کردم و از آنجا که واحدهاي آپارتماني نياز به تغييرات داشت مبلغ 200 ميليون تومان ديگر هزينه کردم و بعد از آنکه مجتمع آماده شد تصميم گرفتم واحدها را يک به يک بفروشم اما چندي بعد مردي به ساختمان من آمد و مدعي شد يکي از واحدها را خريداري کرده است هرچه به او اصرار کردم که تمامي واحدها متعلق به من است نپذيرفت و قولنامه يي نشانم داد که ادعايش را ثابت مي کرد.

    مرد شاکي ادامه داد؛ ماجرا به همين جا ختم نشد و چند روز بعد مردي ديگر مدعي خريد آپارتمان شد. او نيز مانند خود من و مرد قبلي يک قولنامه با امضاي فرهاد و نادر در دست داشت در اين ميان ما هرچه تلاش کرديم ديگر اثري از دو مرد کلاهبردار به دست نياورديم و در مدت کوتاهي در مجموع تعداد مدعيان مالکيت واحدهاي آپارتماني به 12 نفر رسيد.

    پس از طرح اين شکايت تحقيقات براي دستگيري فرهاد و نادر آغاز شد و بعد از آنکه 11 شاکي ديگر نيز با مراجعه به دادسراي ناحيه شش شکايت خود را مطرح کردند مشخص شد اين افراد نيز در مجموع مبلغ يک ميليارد و 500 ميليون تومان به دو مرد شياد پرداخت کرده اند. در ادامه تحقيقات مشخص شد فرهاد و نادر طي قراردادي با سازمان زمين شهري اقدام به ساخت و ساز در زمين يک هزار و 700 متري کرده بودند و به هيچ وجه اجازه فروش واحدهاي آپارتماني را نداشتند.در نهايت دو متهم دستگير شدند و به جرم خود اعتراف کردند.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  7. #37
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    بررسي قتل دختر جوان به دست مرد سرايدار

    به نقل از روزنامه اعتماد
    شنیه 28 مهر

    عليرضا ميلاني*

    اعترافات مردي که منشي 18 ساله يک شرکت پرورش شترمرغ را به قتل رساند،خبر بسيار تلخ و تکان دهنده يي بود که هفته گذشته در صفحه حوادث منتشر شد. افرادي که اين گونه دست به اعمال مجرمانه مي زنند، اشخاصي هستند که سلامت رواني کامل ندارند. بررسي پرونده اين مرد نشان مي دهد پنج بار ازدواج و جدايي از همسر در واقع به معناي نداشتن سلامت رواني است. هرچند ازدواج مکرر منع قانوني ندارد، اما اخلاقي هم نيست. اين ازدواج ها براي متهم آنقدر اهميت داشته است که در واقع قدرت خودکنترلي او را از کار انداخته است.

    در شخصيت هاي مجرمانه چهار نکته باعث بروز جرم مي شود؛ خودمحوري، ناپايداري شخصيتي، پرخاشگري و در نهايت بي تفاوتي عاطفي. وقتي حالت مجرمانه از حالت بالقوه به فعل تبديل مي شود، در واقع نيروهايي درون فرد به کار مي افتد که عامل آن در اين چهار نکته ريشه دارد.

    اولين عامل خودمحوري است که به محض فعال شدن آن فرد فقط به منافع خود فکر مي کند، همچنين وقتي ناپايداري در فرد فعال مي شود، وي به منافع ديگران فکر نمي کند و به محض ايجاد فرصت اقدام به تجاوز مي کند، سومين حالت يعني پرخاشگري زماني است که فرد به طعمه خود حمله مي کند و او را مورد آزار قرار مي دهد و در نهايت بي تفاوتي عاطفي وقتي است که فرد به درد مقتول و آزاري که او مي بيند هيچ واکنشي نشان نمي دهد. در پرونده مورد نظر سرايدار قاتل که به شکلي غيرطبيعي ابزارهاي کنترلي اش از کار افتاده يک بيمار رواني است.

    البته پزشکي قانوني معمولاً فردي را رافع مسووليت کيفري مي داند که روانپريش مطلق باشد و اختلال نسبتاً دائمي داشته باشد و قادر به تشخيص خوب از بد نباشد. در اين صورت فرد مجنون مطلق است و بايد به آسايشگاه منتقل شود، اما اينکه فردي 5 بار ازدواج کند و باز هم در انديشه تجاوز باشد، از بيماري رواني او حکايت دارد، چرا که اين مساله از سوي افراد طبيعي جامعه قابل پذيرش نيست.

    بحث ديگري که بايد در اين خصوص مطرح کرد اين است که چرا بايد جامعه براي چنين افرادي زمينه را فراهم کند تا آنها مرتکب جرم شوند. اين وظيفه صاحب شرکت بوده که سوابق متهم را بررسي و سلامت اخلاقي او را مشخص مي کرد.

    * جرم شناس و استاد دانشگاه
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  8. #38
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    شرایط خروج دانشجویان از کشور اعلام شد



    به تفل از روزنامه ایران
    شنبه 28 مهر

    •تمامى دانشجويان مى توانند با سپردن وثيقه ۱۵۰ ميليون ريالى به سفرهاى زيارتى مكه وكربلا مشرف شوند
    •دانشجويان مى توانند با سپردن چك به سوريه سفر كنند
    گروه حوادث: تمامى دانشجويان مقيم كشور مى توانند با سپردن وثيقه راهى سفرهاى زيارتى شوند. سردار سرتيپ بهمن كارگر رئيس سازمان وظيفه عمومى كشور با اعلام اين خبر درباره شرايط خروج دانشجويان از كشور گفت: اين افراد مى توانند براى سفرهاى زيارتى مانند مكه و كربلا با سپردن وثيقه ۱۵۰ ميليون ريالى و براى سفربه سوريه نيز مى توانند با سپردن چك از كشور خارج شوند. كارگر درباره دانش آموزان مدارس ايرانى خارج از كشور نيز گفت:


    اين افراد در صورت دريافت معافيت تحصيلى، براى رفت و آمد به ايران مشكلى نخواهند داشت.حال آن كه آنها مى توانند براى دريافت معافيت تحصيلى با مراجعه به سفارتخانه ها و كنسولگرى هاى جمهورى اسلامى ايران در اين خصوص اقدام كنند.وى خاطرنشان كرد: افراد در صورت دريافت معافيت تحصيلى تا مقطع دكترا نيز مى توانند بدون هيچ مشكلى به داخل كشور رفت و آمد كنند.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  9. #39
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,825
    16,457
    20,472

    پیش فرض

    خواستگاری یک پسر 7 ساله از یک دختر
    3 ساله!

    در ماه ژوئن گذشته یک پسر افغانی 7 ساله به نام «نعیم» از دخترعموی 3 ساله خود، «سنام» خواستگاری کرد.
    به گزارش شیعه نیوز به نقل از پایگاه خبری تقریب، سنام دختری 3 ساله است که جشن نامزدی او در تابستان گذشته برگزار شده است. زمانی که از او در مورد جشن نامزدی اش پرسیدند، در حالی که با پیراهن طلایی خود بازی می کرد، با سکوت پاسخ داد.
    سکوت او به خاطر خجالت نبود، بلکه به این دلیل بود که هنوز نمی تواند به درستی حرف بزند؛ زیرا به تازگی 3 ساله شده است!
    با وجود تلاشهای دولت افغانستان و جمعیت های حقوق بشر، هنوز هم خواستگاری و ازدواج کودکان در این کشور، به ویژه درمیان خانواده های روستایی فقیر و دارای فرهنگ پائین انجام می شود.
    منابع آگاه اطلاع داده اند که نزدیک به 16 درصد از کودکان افغانی، در کمتر از سن 15 سالگی ازدواج می کنند. این درحالی است که سن قانونی برای ازدواج دختران در افغانستان 16 سال و برای پسران 18 سال می باشد.
    بنا به نوشته روزنامه الرایة، بر اساس گزارشهای یونیسف، دختران در صورت مخالفت و مقاومت با ازدواج، با خشونت مجبور به این کار می شوند.



    ......
    اتفاقی نادر در فوتبال ایران و جهان

    در اتفاقی* نادر در فوتبال* ایران و جهان* در 12 ضربه* پنالتى* 11 ضربه* هدر رفت.
    رقابت*هاى* فوتبال* قهرمانى* جام*حذفى* باشگاه*هاى* کشور ديروز در حالى* ادامه* يافت* که* شاهد يک* اتفاق* نادر در آن* بوديم. بازى* توحيد روانسر کرمانشاه* با صنعت* گاز سرخس* در وقت* قانونى* و اضافه، نتيجه* مساوى* بدون* گل* را به* همراه* داشت* و بازى* به* ضربات* پنالتى* کشيده* شد.
    در ضربات* پنالتى* هر دو تيم* 5 ضربه* خود را هدر دادند. تيم* ميزبان* يعنى* توحيد روانسر کرمانشاه* ضربه* پنالتى* ششم* خود را تبديل* به* گل* کرد اما تيم* مهمان* ضربه* پنالتى* ششم* خود را نيز هدر داد تا ميزبان* يک* بر صفر پيروز شد تا در مجموع* از 12 ضربه* پنالتى* زده* شده* تنها شاهد رويش* يک* گل* باشيم .
  10. #40
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,825
    16,457
    20,472

    پیش فرض

    «ديويد كاپرفيلد» به اتهام تجاوز به عنف تحت تعقيب *اف*بي*آي* قرار گرفت

    مقامات آمريكايي در حال تحقيق درباره ادعاهاي يك زن ساكن «سياتل» به علت تجاوز به عنف «ديويد كاپرفيلد» شعبده باز مشهور آمريكايي به وي هستند.
    2مقام قضايي آمريكا در حالي اين خبر را به «سي*ان*ان» اعلام كردند كه وكيل اين شعبده*باز اتهامات وارده را به شدت رد كرده است.
    اما شكايت و اتهامات وارده اين زن باعث شد تا مأموران «اف*بي*آي» چهارشنبه به خانه «كاپرفيلد» در «لاس وگاس» رفته و هتل «لاس وگاس» را هم كه او معمولاً برنامه*هايش را در آنجا انجام مي*دهد، جست*وجو كنند.
    «ديويد چسنوف» وكيل كاپرفيلد اعلام كرد*: «*پليس *سياتل* مشخصات اين زن را در اختيار من قرار نداده است كه البته اين مورد زياد مهم نيست چون اصل ارتكاب اين جرم به شدت تكذيب مي*شود؛ اين يك ادعاي واهي است."
    پليس سياتل* جمعه اعلام كرد كه جست*وجوي خانه اين شعبده*باز ناشي از شكايتي بوده كه يك زن ساكن* سياتل* به پليس ارائه داده و در آن مدعي شده كه در تابستان گذشته و در «باهاماس» مورد تجاوز «كاپرفيلد» قرار گرفته است.
    «گلن ميلر» رئيس واحد كارآگاهان پليس «باهاماس» گفت: هيچ گزارشي مبني بر ارتكاب جرم توسط «ديويد كاپرفيلد» در دست نيست.
    چندين نفر از نيروهاي «اف*بي*آي» به خانه «كاپرفيلد» حمله كردند و يك هارد درايو كامپيوتري، حافظه يك دوربين ديجيتال و 2 ميليون دلار پول نقد وي را توقيف كردند.
    بر اساس آمار مجله «فوربز» در*آمد ديويد كاپرفيلد در سال 2005 و همچنين در سال قبل از آن* 57 ميليون دلار بوده است.
    «ديويد كاپرفيلد» شعبده باز 51 ساله آمريكايي در «لاس وگاس» و سراسر جهان برنامه*هايي را اجرا مي*كند و توسط كتابخانه كنگره آمريكا نيز به عنوان يك اسطوره زنده معرفي شده است.
    وي كار خود را از سن 12 سالگي به طور حرفه*اي آغاز كرد و به عنوان جوان*ترين عضو جامعه شعبده*بازان آمريكا پذيرفته شد.
    وي در 16 سالگي يك واحد شعبده*بازي را در دانشگاه نيويورك تدريس مي*كرد.


    ..................... :!:

    نمایشگاه نیروی انتظامی بمناسبت هفته ناجا
    در مصلای امام خمینی (ره)





  11. #41
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    دختري به اتهام قتل پدرخوانده اش به قصاص محکوم شد

    به نقل از روزنامه اعتماد
    29 مهر



    پسر مورد علاقه متهم نيز به اتهام همدستي در قتل به مرگ محکوم شد

    گروه حوادث؛ قضات دادگاه کيفري استان تهران با اکثريت آرا دختري را که با همدستي پسري جوان پدر و مادرخوانده خود را مسموم کرده و باعث مرگ پدرخوانده اش شده بود به مرگ محکوم کردند.

    به گزارش خبرنگار ما ليدا دختر 20ساله که از سال 84 تحت تعقيب پليس قرار گرفت پس از محاکمه در شعبه 71 به اتفاق صابر پسر مورد علاقه اش به قصاص محکوم شد.

    صفر خاکي نماينده دادستان تهران در جلسه محاکمه اين دختر و پسر در توضيح کيفرخواست گفت؛ ساعت 9 صبح سوم دي ماه سال 84 خبر مرگ مرموز مرد 75 ساله يي به نام هوشنگ بر اثر مسموميت شديد به پليس اعلام شد. اين در حالي بود که کادر پزشکي بيمارستان همچنان تلاش خود را براي نجات جان همسر هوشنگ که او نيز دچار مسموميت شديد شده بود، ادامه مي دادند و سرانجام آنها توانستند زن ميانسال را از مرگ نجات دهند. با توجه به اينکه ماموران دريافته بودند در اين پرونده احتمال خودکشي وجود ندارد بنابراين به ليدا دخترخوانده هوشنگ مظنون شدند و از او بازجويي کردند، ليدا که راز خود را افشا شده مي ديد لب به اعتراف گشود و گفت؛ به اتفاق صابر پسر مورد علاقه ام تصميم گرفتيم پدر و مادرم را به قتل برسانيم و در دو مرحله 900 قرص به آنها خورانديم.

    خاکي افزود؛ تحقيقات نشان داد صابر و ليدا هر دو با نيت قبلي قصد داشتند هوشنگ و همسرش را به کام مرگ بکشانند و با توجه به مدارک موجود در پرونده، تقاضاي مجازات هر دو متهم را دارم. در ادامه جلسه محاکمه مادرخوانده ليدا به نمايندگي از اولياي دم در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ دخترم از سوي صابر اغفال شده و دست به چنين کاري زده است، من از او شکايتي ندارم اما تقاضاي قصاص صابر را دارم.

    اين زن در حالي براي دخترخوانده اش درخواست مجازات مرگ نکرد که پيش از آن برادران مقتول قصاص ليدا را خواستار شده بودند. ليدا که به عنوان متهم در جايگاه قرار گرفته بود گفت؛ سه ساله بودم که پدر و مادرخوانده ام سرپرستي من و خواهرم ويدا را بر عهده گرفتند. آنها از ما به خوبي مراقبت کردند، چند سال پيش خواهرم ازدواج کرد و به خارج از کشور رفت. بعد از رفتن خواهرم من بسيار تنها شدم تا اينکه از طريق صاحب کارم با پسرجواني به نام صابر آشنا شدم. ما علاقه زيادي به هم پيدا کرديم اما پدرخوانده ام اجازه نمي داد با صابر رابطه داشته باشم. براي اينکه مزاحمت هاي پدر و مادرخوانده ام کم شود به پيشنهاد صابر قرار شد به آنها قرص بدهيم. من شيفته صابر شده بودم. او با حرف ها و وعده هايش اعتماد مرا جلب کرده بود. صابر بيکار بود و به بهانه هاي مختلف از من پول توجيبي مي گرفت اما چون از من خواستگاري کرده بود کاملاً به او اعتماد داشتم. اما وقتي موضوع خواستگاري را به پدرخوانده ام گفتم او مخالفت کرد.

    ليدا ادامه داد؛ در نهايت پيشنهاد قرص دادن به پدر و مادرخوانده ام را پذيرفتم. البته صابر به من گفته بود قرص هايي که آورده خواب آور است و فقط آنها را کمي افسرده مي کند و به من نگفته بود که قرص ها کشنده است. در دو مرحله به من قرص داد؛ يک بار 400 قرص و يک بار 500 قرص. قرص ها را در سوپ و آبميوه حل کردم و به پدر و مادرخوانده ام دادم. روز دوم بود که متوجه شدم پدرخوانده ام در حالت بيهوشي است. وقتي صابر ديد که متوجه ماجرا شدم مرا تهديد کرد و گفت بايد به حرفش گوش دهم. من هم به ناچار قبول کردم و بقيه قرص ها را به آنها خوراندم.

    سپس صابر در جايگاه حاضر شد و گفت؛ حرف هاي ليدا را قبول ندارم، چند روز قبل از حادثه بود که ليدا با من تماس گرفت و گفت براي دوستانش که افسرده هستند مقداري قرص لازم دارد. برايش 900 قرص خريدم و نمي دانستم چه نقشه شومي در سر دارد. 11 دي ماه سال 84 بود که به خانه ليدا رفتم و ديدم پدر و مادرش در خواب هستند. ليدا از من خواست آنها را بيدار کنم و دارو بدهم و من بعداً متوجه شدم که موضوع از چه قرار است و ليدا قصد به قتل رساندن پدر و مادرش را داشته است.

    وي افزود؛ ساعاتي بعد وقتي خاله ليدا آمد و مرا در خانه ديد به حضورم در آنجا اعتراض کرد و زن و مرد بيهوش را با خود به بيمارستان برد.

    بعد از دفاعيات صابر، ليدا در آخرين دفاعياتش گفت؛ هر کاري کردم به اتفاق صابر بود و قرص ها را هم صابر به آنها خوراند. او حتي يک ماه قبل گاز اشک آوري به من داده بود تا زماني که پدرخوانده ام کتکم مي زند از خودم دفاع کنم.

    بعد از پايان دفاعيات دو متهم و وکيل مدافع شان و رسيدگي به رابطه نامشروع آنها قضات شعبه 71 دادگاه کيفري وارد شور شدند و با اکثريت آرا ليدا و صابر را به اتهام مشارکت در قتل هوشنگ به قصاص محکوم کردند اما اقليت قضات راي بر معاونت در قتل ليدا و حبس وي صادر کردند.

    مرد 82 ساله همسر 75 ساله اش را با گلوله کشت

    به نقل از روزنامه اعتماد
    29 مهر

    پيرمرد 82 ساله پس از 50 سال زندگي مشترک با همسرش با شليک گلوله به زندگي او خاتمه داد.

    به گزارش خبرنگار ما، ساعت 18 بعدازظهر جمعه اهالي ساختماني در کوي نصر تهران با صداي فريادهاي پيرمرد همسايه سراسيمه خود را مقابل در خانه اين مرد آشوري رساندند و پس از آنکه با گشوده شدن در از سوي يوتم به منزل وي راه يافتند جسد همسر او را غرق در خون مشاهده کردند.

    پيرمرد 82 ساله در حالي که از ناحيه صورت و دست دچار سوختگي شده بود، مرتب فرياد مي کشيد و مي گفت او همسرش را به قتل رسانده است. دقايقي بعد تيمي از ماموران کلانتري 137 در پي تماس يکي از همسايه ها با مرکز فوريت هاي پليسي خود را به محل حادثه رساندند و پس از آنکه با پيکر بي جان زن 75 ساله به نام لازار مواجه شدند، موضوع را به محمد شهرياري - بازپرس کشيک قتل تهران - اطلاع دادند.

    پس از آنکه بازپرس شهرياري همراه گروهي از کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي و متخصصان پزشکي قانوني در خانه زوج آشوري حاضر شد، به بررسي هاي مقدماتي پرداخت. از آنجا که متهم به قتل دچار سوختگي شده و بدحال بود وي همراه ماموران به بيمارستان رسول اکرم(ص) انتقال يافت و از سويي کارآگاهان با معاينه جسد لازار متوجه شدند وي بر اثر اصابت گلوله يي که از يک سلاح شکاري شليک شده و پهلوي چپ او را شکافته، جان باخته است.

    در حالي که جسد زن مسن در کاور سرمه يي رنگ پزشکي قانوني جاي مي گرفت پزشکان بيمارستان رسول اکرم(ص) علت سوختگي يوتم را برق گرفتگي اعلام و تاييد کردند که وي از خطر مرگ رهايي يافته و به رغم آنکه همچنان بايد روي تخت بيمارستان تحت مراقبت باشد توانايي صحبت کردن و پاسخ دادن به سوالات کارآگاهان را دارد.

    به اين ترتيب بازجويي از متهم 82 ساله آغاز شد و وي به تشريح علت جنايت پرداخت. يوتم گفت؛ «من 50 سال پيش به لازار علاقه مند شدم و به خواستگاري وي رفتم. آن زمان لازار و خانواده اش اعلام کردند او متولد سال 1311 است، اما پس از ازدواج متوجه شدم لازار دروغ گفته و در حالي که همسن من و متولد سال 1304 است شناسنامه خواهرش را به جاي شناسنامه خودش به من ارائه داده است.»

    مرد متهم به قتل ادامه داد؛ «دروغگويي همسرم سبب شد اختلافات ميان ما آغاز شود و اين اختلاف ها زماني شدت گرفت که متوجه شدم لازار توانايي بچه دار شدن ندارد. به هر حال با وجود اختلافاتي که داشتيم در تمام اين سال ها در کنار يکديگر زندگي کرديم تا اينکه چندي قبل تصميم گرفتم زميني را که در کرج دارم و ارزش آن به 100 ميليون تومان رسيده است بفروشم. از آنجا که سه دانگ از زمين متعلق به لازار بود وي را در جريان تصميم خودم قرار دادم و موافقت اش را جلب کردم.»

    يوتم اضافه کرد؛ «همسرم به جز يک خواهر و خواهرزاده فاميل و آشناي ديگري نداشت و به شدت تحت تاثير آن دو بود. همسرم وقتي که تصميم مان براي فروش زمين کرج را براي خواهر و خواهرزاده اش بازگو کرد آنها وي را از فروش زمين منصرف کردند و هر چند من دليل دخالت آن دو و مخالفت شان با تصميم خودم را نمي دانم اما به هر حال پس از آن بود که براي فروش زمين رويارويي جديدي ميان من و لازار شکل گرفت و در نهايت ساعت 14 روز جمعه در حالي که پس از دقايقي بحث و گفت وگو از شدت خشم کنترل اعمالم را از دست داده بودم، تفنگ شکاري ام را برداشتم و گلوله يي به وي شليک کردم و سپس با قنداق تفنگ 8 ضربه به او زدم و بعد از مرگ لازار تصميم گرفتم خودم را نيز بکشم، به همين خاطر يک رشته سيم برداشتم و به برق وصل کردم و بيهوش شدم. وقتي به خودم آمدم ساعت 18 بعدازظهر بود. بعد از آنکه توانستم از جايم بلند شوم با داد و فرياد همسايه ها را باخبر کردم.»

    بنابر اين گزارش، هم اکنون قرار بازداشت يوتم در حالي صادر شده که وي همچنان در بيمارستان بستري است.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  12. #42
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    مامور بسيج به اتهام قتل عمدي محاکمه شد
    حق تعقيب مقتول را نداشتم اما او را نکشتم


    به نقل از روزنامه اعتماد
    29 مهر


    وان بسيجي که با تعقيب پسري باعث زمين خوردن و مرگ او شده بود از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران از اتهام قتل عمد تبرئه شد.

    به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين جوان صفر خاکي نماينده دادستان تهران، در جايگاه قرار گرفت و در توضيح کيفرخواست گفت؛ 3 دي ماه سال 82 ماموران کلانتري يافت آباد، در جريان تصادف و مرگ پسر جواني به نام اصغر قرار گرفتند. پس از حضور پليس در صحنه مشخص شد، اصغر هنگام تعقيب و گريز با يک مامور بسيج به نام مرتضي به سمت اتوبان دويده و پس از برخورد لگد مامور تعقيب کننده به پاي وي به زمين خورده است و ابتدا يک پاترول و سپس يک وانت از روي او رد شده اند و همين مساله باعث مرگ وي شده است.

    خاکي افزود؛ پس از تحقيقات از دوستان اصغر، آنها شهادت دادند که بعد از آغاز درگيري بين اصغر و مامور بسيج، مرتضي با لگد اصغر را متوقف کرد که همين امر باعث شد مقتول به وسط اتوبان پرت و کشته شود. اين در حالي بود که مرتضي منکر هرگونه برخورد فيزيکي با اصغر شد و گفت اصغر هنگام فرار به زمين خورده است. با توجه به شکايت اولياي دم و تحقيقاتي که دادسرا انجام داد، مرتضي مجرم شناخته شد و من از دادگاه تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

    پس از اظهارات نماينده دادستان پدر و مادر مقتول در جايگاه قرار گرفتند و براي مرتضي تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. در ادامه متهم با رد اتهام قتل عمدي به دفاع از خود پرداخت و گفت؛ روز حادثه من و چند نفر از دوستانم داشتيم از محل حادثه رد مي شديم که متوجه شديم، سه جوان موتورسوار جلوي يک دبيرستان دخترانه تک چرخ مي زنند. من و دوستانم از آنجايي که عضو بسيج منطقه بوديم و خواهر من هم در آن دبيرستان درس مي خواند، به سمت سه پسر جوان رفتيم. يکي از آنها به سمت دوست من حمله کرد و او را به باد کتک گرفت. اصغر هم فحاشي کرد، به همين خاطر من دنبالش کردم، او از بلوار گل ها به سمت خيابان ولايت مي دويد، بعد براي اينکه من به وي نرسم به سمت شهرک دريا رفت.

    متهم افزود؛ من حدود 100 متر با اصغر فاصله داشتم که او وارد اتوبان شد، ابتدا يک پاترول به اصغر زد و او را پرت کرد، بعد هم يک وانت از رويش رد شد. من کاملاً با او فاصله داشتم و هيچ نقشي در مرگ يا حتي پرت شدن اين جوان نداشتم. حتي براي کمک به اصغر به سمتش رفتم اما تصادف آنقدر شديد بود که او در دم فوت شده بود. در اين هنگام قاضي دادگاه از متهم پرسيد آيا قبول داري که حق تعقيب اصغر را نداشتي، متهم جواب داد؛ قبول دارم که حکم قانوني نداشتم، اما قصدم آزار او نبود، چون فحاشي کرد، به سمتش دويدم و نمي خواستم او را تعقيب کنم و حالا هم به پدر و مادرش تسليت مي گويم و اگر مرا مقصر اين حادثه مي دانند از آنها عذرخواهي مي کنم.

    بعد از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش پنج قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران وارد شور شدند و مرتضي را از قتل عمد تبرئه کردند.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  13. #43
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    ختر 20 ساله پس از مجنون شناخته شدن سکوتش را شکست
    صدايي مرموز دستور قتل خواهر 8 ماهه ام را صادر کرد


    به نقل از روزنامه اعتماد
    29 مهر


    اعلام نظر پزشکي قانوني مبني بر جنون دختر دانشجويي که خواهر 8 ماه اش را با پرتاب از طبقه دوم ساختمان محل سکونتش به قتل رسانده بود، سکوت دختر 20 ساله را در خصوص انگيزه اش از اين جنايت شکست.

    به گزارش خبرنگار ما ساعت 14 بعدازظهر جمعه 6 مهرماه سال جاري دختر 20 ساله يي به نام سميرا خواهر 8 ماهه خود را از پنجره آشپزخانه به کوچه پرت کرد و مرگ خواهر کوچک خود را رقم زد. مادر سميرا در شرح ماجرا به ماموران گفت؛ من در حال شير دادن به نيکان دختر 8 ماهه ام بودم که سميرا ناگهان از اتاق خواب خود خارج شد و به سمت ما آمد و ناگهان نيکان را از من گرفت و با سرعت به سمت آشپزخانه رفت. من تا به خودم آمدم و خود را به آشپزخانه رساندم کار از کار گذشته بود. سميرا را ديدم که با چهره برافروخته و آغوش خالي از آشپزخانه بيرون مي آيد. با عجله به آشپزخانه رفتم. اثري از دختر 8 ماهه ام نبود. پنجره باز آشپزخانه نظرم را به خود جلب کرد. يک لحظه قلبم تير کشيد. به ياد آوردم که چندي پيش هم سميرا به نيکان حمله کرده بود اما ما آن را يک اتفاق تلقي کرده بوديم. به سرعت خود را به کنار پنجره رساندم. زماني که خم شدم تا کوچه را ببينم پيکر غرق در خون دخترم را ديدم که مقابل در پارکينگ ساختمان روي آسفالت کوچه افتاده بود. نفهميدم چگونه خود را به کوچه رساندم. وقتي بالاي سر نيکان رسيدم هنوز نفس مي کشيد. صداي جيغ و فريادهاي من همسايه ها را به خيابان کشاند. با ماشين يکي از آنها به بيمارستان رفتيم اما زماني به بيمارستان رسيديم که دخترم آخرين نفس هايش را در آغوش من کشيده بود.

    با آغاز تحقيقات پيرامون پرونده قتل کودک 8 ماهه، بررسي پرونده پزشکي خواهر او که بنا بر ادعاي والدين اش سابقه بيماري رواني داشت، آغاز شد. محتويات پرونده حاکي از آن بود که دختر جوان از دو سال پيش با آغاز تحصيل در دانشگاه اهواز طي درگيري و مشاجره با يکي از استادان خود دچار بحران رواني شده و تحت مداوا قرار گرفته است. سپس به علت وضعيت درسي بسيار خوب سميرا و با تلاش پدرش وي موفق به دريافت انتقالي به دانشگاهي در تهران شد اما به علت بروز آثار رواني از قبيل افسردگي همچنان تحت درمان روانپزشک قرار داشت. پس از بررسي اوليه پرونده در حالي که سکوت مرموز دختر جوان يافتن انگيزه اين جنايت را با مشکل مواجه کرده بود، بازپرس اصغرزاده- مسوول رسيدگي به پرونده- متخصصان پزشکي قانوني را مامور بررسي سوابق بيماري دختر جوان کرد تا ميزان شدت اين بيماري و نقش آن در وقوع جنايت از نظر علمي مشخص شود.

    پس از بررسي کامل پرونده درماني سميرا و با توجه به داروهايي که وي طي مدت دو سال گذشته مصرف کرده است، بيماري دختر جوان افسردگي، روان پريشي و جنون با حالت خطرناک تشخيص داده شد. با توجه به نظر پزشکي قانوني و مفاد قانون که ابتلا به جنون را رافع مسووليت دانسته است، سميرا براي صدور قرار منع تعقيب به شعبه دوم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران فراخوانده شد. در آخرين جلسه بازپرسي از دختر جوان، بازپرس اصغرزاده از وي خواست که انگيزه خود را بازگو کند اما ابتدا باز هم با سکوت وي مواجه شد. زماني که اصغرزاده به او گوشزد کرد که از آنچه در مدت بستري بودن وي در بيمارستان گذشته و از رابطه صميمي اش با پرستاران مطلع است و مي داند که وي در اين مدت با افراد زيادي هم صحبت شده است، سرانجام سکوت خود را شکست و پس از بيان کامل جزئيات جنايت خود انگيزه اش از به قتل رساندن خواهر 8 ماهه اش را چنين شرح داد؛ از مدتي پيش حرف هايي به من الهام شده بود که از من مي خواست خواهر کوچک ترم را به خاطر مسائلي که در آينده وي پيش خواهد آمد به قتل برسانم. بار اول اقدامم براي قتل نيکان نافرجام ماند اما بار ديگر به من الهام شد که بايد اين ماموريت را به پايان برسانم و من هم اين کار را انجام دادم. بازپرس اصغرزاده با توجه به نظريه پزشکي قانوني دائر بر جنون خطرناک سميرا و با اين نظر که احتمال تکرار اين حالت خطرناک وجود دارد برابر ماده 51 قانون مجازات اسلامي پرونده را در اختيار دادستان عمومي و انقلاب تهران قرار داد تا نسبت به نگهداري اين دختر جوان در مراکز درماني تا زمان رفع خطر جنون وي اقدامات مقتضي صورت پذيرد.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  14. #44
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    ابهام در انگيزه مهمان جنايتکار

    به نقل از روزنامه اعتماد
    2 ابان





    جوان ايراني که متهم است پس از ارتباط با يک زن افغان، شوهر او را به قتل رسانده و جسدش را در خانه رها کرده بود، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

    به گزارش خبرنگار ما، آرش سيفي نماينده دادستان تهران، روز گذشته هنگامي که در برابر قضات ايستاد، گفت؛ 19 آبان ماه سال 84 زني با پليس چهاردانگه اسلامشهر تماس گرفت و اعلام کرد شوهرش به نام احمد در خانه به قتل رسيده است. وقتي ماموران در محل حاضر شدند اين زن که نجيبه نام دارد، به پليس گفت؛ شوهرش مردي معتاد بوده که ظاهراً دوستانش بر سر اختلافي که با وي داشتند او را به قتل رسانده اند. هرچند نجيبه مدعي شد هنگام قتل در خانه نبوده اما پس از بازداشت اين زن و انجام تحقيقات مشخص شد وي از مدتي قبل با مردي به نام عيسي ارتباط داشته و عامل قتل احمد همين مرد بوده است.

    سيفي ادامه داد؛ تحقيقات نشان داد نجيبه و عيسي پس از طراحي نقشه قتل احمد، آن را به اجرا گذاشته اند و پس از خروج نجيبه و فرزندانش از خانه، عيسي با نانچيکو احمد را به قتل رسانده و چندين ضربه چاقو نيز به او زده است و اکنون من به عنوان نماينده دادستان تهران با توجه به مدارک موجود در پرونده شکايت اولياي دم و درخواست رئيس قوه قضائيه و با استناد به قانون تقاضاي صدور حکم قانوني قصاص براي عيسي دارم.

    سپس به دستور قاضي عزيزمحمدي - رئيس دادگاه- عيسي متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفت تا در برابر اتهام قتل از خود دفاع کند. وي با پذيرفتن اتهام خود گفت؛ من در کمال صحت و سلامت جسمي و روحي در برابر قضات مي گويم که احمد را من به قتل رساندم و همسرش هيچ نقشي در کشتن او نداشت. احمد دوست من بود، اما به ماده مخدر شيشه اعتياد داشت. بارها او را سرزنش کرده و به او گفته بودم که از اين کارش خوشم نمي آيد. من چندين بار به احمد کمک کردم اعتيادش را ترک کند اما بعد از مدتي دوباره به سراغ مواد مخدر مي رفت. روز حادثه چندين بار با من تماس گرفت و خواست به خانه اش بروم. وقتي رفتم ديدم باز مواد مصرف کرده و در توهم است. احمد به محض ديدن من به سمتم حمله کرد. او چاقويي به سمتم پرتاب کرد و من با لگد احمد را به زمين انداختم. دوباره بلند شد و با چاقو به من حمله کرد. يک بار ديگر به او لگد زدم. خواستم فرار کنم که دوباره بلند شد. در اين لحظه نانچيکويي که روي زمين بود برداشتم و دور گردنش پيچيدم. عيسي ادامه داد؛ نمي دانستم احمد خفه شده است. به همين دليل از ترس اينکه مبادا دوباره به من حمله کند، با چاقو چند ضربه به او زدم اما چون خونريزي نکرد متوجه شدم او مرده است. نمي دانستم بايد جسد را چه کنم، اول تصميم گرفتم آن را از خانه خارج کنم. 500 هزار تومان پول هم به يک راننده دادم و به او گفتم ماجرا از چه قرار است اما او پول را از من گرفت و فرار کرد. دقايقي بعد نجيبه رسيد. براي اينکه کاري که کردم برملا نشود، به او گفتم شوهرت و دوستانش در حال مواد کشيدن هستند و احمد از من خواسته تو را از خانه دور کنم. نجيبه آژانس گرفت و رفت، شب که شد، من صحنه سازي کردم، چند ليوان و سيخ در کنار هم قرار دادم تا نشان دهم افرادي در خانه بودند و مواد کشيدند و بعد خانه را ترک کردم. حدود ساعت يک شب بود که نجيبه با من تماس گرفت و خواست تا به خانه اش بروم و در آنجا به من گفت شوهرش فوت شده است. متهم در ادامه گفت؛ من هر آنچه در بازپرسي در مورد نجيبه گفتم دروغ بود و ديگران مرا تحريک کردند. من هيچ ارتباطي با اين زن نداشتم و او هيچ اطلاعي از نقشه من نداشت. متهم در پاسخ به اين سوال قاضي دادگاه که چرا احمد با او بسيار صميمي بوده است، گفت؛ من نمي دانم احمد چرا به من علاقه مند بود. او خيلي اصرار داشت که با من رفت و آمد کند و حتي برايم از سفارت افغانستان ويزا گرفته بود که با هم به افغانستان برويم. قاضي سپس از متهم پرسيد؛ علت اينکه مدتي قبل از قتل به چند نفر پول دادي تا احمد را بکشند چه بود؟

    متهم جواب داد؛ من به کسي پول ندادم و آنچه در اين باره در بازپرسي گفتم دروغ بود. يک بار احمد به من گفت که سفري ترتيب دهيم و مقداري مشروب بخريم و به شمال برويم. من از اين پيشنهادش ناراحت شدم، اما در نهايت قبول کردم چند نفر از کساني که مشروب مي خوردند را شناسايي کردم و از آنها خواستم هنگام مصرف مشروب احمد را کتک بزنند تا او ديگر چنين خواسته يي از من نداشته باشد. البته سر همان دعوا هم احمد از من کينه به دل گرفت و شب حادثه به من حمله کرد. همه به من گفته بودند اگر بگويم نجيبه با من رابطه داشته و با هم چنين کاري انجام داديم از مجازاتم کم مي شود، به همين خاطر من هم در بازپرسي چنين ادعايي کردم. پس از اين اظهارات عيسي قاضي دادگاه خطاب به وي گفت؛ تو در تمام مراحل بازپرسي ادعا کردي نجيبه در قتل شوهرش دست داشته است، چطور در آن زمان به خاطر دروغي که مي گفتي عذاب وجدان نداشتي؟

    متهم پاسخ داد؛ آن موقع من در شرايط عادي نبودم، تحت فشار روحي و رواني قرار داشتم.قاضي دادگاه سپس با اشاره به بخش ديگري از اعترافات قبلي عيسي گفت؛ اگر ادعا مي کني به صورت اتفاقي و ناگهاني احمد را کشتي پس چرا قبلاً يک بار هم به او سم خورانده بودي؟

    متهم در جواب گفت؛ در بازجويي هاي اوليه من دروغ گفتم. هيچ سمي در کار نبود و در زندان به من ياد داده بودند که اين طور بگويم.

    سپس متهم رديف دوم در جايگاه قرار گرفت. وي اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت؛ من هيچ ارتباطي با عيسي نداشتم. روز حادثه شوهرم مرا از خواب بيدار کرد و گفت؛ از خانه بيرون برو و بچه ها را هم با خودت ببر، دوستانم مي خواهند به خانه بيايند. من رفتم و حدود ساعت 14 برگشتم. قرار بود با شوهرم به خريد برويم و بعد به افغانستان برگرديم. هنگام بازگشت به منزل عيسي جلوي در خانه به من گفت؛ دوستان احمد در خانه هستند و احمد گفته تو به حرم شاه عبدالعظيم بروي و بچه ها را هم ببري. خودش بعدازظهر مي آيد و با هم خريد مي کنيد. چون شوهرم قبلاً هم چنين کاري کرده بود، من قبول کردم. آژانس گرفتم و رفتم. حدود ساعت 12 شب بود که ديگر درهاي حرم را بستند و من هم مجبور شدم برگردم. البته يک بار با کارت تلفن به خانه خودمان تلفن کردم. مي خواستم مطمئن شوم شوهرم در خانه است. وقتي جواب نداد با خانه يکي از اقوامم تماس گرفتم. او هم گفت احمد به آنجا نرفته است. در نهايت به منزل رفتم و متوجه شدم شوهرم کشته شده است. به همين دليل به عيسي خبر دادم. او هم گفت از ماجراي قتل خبر ندارد.

    زن متهم ادامه داد؛ من در جريان قتل نبودم و ثابت مي کنم آنچه عيسي قبلاً گفته، دروغ بوده. شوهر من مرد خوبي بود و تنها ايرادش اين بود که اعتياد داشت و به خاطر اعتيادش هم چند بار مرا کتک زده بود. من هرگز در غذاي شوهرم سم نريختم و براي قتلش آدمکش اجير نکردم.

    قاضي عزيزمحمدي پس از دفاعيات متهم ادامه جلسه رسيدگي به پرونده را که مربوط به رابطه نامشروع عيسي و نجيبه بود غيرعلني اعلام کرد و پس از پايان محاکمه 5 قاضي شعبه 71 (رحيمي، معتمدي، شکربيگي، عزيزمحمدي و سالاري) براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
  15. #45
    Viper

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    طهران - سه راه سیروس
    نوشته ها
    772
    11
    151

    پیش فرض

    پسر جوان در آتش کينه دو باجناق سوخت

    به نقل از روزنامه اعتماد
    2 ابان




    حقيقات پليسي و قضايي راز مرگ جواني را که در ميان شعله هاي آتش در آپارتماني در جنت آباد جان داده بود فاش کرد.

    به گزارش خبرنگار ما ساعت 11 صبح 27 شهريورماه سال جاري در پي وقوع يک آتش سوزي در منطقه جنت آباد همسايگان که مطلع شده بودند کسي در خانه مورد نظر حضور ندارد با يافتن شماره تماس صاحبخانه وي را در جريان واقعه قرار دادند. علي مالک آپارتمان زماني به خانه خود رسيد که با حضور ماموران آتش نشاني شعله هاي آتش مهار شده بود. اما فرونشستن زبانه هاي آتش پايان ماجرا نبود چرا که ماموران آتش نشاني در کمال حيرت جسد مردي را در ميان تل خاکستر اثاثيه منزل يافتند.

    دقايقي بعد ماموران کلانتري جنت آباد براي تحقيق مقدماتي در محل حاضر شدند و ضمن آغاز بررسي ها شاملو بازپرس ويژه قتل را در جريان کشف جسد سوخته مردي ناشناس در اين خانه قرار دادند. بلافاصله پس از تماس ماموران بازپرس شاملو، کارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي، ماموران اداره تشخيص هويت و نيز متخصصان پزشکي قانوني را مامور کرد تا با حضور در محل کشف جسد تحقيقات فني پيرامون اين حادثه را آغاز کنند.

    شواهد اوليه نشان از آن داشت که جسد متعلق به مردي است که به قصد سرقت وارد خانه شده و با اتصالي سيم هاي يکي از وسايل برقي، دچار برق گرفتگي شده و جان باخته و سپس خانه نيز دچار حريق شده است. با اين وجود کارشناسان سازمان آتش نشاني مامور شدند تا علت دقيق آغاز حريق و مرگ مرد جوان را مشخص کنند. هم زمان تلاش ماموران پليس براي کشف هويت مرد سوخته نيز آغاز شد.

    در حالي که تحقيقات پيرامون اين پرونده ادامه داشت زني با مراجعه به کلانتري جنت آباد به ماموران اطلاع داد که از چهار روز قبل پسر 26 ساله اش به نام جواد از خانه خارج شده و از سرنوشت وي خبري ندارد. با شکايت اين زن 42 ساله و تطابق زمان مفقود شدن پسر وي و مشخصاتي از قبيل جثه و قد، ماموران وي را براي شناسايي جسد به پزشکي قانوني روانه کردند و وي با مشاهده ساعت و گردنبند و چند تکه باقيمانده از لباس جسد سوخته، پسرش را شناسايي کرد. با کشف هويت قرباني پليس وارد مرحله تازه يي از تحقيقات شد و مادر جواد به همراه خواهر 22 ساله اش براي بازجويي به شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران فراخوانده شدند.

    فريبا زماني که متوجه شد جسد سوخته پسرش در خانه يي چند کوچه بالاتر از منزل شان کشف شده است گفت صاحبخانه آنها به نام عباس باجناق مالک آن آپارتمان است و جواد از اين طريق آنها را مي شناسد. اين زن در ادامه تحقيقات گفت؛ من بارها به پسرم تذکر داده بودم که با اين مرد رفت و آمد نکند اما به حرفم گوش نمي داد. هر بار که وي تصميم مي گرفت رابطه اش را با مرد صاحبخانه و باجناقش به نام علي قطع کند باز هم آنها با او تماس مي گرفتند و از وي مي خواستند کارهايي برايشان انجام دهد. حتي برخي اوقات جواد خريدهاي خانه صاحبخانه ما را نيز انجام مي داد تا اينکه چند هفته پيش صاحبخانه ما از همسرش جدا و رابطه پسرم با وي کمتر شد، اما از روزي که جواد ناپديد شد اين مرد فشار زيادي به ما آورد که خانه را بايد زودتر تخليه کنيم و خودش هم ازمحل اسباب کشي کرد. پس از اظهارات اين زن 42 ساله ماموران با مراجعه به خانه آنها چند تکه اثاثيه به سرقت رفته از خانه سوخته را در اين آپارتمان کشف کردند و فريبا در اين خصوص مدعي شد اين لوازم را يکي از دوستان جواد به نام امين روز بعد از مفقود شدن پسرش براي آنها آورده و مدعي شده که متعلق به جواد است.

    با توجه به اظهارات مادر جواد بازپرس شاملو دستور بازداشت عباس صاحبخانه آنها و نيز امين دوست مقتول را صادر کرد و متهمان را براي بازجويي در اختيار کارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران قرار داد. امين در بازجويي هاي مقدماتي منکر نقش خود در سرقت از خانه علي شد اما ادعا کرد که وسايل دزدي را عباس به وي داده تا به مادر جواد برساند. وي همچنين به ماموران گفت در حالي که آتش نشانان در حال خاموش کردن شعله هاي آتش بوده اند از عباس شنيده که کسي داخل منزل است. با توجه به اظهارات امين بازجويي از عباس در دستور کار ماموران قرار گرفت و در حالي که وي ابتدا منکر دست داشتن در سرقت، آتش سوزي و در نهايت مرگ جواد مي شد با تجميع مدارک و شواهد و روبه رو شدن با اظهارات شهود لب به اعتراف گشود و ماجرا را چنين شرح داد؛ من فکر مي کردم باجناقم باعث شده تا همسرم از من جدا شود.

    به همين دليل از مدتي قبل کينه او را به دل گرفتم و قصد داشتم هر طور شده از علي انتقام بگيرم و از آنجا که مي دانستم همسر و فرزند علي مسافرت هستند و خودش نيز آن ساعات سر کار است با کليدي که از قبل از خانه آنها داشتم همراه جواد به آنجا رفتيم. پس از برداشتن چند تکه اثاثيه گرانقيمت نقشه اصلي را که به آتش کشيدن خانه علي بود، پياده کرديم. من يک گالن بنزين به جواد دادم و خودم از خانه خارج شدم. او قرار بود پس از ريختن بنزين روي اثاثيه و به آتش کشيدن خانه آنجا را ترک کند، اما اين اتفاق به گونه يي ديگر رقم خورد. در حالي که عباس چنين ادعاهايي را مطرح کرده است تحقيقات اخير و بازجويي از ماموران آتش نشاني نشان از آن دارد که در ورودي خانه پس از مراجعه ماموران به محل حادثه قفل بوده و آنها براي ورود به ساختمان ناچار به شکستن در شده اند از اين رو بازپرس شاملو با در نظر گرفتن اين احتمال که عباس پس از آتش زدن خانه در را روي همدست خود قفل کرده تا تنها شاهد اين ماجرا را از سر راه بردارد وي را به اتهام قتل عمد روانه بازداشتگاه پليس آگاهي تهران کرد تا با تکميل تحقيقات نقش واقعي وي در مرگ جوان 26ساله روشن شود.
    نحوه کار در فروم و سایت کوچولو

    ای تو بهانه واسه بودن.....
صفحه 3 از 393 نخست 12345678132353103 ... آخرین
نمایش نتایج: از 31 به 45 از 5892

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •