ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 231 نخست 1234567122252102 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 3451
  1. #16
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض


    مصاحبه داغ و خواندنی با پوریا پور سرخ: روز حسرت بهترین کار من هست


    سینمای ما - در میان مجموعه های مناسبتی تلویزیون برای ماه مبارک رمضان تاکنون «روز حسرت» بیشترین بازخورد را در بین بینندگان داشته است. «امیدجوان» در این زمینه با «پوریا پورسرخ» بازیگر نقش «مسعود» به گفت وگو نشسته است. متن گفتوگو در ادامه میآید:
    * شما تاکنون در مجموعههای مناسبتی «صاحبدلان»، «شکرانه» و «روز حسرت» که در ماه رمضان به نمایش درآمده، حضور داشتهاید کارهای مناسبتی را چگونه میبینید؟


    - کارهای مناسبتی به برگ برنده شبکههای تلویزیون در طول سال تبدیل شده است. بر این اساس سعی میکنند ورزیدهترین گروهها را برای این کار انتخاب کنند، مثلاً حضور آقای فرامرز قریبیان در همین سریال «روز حسرت» البته در مواردی عجله روی کارها اثر میگذارد که مقصر آن در برخی موارد خود ماها هستیم مثلاً در «روز حسرت» سفر ناخواسته من باعث شد کار تاحدودی عقب بیفتد.

    * در مورد انتخاب نقشها چگونه عمل میکنید؟
    - من خیلی سختگیرم، قبلاً دو تا کار سینمایی داشتم، یکی را در جشنواره نصفه دیدم و دیگری را اصلاً ندیدم.

    * «روز سوم» چطور؟
    - «روز سوم» را خیلی دوست دارم دو کار جدید هم امسال دارم، «عیار 14» و «حرکت اول» که آنها را هم دوست دارم، سالهای اول، من بیتجربه بودم، متاسفانه در آن مقطع یا استادهای من در دسترس نبودند یا من از راهنماییهای آنها خوب استفاده نکردم. به طوری که در یک سال 4 فیلم سینمایی و 3 سریال داشتم که خیلی زیاد بود. پارسال در تلویزیون فقط «شکرانه» را داشتم که به خاطر آقای «سهرابپور» که در «وفا» به من اعتماد کرد حضور یافتم تا اعتمادش را جبران کنم امسال هم «روز حسرت» که بهترین کار من است.


    * شما بعد از «شکرانه» خداحافظی موقت با تلویزیون داشتید، چرا؟

    - برای این که «شکرانه» در هنگام پخش از اول جرح و تعدیل شد و جذابیتی از آن نماند، «فردی برای احقاق حق به تاجیکستان میرود و با یک زن بدکاره مواجه میشود» و تقابل این دو جذابیت دراماتیک ایجاد میکند اما در کار 15 دقیقه پخش و 15 دقیقه سانسور میشود من در آنجا با تلویزیون به صورت موقت خداحافظی کردم اما وقتی پیشنهاد آقای «مقدم» رسید قبول کردم، من برای تلویزیون احترام قایل هستم اما برخی نشریات مرتبط با صدا و سیما مشکل ایجاد میکنند. در مواردی هم دیده میشود برای کشاندن یک بازیگر سینما به تلویزیون آن هم برای 5 دقیقه هزینههای میلیونی میکنند خوب تلویزیون باید تامل بیشتری در این باره داشته باشد.


    * مسعود در «روز حسرت» به واسطه «ازدواج مجدد» بر لبه تیغ قرار میگیرد نظرت در این باره چیست؟

    - من در زندگی شخصی با «ازدواج مجدد» مخالفم؛ اما شرایط مسعود فرق میکند.


    * میخواهی بگویی استثناست! خوب «ازدواج مجدد» هم برای استثناهاست.


    - مسعود برای ماه عسل با همسرش عازم شمال میشود و آن حادثه باعث میشود که او هرگز زندگی زناشویی را تجربه نکند برای این که به گناه نیفتد، «ازدواج مجدد» میکند.

    * چرا «زن دوم» این قدر دستمایه کارهای سینمایی و تلویزیونی قرار گرفته است؟


    - نمیدانم و نمیخواهم ادای آدمهای بحرالعلوم را هم درآورم، که راجع هر چیزی کارشناسی میکنند. مشکل تیم ملی را میدانند و اشتباهات افشین قطبی و امیر قلعهنویی در پرسپولیس و استقلال را هم بیان میکنند.


    * گفته میشد «پوریا پورسرخ» شیطان «روز حسرت» است؟


    - این هم از آن حرفهاست. آقای مقدم آن قدر باهوش است که تجربه موفق سال گذشته را تکرار نکند هر چیزی برای بار اولش جذاب است اصولاً شیطان موجودات ماورایی چون قابل لمس نیستند جذابیت ایجاد میکنند مخصوصاً وقتی بازدارنده باشند. البته در «روز حسرت» چیز عجیب و غریب وجود ندارد.

    * شما در فضای ماورایی فیلم قرار نمیگیرید؟


    - خدا را شکر که فعلاً نبودم.


    * نظرت درباره کارهای دیگر مناسبتی امسال چیست؟


    - کارهای دیگر را پیگیری میکنم و از مجموعههای طنز خوشم میآید.
  2. #17
    Mahsa-Kocholo
    كوچولو رسمي
    کوچولوووو خیلی فعال

    تاریخ عضویت
    May 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,349
    3
    63

    پیش فرض

    [b]گفتگو با رضا عطاران و بازیگران نقش درسا و فریده و فرزانه و مهران مهام در مورد سریال بزنگاه[/b

    نادر، درسا، فريده، فرزانه و مهران مهام از «بزنگاه» مي*گويند
    شادي*هاي* كوچك آدم*هاي بزرگ

    پخش سريال «بزنگاه» از شبكه 3 سيما، نظرات مختلف و گوناگوني را باعث شده است. گروهي اين اثر را موفق ارزيابي مي*كنند و گروهي هم معتقدند طنز آن كليشه*اي و در پاره*اي موارد اساسا طنز نيست. با وجود اين بايد اعتراف كرد بزنگاه مخاطبان خودش را دارد و مي*كوشد هر شب بيش از پيش، آنها را به پيگيري ادامه ماجراهاي داستان راغب كند.

    رضا عطاران: از خط قرمز عبور نكرديم*

    رضا عطاران بجز اين*كه كار سخت كارگرداني اين مجموعه را انجام مي*دهد، ايفاگر يكي از نقش*هاي مهم هم است. فقط آنها كه از نزديك با سازوكار ساخت يك سريال هر شب تلويزيوني آشنا هستند، مي*دانند همزماني اين دو كار، چه فشار مضاعفي وارد مي*كند. آيا رضا عطاران پس از مجموعه*هاي موفقي مثل متهم گريخت، ترش و شيرين و خانه به دوش، موفق مي*شود خاطره شيرين آن سال*ها را دوباره تكرار كند؟

    آقاي عطاران! بيا از تيتراژ شروع كنيم. سريال با عنوان به ياد حسن حامد شروع مي*شود. درباره مرحوم حسن حامد صحبت مي*كني؟

    من كار تئاتر را از مشهد و با مرحوم حسن حامد شروع كردم. يعني از سال 1359 كه در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان فعال بودم. همكاري ما تا سال 66 ادامه داشت. بعد كه در دانشگاه قبول شدم و به تهران آمدم، پس از مدتي حسن حامد به تهران آمد كه با او در چند كار تئاتر همكاري كردم. من يك دين اخلاقي به او دارم. چون نوع فكري كه داشت خاص بود، اين موضوع روي من و كارهاي من خيلي تاثير گذاشته است. يعني يك بخشي از حسن حامد در كارهايي كه من انجام مي*دهم حضور دارد. به همين علت دوست داشتم يك جايي اسمش آورده شود.

    نمايشي از او ديدم كه البته اسمش يادم نمي*آيد. شما هم در آن بازي داشتيد.

    من بودم و يك دختربچه. اسم تئاتر بچه تابستان بود.

    يك*جورايي فكر مي*كنم رابطه شما در بزنگاه با درسا شبيه رابطه همان آدم با آن دختربچه است.

    آره. راستش يك*جورايي تلنگري بود كه اين ارتباط شبيه همان ارتباط در آن تئاتر باشد. پس از آن، اين رابطه در دنياي شيرين تكرار شد. من در آنجا هم يك بچه داشتم و اين ارتباط در كارهاي ديگر هم بود تا به بزنگاه رسيد.

    اين دفعه خطر كرديد و رويه هميشگي را شكستيد و خواستيد طنزتان را در قالب ديگري ارائه كنيد. نترسيديد مخاطب آن را پس بزند و با آن ارتباط برقرار نكند؟

    خب اين خطر وجود دارد. درباره خيلي از حرف*هايي كه در كارها زده مي*شود، وجود دارد. براي اين كار هم هست. ولي خب آدم بعضي جاها بايد چشم*پوشي كند. ما در اين كار با نشان دادن واقعيت، آيينه*اي در مقابل جامعه قرار مي*دهيم. ما كه راه*حلي براي آن نداريم، اما مي*دانيم اين مشكلات وجود دارد، پس بايد چه كار كرد؟ ما در اين كار سعي كرديم به طنز واقعي نزديك شويم.

    بحثي كه فعلا مطرح است اين كه بزنگاه از خط قرمزهاي معمول جلوتر رفته است.

    ما از اين مسائل به عنوان المان استفاده كرده*ايم؛ يعني حتي در رفتارها هم به آن توجه شده است. مثلا ما به اين مساله توجه كرده*ايم كه يك معتاد را نبايد حتما يك آدم نحيف و لاغر ببينيم كه احيانا نمي*تواند حتي به درستي حرف بزند. ما به شكل واقعي جلو رفته*ايم، چون مي*دانيد كه ديگر اعتياد تنها مختص ترياك نيست. قرار نبود خط قرمز را بشكنيم. تنها خواستيم از اين المان*ها استفاده كنيم. اعتياد جنبه*هاي گوناگون دارد. براي ما مسائل مختلفي در طرح مشكل اعتياد مطرح بوده است. مسائلي مثل همه*گير بودن، در دسترس بودن و ارزان بودن آن بعضي از جنبه*هاي آن است. در كنار آن، تاثير اين رفتار روي افراد خانواده و بخصوص كودكان مورد توجه بوده است. طبيعي است اين شخصيت نبايد خيلي آدم مثبتي نشان داده شود، البته نمي*دانم تا چه اندازه موفق بوده*ايم.

    اين بار بر خلاف دفعه*هاي ديگر يك نقش نسبتا منفي را بازي مي*كني كه قاعدتا نبايد محبوب باشي. اين برايت سخت نبود؟

    اين سختي*ها بود، ولي چون دوست داشتم اين اتفاق بيفتد، بالطبع حواشي آن را هم پذيرفتم. به هر حال آدم در اين كارها بايد از برخي چيزها بگذرد، حتي ممكن است از محبوبيت من كاسته شود، ولي خب برايم خيلي مهم نبوده است.

    استنباط خودت از نقشي كه بازي مي*كني، چيست؟

    من خودم از نقشي كه بازي مي*كنم بدم مي*آيد. نادر در اين سريال رفتارهايي دارد كه خيلي درست نيست.

    نگارش فيلمنامه به چه صورت انجام مي*گيرد؟

    فيلمنامه مثل همه كارهاي پيشين من است. يعني هنگام كار هر چه به ذهنم برسد كه به شخصيت*ها، رفتارها و ارتباطات آنها كمك كند، از آن استفاده مي*كنم. ممكن است يك ديالوگ حذف شود و 10ديالوگ ديگر عوض شود يا بعكس. مثل قسمتي كه، در آن ،خواستگاري براي دختر خانواده آمده بود يا در فيلمنامه ابتدايي اصلا اعتياد نداشت در حالي كه ما كل قصه را براساس اعتياد پيش برديم.

    نيكي نصيريان: فيلمنامه را برام مي*خونن*

    نيكي نصيريان همان دختر بچه*اي است كه نقش درسا، دختر نادر را بازي مي*كند. به نوعي او تنها همدم پدر محسوب مي*شود كه مي*كوشد جاي ديگران را هم براي او پر كند. او در اين نقش آنقدر خوب ظاهر شده كه احتمالا بتوانيم در آثار ديگري هم او را ببينيم.

    چند سالته؟

    5 سال.

    راسته مي*گن پارتيت آقاي مهام بوده؟

    [مي*خندد] نمي*دونم!

    خوشحالي توي اين سريال بازي كردي؟

    آره. خيلي.

    نقش چه كسي را بازي مي*كني؟

    دختر آقاي عطاران كه اسمش درساست.

    خودت رو تا حالا از تلويزيون ديدي؟

    آره.

    به نظرت كار خوبيه؟

    خيلي!

    دوستات وقتي تو رو ديدن چي گفتن؟

    مي*دوني من اصلا مهدكودك نمي*رم؟

    جدي مي*گي؟ چرا؟

    ديگه نمي*رم. ما همين جا روز تولدمو جشن گرفتيم!

    روز تولدت كي بود؟

    20 مرداد بود.

    خوندن و نوشتن بلدي؟

    نه!

    پس چه جوري فيلمنامه مي*خوني و بازي مي*كني؟

    به من مي*گن ديگه. برام مي*خونن!

    توي اين كار كي از همه بيشتر بهت كمك مي*كنه؟

    آقاي عطاران و خانم نظري.

    مامان چي؟ كمكت نمي*كنه؟

    نه. مامان مي*ياد مي*ره از سوپر بغلي برام چيپس و پفك مي*خره!*

    بهترين صحنه*اي كه بازي كردي چي بود؟

    صحنه*اي كه قراره من ريش بابامو بزنم

    با چي؟

    با تيغ!* يكي ديگه صحنه*اي كه من نقاشي عمومو كشيدم. وقتي آقاي لولايي از اون بالا مي*افتن. يه آقاي ديگه به جاي عموم از اون بالا افتاد پايين.

    يعني اين*كه تو داشتي نقاشي مي*كشيدي، عمو افتاد پايين؟!

    نه!* بعد از اين*كه از بيمارستان اومد، من نقاشيشو كشيدم. آقاي عطاران هم بهم كمك كرد نقاشيشو بهتر بكشم.

    بچه*هاي فاميل وقتي بازي تورو ديدن چي گفتن؟

    دلشون برام تنگ مي*شه.

    روزا چقدر اينجا كار مي*كني؟

    زياد!

    اگه يه روز مامان نياد اينجا چه كار مي*كني؟

    برادرم مياد ديگه!

    جدي؟ برادرت كي مي*ياد؟

    هر روزي كه مامان خونه كار داشته باشه و نتونه بياد، اون مي*ياد.

    تلويزيون هم مي*بيني؟

    آره.

    چه برنامه*هايي؟

    برنامه كودك.

    كدوم برنامه*هاشو مثلا؟

    [*فكر مي*كند ]* مثلا… مثلا…

    زمان ما كه پينوكيو و سندباد بود.

    خاله شادونه. موتور امداد.

    فوتباليست*ها چي؟

    نه اينارو برادرم مي*بينه.

    تو دوست نداري ببيني؟

    نه من همش به نيما مي*گم اون كارتونو بيار. اسم برادرم نيماست.

    آخر اين قصه چي* مي*شه؟

    هيچي. بابام داره مي*ره و من همين*طور دارم وسط حياط خودمو مي*كشم!*

    مي*خواي در آينده چه كاره بشي؟

    دكتر!*

    سوسن پرور: فريده شخصيت دوست داشتني*اي است*

    فريده در ميان شخصيت*هايي كه در بزنگاه مي*بينيم كاملا خاص است. حضور او در كار به خاطر گريم و عقايدش برجسته است. بازيگر نقش فريده، سوسن پرور است كه پيشتر در زندان زنان به ايفاي نقش پرداخته است. پرور متولد اراك و داراي ليسانس ادبيات نمايشي و فوق*ليسانس كارگرداني نمايش است.

    به نظر شما شخصيت فريده چه ويژگي*هايي دارد كه او را از ديگران متمايز مي*كند؟

    خب، فكر مي*كنم فريده آدمي است كه دنياي دروني*اش با آن چيزي كه از رفتارش به بيرون انتقال پيدا مي*كند، مقداري متفاوت است. اولين چيزي كه من در اين شخصيت پيدا كردم وجود برخي مجهولات است كه تنها براي خود اين آدم آشناست؛ ولي در فضاي بيرون، واكنش*هايي كه نشان مي*دهد زياد مورد پسند اهالي خانواده نيست. از طرفي يك بعد ديگرش اين است كه دنياي كوچك، در دسترس و قابل لمسي دارد. او آدمي است كه به نوعي پايبند سنت*هاست و دوست دارد ازدواج كند، اما با معيارهاي امروزي اجتماع هم براي ازدواج نمي*تواند كنار بيايد. به*هرحال دوست دارد جلب توجه كند و بتواند ازدواج كند و زندگي مورد علاقه*اش را داشته باشد. فكر مي*كنم از اين نظر شخصيتي دوست*داشتني باشد، ولي نمي*دانم آن را به چه صورت اجرا كرده*ام.

    نقشي كه شما بازي مي*كنيد چه بخشي از اجتماع را نمايندگي مي*كند؟

    خيلي*ها اين*طور هستند. ولي اين تفاوت وجود دارد كه فريده روي چيزهايي كه مي*خواهد اصرار مي*كند و حاضر نيست همرنگ ديگران شود. مثل خيلي**هاي ديگر فريده اين*طور فكر نمي*كند. او دوست دارد همين ظاهر فعلي*اش را حفظ كند و به همين صورت از سوي ديگران پذيرفته شود. او در همين شكل پذيرفته شدن اصرار دارد و من اين بعد شخصيتش را خيلي دوست دارم.

    چه اتفاقي افتاده كه اين شخصيت بدين*گونه رفتار مي*كند، يعني نمي*تواند بين واقعيت*هاي موجود و روياهاي خودش تفاوت بگذارد.

    به نظرم اين موضوع مربوط به خانواده است؛ سطح فرهنگي كه اين خانواده و باورهاي سنتي كه هنوز در خانواده وجود دارد. همين مسائل است كه فريده را پايبند مي*كند، مثلا مي*بينيم كه آدمي با چنين سطح فرهنگي در مواجهه با آدم*هاي بيرون بايد خودش را تغيير دهد، اما فريده اين تغيير را نمي*پذيرد. با وجود اين در تنهايي خودش وسايل آرايشش را تست مي*كند، ولي هيچ*وقت از آن استفاده نمي*كند.

    درباره عروسك*هايي كه همراه اوست و گه*گاه عروسك*گرداني هم مي*كند، صحبت كنيد.

    فضاي عروسك*گرداني اين آدم از نوع فرهنگ اين خانواده خيلي دور نيست. مثل وقتي كه خواهرش به او نگاه مي*كند و او همچنان سرگرم* تمرين عروسك*گرداني است، ولي اين راهي است كه براي كامل كردن درون خودش آن را انتخاب كرده. به نظر من عروسك*گرداني انتخاب خوبي براي فريده بوده است، چون اساسا به دنياي خيالي و غيرقابل لمس خيلي علاقه*مند است و عروسك*گرداني هم فضايي است كه ما به آن مي**دهيم. اگر چه در اين زمينه هم آدم موفقي نيست، چون تمرين ندارد و محيط* پذيراي چنين كارهايي از سوي او نيست و همه به نوعي او را در اين مورد سرزنش مي*كنند. در حالي*كه اگر به هنر ديگري مثل سفره*آرايي بپردازد موفق*تر خواهد بود.

    ولي يادم مي*آيد در ديالوگي شما گفتيد سفره*آرايي هدف است.

    براي اين آدم بله، البته بايد شرايط را براي او هم در نظر گرفت. شايد اگر فضا براي اين آدم مهياتر بود، عروسك *گرداني انتخاب اول او بود.

    اين نقشي كه تا اين حد خاص است، چقدر جاي كار براي طنز مي*گذاشت؟

    به نظرم جاي كار براي طنز گذاشته ولي، نه با اين نگاه كه احساس مي*كنم اين شخصيت طنز است. اين شخصيت خيلي قابل باور و رئال است و هيچ طنزي در آن شخصيت وجود ندارد، ولي رويارويي اين شخصيت با خواسته*هايش ايجاد طنز مي*كند. به فرض آدمي كه مدام لوازم آرايش براي خود جمع مي*كند، ولي در عين حال سبيل دارد و همه اينها در كنار هم خود*به*خود باعث ايجاد طنز مي*شود.

    هنگامه حميد*زاده: فرزانه تجدد*طلب است*

    فرزانه هم پرچمدار يك شخصيت امروزي است كه رفتار و گفتارش بر خلاف خواهرش فريده است. او امروزي است و سعي مي*كند امروزي فكر كند، البته بديهي است كه اشتباهات خاص خود را هم دارد. بازيگر اين نقش هنگامه حميد*زاده است.

    نظر شما درباره شخصيت فرزانه چيست؟

    فرزانه يك دختر دانشجوست كه برخلاف سنت*هاي خانواده حركت مي*كند و برخلاف خواهرش فريده كه مقيد است برخي اصول را رعايت كند، او خود را ملزم به چنين كاري نمي*داند. او تازه وارد اجتماع شده،* چون تازه دانشجو شده است. يك جورهايي تجددطلب است و مي*خواهد خودش را از سطحي كه هست به موقعيت بالاتري برساند، وي چون در يك خانواده سنتي رشد كرده براي رسيدن به اهدافش با مشكلات متعددي روبه*روست.

    موقعيتي كه شما نسبت به خواهرتان داريد بيشتر براي طنز مناسب است كه فكر مي*كنم مخاطب راحت***تر با شما ارتباط برقرار كند.

    فكر مي*كنم جوانان امروز بيشتر به روحيات فرزانه نزديك هستند،* چون فريده طبق يك اصولي با اتفاقات پيرامون خودش برخورد مي*كندكه جوانان امروز در مقابل آن جبهه*گيري مي*كنند. فكر مي*كنم راحت ارتباط برقرار كردن جوانان با فرزانه به خاطر امروزي*تر بودن آن است.

    طنزهاي اين چنيني كه خيلي به موقعيت*هاي اجتماعي امروز نزديك هستند تا چه اندازه مي*توانند روي مخاطبان تاثير بگذارند؟

    طنزي كه توسط آقاي عطاران ساخته مي*شود به نوعي مسائل روزمره مردم را به تصوير كشيده است. درست است كه خنده در آن وجود دارد،*ولي وقتي به عمق آن نگاه كنيم، مي*بينيم تمام تلخي*هايي كه در زندگي ممكن است وجود داشته باشد،* آنها را به نمايش گذاشته كه اين خودش تبديل به زهرخند مي*شود.

    بازي اين نقش، اولين تجربه بازيگري*تان بود؟

    نه. اولين تجربه من سريال سايه تنهايي بود كه هنوز پخش نشده.

    كار تصويربرداري همچنان ادامه دارد. خودتان سريال را از تلويزيون ديده*ايد؟

    بله. بعضي وقت**ها موفق مي*شوم ببينم.

    بازتاب*ها چطور است؟

    خيلي خوب است. دوستاني كه كار را ديده*اند خيلي خوششان آمده ولي خب بايد ببينيم در ادامه چه مي*شود.

    مهران مهام: چرا بايد كودكان مخاطب چنين برنامه*هايي باشند؟

    تهيه*كننده سهم بسزايي در موفقيت يا عدم موفقيت يك اثر دارد. وقتي تهيه*كننده*اي به كارش اشراف داشته باشد قاعدتا بهتر مي*تواند از پس سختي**هاي كار بر*آيد.

    مهران مهام،* تهيه*كننده*اي است كه در كنار ايرج محمدي تجربه*هاي موفقي براي تلويزيون داشته و اين بار آنها گام در راه دشواري گذاشته*اند كه تاكنون واكنش*هاي متفاوتي در پي داشته است.

    چه اتفاقي افتاده كه شما به سمت ساخت چنين طنزي رفتيد؟

    در سال*هاي گذشته كه با* آقاي عطاران سريال*هايي را براي تلويزيون ساختيم انتقادهايي شد درباره شباهت كارهاي آقاي عطاران نسبت به هم و اين كه به شكلي تقابل بين قشر فقير و غني مدام تكرار مي*شود.

    در ابتداي پيش توليد همين سريال هم دوباره زمزمه*هايي شنيده مي*شد كه مي*گفتند آيا دوباره اين كار شبيه آثار قبلي خواهد شد؟ وقتي طرح را دراختيار داشتيم به اين فكر افتاديم كه موضوع اعتياد را دركار بگنجانيم؛* چرا كه هميشه شاهد بالا رفتن درصد اعتياد در جامعه بوديم و از آن گذشته به اين مضمون در رسانه ملي سال*هاست كه پرداخته نشده. قطعا هدف رسانه ملي از پرداختن به اين موضوع، ترويج آن نيست،* بلكه انتقاد و اعلام خطر است. اگر چه مجموعه*هاي ساخته شده قبلي ممكن است به گزندگي اين مجموعه نباشند، ولي براي اين كه نشان دهيم يك معتاد چه مشكلاتي براي خانواده ايجاد مي*كند و چه فشاري به ديگران وارد مي*كند، بايد مختصات اين آدم نمايش داده شود. براي پرداخت اين شخصيت به هر حال بايد حداقل*ها را نشان دهيم؛ اما مساله ديگر اين است كه چرا بايد كودكان مخاطب چنين برنامه**هايي باشند؟ من نمي*دانم اين مساله بايد در كجا بررسي شود.

    شايد به خاطر ساعت پخش اين سريال باشد؟

    اصلا شما فكر كنيد اين برنامه براي ماه مبارك رمضان ساخته نشده است. حتي اگر اين برنامه به صورت هفتگي و در يك ساعت ديگر پخش مي*شد، باز اين اتفاق مي**افتاد. برنامه*هايي كه در ساعات ديگر شب پخش مي*شوند هم اين اتفاق براي آنها افتاده است. آيا هدف*گيري در اين سريال يا در سريال*هاي ديگر كودكان هستند؟

    اين البته به برنامه*ريزي مسوولان بر مي*گردد.

    الان بعضي*جاها مي*گويند ما از اين شخصيت معتاد سريال شما بدمان آمده. خب هدف همين بوده كه مخاطب بدش بيايد. عطاران بازيگري بود كه در هر نقشي كه بازي كرده محبوب بوده، خيلي سخت است عطاران محبوب را در يك شخصيت منفي بگذاريم و مردم بدشان آمده باشد. پس نشان مي*دهد ما درست عمل كرده*ايم. مساله ديگر اين است كه آيا رسانه وظيفه ندارد مسائل روز جامعه را طرح كند؟

    الان بيشترين انتقاد درباره چيست؟

    2 قشر هستندكه نظرات متفاوتي درباره اين سريال دارند. گروه اول كساني كه موافق كار هستند و معتقدند زمان طرح اين*گونه مسائل از تلويزيون فرا رسيده است و گروه ديگر مي*گويند نه، نبايد به آن پرداخته مي*شده. اين تقابل در ميان اين دو گروه هست.

    البته نكته*اي هم هست. هر كس كاري را براي بار اول انجام مي*دهد بايد توقع داشته باشد كه تركش*هايي هم طرفش بيايد.

    قطعا همين*طور است. ولي يك نكته هم هست. داستان ما با مرگ و تقسيم ارث و ميراث شروع شد. داستان ما تازه از مرحله معرفي شخصيت*ها گذشته و دارد داستانش را تعريف مي*كند. براي دگرگوني يك آدم از يك مسير به مسير ديگر بايد خصوصيات او را نشان دهيم. همان*كاري كه ما در اين كار انجام داديم.

    بيشتر كارهاي ماه رمضان براي شخصيت*هاي داستان*شان يك دوربرگردان هم طراحي كرده*اند و هر چقدر اين دوربرگردان ظريف*تر و ملموس*تر باشد بالطبع باورپذيرتر خواهد بود.

    نمي*توانم داستان را لو بدهم، ولي در داستان ما اتفاقاتي مي*افتد كه منطق در آن خواهد بود.

    ما پيش از ساخت اين مجموعه تحقيقاتي از كمپ ان اي،* كمپ اعتياد شيميايي داشتيم كه چه اتفاقي افتاده كه يك معتاد خودش را معرفي كرده كه بياييد به من كمك كنيد. عشق، مسووليت،*تحقير شدن و… بخشي از مسائلي بوده كه معتاد را واداشته خودش را معرفي كند. در اين مجموعه هم تمهيداتي انديشيده شده كه اگر قرار است تحولي اتفاق بيفتد،* منطق در آن نقش داشته باشد.
    با نا امیدی به هیج جا نخواهی رسید.
    فکر کن همین امشب هفت سال خشکسالی به پایان رسیده
    و از فردا...
    هفت سال برکت و شادی ات آغاز خواهد شد !!!

  3. #18
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    گلشيفته فراهاني : نمي*خواهم فرصت بازی*گري را از دست بدهم



    گلشيفته فراهاني كه براي شركت در مراسم افتتاح نمايش فيلم تازه*اش «مجموعه دروغ*ها» ساخته ريدلي اسكات به آمريكا سفر كرده و در نيويورك به سر مي*برد، در گفتگو با روزنامه «نيويورك ديلي نيوز» گفته است كه از بازگشت به ايران نگران است.

    به نوشته اين روزنامه، اين بازيگر ۲۵ ساله و زيبارو، نخستين بازيگر زن ايراني است كه بعد از انقلاب اسلامي در يك فيلم هاليوودي ظاهر شده است.

    فراهاني در اين گفتگو، نگراني*اش را از بازگشت به ايران به خاطر آن*چه كه وي «زير پا گذاشتن قوانين اسلامي» خوانده، اعلام كرده است.

    وي در اين باره به نيويورك ديلي نيوز مي*گويد: «من به خاطر اين فيلم دردسرهاي زيادي كشيده*ام. مقامات ايراني، گذرنامه مرا گرفتند و نيروهاي امنيتي بارها از من بازجويي كردند؛ اما در پايان قاضي گفت كه ما بايد فيلم را ببينيم و بعد تصميم بگيريم كه با تو چه كار كنيم.»

    فراهاني گفته است كه با اين*كه مقامات ايراني گذرنامه او را پس داده*اند، اما نمي*داند بعد از بازگشت به ايران، چه بر سر او مي*آيد.


    وي در اين گفتگو افزوده است: «من عاشق ايران*ام. خانواده*ام آن*جا هستند. اما الان اگر آن*ها بخواهند مرا ببينند، بايد كشور را ترك كنند.»

    فيلم مجموعه دروغ*ها در مراكش فيلم*برداري شده و گلشيفته فراهاني در اين فيلم نقش پرستاري را بازي مي*كند كه به معالجه لئوناردو دي*كاپريو مي*پردازد و رابطه عاشقانه*اي بين آن*ها به وجود مي*آيد. اما آن*ها حتي دست*هاي يكديگر را در اين فيلم لمس نمي*كنند.

    گلشيفته فراهاني بعد از نمايش فيلم، در مورد لئوناردو دي*كاپريو به خبرنگاران گفت: «او بازيگر فوق*العاده*اي است و كمك زيادي به من كرد. اگر نبود كار من سخت*تر مي*شد. او نه تنها بازيگر بزرگي است، بلكه يك انسان بزرگ و يك مرد بزرگ است.»

    گلشيفته هم*چنين درباره نقش خود در اين فيلم و رابطه عاشقانه*اش با دي*كاپريو گفت: «دختري كه نقش وي را بازي كردم، دختري از خاورميانه است و دختر بودن در خاورميانه و داشتن رابطه با مردها كمي متفاوت است. در شرق داشتن اين*گونه روابط آسان نيست».

    فراهاني هم*چنين در اين گفتگو اعلام كرد كه قصد دارد در آمريكا بماند.

    وي گفت: «من فرصت تست بازيگري را براي فيلم شاهزاده ايران از دست دادم و حاضر نيستم بار ديگر اين كار تكرار شود.»

    گلشيفته فراهاني چندي پيش در مراسم فرش قرمز در برابر دوربين خبرنگاران گفت: «چيزهاي زيباي زيادي در خاورميانه وجود دارد و ما نمي*خواهيم آن*ها را ببينيم. اكنون در چشمان ما، تنها چيزهاي سياه و خطرناك است. از خاورميانه مي*ترسيم، ولي خاورميانه زيباست.»

    سايت شبكه فاكس*نيوز نيز در يادداشتي درباره*ي هنرپيشه*هاي فيلم*هاي تازه نوشته است: «گلشيفته فراهاني بايد در فكر تغيير نام خود به «گلدي فرهي» يا نامي شبيه به آن باشد كه به فضاي هاليوود نزديك*تر باشد.»

    «مجموعه دروغ*ها» داستان يك روزنامه*نگار در دوران جنگ عراق است كه توسط سيا مأمور مي*شود يكي از رهبران القاعده را در اردن شناسايي كند.

    گفته شده پس از گزينش گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم، سازندگان، تغييراتي در فيلم نامه*ي اوليه داده*اند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين ويژه*ي قانوني ايران در تضاد نباشد.

    چندي پيش، بعد از افشاي خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم ريدلي اسكات در كنار دي*كاپريو و راسل كرو، خبر ممنوع*الخروج شدن وي در مطبوعات انتشار يافت؛ اما چند روز بعد روزنامه دولتي جام جم، اين خبر را تكذيب كرد.

    وزارت ارشاد اسلامي نيز به تازگي اعلام كرده كه بازيگران ايراني براي شركت در فيلم*هاي خارجي بايد از اين وزارتخانه مجوز دريافت كنند.
  4. #19
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    دعوت» ركورد فروش فيلم*هاي «حاتمي*كيا» را شكست

    خبرگزاري فارس: «دعوت» با گذر از فروش 150 ميليون توماني در 6 روز،* ركورد ميزان فروش فيلم*هاي «ابراهيم حاتمي*كيا» را به خود اختصاص داد.


    به گزارش خبرگزاري فارس، فيلم «دعوت»* توانست ديروز در ششمين روز نمايش خود ركورد تازه*اي در ميان فيلم*هاي «ابراهيم حاتمي*كيا» به دست آورد و از نظر رقم فروش روزانه، ركورد فروش فيلم*هاي اين سينماگر را به خود اختصاص داد.
    بنا بر اين گزارش، «دعوت» ديروز با فروش 15 ميليوني روبه رو شد و توانست در حالي كه ششمين روز نمايش خود را در گروه سينمايي آفريقا پشت سرمي*گذاشت، مرز 153 ميليون تومان را پشت سربگذارد.
    «دعوت» اكران اوليه خود را از چهارشنبه 3 مهر در يك سينما آغاز كرد كه در اين مدت 20 ميليون تومان فروخته بود.
    به گزارش فارس، پيش*تر ركورد پرفروش*ترين فيلم «حاتمي*كيا» در اختيار «به*نام پدر» بود كه بيش از 470 ميليون تومان فروخت، در 9 روز نمايش در سينماهاي تهران بيش از 113 ميليون تومان فروش داشت اما «دعوت» در 6 روز مرز 150 ميليون تومان را پشت سرگذاشته و البته به نظر مي*رسد بتواند به عنوان يكي از پرمخاطب*ترين كارنامه كارهاي اين فيلمساز (از نظر تعداد بيننده) دست يابد.
    بنا بر اين گزارش، فيلم*هاي «آژانس شيشه*اي» و «از كرخه* تا راين» جزو پربيننده*ترين فيلم*هاي اين فيلمساز هستند.
    «از كرخه تا راين» در سال 72، با بهاي بليت 50 تومان، 45 ميليون تومان در اكران يك خود فروخت و به عنوان سومين فيلم پرمخاطب سال 72 دست يافت.
    همچنين «آژانس شيشه*اي» در سال 77 با بليت 265 توماني، حدود 180 ميليون تومان در اكران يك خود فروخت و فيلم دوم سال 77 شد.
    فيلم «ارتفاع پست» نيز از كارهاي پربيننده اين فيلمساز بود كه در سال 81، به رقم فروش 240 ميليون تومان در اكران يك، در رده هشتم پرفروش*ترين فيلم*هاي سال 81 (با بليت 550 توماني) دست يافت.
    «دعوت» همچنين در يكي دو هقته اخير، در سينما آفريقا، ركورد فروش در يك سالن را به خود اختصاص داده است.
    «محمدرضا صابري» مدير سينما آفريقا، در اين زمينه به فارس گفت: فيلم «دعوت» در اين سينما بيش از 10 ميليون تومان فروش داشته و امسال ركوردشكن فروش بوده است. البته «اخراجي*ها» هم در اين سينما فروش بالايي داشته اما با توجه با افزايش ميزان استقبال از اين فيلم به نظر مي*رسد «دعوت» در ادامه نيز بتواند روند روبه*رشدي داشته باشد.
    «دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتمي*كيا»،فيلمي اجتماعي است كه ساختاري اپيزوديك دارد و داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت مي**شود كه هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واكنش*هايي از خود بروز مي*دهند.
    مهناز افشار، محمدرضا فروتن، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، كتايون رياحي، آناهيتا نعمتي، محمدرضا شريفي*نيا، سيامك انصاري، رضا بابك، ثريا قاسمي، سحر جعفري جوزاني، فرهاد قائميان، سارا خوئيني*ها، نگار فروزنده و مجيد مشيري از بازيگران «دعوت» هستند.
  5. #20
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    مهاجرت «گلشيفته فراهاني» به آمريكا

    ایسنا: گلشيفته فراهاني بازيگر سينماي ايران در مصاحبه*ي با يك روزنامه*ي آمريكايي تلويحا اعلام كرد كه از ايران مهاجرت كرده است.

    او كه در مراسم اكران فيلم «مجموعه دروغ*ها» در نيويورك* حضور داشت گرچه از عشق و علاقه*اش به ايران سخن گفت، اما به روزنامه*ي «نيويورك ديلي نيوز» اعلام كرد: «مي*خواهم در اينجا (آمريكا) بمانم. من براي فيلم «شاهزاده فارسي» فرصت تست بازي را از دست دادم، اما ديگر نمي*خواهم چنين فرصت*هايي را از دست بدهم.»

    بازيگر فيلم «ميم* مثل مادر» كه به*همراه همسرش، «امين مهدوي» در فرانسه زندگي مي*كند، در فيلم «مجموعه دروغ*ها» ساخته «ريدلي اسكات» نقش پرستاري به*نام «عايشه» را در مقابل «لئوناردو دي*كاپريو» بازي مي*كند.

    فراهاني درباره دي*كاپريو گفت: «دي*كاپريو خارق*العاده بود. او كمك زيادي به من كرد. اگر او نبود، بازي در اين فيلم براي من بسيار دشوارتر مي*بود. او نه تنها يك بازيگر بزرگ، كه يك انسان بزرگ است.»

    فيلم «مجموعه دروغ*ها» به كارگرداني «ريدلي اسكات» و نقش*آفريني «لئوناردو دي*كاپريو» و «راسل كرو» روز يكشنبه در مركز لينكولن نيويورك براي اولين*بار اكران شد.

    «دي*کاپريو» در اين فيلم نقش «راجر فريس»، مامور سازمان اطلاعات جاسوسي آمريكا که به اردن فرستاده مي*شود و «راسل کرو» نقش «اد هافمن» که با «فريس» همکاري مي*کند، را بازي كرده*اند.

    فيلم «مجموعه دروغ*ها» پيش از آمريكا، روز پنج*شنبه در استراليا اكران مي*شود و پس از آن در كانادا، ونزوئلا، روسيه، كره*جنوبي، مصر و لهستان به*روي پرده سينماها خواهد رفت. برنامه*ي اكران اين فيلم در ماه نوامبر نيز با نمايش در كشورهاي اسپانيا، فرانسه، سوئد، بلژيك، آلمان، يونان، اتريش و چندين كشور ديگر ادامه خواهد يافت.

    اين فيلم در شصت*وپنجمين جشنواره فيلم ونيز در بخش خارج از مسابقه حضور داشت و براي مراسم اختتاميه* دومين جشنواره فيلم خاورميانه در ابوظبي امارات نيز انتخاب شده است.
  6. #21
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    همزمان با آغاز فیلم برادری؛
    اعلام خلاصه داستان «اخراجی*ها 2»از سوی ده نمکی



    خلاصه داستان فيلم سينمايی «اخراجی*ها 2» از سوی «مسعود ده*نمكی» كارگردان فيلم اعلام شد.
    به گزارش ایکنا، در اين خلاصه داستان آمده است: «درگيری شديد در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايی را محاصره می*كند و همه اخراجی*ها به همراه ساير همرزمانشان اسير می*شوند. دشمن با اسيرگيری گسترده قصد يك مانور تبليغاتی دارد. همه اسرا به يك اردوگاه اسرای ثبت*نام نشده منتقل می*شوند.
    خانواده اخراجی*ها برای زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستی می*شوند. دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجی و داخلی به اردوگاه و تطميع و تهديد برخی از اسرا و ايجاد چندپارچگی بين آنها، نقشه شومی در سر دارد.
    تروريست*ها با دشمن هم*دست شده*اند، اما اسرا زير بار فشارهای دشمن نمی*روند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره*های شاخص فرمانده و روحانی می*گردد. حضور خانواده اخراجی*ها بين مردم بيگناه و پخش اخبار مرتبط با آنها اسرا را همدل می*كند و نقشه دشمن برای ايجاد تفرقه و حكومت بر اردوگاه نقش بر آب می*شود.»
    در اين فيلم دفاع مقدسی كه فيلم برداری آن عيد فطر آغاز شده است اكبر عبدی، امين حيايی، محمد*رضا شريفی*نيا، ارژنگ امير*فضلی، سيد جواد هاشمی، مهران رجبی، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمی، مهراوه شريفی*نيا، شهره* لرستانی، مينا جعفر*زاده، ليلا بلوكات، نرگس محمودی و ... هنرنمايی می*كنند.
    همچنين كامبيز ديرباز و علی* اوسيوند به صورت افتخاری در اين اثر هنرنمايی می*كنند.
  7. #22
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    میترا حجار هم به هالیود رفت.

    به گزارش «فردا»، «میترا حجار» با بازی در فیلمی هاليوودي ساخته «گابریل اسکات» با عنوان «Stellina Blue» به سینمای آمریکا پیوست.

    بنابراین گزارش میترا حجار در این فیلم به عنوان یکی از شخصیت*های مکمل در آن ايفاي نقش کرده است.

    «Stellina Blue» داستان زندگی یک زن و شانس مجدد وی برای تغییر زندگی است.

    میترا حجار در این فیلم نقش میترای ایرانی را بازی می کند. در این اثر که شخصیت*های ایرانی نیز در آن حضور دارند بازیگرانی چون «کریستیانو مائورو»ٰ، «کریس کرامر» و «نوید نگهبان» نقش*های اصلی را عهده*دار هستند.

    اسکات پیش از این، فیلم «فرار» را در سال 2006 کارگردانی کرده بود.

    پس از فیلم «پیکره دورغ*ها» و جنجال*های پس از آن، حضور حجار در فیلمی هالیوودی جالب توجه به نظر می*رسد.

    به نظر می رسد با گسترش موج خروج بازیگران سینمای ایران از کشور، مسئولان فرهنگی باید تدبیری در خصوص این مسئله فرهنگی بیاندیشند.


    :arrow:
    عكسهاي ميترا حجار در هاليوود:







  8. #23
    saghararian
    كوچولو رسمي
    کوچولووو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    April 2008
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    نوشته ها
    5,803
    0
    63

    پیش فرض

    مرسي سعيد جان
    ولي ناگفته نمونه كه ميترا حجار حدود دو سه ساله كه از ايران رفته و تو فرانسه اقامت داره البته حضور میترا حجار در هالیوود به پیش از این ها بر میگرده كه درفیلم هالیوودی Smith که محصول سال 2006 هست بازي كرد و تعدادي از اينْ عكسها هم قديمي و مربوط به جشنواره سال قبله كه در كنار شوهرش ايستاده
    رنگین کمان پاداش کسی است ، که تا آخرین قطره زیر باران بماند...
  9. #24
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    ميترا حجار به ايران بازگشت

    ميترا حجار، بازيگر سينما و تلويزيون كه چندي پيش ايران را ترك كرده بود، بازگشته و در حال حاضر در ايران به سر مي*برد.
    به گزارش فارس، اين بازيگر ايراني به تازگي در سريال تلويزيوني آمريكايي به نام «اسميت» بازي* كرده است.
    او پيش از ترك ايران در فيلم*هاي اين ترانه عاشقانه نيست، زمستان است، بازنده، رازها، جنايت، ملاقات با طوطي، صورتي، فراري، رخساره، قارچ سمي، مزاحم ، سگ كشي، شب*هاي تهران، اعتراض، متولد ماه مهر، فرياد، غريبانه حضور داشت.
    حجار در سال 84 ايران را به قصد فرانسه ترك كرد و پس از حضور سه ساله در محافل فرهنگي خارج از كشور توانست در يك قسمت از سريال تلويزيوني آمريكايي به نام «اسميت» بازي كند.
    گزارش خبرنگار فارس حاكي است، وي در حال حاضر در ايران است و به نظر مي*رسد با توجه تجربه فضاي خارج از كشور، خواهان ادامه فعاليت هنري خود در ايران باشد
  10. #25
    admin
    "مدير كل سايت كوچولو"

     

    مدیر کل (سعید)
    تاریخ عضویت
    February 2007
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    23,828
    16,508
    20,494

    پیش فرض

    مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش!


    مجموعه*ی تلویزیونی "مرگ تدریجی یک رویا" تا کنون توانسته بینندگان بیشماری را از گوشه و کنار ایران و سایر نقاط جهان در رابطه با مسخ فرهنگی مارال و ساناز و توطئه*های استکبار جهانی، متنبه و هوشیار و آگاه سازد و برگ زرین دیگری را در رابطه با سریال*های سفارشی متعهد آلود بگشاید.
    پیرنگ داستانی این مجموعه*ی تلویزیونی، تاکیدی است معصومانه بر نقش کلیدی زنان آگاه و بیدار و همیشه در صحنه، در شیر دادن نوزاد که در سخنان حکیمانه*ی حامد با تاکید بر ساختارهای محکم اخلاقی متجلی می*شود و در آن، به تعبیر امبرتو اکو، "معصومیت به انتها می*رسد."
    به یاد بیاوریم سخنان حامد را به زن خودباخته و بی*شعور و نویسنده*ی خود:
    - آیا تو از خواص شیر مادر به جای شیر گاو خبر داری؟ تو نباید فرزندان دلبند این مرز و بوم را از نوشیدن حداقل چهار لیتر شیر مادر در شبانه*روز محروم سازی. شیر مادر حاوی پروتئینه، حاوی کلسیمه، طبق گفته*ی دکتر کیمیاگر حاوی املاح معدنیه، برای رشد استخونا خوبه، برای دندونا خوبه، برای چاقی خوبه، برای لاغری خوبه...
    متاسفانه حامد به خاطر ابتلا به ضعف عمومی و سوء هاضمه، در این بخش دچار تنگی نفس شده و امکان ادامه*ی سخن را پیدا نمی*کندریا؛ ولی سریال، در لحظاتی پر ارتعاش تلاش دارد برای بازنمایی گرمای از دست رفته*ی کانون خانواده*ی حامد، لحظات خنکی را رقم بزند، از ماهیت پلید محفل ادبی آریان برای کلیه*ی حامدها و مارال*های تاریخ پرده بردارد و چراغی شود فراسوی عصرها و قرن*ها و کهکشان*ها.
    به یاد بیاوریم سخنان مارال را که:
    - من زن سنتی نیستم... من زن تحصیلکرده و روشنفکر هستم... من یک زن نویسنده*ام که آدم*های با فکر بسته نمی*توانند مرا بفهمند.
    این تاکید زشت و شنیع و حرمت*شکنانه بر تحصیل*کردگی و روشنفکری، آن هم از سوی زنی که به شیوه**ی مذبوحانه*ای داعیه*ی نویسندگی دارد، گویای تلاش مشئوم زنانی است که به شکل مبتذلی، کتاب می*نویسند و مطالعه می*کنند و با محافل ادبی معلوم*الحال ارتباط دارند.
    به یاد بیاوریم تلاش مشترک نویسنده و کارگردان و بازیگر و مدیر شبکه و سازمان سفارش دهنده و مسئول خدمات و مونتاژ و تدوین و بقیه*ی عوامل را در ارائه*ی تصویری واقعی و درست و رئالیستی از مدافعان خود*باخته*ی حقوق منحط زنان.
    یقه جر دادن*ها و حنجره پاره کردن*ها و خودزنی*ها و دیگر زنی*های ساناز را می*توان در همین راستا ارزیابی کرد. تلاشی که به رویکردی شوونیستی از میل به هجوم و یورش و پاره کردن حنجره و دراز کردن بستگان سببی و نسبی حامد می*انجامد تا با فریادهایی رعد آسا و مدرن، مو را در ساعات پایانی شب بر اندام مخاطب سیخ نموده، او را به دریافتی عینی از جدال پنهان و آشکار مرزهای سنت با مدرنیته*ی خاک بر سر منحط بکشاند و نوستالژی پیشامدرن زن و اخلاق و جنسیت را در لحظات محزون و پاک و پاکدامنانه*ی زنان پستونشین یادآور شود.
    پاکدامنی فارغ از شیرخشک و پیتزا و کالباس، با آرامشی ایمن در راستای امتداد مولفه*های زیبایی شناختی در کشک بادمجان یا حداکثر مسمای بادمجان و آبگوشت بزباش.
    به یاد بیاوریم صحنه*ی شام خوردن مارال و ساناز و هلن را که روزنامه پهن می*کنند و کالباس می*خورند و به یاد بیاوریم حضور زشت و پلید آنها را در ساحل دریا، در آن وقت شب آن هم بدون مرد و تنها و بی*سرپرست.
    از این روست که می*گوییم "مرگ تدریجی یک رویا"، روایتی است از دنیای زنانه و مردانه و بچگانه.
    زنانگی(به ویژه در متن سنت) با خودداری از بازنمایی و گریز از حضور متمایز می*شود؛ ولی در این سریال، با تلاش مذبوحانه و حضور فرافکنانه در صحنه*ی چاپ و نشر است که سعی می*کند خود را بازنمایی کند. حضوری برجسته اما مشئوم، حضوری که با عمل شنیع خواندن اشعار آن شاعره*ی معلوم*الحال در مراسم ختم مادر عنصر منحط فیلم (که انحطاط، در کراوات و عینک آفتابی نامبرده در دل شب نیز به روشنی هویداست) متجلی می*شود.
    به یاد بیاوریم تاکید شاعره*ی مذکور را روی گل*ها و ماهی*ها و پرندگان و حیوانات و پرواز و دیگر ایماژهای مذبوحانه.
    حرکتی زشت و شنیع در پاسخی نمادین به اندیشه*های فرافکنانه*ی ساختار روایتی بازدارنده در تفاوت*ها و تقابل*ها و حرکت*ها ازنادانستگی به دانستگی در بازنمایی توطئه*های استکبار جهانی!
  11. #26
    reza1362
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    12,356
    7,798
    4,885

    پیش فرض

    [SIZE=3:e5a0f347b7].:: لئوناردو دي کاپريو : گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است ::. [/SIZE]

    برخورد لئوناردو دي کاپريو با گلشيفته فراهاني در فيلم هنگامي رخ مي دهد که شخصيت راجر فريس مامور اطلاعاتي بلند پايه CIA در جريان ماموريتش براي به دام انداختن تروريست معروف "سليمان" مجروح مي شود و در کلينيکي که فراهاني در آن کار مي کند بستري مي شود. ريدلي اسکات کارگردان معروف فيلم درباره نحوه انتخاب فراهاني براي نقش عايشه گفت؛ "ما خيلي خوشبخت بوديم که او را به دست آورديم. گلشيفته يکي از مهمترين بازيگران زن ايراني است. من او را نخستين بار در يک نوار ويدئويي که فيلمي از او داشت، ديدم که بسيار تاثيرگذار بود. بسيار فوق العاده و يک بازيگر کلاسيک کامل بود.

    بعد سرانجام توانستيم او را از نزديک ببينيم. انرژي خاصي داشت که توصيفش مشکل است." اسکات با اين توصيف که "از او انرژي و شور خاصي تراوش کرد" از زيبايي خاص فراهاني و اينکه "دوربين واقعاً او را دوست دارد" صحبت مي کند. فراهاني هم در اين گفت وگو که امانوئل لوي آن را انجام داده است در توصيف شخصيت عايشه مي گويد؛ "عايشه يک پرستار است اما عملاً به اندازه يک پزشک آگاهي دارد. در آغاز او فريس را جالب مي يابد اما به صورت جدي به او توجه نمي کند. وقتي کشف مي کند که او يک قلب رئوف دارد به خودش اجازه درگيري بيشتر مي دهد."
    امانوئل لوي در گزارش اش اين نکته را مورد تاکيد قرار داده که ويژگي هاي مذهبي مسلمانان بر ارتباط بين شخصيت هاي فريس و عايشه سايه افکنده و سازندگان فيلم نيز اين نکته را مورد توجه قرار داده اند. آنچنان که شخصيت عايشه با بازي فراهاني از تماس با دي کاپريو خودداري مي کند. در اين باره ريدلي اسکات توضيح داده است؛ "فريس حتي نمي تواند با عايشه دست بدهد چون مي داند که اين موضوع مي تواند براي او خيلي بد باشد."



    در ادامه گزارش صحبت هاي لئوناردو دي کاپريو درباره گلشيفته آمده که در نوع خود جالب است. دي کاپريو گفته است؛ "گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است. بخشي از ناآگاهي او نسبت بر روابط زنان و مردان در فيلم هاي غربي بر روابط فريس و عايشه سايه افکنده که او به خوبي از عهده اجراي آن برآمده است. فريس احساس نزديکي بسيار زيادي به عايشه دارد.
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ
  12. #27
    reza1362
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    12,356
    7,798
    4,885

    پیش فرض

    [SIZE=3:0ad6c5dbda].:: بیوگرافی خانم فاطمه معتمد آریا، هنرمند سينما و تلويزيون ::.[/SIZE]

    نام اصلي : سیمین
    نام خانوادگي اصلي : معتمدآریا
    سمت : بازیگر
    تاريخ تولد : 1340
    محل تولد : تهران
    مليت : ایران
    مدرك تحصيلي : دیپلم دانشسرای هنر

    زندگی*نامه :
    معتمد آریا متولد سال ۱۳۴۰ در تهران، فارغ*التحصیل بازیگری از دانشسرای هنر تهران است. با شرکت در کلاس*های موسیقی، نقاشی، فیلمسازی، تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به اجرای نمایش*های عروسکی و تئاترهای کودکان در سراسر کشور پرداخت. همکاری با گروه تئاتر دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا و با صدا و سیما در زمینه کارهای کودکان و تئاتر زنده و عروسکی از سوابق هنری اوست. شروع فعالیت از در تلویزیون با عروسک گردانی مجموعه مدرسه موش*ها در سال ۱۳۶۰ بود. او از سال ۶۴ بازیگری در سینما را با فیلم جدال آغاز کرد.

    فاطمه معتمد آریا که در میان دوستان و آشنایانش و اهالی سینما به نام مستعار سیمین معتمد آریا هم شناخته می*شود، یکی از بازیگران سینمای ایران است. او در فیلم*های کارگردانان بزرگ سینمای ایران چون بهرام بیضایی، محسن مخملباف، رخشان بنی اعتماد و بهمن فرمان *آرا بازی کرده و بازی او بارها مورد توجه و تحسین قرار گرفته* است. از نقش آفرینی*های محبوب معتمد آریا باید به بازی*هایش در کنار ایرج طهماسب و حمید جبلی اشاره کرد. این سه نفر با همکاری در چندین فیلم از جمله کلاه قرمزی و پسرخاله، کلاه قرمزی و سروناز، دختر شیرینی فروش و یکی بود و یکی نبود یکی از موفق*ترین گروه*های هنری در سینمای ایران هستند.



    از سال 1352 با شركت در كلاس*هاي آموزشي «كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان» فعاليت در نمايش*هاي عروسكي را آغاز كرد و از سال 1354 در نمايش*هاي طوقي، حادثه در شهر عروسك*ها، خرده بورژواها، آهو، دايره گچي قفقازي (داريوش فرهنگ)، آدينه، يك جفت كفش* براي زهرا و ريچارد سوم (داود رشيدي) به ايفاي نقش پرداخت. او از عروسك گرداني به بازي گري علاقه*مند شد. معتمدآريا قبل از آن كه به فعاليت در سينما بپردازد در نمايش*ها و مجموعه*هاي تلويزيوني آسمون و ريسمون (1360) ستانك و شانه به سر (1360) مدرسه موش*ها (مرضيه برومند 1363) به عنوان بازيگر و عروسك گردان به كار پرداخت و همزمان با فعاليت*هاي سينمايي با (كامبيز صميمي مفخم، 1364) هادي و هدي (اردشير كشاورزي، 1368)، زال و سيمرغ (مرضيه برومند 1369)، عطر و گلاب بپاشيد (ايرج تهماسب، 1370)، گل پامچال (محمدعلي طلبي، 1370)، بازپرس وارد مي*شود (رضا بابك، 1370)، خونه مادر بزرگه (مرضيه برومند، 1371)، آرايشگاه زيبا (مرضيه برومند، 1372) و خاله قورباغه (مرضيه محبوب، 1374) ادامه داد.

    مجموعه گل پامچال نام او را بر سر زبان*ها انداخت، و كارش را در تلويزيون و سينما رونق بخشيد. فاطمه معتمدآريا پس از موفقيت مجموعه تلويزيوني مدرسه موش*ها فعاليت سينمايي خود را به عنوان عروسك*گردان با فيلم شهر موش*ها (مرضيه برومند و محمدعلي طالبي، 1363) آغاز كرد، و نخستين حضور او جلو دوربين يك فيلم سينمايي براي محمدعلي سجادي در فيلم جدال (1365) بود. معتمدآريا نخستين فيلم*هايش را براي كارگردان*هايي بازي كرد كه خودشان هم اولين تجربه*هاي*شان رادر سينما انجام مي*دادند؛ به عنوان مثال: تحفه*ها (ابراهيم و حيدرزاده، 1366)، جهيزيه براي رباب (سيامك شايقي، 1366)، ياد و ديدار (رجب محمدين، 1366) برخون (محمد علي طالبي، 1367) و ريحانه (عليرضا رييسيان، (1368). او قبل از شروع فيلمبرداري و موقع تمرين به روخواني متن معتقد است؛ زيرا با «روخواني» مي تواند شخصيت ها و ارتباط آنها را با يكديگر بپرورد و گره*هاي مختلف فيلم*نامه را بگشايد. او در فيلم*هاي مسافران (بهرام بيضايي، 1370)، ناصرالدين شاه آكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)، هنرپيشه (محسن مخملباف، 1371)، يك بار براي هميشه (سيروس الوند، 1371)، و همسر (مهدي فخيم*زاده، 1372) به اين شيوه عمل كرد، كه حاصل كارش قابل قبول*تر است.

    معتمدآريا در فيلم*هاي كلاه قرمزي و پسرخاله (ايرج تهماسب، 1373) روسري آبي (رخشان بني اعتماد، 1373)، مرد آفتابي (همايون اسعديان، 1376)، مهر مادري (كمال تبريزي 1376)، بانوي ارديبهشت (رخشان بني اعتماد 1376) مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)، مرباي شيرين (مرضيه برومند، 1380) و پرنده*اي از قفس پريد (شهرام اسدي، 1380) نقش*هاي متفاوتي ارايه نداد. معتمدآريا تنها بازيگر سينماي ايران است كه در چهار دوره جشنواره فيلم فجر موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول و دوم شد: به جز برهوت، از دهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم مسافران (بهرام بيضايي، 1370) از يازدهمين جشنواره براي فيلم يك بار براي هميشه (سيروس الوند، 1371) و از جشنواره دوازدهم براي فيلم همسر (مهدي فخيم زاده، 1372) برنده جايزه شد. او همچنين جايزه بهترين بازيگر نقش اول از جشنواره فيلم مونترال (كانادا) براي فيلم مهر مادري (كمال تبريزي، 1376) را دريافت داشته است.

    فيلم شناسي :
    تقاطع ( ابوالحسن داوودي ، 1385)
    زير درخت هلو( ايرج طهماسب ،1384)
    يه بوس کوچولو(بهمن فرمان آرا، 1384)
    به من نگاه کن (شهرام اسدي، 1379-1380)
    جدال (محمدعلي سجادي، 1365)
    تحفه ها (ابراهيم وحيدزاده، 1366)
    گمشدگان (محمدعلي سجادي، 1366)
    جهيزيه براي رباب (سيامك شايقي، 1366)
    محموله (سيروس الوند، 1366)
    ياد و ديدار (رجب محمدين، 1366)
    برهوت (محمدعلي طالبي، 1367)
    ستاره و الماس (سيامك شايقي، 1367)
    ريحانه (عليرضا رئيسيان، 1368)
    مسافران (بهرام بيضايي، 1370)
    ناصرالدين شاه آكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)
    هنرپيشه (محسن مخملباف، 1371)
    يكبار براي هميشه (سيروس الوند، 1371)
    همسر (مهدي فخيم زاده، 1372)
    كلاه قرمزي و پسرخاله (ايرج طهماسب، 1373)
    روسري آبي (رخشان بني اعتماد، 1373)
    سفر (عليرضا رئيسيان، 1373)
    مرد آفتابي (همايون اسعديان، 1374)
    مهر مادري (كمال تبريزي، 1376)
    زندگي (اصغر هاشمي، 1376)
    مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)
    عشق + 2 (رضا كريمي، 1377)
    شوخي (همايون اسعديان، 1378)
    آسمان پرستاره (حسن قلي زاده، 1378)
    يكي بود يكي نبود (ايرج طهماسب، 1378)
    عينك دودي (محمدحسين لطيفي، 79/1378)
    عزيزم من كوك نيستم (محمدرضا هنرمند، 1380)
    دختر شيريني فروش (ايرج طهماسب، 1380)
    كلاه قرمزي و سروناز (ايرج طهماسب، 1381)
    افسانه شهر جنگي (اپيزود سوم، رخشان بني اعتماد، 1382)
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ
  13. #28
    reza1362
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    12,356
    7,798
    4,885

    پیش فرض

    [SIZE=3:390436e747].:: مصاحبه با فرج*الله سلحشور: پيرامون ساخت سريال حضرت یوسف (ع) و جايگاه سینماي ايران در عصر حاضر ::.[/SIZE]


    شبکه ایران : چند فرزند دارید؟
    چهار فرزند دارم، 2 پسر و 2 دختر، پسرهایم هر دو روحانی هستند، طلبه هستند که یکی از آنها ملبس شده و دیگری هم امروز و فرداست که لباس بپوشد.
    2 تا دختر دارم که یکی مجرد است و یکی متأهل، چهار تا هم نوه دارم.

    در زمینه سینما که دخترهایتان فعالیت ندارند؟
    هیچ کدامشان، فقط یکی از آنها برای بخش نویسندگی سینما فعالیت می*کند.

    اگر خودشان تمایل داشتند که در سینما حضور پیدا کنند و بازیگر شوند شما اجازه می*دادید؟
    خیر، برای این که سینما جایی مناسب برای خانم*ها نیست.

    سینمای ایران؟
    بله، سینمای ایران را می*گویم در تمام دنیا هم همین است تمام سینماهای دنیا مناسب خانم*ها نیستند.

    چرا سینمای ایران و اصلاً سینما محل مناسبی برای فعالیت خانم*ها نیست؟
    می*خواهید من را با سینما دعوا بیندازید؟

    نه سؤال*هایی که خیلی وقت است به نظر می*رسد شما برای آنها حرفی دارید و فکر می*کنم بحث جالبی باشد.
    بله، بحث جالبی است، سینما برای زن جای خوبی نیست، چون سینما زمینه فساد در آن زیاد است، عرصه فسادپذیری سینما زیاد است، به همین دلیل نه برای خانم*ها بلکه برای آقایان هم مناسب نیست.

    پس آن سینمای معنوی بعد از انقلاب و آن تحول انقلابی در سینمای ایران چه کارکردی داشت؟
    من فکر می*کنم این معناگرایی و معنوی گرایی را مطرح کردند برای این که از سینمای مذهبی فرار کنند، چون نمی*خواستند همه مذهب را به کار ببرند، سینمای مذهبی را دوست نداشتند تلفظش را به کار ببرند، آمدند یک چیزی گفتند به نام سینمای معناگرا، یک حرف چند پهلو، که ممکن است مذهب هم در آن جا بگیرد، می*تواند هر تفکری که بوی معنویت از آن بیاید یا بشود به آن تعبیر معنوی کرد، ممکن است اصلاً یک چیزی معنوی نباشد ولو از دید بعضی از مردم این معنوی باشد.

    این مذهبی که شما می*گویید را خیلی متفاوت تر از معناگرا نمی*بینم یا حداقل ...
    ببینید وقتی شما می*گویید سینمای معناگرا یعنی اگر بنده خودم احساس کردم یک کاری خوب است*، یک حرکتی درست است، یک حرفی درست است و آن را انجام دادم ، این می*شود سینمای معناگرا، اما سینمای مذهبی دیگر حالا برای من مطرح نیست. در سینمای مذهبی آنچه را که مذهب بگوید خوبه، خوب است و آنچه را که بگوید بده، بد است، اما در سینمای معناگرا من محور هستم، من می*توانم بگویم که من دوست دارم این را بگویم خوب و یا دیگری را بگویم بد، تفاوت اینجاست.

    یعنی، بعد از انقلاب به سمت سینمای مذهبی نرفتیم و همان معناگرایی را به جای مذهب در فیلم*ها وارد کردیم؟
    نه، ما به سمت مذهب رفتیم. در حقیقت، عملاً هم می*بینید که این جوری شد، حتی فیلم*های مذهبی ساختیم ولی مثلاً شیطان را نویسنده باب دل خودش تفسیر و تصویر کرده نه آن چیزی که مذهب در مورد شیطان گفته، روح را به تصویر کشیده اما روحی را که خودش دوست دارد نه آن چیزی را که مذهب تعریف می*کند.

    خب با این وجود تفاوت سینمای دهه سوم انقلاب با سینمای قبل از انقلاب چیست؟
    سینما از زمانی که دولت نهم سر کار آمده یک تکان*هایی خورده و یک حرکت*های مثبتی در آن صورت گرفته، چون دولت دارد سعی می*کند که یک حرکت*های مثبتی را در عرصه هنر سینما انجام بدهد و این که چقدر موفق شده یا نشده جای بحث دارد، سینمای قبل از انقلاب به دلیل داشتن صحنه*های عریانی و ناجور سینمای لامذهبی بود ولی از نظر ترویج جوانمردی، غیرت، ناموس پرستی خیلی از فیلم*های زمان شاه از فیلم*های حالا بهتر بود، در فیلم*های امروز نه تنها این فیلم*ها با انقلاب و ارزش*ها و باورهای مذهبی، خودشان را همراه نکرده*اند بلکه به عیان دارند مبارزه هم می*کنند. یعنی شما ردی از غیرت، ردی از جوانمردی، ناموس پرستی، در فیلم*های اخیر نمی*بینید. اصلاً زن که ناموس جامعه بود در فیلم*های فعلی هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند و ارزش مذهبی برای او قائل نیستند، به راحتی می*تواند زن با هر مردی ارتباط برقرار کند خانه هر مردی برود، علیه همه باورها و ارزش*های جامعه طغیان کند.

    من می*خواهم دو تعریف از شما بگیرم، یک تعریف سینمای اسلامی *و یک تعریف از سینمای ایران؟
    سینمای ایران جزئی از سینمای موجود دنیاست که در آن انسان محور است و انسان تصمیم می*گیرد سینمایی که خاستگاه و جهت*گیری آن نفس و دنیاست، سینمای مذهبی، سینمایی است که ارزش*های الهی برآن حاکم است، خدا محور است، انسان ذیل خداوند قرار دارد نه فوق خداوند و در آنجا هدف خدمت به خدا و خلق خداست.

    بهترین فیلمی*که تا کنون دیده*اید چه بوده؟
    نمی*توانم بگویم، فیلم*های خوب زیاد بوده.

    منظورم فیلمی *است که با همان معیارهایی که شما گفته اید همخوانی داشته باشد؟
    فیلم*هایی که من دیدم و می*شود گفت که فیلم*های ارزشی است، مثلاً آژانس شیشه ای، به رنگ خدای مجید مجیدی، زیر نور ماه کریمی، دیده*بان حاتمی*کیا یا پرواز در شب رسول ملاقلی پور، اینها به نظر من ارزشی و مذهبی بوده*اند.

    فکر می*کنید این سینمایی که ما در جامعه داریم همان دانشگاهی است که امام در اوایل انقلاب بر آن تأکید داشتند؟
    اگر دانشگاه را بخواهیم دستاوردی از اسلام تلقی کنیم، خیر، به سمت این دانشگاه نرفته سینما و تلویزیون ما، اگر دانشگاه را دستاوردی از غرب بدانیم بله، ما به سمت این دانشگاه حرکت کرده ایم، ما به سمت سینمای مذهبی به سمت آن دانشگاه اسلامی* که مورد نظر امام بود حرکت نکردیم. امام می*گفت ما با فحشا در سینما مخالفیم که متأسفانه این فحشا در سینمای ما وجود دارد.

    یعنی همین الآن هم؟
    بله، بله، بله، همین الآن هم وجود دارد، همین الآن هم در سینمای ما به همین گندگی و درشت بنویسید که فحشا وجود دارد.

    اتفاقاً همین یکی از سؤالات من بود که شما کوتاه به آن اشاره کردید، پس شما قائل به این قضایایی که چند سالی است سر و صدا به پا کرده است که زنها در سینمای ایران مورد سوء استفاده عوامل سینما قرار می*گیرند هستید؟
    بله، دقیقاً، چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

    یک مرد و یک زن بازیگری را که شما کار آنها را قبول دارید و کارشان مورد پسند شما است را نام ببرید؟
    پرویز پرستویی را من واقعاً بازیگر سالم و توانایی می*دانم. خیلی با بازیگران زن کار نکرده ام و نمی*شناسم و چیزی نگویم بهتر است.

    درست است که تهیه کنندگان پول اولیه یک فیلم یا سریال را که از سینما می*گیرند ابتدا یک خانه یا زمین برای خودشان می*خرند و بعد با بقیه پول شروع به کار می*کنند؟
    برای بعضی*ها درست است و برای بعضی*ها نه، آن*هایی که پول کلان می*گیرند قطعاً یک ویلا برای خودشان می*خرند، آن*هایی که نه فیلم*های درجه دو و سه می*سازند با بودجه کم، قطعاً پولشان به خریدن ویلا نمی*رسد، بستگی دارد این آقایی که دارد قرارداد می*بندد چه جوری قرارداد ببندد.

    چه جور قرارداد ببندد یعنی چه؟
    یعنی قرارداد کلان اگر ببندد خب طبیعتاً پول کلان گیرش می*آید و می*تواند ویلا بخرد، ماشین آنچنانی بخرد و گرنه قرارداد ساده و مثل این تله فیلم*هایی که دارند می*سازند باشد نمی*تواند صاحب ویلا شود، چون پولش به اندازه خود عوامل هم نیست.

    بعضی از خبرگزاریها خبر دادند که شما بعد از این که با یک مبلغ پائین در مناقصه سریال حضرت یوسف (ع) توانستید تهیه*کنندگی و بعد کارگردانی این سریال را در دست بگیرید درحین ساخت مبلغ را افزایش دادید. درست است؟
    اصلاً مناقصه*ای وجود نداشت، تلویزیون آمد اصرار کرد که شما بیا یوسف را برای ما بساز، یعنی تلویزیون آمد دنبال ما، دوید و اصرار کرد ما نمی*خواستیم کار کنیم برای تلویزیون، تلویزیون آمد از ما خواست.

    یعنی شما قصد داشتید حضرت یوسف را بسازید ولی برای سینما؟
    اصلاً من قصد نداشتم کار کنم. تصمیم گرفته بودم سینما و تلویزیون را ببوسم بگذارم کنار که آقای لاریجانی بنده را صدا کردند و گفتند که می*خواهیم یوسف را برای ما بسازی و هر شرط و شروطی را هم که بنده گذاشتم قبول کردند.

    ساخت فیلم حضرت یوسف چه سالی شروع شد؟
    قرارداد آن اوایل 82 بسته شد و اواخر 82 پیش تولید را شروع کردیم. کار در زمان آقای لاریجانی کلید خورد و بعد که لاریجانی رفت ادامه دادیم.


    برای سریال حضرت یوسف چقدر با سیما قرارداد بستید؟
    فکر می*کنم مطرح نکنم بهتر باشد، چون مردم می*گویند مثلاً "اوه" فلانی چقدر پول گرفته برای این سریال، پس حتماٌ بار خودشو بسته دیگه در حالی که نمی*دانند من با قیمتی یک چهارم و یک پنجم قیمتی که دیگران کار می*کنند این سریال را ساختم تازه با سرعتی چند برابر.

    این قیمتی که مطرح می*شود برای هر دقیقه نزدیک به سه میلیون گرفته*اید درست است؟
    نه، کمتر از این مبلغ است.

    دوست داشتید چه فیلمی *را کارگردانی کنید که کارگردانی نکرده*اید. فیلم*هایی که ساخته شده و فیلم*هایی که در حال ساخت است.
    من واقعاً آرزویم این است که یک کار در مورد آقا امام زمان (عج) انجام بدهم احساس می*کنم بیش از همه مدیون و بدهکار ایشان هستم و در قبال ایشان وظیفه دارم و تا به حال هم انجام وظیفه نکرده*ام، نگرانم که چرا این کار را انجام نداده*ام، و گرنه در مورد فیلم*های دیگر و آثار مذهبی برایم فرقی نمی*کند، هر اثر مذهبی را هر کسی بسازد خدمت است، در ساخت آثار مذهبی خیانت وجود ندارد.

    یعنی شما بعد از حضرت یوسف از سینما و تلویزیون کنار نمی*روید و در مورد امام زمان (عج) می*خواهید فیلمی *بسازید؟
    انشاالله اگر خدا توفیق بدهد قرار است آقای شورجه کارگردان باشد و من تهیه کننده آن هستم و اسمش هم بی بی نرجس خاتون است.

    اگر کارگردان سریال حضرت امام (ره) بودید از همین بازیگرانی که آقای افخمی *به کار گرفته*اند استفاده می*کردید؟
    قطعاً و یقیناً از این بازیگرانی که آقای افخمی*برای سریال امام (ره) استفاده کرده استفاده نمی*کردم.

    دلیلش را می*توانم بپرسم؟
    نه! چون می*ترسم به بعضی از سینماگران بر بخورد.

    آقای بهروز افخمی*یک مصاحبه*ای کرده و گفته که دوران طلایی سینما در زمان دولت آقای خاتمی* پایان یافت. چون ایشان معتقد است که الان در سینما خیلی سانسور وجود دارد، شما این قضیه را قبول دارید؟
    بله، آن دوران برای آقای افخمی *دوران طلایی بود، برای سینمایی که نه به اسلام ربطی داشت و نه به این مملکت قرآنی و انقلابی، سینمایی که بهترین فیلم*هایش در جهت خوشایند صاحبان جشنواره*های غربی ساخته می*شد، فیلم*هایی که برای بردن آبروی ایران ساخته می*شد. بله آن سینمای وابسته به غرب برای آن دوران واقعاً طلایی بود، آقای افخمی *درست گفته ولی الان که دارد قدم**هایی در جهت ارزش*ها برداشته می*شود و جلوی مفاسد سینما گرفته می*شود آقای افخمی *نباید هم راضی باشد.

    شما در جایی گفته بودید که حضرت یوسف (ع) را با امدادهای غیبی ساخته*اید؟ درست است؟
    ببینید سریال*سازی برای بنده عبادت است، مثل نمازم، مثل روزه ام، حتی بدون وضو من دستم را به راش*های سریال نمی*زنم، چه برسد به این که خدای نکرده کاسبکارانه و تاجرمنشانه بخواهم سریال یا فیلم بسازم، یوسف برای ما کار قرآنی است. قرآن ایمان ما است، قرآن جزو اعتقادات و باورهای ما است، قرآن را ما کتاب خدا می*دانیم، ما قرآن را دستورالعملش را دستورالعملی که از آسمان برای ما نازل شده می*دانیم به دلیل همین قداستی که برای قرآن قائلیم کار روی قرآن را عبادت می*دانیم همان جور که خواندن قرآن عبادت است، همان طور که عمل کردن به دستورات قرآن عبادت است، سریال یوسف، سریال اصحاب کهف، سریال ایوب پیامبر(ص) همه اینها برای من حکم عبادت را دارد. به همین لحاظ همان طور که رزمنده*ها در جبهه*ها برای خدا می*رفتند و می*جنگیدند و شاهد امدادهای غیبی بودند، اگر ما هم برای رضای خدا و در مورد کتاب خدا فیلمی*بسازیم طبیعی است که خداوند در آن کار امدادهای غیبی خودش را شامل حال ما می*کند.

    فکر می*کنید چند درصد فیلم*ها و سریال*های ایرانی به خاطر خدا ساخته می*شود؟
    به خاطر خدا، یک درصد.

    از چه منابعی برای ساخت فیلم حضرت یوسف (ع) استفاده کردید؟
    همه تفاسیر شیعه، روایات، معصومین، تفاسیر مستقل شیعه در مورد دوره حضرت یوسف، رمان*ها، قصص، تاریخ، تفاسیر اهل سنت، تفاسیر عرفانی، منابع خارجی و ادیان غیراسلامی*و عهد عتیق.

    درجایی دیدم که شما گفته بودید در قسمت*های پایانی حضرت یوسف اصحاب اخدود را به تصویر کشیده*اید که نوعی نفی*کننده هولوکاست است؟
    یک داستانی در قرآن هست به نام اصحاب اخدود که در آن شکل اصلی هولوکاست و کشتار دستجمعی که یهود و فرمانروای یهود از مردم یمن می*کنند، هولوکاست حقیقی آن زمان، در زمان ظهور حضرت مسیح، 300 ، 200 سال بعد از حکومت حضرت مسیح، اتفاق می*افتد، کشتاری که یهودی*ها از مردم یمن می*کنند و خیل عظیمی *از مردم یمن را در یک خندقی از آتش می*اندازند و حتی مادر را با فرزند آتش می*زنند، همه را، حالا این*ها می*آیند و فرافکنی می*کنند و گناه خودشان را می**اندازند گردن کس دیگر و مظلوم*نمایی می*کنند که آن هولوکاست واقعی و هولوکاست*های شبیه آن که در طول تاریخ یهود خیلی از ملت*ها را کشتار کرده و هر جا که رفته آنجا را ویران و نابود کرده، آن ویرانی*ها و نابودی*ها و آن هولوکاست خودش را بپوشاند.

    مثل این که قرار بوده یک فیلم 90 دقیقه*ای هم از سریال حضرت یوسف (ع) به روی پرده سینما برود؟
    یک فیلم 170 دقیقه*ای

    یعنی قرار است در سینماها اکران شود؟
    نه، فقط قرار است در جشنواره نشان دهیم و مردم آن را داشته باشند.

    اتفاقاً سؤال بعدی من مربوط به جشنواره فجر بود که شما به آن اشاره کردید، شما مثل این که تا به حال دو جایزه، یکی از دوره دوازدهم جشنواره به خاطر ساخت فیلم ایوب پیامبر و دیگری دوره سوم جشنواره فیلم*های دفاع مقدس به دلیل تهیه*کنندگی انسان و اسلحه گرفته*اید، چرا فیلم*های دیگرتان را به جشنواره نفرستادید؟ مثل اصحاب کهف.
    ما فرستادیم ولی جایزه نگرفت چون کسی برای آنها تره خرد نکرد، جشنواره آن زمان بیشتر دنبال فیلم*های غیرمذهبی یا بهتر بگویم ضد مذهب بود تا به دنبال فیلم*های مذهبی، البته ما خیلی هم ادعا نداریم که کارمان قوی بوده است [در سال 76].

    شما در یک مصاحبه گفتید که ما هنرمندانی که بتوانند فیلم خوب بسازند نداریم. هنرمند خوب از منظر شما چه جور هنرمندهایی هستند؟
    هنرمندهای خوب از نظر من هنرمندهای مذهبی هستند، هنرمندهای الهی، هنرمندهای معنوی هستند و چون ما هنرمندان مؤمن، متقی و مکتبی کم داریم و در کنار آن سناریوی خوب هم کم داریم نمی*توانیم شاهد فیلم*های خوبی در کشورمان باشیم.

    چه تعداد بازیگر در سریال حضرت یوسف به کار گرفته شدند؟
    من 200 بازیگر در سریال حضرت یوسف داشتم که تقریباً بیشترشان بچه*های تئاتر و هنرمندهای گمنام هستند.

    یعنی از بازیگران سرشناس دعوت نکردید؟
    بله، اصلاً دعوت نکردم چون نیازی هم به آنها نداشتم، تعدادی از بچه*های حرفه*ای سینما و تعدادی از بچه*های آماتور و غیرحرفه*ای و تعداد زیادی از بچه*های تئاتری را به کار گرفتم، گمان می*کنم تمام بچه*های حرفه*ای که در سینما هستند و با من همکاری کردند تعدادشان به 25 نفر هم نمی*رسد در حالی که تعداد بازیگرها در سینما خیلی بیشتر از این حرف*ها است.

    حضرت یوسف را در این 45 قسمت چرا به تصویر کشیدید؟ چون بالاخره حضرت یوسف همان جور که در قرآن مجید آمده بسیار زیبا رو بوده است آیا شما برای انتخاب بازیگر نقش حضرت یوسف(ع) فراخوانی دادید؟
    گشتیم دنبال زیبا دیگه! (می*خندد) گشتیم دنبال آدم خوش*چهره. فراخوان دادیم در روزنامه*ها، در جاهای مختلف اعلام کردیم که برای نقش حضرت یوسف(ع) بازیگر می*خواهیم و اعلام کردیم که اگر آماتور هم باشند اشکالی ندارد، آمدند خیلی*ها را امتحان کردیم تا آخر یکی را انتخاب کردیم.

    سریال حضرت یوسف زندگی کامل ایشان را به تصویر کشیده است؟
    آن قدر که در قرآن آمده است یعنی از اول خواب حضرت یوسف تا آخر که حضرت یوسف و حضرت یعقوب به هم می*رسند است.

    یعنی تا پایان زندگی حضرت یوسف نیست؟
    درست است.

    منابع نبوده که نتوانستید ادامه فیلم را بسازید؟
    نه، ما چون می*خواستیم قرآن را به تصویر بکشیم و هر چقدر که قرآن در این قصه پیش رفته بود ما همان مقدار ساختیم. در قرآن 10 صفحه در مورد حضرت یوسف است اما علامه طباطبایی همین 10 صفحه را 120 صفحه تفسیر کرده است، مثلاً حدائق الحقایق ملامسکین یک چیزی در حدود 400 صفحه از این 10 صفحه در آن تفسیر نوشته است، یا جامع*الستین حدود 500 صفحه در مورد سوره حضرت یوسف قرآن تفسیر دارد.

    از بحث سریال حضرت یوسف قدری دور شویم، اگر مسئول فرهنگی کشور بودید چه تصمیماتی می*گرفتید حداقل در حوزه خودتان یعنی سینما که وضعیت فعلی را به سمت همان آرمان شهری که خودتان توصیف کردید ببرید؟
    سعی می*کردم سمت تعالی هنر و هدف*گیری هنر را از نفس و دنیا به خدمت خدا و خلق خدا تغییر جهت دهم، سعی می*کردم دانشکده*های هنری را مذهبی کنم و سعی می*کردم که برای آثار مذهبی و هنرمندان مذهبی امکانات و ارزش ویژه*ای قائل شوم.

    آقای سلحشور خودتان تا چه مقطع تحصیلی درس خوانده اید؟
    دیپلم.

    ریاضی؟
    آن هم از نوع قدیمش.

    چه سالی وارد سینما شدید؟
    سال 61، البته قبل از آن کارهای کوتاهی داشتم.

    ملاک فرج*الله سلحشور به عنوان یک کارگردان برای انتخاب بازیگر فیلم*هایش چیست؟
    سابقه بازیگری درخشان و توانمندی آنها و گذشته روشن و سالم و البته وجود تناسب میان چهره بازیگر با نقشی که قرار است به او داده شود نیز ملاک مهمی* است البته این را هم بگویم که من هرگز دنبال مانکن*های سینما و تلویزیون نبوده*ام و خوش*تیپی را ملاک اصلی قرار نداده*ام و نمی*دهم.

    منظورتان از مانکن*های سینما چیست؟
    واضح است. متأسفانه یک مشت مانکن ریخته شده در سینما و مقداری هم در تلویزیون که بدون کوچکترین سابقه و فقط و فقط به دلیل تیپ و قیافه*شان وارد این هنر شده و هیچ هنری ندارند.

    چه سؤالی دوست داشتید که از شما پرسیده شود ولی در سؤالاتم از شما نبود؟
    چرا به سمت سینمای قرآنی رفتم؟ برای اینکه خودم حرفی برای گفتن ندارم، عمر مردم ارزش دارد، سرمایه بیت*المال نباید حیف و میل شود چون اگر من بخواهم حرف*ها و نظرات شخصی خودم را به خورد مردم بدهم فقط بیت*المال را دور ریخته*ام و عمر مردم را تلف کرده*ام برای این که حرف درست به مردم بزنم قصه*هایی که برای انسان *سازی از آسمان نازل شده*اند را هر چند فراتر از درک و فهم حقیر است و معایبی هم از ناحیه ذهن بنده متوجه آن می*شود می*سازم.
    امیدوارم که مورد قبول درگاه حق قرار گیرد.
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ
  14. #29
    reza1362
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    12,356
    7,798
    4,885

    پیش فرض

    [SIZE=3:17259cdf73].:: جزئیات حذف فیلم پگاه آهنگرانی از جشنواره سینما حقیقت ::.[/SIZE]



    ایراسان - "محمد آفريده" دبير دومين جشنواره بين*المللي "سينماحقيقت" پس از پايان اين جشنواره گفت: احساس مي*كنم تاكنون ديني كه به گردن داشتم را توانسته*ام، ادا كنم. به هر حال ما فرزندان انقلاب هستيم و از زماني كه چشم باز كرده*ايم، امام (ره) و انقلاب اسلامي و آن شور و حال را ديده*ايم.
    وي ادامه داد: جشنواره "سينماحقيقت" حاصل سال*ها مذاكره ، بحث و نشست و احساس خوبي است كه ما به سينماي مستند داشتيم و در اين راه فيلمسازان و سينماي مستند را در داخل و خارج شناسايي كرديم و امر توليد را در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي سازماندهي كرديم كه حاصل آن چيزي ساخت حدود 100 فيلم مستند در طول سال بود و خوشبختانه كمكي شد تا دومين دوره جشنواره با ابعادي متنوع*تر از دوره نخست برگزار كنيم. در اين دوره 17 بخش مختلف برگزار شد و چيزي حدود 70 سانس نمايش فيلم داشتيم كه رقم قابل*توجهي است.

    فرصت پيگيري نبود
    وي درباره حذف فيلم مستند "محاكات غزاله عليزاده"، گفت: در جشنواره*اي با سطح بين*المللي شما تا آخرين لحظه نمي*خواهيد انتخابتان را جلو بيندازيد. شما تا يك تاريخي اجازه ارسال آثار را مي*دهيد و هيچ وقت نمي*تواني هزار فيلم را قبل جشنواره در اختيار اداره نظارت بگذاري.از طرفي بازبيني فيلم*ها توسط هيأت انتخاب فيلم*ها زمان بر است و نزديك به يك هفته نزديك جشنواره مي*شود.
    آفريده گفت:ما بايد كاتالوگ و برنامه را نيز چهار هفته قبل جشنواره آماده كنيم و مجبوريم اطلاعات اوليه را وارد كنيم. نگاه كنيد فيلم پگاه آهنگراني در كاتالوگ نبود ولي اسم اين فيلم را در برنامه زديم.
    وي ادامه داد: از طرفي ما اين ارتباط و تعامل را داشتيم و فيلم*ها را براي بازبيني فرستاديم. يكسري فيلم*ها هم كه قبلا در خانه سينما پخش شده بود كه پيگيري هم كرديم ولي بعد گفتند نبايد پخش مي*شده است. ما به اعتبار اين امر جلو مي*رفتيم تا اين كه دوستان به ما گفتند فيلم "محاكات غزاله عليزاده" مجوز ندارد و من اين مسئله را به خود فيلمساز هم گفتم.
    آفريده افزود: من در 99 درصد موارد اينگونه زير بار نمي*روم چون خيلي از اين فيلم*ها به نظرم اگر در فضايي عادي*تر وارد شود و در گفت*وگو قرار بگيرد، ممكن است با يكسري اصلاحات قابل نمايش باشد ولي چون درباره اين فيلم دوستان اداره نظارت گفتند كه از نظر آنها قابل نمايش نيست، من كلا پيگيري آن را كنار گذاشتم. از طرفي هم فرصت نداشتم.معمولا روش من در مركز گسترش اين است كه تا لحظه آخر فرصت مي*دهم تا فيلمساز با دوستان گفتگو كند و به جمع*بندي برسند تا مشكل فيلمشان حل شود ولي چون اين فيلم زمان نداشت ديگر فرصتي امكاني براي پيگيري نبود.

    سينماي مستند ايران را به دنيا معرفي كرديم
    آفريده به فارس گفت: احساس كرديم باتوجه به علاقه*مندي جامعه به سينماي مستند لازم است تا مقداري از توانايي*هاي سينماي مستند ايران را به نمايش بگذاريم و در منطقه خود را اعلام كنيم و پايگاه مستند راه بيندازيم.براي اين امر ناچار بوديم افرادي مطرح دنيا را براي حضور در جشنواره دعوت كنيم كه خوشبختانه آنها نيز باتوجه به ظرفيت*هايي كه در دوره اول جشنواره ديده بودند،استقبال كردند. همه اين تلا*ش*ها باعث شد كه جشنواره مركز توجه قرار گيرد.

    بايد وارد معركه جهاني شويم
    مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در ادامه افزود: سينما يك هنر جهاني است و دوره ، دوره*اي است كه ديگر نمي*توانيم فقط با خود سخن بگوييم .ما بايد وارد معركه جهاني شويم و قدرتمند عمل كنيم و در اين ميزانس جايگاه خودمان را پيدا كنيم.
    وي ادامه داد:اگر اين گونه فكر نكنيم نخواهيم توانست انقلاب و ظرفيت فرهنگي*مان را به جهان معرفي كنيم.در طول تاريخ ، ايران اسلامي محل و چهار راه قديمي فرهنگ*ها بوده و به همين دليل است كه جامعه ما يك جامعه زنده است.

    صندوق حمايت از سينماي مستند جهان
    محمدآفريده با بيان دلايل راه*اندازي صندوق حمايت از سينماي مستند اظهار داشت: ما براي اولين*بار اين صندوق را راه*اندازي كرديم و به همه دنيا گفتيم كه طرح*ها و فيلم*هايتان را به كشور ما بفرستيد و ما از آنها حمايت خواهيم كرد. اين كاري است كه سال*هاست كشورهاي ديگر انجام مي*دهند و مستندسازان را در دنيا مديريت مي*كنند.
    وي افزود:ما تا سقف 20 هزار يورو از اين طرح*ها حمايت مي*كنيم و حق رايت ايران آنها را در اختيار مي*گيريم.اين امر باعث مي*شود كه توجه دنيا را به ما جلب *شود. مثل فيلمسازان خودمان كه هر جاي دنيا كه سر و صدايي مي*شود مي*روند تا كمكي بگيرند. به نظرم اين كار بسيار كار خوب و بديعي بود كه امسال انجام شد.
    مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند با اشاره به حجم گسترده ميهمانان خارجي جشنواره افزود: حجم مهمان*هاي خارجي ما امسال بسيار قابل توجه بود و هركدام اين ميهمانان در سينماي مستند توجه ويژه*اي را جلب كردند و يك وزنه هستند.

    سينماي مستند داخلي بايد سرعت گيرد
    وي افزود: در بخش داخلي ما بيش از 70 فيلم در جشنواره داشتيم و فكر مي*كنم سينماي مستند ايران بايد به حركت خود سرعت ببخشد.نگاه* فيلمسازان، مسئولين، منتقدان و اهالي مطبوعات نيز اين سرعت را به خود بگيرد تا عقب*افتادگي از دنيا در اين عرصه را جبران كنيم. به خاطر همين تمركز در بخش بين*المللي را زياد كردم و تقريبا بيش از 200 فيلم خارجي در جشنواره به نمايش گذاشتيم.
    آفريده ادامه داد: وقتي مي*خواهيم وارد عرصه بين*المللي شويم ،بايد بازي را بشناسيم تا نگاه تازه*تري به دنيا پيدا كنيم. براي من بسيار راحت است كه چندين فيلم داخلي را در يك مجموعه بگذارم و جشنواره*اي برگزار كنم ولي احساس من اين است كه جشنواره "سينما حقيقت" كه گوهري به نام حقيقت در آن نهفته براي انسان*هاي انديشمند فعاليت مي*كند.
    وي تصريح كرد:انديشمندان ايراني و خارجي بايد در كنار به تعامل برسند و هم فكري داشته باشند تا انديشمندان داخلي بدانند كه دنيا چه تصويري از ما دارد. ممكن است شخصا نسبت به برخي از فيلم*هايي كه در جشنواره و در بخش بين*الملل پخش شد، انتقاد داشته باشم ولي جشنواره برايم محفلي است كه امام فرمود كه همان بحث طلبگي است كه انديشمندان بايد در كنار هم به بحث و تبادل نظر بپردازد و از هم انتقاد و تعريف كنند. ما بايد هم نيت*ها و نظرها را ببينيم و وقتي اينها را ديديم راحت*تر مي*توانيم روي اعتقاد خودمان باشيم.

    انتقاد به كم رنگ*بودن بخش سينماي ايران در "سينماحقيقت" بي*انصافي است
    وي درباره انتقادات مبني بر در سايه قرار گرفتن بخش مستند ايران،گفت: در اين بحث به نظرم بي*انصافي وجود دارد. من اگر اين مقدار كثير فيلم خارجي را انتخاب كردم و در بخش جنبي گذاشتم، براي استفاده فيلمسازان ايراني بوده است. نهايت فيلم*هاي بخش مسابقه بين*الملل شايد 20 عدد هم نباشد ولي در بخش مسابقه ملي 60 فيلم ايراني حضور داشت. اين فيلم*ها بيشتر تزيين جشنواره بود براي اينكه يكسري فيلم ديده شود و بحثها و تعامل اتفاق بيفتد.
    آفريده به فارس گفت:ما تنها فيلم*هايي را اكران مجدد كرديم كه در بخش ملي بودند و هيچ بخش ديگري را تكرار نكرديم.فكر مي*كنم ما عادت داريم كه به هر چيزي انتقاد كنيم وگرنه من ايراني هستم و دوست دارم فرهنگ كشورم و فيلمسازان*ام معرفي شوند.

    ميهمانان خارجي سفير صلح ايران بودند
    آفريده با اشاره به تاثيرات مثبت حضور ميهمانان خارجي در جشنواره گفت: اين ميهمانان سفيرهاي صلح جمهوري اسلامي در دنيا خواهند بود.اين افراد انديشمندان سرزمين خودشان هستند و تمام مطالب مخربي كه در ذهنشان از ايران بوده با حضور در جشنواره پاك شد و فردا وقتي از ايران تفسير نامربوطي شود ،نخواهند پذيرفت.
    وي افزود: ما بعد از جشنواره دوره قبل با انتخاب كساني كه سينماي مستند روز دنيا را مي*شناختند و نماينده كردن آنها در تمام جشنواره* حضور داشتيم و دست به انتخاب فيلم*ها و ميهمانان زديم و در نتيجه شناختي كه حاصل مي*شد ،آنها 99 درصد خودشان آثارشان را براي ما ارسال كردند.

    *شاخصه جشنواره "سينما حقيقت" تاكيد بر نگاه خلاق است
    وي گفت: جشنواره سينما حقيقت مثل تمامي جشنواره*هاي بين*المللي دنيا در فراخوان خود قوانيني را مطرح كرده است. ما در اين جشنواره به دنبال مستندهاي خلاق هستيم و تأكيدهايي هم داريم كه مثلا در بخش ايراني فيلم*هاي قابل اهميت آثاري از فضاهاي فرهنگي جامعه*مان هستند .بخشي از جشنواره هم به فيلم*هاي جديد و روز دنيا تعلق دارد. از طرفي درتمام جشنواره*هاي معتبر دنيا نگاه منتقدانه و آگاهي بخش در آثار مورد توجه است.
    آفريده به فارس گفت:با توجه به ديدگاه ديني و فرهنگ ايراني ،بحث* ما در جشنواره سينماي متعهدانه است كه در ذات سينما حقيقت هم نهفته است. براي همين در اكثر فيلم*هاي بخش بين*المللي ،ما اين*گونه فيلم*ها را قرار داديم مثل بخش روزگار ما، آمريكا پس از آمريكا و فلسطين. رويكرد كلي ما سينماي مستند خلاقي است كه آگاهانه*تر به دنبال مسائل مي*رود.

    جشنواره "سينما حقيقت" ميوه سينماي مستند است
    وي به ارزيابي سينماي مستند ايران پرداخت و افزود: در جشن خانه سينما بخش عمده*اي از اين فيلم*ها حضور داشت و خيلي*ها با توجه به فيلم*هاي داستاني كه ديده بودند ،اين دو حوزه را غير قابل مقايسه دانستند.تمام فيلمسازان خارجي جشنواره نيز معتقد به اين ارتقا بودند. نگاه،ساختار هنري* و بينش فيلمسازان ما ارتقا پيدا *كرده كه همه حاصل جريان سينماي مستند و شخص فيلمساز است.
    دبير جشنواره سينماحقيقت تصريح كرد: احساس من اين است كه جشنواره "سينما حقيقت" ميوه حاصل از كل سينماي مستند و فرهنگ است. پس لازم بود كه جشنواره "سينماحقيقت" در اين دوره اتفاق بيفتد. چون در سينماي مستند ما اين پيشتازي وجود دارد.

    بحث اجرايي با محدوديت*هايي روبرو بود
    وي درباره كاستي*هاي اجرايي جشنواره گفت: امكانات ما و سينماهايمان در كل كشور محدود است.به نظرم بايد مسئولين به فكر اين باشند كه مكان*هايي در مركز شهر ايجاد كنند تا چندين سالن در كنار هم باشد و انتظار سينماگران و مسئولين برگزار كننده برآورده شود. اين محدوديتها در بخش*هايي به ما تحميل شد و دست ما هم نبود.
    آفريده درباره نداشتن زيرنويس در برخي فيلم*هاي خارجي گفت:تا 2 روز قبل از جشنواره فيلم*هاي خارجي بود كه ارسال شده و در گمرك مانده بودند .يك بخش*هايي هم مشكل ارسال فيلم پيدا مي*كرديم و چون نمي*توانستند فيلم*هايشان را مستقيم براي ما ارسال كنند،براي ارسال مدت زمان طولاني*تري نياز بود.اما در نهايت تمام فيلم*ها را ترجمه كرديم و اكثرا نسخه اصلي آنها آماده بود ولي چندتايي است كه ديرتر رسيدند و در نتيجه مجبور شديم با زبان اصلي پخش كنيم.
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ
  15. #30
    reza1362
    معاون بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    September 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    12,356
    7,798
    4,885

    پیش فرض

    [SIZE=3:1bd014db3a].:: جزئیاتی از زندگی مهتاب کرامتی : دوستانی دارم، مثلا جکی چان و آنجلینا جولی ::.[/SIZE]


    مهتاب كرامتي، متولد خرداد ماه 1349 تهران است. او دانش آموخته رشته ميكرو بيولوژي است و علاقه اش به بازيگري به سالهاي كودكي و نوجواني اش برمي گردد. خودش مي گويد شايد هيچ كس مثل او در نوجواني اش اين همه سينما نرفته باشد. او از سال 75 جذب كلاسهاي بازيگري امين تارخ مي شود و اولين تجربه هنري اش را با نقشي در مجموعه مردان آنجلس رقم مي زند.
    كرامتي را تاكنون با نقش هاي متفاوتي در آثاري مثل : مردي از جنس بلور، مرد باراني، موميايي 3، مريم مقدس، ملاقات با طوطي، شاه خاموش، رستگاري در 8/20 و ... ديده ايم.
    او بارها در جشنواره هاي فيلم فجر مورد تقدير قرار گرفته و البته چند سالي است به عنوان عضو فعال "يونيسف" با اين سازمان جهاني همكاري دارد.
    با اين بازيگر نام آشنا تماس مي گيرم و خيلي كوتاه با او همصحبت مي شوم...
    او از ورودش به دنياي بازيگري چنين مي گويد: "26 ساله بودم كه به خاطر علاقه هايم به هنر بازيگري وارد كلاسهاي آموزش بازيگري استاد امين تارخ شدم. يادم هست كه همان سال يعني 76 از همين كلاسها براي ايفاي نقشي در مجموعه مردان آنجلس كار آقاي سلحشور انتخاب شدم. در نقش همسر ماكسيميليان رهبر "مردان آنجلس". يعني اولين تجربه هنري ام با حرفه اي ها رقم خورد و كار كردن در اين گروه شرايط بهتري را براي كارهاي بعدي ام ايجاد كرد. پس از اين مجموعه در فيلم "مردي از جنس بلور" ايفاي نقش داشتم و سال 83 در طي اين سالها، برايم يكي از پركارترين سالهاي كاري بود."
    مي پرسم تجربه تئاتر هم داشته كه در ادامه مي گويد: "بله، تئاتر را هم، همان سالهاي اول شروع كردم و تاكنون ادامه داده ام و از جمله كارهايم مي توانم به نمايش هاي "آنتيگونه" و "هملت" اشاره كنم كه به شكل مداوم تا مدتي طولاني هر شب اجرا داشتم و خوشبختانه با استقبال خوبي هم مواجه شد." كرامتي بازيگري فعال و پركار بوده، ولي اين دو سال اخير بسيار كم كار شده است. از او در اين مورد مي پرسم كه با مكثي كوتاه مي گويد: "البته من به جز بازيگري كارهايي دارم كه بايد آنها را دنبال كنم و نكته مهم در ادامه فعاليتهاي هنري ام در عرصه بازيگري هميشه ماندگاري، نو بودن و انتقال احساس تازه از يك نقش به مخاطب بوده و هست. دوست ندارم ارتباط خوبي كه بين من و مخاطبانم ايجاد شده، براحتي و با پذيرش هر نقشي آن هم بدون محاسبه، از بين برود. قبول كنيد كه شرايط كار در حال حاضر بسيار سخت شده و نمي شود تن به هر نقشي داد. نقش هاي زيادي اين روزها پيشنهاد مي شود ولي با كلي سبك و سنگين كردن، از آنها صرف نظر مي كنم و شايد يكي از مهمترين دلايل حضور كمرنگ من در عرصه هنر، همين موضوع باشد."
    كرامتي اضافه مي كند: "در حال حاضر سينماي ما دچار نوعي بيماري شده كه بايد براي درمان آن فكر جدي كرد. سوژه ها تا حدودي تكراري و متن ها به قولي آبكي شده اند و كار براي بازيگر بسيار سخت مي شود، بخصوص انتخاب نقش."
    اين بازيگر سينما چند سالي است كه عضو فعال يونيسف است. وقتي در اين مورد از او مي پرسم مي گويد: "همانطور كه مي دانيد يونيسف، سازمان جهاني كودكان و مبارزه عليه بيماري ايدز است. وقتي به عضويت اين سازمان جهاني درآمدم، احساس غيرقابل توصيفي داشتم و بهترين خاطره من به زمان عقد قرارداد با اين سازمان جهاني برمي گردد. مدتي هم جزو آموزشياران دختران بم بودم و هنوز هم، هر از گاهي به آنجا مي روم. اين سازمان فعاليتهاي گسترده اي براي مبارزه عليه بيماري ايدز و حمايت از كودكان سراسر دنيا دارد. به عقيده من كودكان يكي از اقشار لطيف و حساس هستند كه بايد مورد مراقبتهاي ويژه اي باشند، زيرا قرار است با كودكان امروز به نسلهاي فردا برسيم.
    در يونيسف دوستان خوبي دارم از جمله آنجلينا جولي، جكي چان و..."
    وي در ادامه مي افزايد: "البته بخشي ديگر از فعاليت هاي روزمره من صرف طراحي لباس مي شود، اين رشته هم بسيار مورد علاقه ام است و سعي مي كنم ايده هاي تازه اي را در كارم ارائه كنم."
    او درباره آخرين كارهايش مي گويد: "فيلم هاي پاداش سكوت و آدم، آخرين كارهايم هستند كه باز هم برايم تجربه هايي تازه بوده اند. برنامه هاي آينده هم مشخص نيست، اگر اتفاق تازه اي بود به موقع مي گويم."
    اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

    از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم

    ایستگاه به ایستگاه…

    مرز به مرز…

    پیدایت می کنم ، کنارت می نشینم

    بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…



    من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت،
    من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،
    زیرا شادمانی او شادمانی من است.

    کوروش بزرگ
صفحه 2 از 231 نخست 1234567122252102 ... آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 3451

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •