ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 216 از 231 نخست ... 116166196206211212213214215216217218219220221226 ... آخرین
نمایش نتایج: از 3,226 به 3,240 از 3451
  1. #3226
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    35 جیرانی امد

    شماره صفر مجله تصویری «سی و پنج» با سردبیری فریدون جیرانی در شبکه نمایش خانگی توزیع شد.

    فریدون جیرانی که سابقه سردبیری هفته*نامه سینما و برنامه سینمایی هفت را در تلویزیون دارد، مجله «سی وپنج» را به صورت تصویری با همکاری تیم سابق «هفت» در شبکه نمایش خانگی توزیع کرده است.

    بر روی جلد این مجله تصویری که امروز 27 فروردین ماه توزیع شده،نوشته شده است« دوران ورق زدن مجله*ها به سرآمده حالا دیگر می*توانید کنترل به دست بگیرید و مجله مود علاقه* خود را تماشا کنید. شماره صفر مجله سینمایی سی و پنج هم*اکنون پیش روی شماست تا نوعی دیگر از مجله سینمایی را تجربه کنید و از سال 93 همراه با ما باشید.»
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  2. #3227
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    مدیری با برره 2 برگشت

    با پایان بدون مقدمه مجموعه «شوخی کردم»، حضور مهران مدیری در مجموعه تازه*ای در تلویزیون جدیت یافته و اخباری از آغاز پیش تولید پروژه «شب*های برره ۲» از سیما منتشر شده است؛ اما آیا این اتفاق نتیجه موفقی در پی خواهد یافت و زمینه احیای اعتبار سال*های دور این کارگردان، با پخش یک کمدی متفاوت و تأثیرگذار دیگری فراهم خواهد شد؟

    مجموعه* «شوخی کردم» که به عنوان تلاش جدی مهران مدیری در شبکه خانه برای شکل*دهی یک طنز آیتمی در این محدوده مورد توجه بود و تصور می*شد، دست کم تا چند فصل استمرار یافت، تنها هفت هفته دیگر تا پایانش باقی است و پس از ده قسمت ارائه شده، چهارده قسمت باقی مانده در قالب هفت مجموعه که به عنوان حداقل تولید این مجموعه وعده داده شده بود، در شبکه خانگی توزیع می*شود و کار به پایان می*رسد و مخاطبان آثار مهران مدیری، این مجموعه موضوعی را نیز در این محدوده خواهند دید.

    هرچند «شوخی کردم» نتوانست اقبال لازم را در پی داشته باشد، انگیزه*ای بالا*تر از این برای پایان سریع این مجموعه می*توان متصور بود؛ انگیزه*ای همچون بازگشت مهران مدیری به تلویزیون پس از چندین سال غیبت و کشمکش میان او و این مجموعه رخ داد، تا آنجا که حتی تبلیغات مجموعه*هایش در تلویزیون پخش نشد و عملاً ممنوع التصویر شده بود. حال پس از گذشت چند سال و پشت سر گذاشتن تلخی و شیرینی تجربیات «قهوه تلخ»، «ویلای من» و «شوخی کردم» که به خصوص مجموعه نخست، به اعتبار مدیری لطمه جدی زد، او به تلویزیون بازمی*گردد.

    شاید مهم*ترین انگیزه* این کمدین به عنوان یکی از چهره منتخب تاریخ بیست ساله شبکه سوم سیما با رأی مردم، احیای اعتبار سال*های دور باشد که «ویلای من» نیز نتوانست ترمیمش کند و بخشی از افکار عمومی در رویارویی با هر خبری درباره او، همچنان گارد محکمی می*گیرد و نقد جدی پابرجامانده و رفع یک سوءتفاهم یا بی*اعتمادی بسیار دشوار*تر از ایجاد حس اعتماد در میان مردم است و شاید مدیری درصدد است تا این آسیب وارده به چهره*اش را نیز ترمیم کند؛ اتفاقی که از دریچه شبکه سوم یا پنجم سیما تماشایش خواهیم کرد.



    این کارگردان و بازیگر تئا*تر، سینما و تلویزیون که پیش از این «ساعت خوش»، «پاورچین»، «نقطه*چین»، «شب*های برره»، «باغ مظفر»، «مرد هزارچهره»، «مرد دوهزار چهره» و «جایزه بزرگ» را برای تلویزیون در قالب مجموعه*های ۱۳ تا ۱۰۰ قسمتی ساخته بود و در سال ۲۰۰۹ به انتخاب مجله نیوزویک، یکی از بیست مرد قدرتمند ایران شناخته شده بود، حال زمینه بازگشتش را به روزهای اوج فراهم می*بیند و البته این فرصتی دوباره برای احیای کمدی*های تلویزیونی شبانه است که در سال*های اخیر کم فروغ بوده است.

    این مجموعه که پیش تولیدش نیز آغاز شده و ظاهراً قرار است سریالی ۱۵۰ قسمتی باشد، از آن با عنوان مجموعه «شب*های برره ۲» در برخی رسانه*ها یاد شده و به رغم آنکه پیمان قاسم خانی به سرپرستی نویسندگانش ذکر شده بود، او حضور در این پروژه را به واسطه سفارش*های روی میز کاری*اش نپذیرفته و در حد مشاوره، حاضر به همکاری شده تا احتمالاً سناریو توسط خشایار الوند، امیر مهدی ژوله و محراب قاسم خانی نوشته شود.

    شب*های برره، یکی از مجموعه* کمدی*های موفق شبکه سوم سیما بود که از دوم مهر ۱۳۸۴ تا هجده بهمن** همان سال پخش شد و به یکباره پایان یافت و مجموعه*های دیگری پس از این توسط مدیری ساخته شد. این مجموعه روایتی از شخصی درباره کیانوش استقرار*زاده، سردبیر یک روزنامه دهه ۲۰ بود که با نوشتن مقاله*ای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم می*شود و در بین راه توسط یک مار (نشیمن گز) گزیده می*شود. شیرفرهاد، پسر خان پایین برره او را به برره می*آورد و او در این ده ماندگار می*شود و سلسله اتفاقات جالبی رخ می*دهد که بسترساز ادامه این مجموعه طنز شد.

    ویژگی این مجموعه*ها آفرینش قومی فرضی ساکن یک ناکجاآباد با خرافه*ها، تابو*ها، آداب و رسوم و گویش خاص خود است که به کنایه برخی آداب سنتی برخی مردمانمان و ویژگی*های ناپسند اخلاقی آن*ها را به سخره می*گیرد. منفعت طلبی، باج خواهی، دو رویی، تنبلی، آدم فروشی، تعصب، اعتیاد، روشنفکر ستیزی، تحقیر متفکران، زن ستیزی (و البته نقطه مقابل آن زن ذلیلی) و... موضوع*هایی است که این مجموعه تاکنون به آن پرداخته و نکته جالب خلق برخی لغات در این مجموعه و برخی دیگر از مجموعه*ها بود که آنچنان خلاقیت و جذابیتی داشت که کاملاً در میان مردم فراگیر شد و برخی از آن*ها هنوز نیز استفاده می*شود!

    همچنین فراموش نکنیم که آثار مهران مدیری همواره علاوه بر مضامین فرهنگی و اجتماعی، به مباحث سیاسی نیز نیم*نگاهی داشته و به عنوان نمونه لزوم غني*سازي اورانيوم در داخل با تمثيل «غني*سازي نخود برره» در همین مجموعه «شب*های برره» مورد توجه قرار گرفت كه احتمالا با سفارش مديريت صداوسيما مطرح شده بود و از این منظر شاید نقدهای اینچنینی در این لامکان مطرح شود و در بازگرداندن گروه مدیری به تلویزیون نیز گوشه چشمی به همین ظرفیت نزد تصمیم گیران وجود داشته است.

    شاید بازگشت مدیری به تلویزیون به** همان اندازه که به سود مدیری و مدیران تلویزیون باشد، به سود مردم نیز باشد؛ مردمی که رسانه ملی شان با سرمایه*شان اداره می*شود و طبیعتاً ترجیح می*دهند به جای آنکه آثار باکیفیت را از شبکه خانگی خریداری کنند، تنها با پرداخت هزینه برق از تلویزیون تماشا کنند و تلویزیون نیز همچون گذشته با حجم بالای تبلیغات چنین مجموعه*هایی، بازی چند سر بردی را در پیش بگیرد؛ اما آیا آغاز پیش تولید چراغ خاموش این مجموعه، فرجامی چون پخش ۱۵۰ قسمت کمدی موفق از شبکه سوم سیما خواهد داشت؟ در پاسخ تنها باید شکیبا بود
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  3. #3228
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    سریالهای ماه رمضان

    چهار سریال «مدینه» ساخته سیروس مقدم، «هفت سنگ» به کارگردانی علیرضا بذرافشان، «شمعدونی» به کارگردانی سروش صحت و «جاده قدیم» ساخته بهرام بهرامیان برای پخش در ماه رمضان آماده می*شود.

    نشست اعلام برنامه*های نمایشی سیما در سال 93 با حضور سیدعباس فاطمی مدیر کل طرح، برنامه و نظارت معاونت سیما و اهالی رسانه در سازمان صدا و سیما در حال برگزاری است.

    فاطمی در این نشست درباره پخش سریال*های ماه رمضان اعلام کرد: «مدینه» ساخته سیروس مقدم برای شبکه یک، «هفت سنگ» به کارگردانی علیرضا بذرافشان و «شمعدونی» ساخته سروش صحت از شبکه سه پخش می*شود که «شمعدونی» هم اکنون در حال تدوین است و «جاده قدیم» بهرام بهرامیان که هم اکنون در حال تصویربرداری است برای پخش در ماه رمضان آماده شده*اند.

    به گفته وی، «جاده قدیم» از تولیدات سیمافیلم است که هنوز شبکه پخش آن مشخص نشده است.

    وی همچنین خاطرنشان کرد: سریال «معراجی*ها» ساخته مسعود ده*نمکی نیز برای پخش از شبکه یک سیما در هفته دفاع مقدس و بعد از ماه رمضان تدارک دیده شده است. این سریال در 40 قسمت به کارگردانی مسعود ده نمکی ساخته شده است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  4. #3229
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    طبقه حساس سه اعدامی را نجات داد

    شب گذشته، شنبه ششم اردیبهشت ماه، مراسم اکران خیریه فیلم سینمایی «طبقه حساس» به کارگردانی کمال تبریزی در سینما عصر جدید با حضور تعدادی از بازیگران سینما و تلویزیون در کنار مردم برگزار شد. در این مراسم که اجرای آن را احسان کرمی برعهده داشت با جمع آوری 700 میلیون تومان جان سه جوان اعدامی نجات داده شد.

    احسان کرمی مجری این برنامه در حالی که یک دستگاه کارتخوان الکترونیکی را به حاضران نشان می داد، گفت: این دستگاه این جا قرار دارد تا کمک های نقدی شما با هر میزانی که باشد مستقیم به حساب انجمن حمایت از زندانیان واریز کند. مهم نیست چه مبلغی را پرداخت می کنید، مهم این است که بتوانید در این راه قدمی بردارید. امشب نیازمند 700 میلیون تومان هستیم تا جان سه جوان محکوم به اعدام را نجات دهیم.

    وی ادامه داد: نمی خواهم حکم قصاص را زیر سوال ببرم. همانطور که در قرآن نیز آمده است قصاص حق است، اما نباید فراموش کنیم که این سه جوان درست در زمانی مرتکب قتل شدند که حتی به سن قانونی هم نرسیده بودند. متاسفانه این روزها نگاه متفاوتی به همراهی و کمک هنرمندان به زندانیان اعدامی در جامعه ایجاد شده است. برخی معتقدند هنرمندان برای حمایت از قاتلان دور هم جمع می شوند، پول جمع می کنند و آنها را نجات می دهند، اما در قرآن و در کنار نام قصاص، کلمه بخشش نیز آمده است.



    هنرمندان دور هم جمع می شوند تا مهر و محبت و بخشش را در جامعه توسعه دهند. این سه زندانی در دوران نوجوانی در یک نزاع خیابانی منجر به قتل شده*اند، اتفاقی که ممکن است در هر شرایطی برای ما نیز رخ دهد. خانواده این سه زندانی امشب در میان ما هستند و خدا کند از این مراسم نا امید باز نگردند.

    کرمی بیان کرد: یک تصویر غلط در خصوص سوپر استارها وجود دارد و آن این است که این گروه از هنرمندان بسیار ثروتمند هستند، اما باید گفت که این طور نیست، اما مبالغی که امروز آنها برای این مراسم کمک کرده اند، مبالغ بسیار چشمگیری است. مهناز افشار و مهتاب کرامتی با هم مبلغ 100 میلیون تومان را پرداخت کرده اند.

    در ادامه این مراسم، رضا عطاران، بهاره رهنما و حبیب رضایی به روی صحنه آمدند. بهاره رهنما در حالی که یادآور می شد که کمک نقدی او و دوستانش نسبت به کمک های دیگر چندان قابل توجه نیست، گفت: ما مبلغ 11 میلیون تومان به این مراسم اهدا کردیم. البته من به عنوان سفیر انجمن حمایت از کودکان از برگزارکنندگان این مراسم تشکر می کنم.

    نباید فراموش کرد که دوران بلوغ دوران بسیار مهمی برای فرزندان ما است، دورانی که انسان به اوج احساسات خود می رسد. احساساتی که اگر کنترل نشود، تبدیل به یک فاجعه می شود. من نیز وقتی نوجوان بودم از احساسات بسیاری برخوردار بودم، اما خوشبختانه در خانواده ای حضور داشتم که با ایجاد بستری مناسب برای آموزش، این مسیر احساسات من را رهبری کرد تا به مقصد مناسبی برسد.

    وی ادامه داد: متاسفانه برخی از مناطق و خانواده ها خود به تنهایی جرم*خیز است. اگر یک انسان معمولی هم در چنین فضایی زندگی کند ممکن است دچار مشکلاتی شده و رفتارهای نابهنجار از خود نشان دهد. با توجه به اینکه با پرونده های بسیاری در زمینه اعدام مواجه هستیم، شاهد خانواده هایی بودیم که یکی از افراد خانواده به قتل رسیده و پول دیه می تواند زندگی آنها را تغییر دهد. من منکر حق دریافت دیه نیستم، اما نباید این مبلغ به قدری بالا رود که کسی قادر به پرداخت آن نباشد.

    حبیب رضایی نیز در ادامه صحبت های بهاره رهنما گفت: آدم وقتی در چنین فضایی قرار می گیرد، احساس متضادی پیدا می کند. در چنین مراسم هایی یک طرف ماجرا جوانی است که جانش گرفته شده و در طرف دیگر جوانی است که باید جانش نجات داده شود. ما برای هر دوی آنها متاثر هستیم و چنین احساسی آدم ها را دگرگون می کند.



    از دیگر هنرمندانی که روی صحنه آمدند می توان به بهادر مالکی و محمد بحرانی صدا پیشگان مجموعه کلاه قرمزی اشاره کرد. رضا عطاران و محمدرضا هدایتی در مجموع 100 میلیون تومان کمک کردند.

    همچنین دست*اندرکاران پروژه «طبقه حساس» 20 میلیون تومان و پول فروش گیشه به مبلغ بیش از 8 میلیون تومان فروش دیشب نیز در این مراسم اهدا شد.

    هانیه توسلی از دیگر هنرمندان حاضر در این مراسم نیز درباره مساله جوانانی که زیر سن قانونی مرتکب قتل می*شوند، صحبت کرد.

    منیژه حکمت به نمایندگی از پروژه سینمایی «شهر موش ها» مبلغ 10 میلیون تومان را اهدا کرد. وی گفت: از مادران صلح، مهتاب کرامتی و دیگر دوستان حاضر در این مراسم تشکر می کنم که هر زمان انسانی نیاز به کمک دارد آنها حضور پیدا می کنند.

    شبنم مقدمی بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر نیز بیان کرد: ممنونم از افرادی که توان داشتند و انسانیت خود را نشان دهند. امیدوارم امشب بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که پدران، مادران و خواهران حاضر در این جمع طعم از دست دادن را نچشند، که همه ما و حتی خانواده های مقتولین می دانیم چه طعم تلخی دارد.

    بهاره رهنما در ادامه این مراسم، توضیح داد: من امیدوارم امشب آنقدر پول جمع شود تا بتوان جان یک زندانی محکوم به اعدام دیگری را نجات دهیم. به عنوان مثال یک جوان تنها دو هفته فرصت دارد تا دیه خود را پرداخت کند، این جوان قاتل نیست، بلکه به جای کسی دیگر اعدام می شود و قاتل اصلی که دوست او بوده است فرار کرده است.



    از دیگر افرادی که در این مراسم کمک کردند، می توان به مصطفی انصاری 100 میلیون تومان، الهه کولایی 500 هزار تومان، هومن بهمنش 5 میلیون تومان اشاره کرد.

    علی ضیاء مجری برنامه های تلویزیون روی صحنه آمد و گفت: به خاطر دارم مدتی پیش با علی خلعتبری به زنجان رفتیم و در یک سالن کوچک توانستیم بیش از 2 میلیارد تومان پول جمع کنیم، پس امشب باید بیشتر از این ها کمک جمع کنیم. در آنها ما دستگاه های الکترونیکی را ردیف به ردیف پیش مردم می بردیم و از آنها پول می گرفتیم. شاید بتوان چنین برنامه ای را اینجا پیاده کرد.

    در ادامه خسرو احمدی روی صحنه آمد و گفت: زمانی که علی ضیاء گفت می خواهد ردیف به ردیف پول جمع کند من ترسیدم، چرا که من و تعداد بسیاری از افراد حاضر در این جمع در سطحی از وضعیت اقتصادی نیستند که کمک های میلیونی کنند، به همین دلیل خجالت کشیدم، اما بعد دیدم که نفس کار مهم است، مهم این است که کمک کنیم، مبلغ آن اصلا مهم نیست.

    در پایان مراسم، در حالی که تنها 100 میلیون تومان برای نجات جان سه جوان باقی مانده بود، ستارگان سینمای ایران در کنار صحنه قرار گرفتند تا عکس و یا امضاء خود را به نفع نجات جان این سه جوان به فروش بگذارند.

    رضا عطاران، مهتاب کرامتی، بهاره رهنما، روح الله حجازی، حبیب اسماعیلی، حبیب رضایی، احسان کرمی، منیژه حکمت، جواد نوروزبیگی، شبنم مقدمی، محمد زرین دست، پگاه آهنگرانی، هانیه توسلی، سید علی ضیاء، رضا بهبودی، الهه کولایی و مهناز افشار از جمله افراد حاضر در این مراسم بودند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  5. #3230
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    حاتمی داور شد

    بازیگر ایرانی یکی از 9 داور بخش مسابقه اصلی شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن است.

    برگزارکنندگان جشنواره کن روز دوشنبه در فاصله دو هفته به آغاز جشنواره اسامی داوران بخش مسابقه اصلی را اعلام کردند.

    همان*طور که قبلا اعلام شد جین کمپیون فیلمساز 59 ساله نیوزیلندی ریاست داوران این بخش را به عهده دارد.

    چهار مرد و چهار زن در کنار کمپیون، برنده جایزه نخل طلا و دیگر برندگان بخش مسابقه اصلی را تعیین می*کنند.

    کارول بوکوئه بازیگر و مدل فرانسوی، سوفیا کوپولا کارگردان، فیلمنامه*نویس و بازیگر آمریکایی که سال گذشته بخش نوعی نگاه با فیلم «حلقه بلینگ» به کارگردانی او آغاز شد، لیلا حاتمی بازیگر ایرانی و جئون دو-یئون بازیگر اهل کره* جنوبی و برنده جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن در سال 2007 چهار داور زن این بخش هستند که کمپیون را همراهی می*کنند.

    ویلم دافو بازیگر آمریکایی، گائل گارسیا برنال بازیگر و کارگردان مکزیکی، جیا ژانکه کارگردان چینی که سال گذشته برای «نشانی از گناه» برنده جایزه بهترین فیلمنامه از کن شد و نیکلاس ویندینگ رفن کارگردان دانمارکی که سال 2011 برای فیلم «راندن» جایزه بهترین کارگردان جشنواره کن را برد، دیگر داوران بخش مسابقه اصلی هستند.

    تازه*ترین ساخته*های ژان-لوک گدار، کن لوچ، مایک لی، دیوید کراننبرگ، لوک و ژان پی*یر داردن، اولیویه آسایاس، نوری بیلگه جیلان، آتوم اگویان و... در میان 18 فیلمی هستند که در بخش مسابقه اصلی جشنواره برای دریافت جایزه نخل طلایی رقابت می*کنند.

    شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن 14 تا 25 مه (24 اردیبهشت تا 4 خرداد) برگزار می*شود.

    «گریس از موناکو» به کارگردانی اولیویه دان با بازی نیکول کیدمن فیلم افتتاحیه جشنواره است.

    عباس کیارستمی کارگردان ایرانی ریاست داوران بخش سینه*فونداسیون و فیلم*های کوتاه جشنواره کن را به عهده دارد.

    لیلا حاتمی بازیگر فیلم*هایی چون «لیلا»، «ارتفاع پست»، «حکم»، «چهل سالگی»، «جدایی نادر از سیمین» و «پله آخر» است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  6. #3231
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    سوپر استار قدیمی بازگشت

    جلسه دوشنبه هشتم اردیبهشت 92 با حضور اکثریت اعضای شورای پروانه نمایش فیلم*های سینمایی برگزار شد.

    در این جلسه مجوز نمایش سه فیلم «نطفه شوم» به تهیه*کنندگی و کارگردانی کریم آتشی، «دربست آزادی» به تهیه*کنندگی سیدمحمد قاضی و کارگردانی مهرشاد کارخانی و «دختر، مادر، دختر» به تهیه*کنندگی و کارگردانی پناه*برخدا رضایی صادر شد.

    «نطفه شوم» فیلمی اجتماعی است که در خلاصه داستان آن آمده: «زن و مرد جوانی که در زندگی شان دچار معضلاتی شده است برای برطرف نمودن آن به سراغ خرافات می روند و این کار معضلاتی بزرگتر را برای آنها در پی دارد.» در این فیلم لاله اسکندری، سام درخشانی، جمشید هاشم پور، محمد کاسبی، سیروس گرجستانی، جلیل فرجاد، سیامک اطلسی، شراره دولت آبادی، فریبا متخصص، آرزو افشار، فریده گلشن، محمدقاسم پورستار، سعید نوراللهی، مهوش وقاری، نعیمه نظام دوست، فرانک زینالی، علیرضا هوبخت، المیرا مسرت، آزاده محبی، سعید قهاری و بهاره محبی ایفای نقش می*کنند.

    سحر قریشی، امید علومی، حسام شجاعی،* کرامت رودساز، ذبیح افشارو مانی حیدری از بازیگران حاضر در «دربست آزادی» هستند.

    در «مادر، دختر،مادر»* بازیگرانی همچون خدیجه رحیمی،* صدیقه نظری، جمیله رحیمی و هادی رحیمی نقش آفرینی کرده*اند.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  7. #3232
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض



    سید عزت الله ضرغامی در پاسخ به سوالی درباره تاثیر افکار شهید مطهری در ادارات و سازمان ها و مدیریت در جمهوری اسلامی اظهارداشت: شهید مطهری نگاه های عمیق مکتبی نسبت به انقلاب اسلامی ارائه کرد. از تعریف جمهوری اسلامی که نظام ما بر پایه آن است، شهید مطهری دقیق ترین تعریف را در این زمینه ارائه کردند که منظور از جمهوریت و اسلام چیست و رابطه این دو با هم چگونه است.


    وی ادامه داد: در واقع هویت جمهوری اسلامی و اصل انقلاب اسلامی و مدیریت ما را تشکیل می دهد. اما بسیاری از شاخه های مربوط به اداره کشور به ویژه در حوزه نظری، علوم انسانی، دانشگاه ها، حوزه های علمیه و مسائل فکری تا حد زیادی نشأت گرفته از نظر شهید مطهری است. یعنی حتما نسل ومدیرانی که با کتاب های شهید مطهری آشنا شدند، آن فکر و سیره رادر رفتار و تصمیم گیری های خود پیاده کرده اند. البته این کار صد در صد صورت نگرفته و ما راضی نیستیم.
    معتقدیم هرچقدر آثار شهید مطهری بیشتر شیوع پیداکند در بین متفکرین و مسئولان ما، نظام اداری کشور بهتر اداره می شود. الان مثل امر وجدت که من به آن اشاره کردم. البته همین قدر هم قابل قبول است. شهید مطهری با آثاری که داشت و با شهادت خود یک فضای اثربخش فکری برای آثار خود ایجاد کرد که به نظر من تا حد قابل قبولی در سحط نظام و مدیریت کشور دیده می شود.

    ضرغامی درباره اینکه بعد از کرسی صداوسیما برنامه ریزی خاصی دارید؟ عنوان داشت: ما فعلا اینجا خدمت شما هستیم. عجله نکیند. ما روی کرسی؛ زیر کرسی... فعلا در صداوسیما خدمت شما هستیم.


    وی همچنین در پاسخ به سوال فارس مبنی بر اینکه در بحث تبلیغات ویژه هدفمندی یارانه ها و اینکه برخی منتقدین معتقدند که تبلیغات در این زمینه به حدی زیاد بود که به ضد تبلیغ تبدیل شد، تصریح کرد: کسی این حرف را نزد. مسئولان دولتی ملاک هستند که تمام مسئولان دولتی لطف کرده و تشکر کردند چون سازمان صداوسیما واقعا با اعتقاد نسبت به این مساله کار کرد و همه انها راضی بودند. تنها جمله ای که اشتباها خبرنگارها از قول رئیس هدفمندی آقای شریعتمداری مطرح کردند وایشان بلافاصله با من تماس گرفتند، گفتند که این خبر خلاف است و اصلا چنین حرفی را نزده اند.


    رئیس رسانه ملی ادامه داد: گویا ایشان در سخنان خود شوخی کرده بودند و گفته بودند که من چیزی را به مزاح می گویم. ما نمی توانیم در این حوزه اطلاع رسانی نکنیم. موضوع بزرگی است که ۷۵ میلیون جمعیت کشور درگیر آن هستند و اگر درست تبلیغات نمی شد؛ مردم سردرگم می شدند. آقای شریعتمداری گفتند جمله ای که من به مزاح گفتم را برخی خبرگزاری ها اشتباه اعلام کردند و گفتند که ایشان گفته که تبلیغات صداوسیما مزاح بود. شوخی بود. خوب؛ این خیلی تفاوت دارد. لازم هم نیست که تکذیب شود. به اعتقاد من به جز بعضی از پایگاه های اطلاع رسانی و بعضی از رسانه های دولت که باید دقیق تر در این مساله برخورد کنند، راه ناصواب رفتند و مطالبی را بیان کردند که برداشت عمومی ایجاد شد که دولت این نارضایتی را دارد. ما همکاری جدی را شروع کرده ایم و نگاهمان هم ملی است و ادامه دارد. فعلا اول راه هستیم و کار زیاد داریم. انشاءالله همکاری هایمان ادامه دارد.
    سه نفر انتخاب شدند. آقای مرتضی حیدری، آقای عبدالرشیدی و خانم حسنی دخت که با توجه به اینکه رئیس جمهور علاقه دارند مجری ها دو نفر باشند و یکی از آنها هم خانم باشد، از سه نفری که معرفی کردیم، ۲ نفر انتخاب شدند و منتها عملا از طرف رسانه ملی این کار را کردند.


    ضرغامی در پاسخ به سوالی دیگر درباره انتخاب مجری های شب گذشته گفت وگوی رئیس جمهور با مردم و رفع اختلافات فی مابین توضیح داد: این موضوع حل شد و طبق قانون و نامه ای که معاون سیما نوشتند؛ به محض اینکه ما مطلع می شویم، هماهنگ می کنیم که این گفت و گو صورت بگیرد. سه نفر را معرفی میکنیم، در این بین هر تعداد که خودشان خواستند، خودشان انتخاب کنند.


    وی افزود: سه نفر انتخاب شدند. آقای مرتضی حیدری، آقای عبدالرشیدی و خانم حسنی دخت که با توجه به اینکه رئیس جمهور علاقه دارند مجری ها دو نفر باشند و یکی از آنها هم خانم باشد، از سه نفری که معرفی کردیم، ۲ نفر انتخاب شدند و منتها عملا از طرف رسانه ملی این کار را کردند. جلسه ای با آنها داشتم و در حضور آقای آشنا و آقای اسماعیلی تذکرات لازم را به عنوان رئیس رسانه ملی و جایگاه مستقل سازمان به طرح سوالات اصلی از رئیس جمهور مطرح کردم که فکر می کنم جلسه دیشب رئیس جمهور یک مقدار متفاوت تر از گذشته بود.


    وی در پایان در پاسخ به سوالی مبنی بر کمبود بودجه و تصویب ساخت سریال های متعدد در سازمان صداوسیما با توجه به اصلاح تبلیغات صداوسیما نیز گفت: فعلا تصویب می کنیم و پول هم نیست. برنامه های متعددی داریم و منتظریم تا مشکلات حل شو
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  8. #3233
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    یکصدمین سال ظهور نابغه سینما، چارلی چاپلین


    سال ۱۹۱۴ وقتی تصویر چاپلین با کلاهی بر سر و عصایی در دست بر پرده سینماها نقش بست هیچ*کس فکر نمی*کرد این شخصیت با ظاهر و لباس*هایی مشابه تبدیل به یکی از ماندگارترین شخصیت*های تاریخ سینمای جهان شود.



    تابناک: «نمی*خواهم یک امپراتور باشم... نمی*خواهم برکسی حکومت کنم. می*خواهم به انسان*ها کمک کنم... می*خواهیم با خوشی دیگران زندگی کنیم، نه بدبختی*شان. نمی*خواهیم از دیگران متنفر باشیم... مسیر زندگی می*تواند زیبا و آزاد باشد. اما راه را گم کردیم. حرص، روح انسان*ها را مسموم کرده... ما بسیار فکر می*کنیم و بسیار کم احساس می*کنیم. به انسانیت بیش از ماشین**آلات نیازمندیم و به مهربانی بیش از زیرکی. بدون* اینها زندگی سخت خواهد شد و راهمان را گم خواهیم* کرد... تنفر انسان*ها خواهد گذشت و دیکتاتورها خواهند مرد و قدرتی که آنها از مردم گرفته*اند به مردم بازخواهد گشت. با مرگ انسان*ها، آزادی نخواهد مرد... سربازان! خودتان را به دیکتاتورها نسپارید. مردانی که شما را تحقیر می*کنند و به بردگی می*کشند، زندگی*تان را تحت*کنترل قرار می*دهند. به شما می*گویند که چه*کار کنید و چگونه بیندیشید و چه*چیزی را حس کنید... خودتان را به این انسان*های غیرطبیعی نسپارید. مردان ماشینی، با ذهنی ماشینی و قلب*های ماشینی. شما ماشین نیستید. شما عشقی انسانی در وجودتان دارید... سربازان! برای بردگی نجنگید! برای آزادی بجنگید!... شما! شما مردم قدرت دارید. قدرت خلق ماشین*ها را، و قدرت خلق شادی را... بیایید تا متحد شویم و برای دنیایی جدید بجنگیم. دنیایی که به انسان*ها فرصت کارکردن، به جوانان آینده و به سالمندان امنیت می*دهد... بیایید برای آزادی دنیا بجنگیم.»


    دیکتاتور بزرگ-چارلی چاپلین


    سال ۱۹۱۴ وقتی تصویر چاپلین با کلاهی بر سر و عصایی در دست بر پرده سینماها نقش بست هیچ*کس فکر نمی*کرد این شخصیت با ظاهر و لباس*هایی مشابه تبدیل به یکی از ماندگارترین شخصیت*های تاریخ سینمای جهان شود. در طی سال*های بعد چاپلین در بیش از ۷۰ فیلم نقش*آفرینی کرد که در اکثر آنها با ظاهری مشابه حضور داشت. شخصیت چارلی روز*به*روز رشد کرد و از آن جوان مست بی*دست*وپای «مخمصه عجیب مِیبِل» تبدیل به بی*خانمانی شد که نمادی از انسانیت عصر حاضر است.

    «چارلز اسپنسر چاپلین» بی*شک یکی از نوابغ سینمای جهان است. نویسنده، کارگردان، بازیگر و آهنگسازی بی*بدیل که در طول عمر ۸۸ساله خود با خلق آثاری ماندگار خود را در تاریخ سینما جاودان کرد. چاپلین در ۱۶آوریل ۱۸۸۹ در انگلستان متولد شد. در ۱۹۱۴با بازی در فیلم «تلاش برای زندگی» کار خود را به*صورت حرفه*ای آغاز کرد. وی در این فیلم نقش جوانی شیک*پوش را بازی می*کرد. عصا، کلاه و سبیل که از بارزترین نشانه*های چاپلین هستند، این*بار در کنار لباس*هایی فاخر به چشم می*خوردند. اما این شیک*پوشی زیاد دوام نیاورد و چاپلین بعد از آن و در همان سال با بازی در چند فیلم کوتاه دیگر به سمت خلق شخصیتی حرکت کرد که با این شیک*پوش انگلیسی تفاوت*های بسیاری داشت.

    چاپلین بین سال*های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۶ نزدیک به ۴۰فیلم ساخت که همه آنها فیلم*هایی کوتاه بودند. وی پس از آن و تا سال ۱۹۶۷ بیش از ۳۰ فیلم دیگر ساخت که آثار ماندگار و به*یاد*ماندنی او از جمله «جویندگان طلا»، «سیرک»، «عصر جدید»، «روشنایی*های شهر»، «دیکتاتور بزرگ» و «موسیو وردو» را شامل می*شود. دنیای چاپلین از انسان*های مشخصی تشکیل شده. دسته اول انسان*هایی سرشار از عواطف ناب انسانی هستند؛ انسان*هایی که زندگی*شان درست و اخلاقی است؛ آنهایی که به خدا اعتقاد دارند، اما اگر خدایی نبود هم همین*طور زندگی می*کردند. دلخوشی*هایشان کوچک است و در بدترین شرایط هم، وجود پلیسی که به*جای کتک*زدن و زمین*انداختن و ردشدن از رویشان، دستشان را بگیرد و از روی زمین بلندشان کند می*تواند دلیل محکمی باشد برای ماندن. در طرف دیگر ثروتمندان و قدرتمندان وجود دارند؛ آنها که خود را مالک دنیا می*دانند و به خود اجازه می*دهند هرکاری که می*خواهند با زندگی دیگران انجام دهند. در کنار این دو دسته مردم کوچه* و بازار هستند. مردمی که اکثرا فقیرند و زندگی سختی دارند، بی*دلیل به جان هم می*افتند، دعوا راه می*اندازند، زورشان فقط به خودشان می*رسد و برای همین هم کارشان آسیب*رساندن به*هم است. پلیس هم از دیگر عناصر ثابت فیلم*های چاپلین است که معمولا در خدمت قدرتمندان است و به تثبیت موقعیت آنها کمک می*کند.

    چاپلین در ۱۹۲۱ فیلم موفق «پسربچه» را ساخت. فیلم داستان مردی* است که در خیابان کودکی را پیدا می*کند و پس از کشمکش*های بسیار تصمیم می*گیرد او را بزرگ کند. وقتی بچه پنج*سال دارد، مادرش که دیگر زنی تنها و فقیر نیست او را پیدا می*کند و فیلم با پایانی خوش تمام می*شود. «پسربچه» مانند تمام فیلم*های چاپلین سرشار از اشک*ها و لبخندهاست. فیلم مملو از موقعیت*های کمدی است؛ موقعیت*هایی که بارهاوبارها بیننده را به خنده می*اندازند. مرد و پسربچه به*نظر از زندگی خود راضی می*آیند. به سختی زندگی می*کنند اما در کنار هم و با هم هستند. بیماری کودک تعادل داستان را برهم می*زند و مشکلات ناشی از فقر را بیش از پیش نمایان می*کند. فقر یکی از مهم*ترین عناصر فیلم*های چاپلین است. شخصیت چاپلین در اکثر فیلم*هایش بی*خانمانی فقیر است که زندگی*اش دستخوش تغییراتی می*شود که دیگران برایش رقم می*زنند.

    کمتر می*بینیم که چاپلینِ بی*خانمان مسیر زندگی خود را انتخاب کند. البته عشق، گذشت و نوع*دوستی انتخاب*های آگاهانه چاپلین هستند، اما مسیر زندگی او متفاوت از چیزی* است که خود می*خواهد. واضح*ترین شکل این رویداد در فیلم «روشنایی*های شهر» اتفاق می*افتد که زندگی چاپلین به چگونگی احوالات انسانی ثروتمند گره می*خورد. چاپلین در این فیلم آشکارا اعتراض خود را به قرارداشتن زندگی مردمان عادی در دستان قدرتمندان بیان می*کند.

    چاپلین در عین همدردی با مردم عادی، سعی می*کند نویدبخش دنیایی خوب و زیبا در آینده شود؛ دنیایی که در آن «فردا، پرندگان آواز خواهند خواند». هرچند به نظر می*رسد که چاپلین، خیلی به این مساله اعتقادی نداشته باشد. رنج و درد، بی*خانمانی و اتفاقات ناگوار برای انسان*های معمولی پایان ندارد. همان*طور که در «عصر*جدید» می*بینیم بدبیاری*های زندگی هیچ*گاه پایان نخواهند داشت و سروسامان*گرفتن برای انسان*هایی که با فقر دست*وپنجه نرم می*کنند امری بعید است.

    دنیای مدرن اهمیتی برای انسان*های معمولی قایل نیست. بین آنها و ماشین*ها تمایزی قایل نمی*شود و حتی آنان را به سمت ماشینی*شدن سوق می*دهد. در لحظه*ای آنها را درگیر کار می*کند و ساعتی بعد خیل بیکاران را از کارخانه بیرون می*ریزد. زندگی این آدم*ها؛ آدم*های معمولی که به خوشی*های ساده قانع هستند و با شادی*های کوچک خود زندگی می*کنند، هرگز درست نمی*شود. از طرف دیگر همه*چیز بر وفق مراد ثروتمندان و قدرتمندان است؛ آنها که انسان*ها را بازیچه دست خود قرار می*دهند، عیار انسان*ها را با پول یا نژادشان می*سنجند، نه با رفتار و منششان.

    چاپلین در «دیکتاتور بزرگ» سراغ این دسته از انسان*ها می*رود و اندیشه*شان را مورد نقد قرار می*دهد. آنجا که «شولتز» پس از مواجه*شدن با سربازی یهودی که زندگی او را در جنگ نجات داده به او می*گوید: «من فکر می*کردم تو آریایی هستی.» و چاپلین در پاسخ می*گوید: «من گیاهخوارم!» آنچه انسان*ها را از هم متمایز می*کند رفتار آنهاست، نه نژادشان و نه خونی که در رگ*هایشان است. چاپلین در «دیکتاتور بزرگ» قصد دارد دنیا را از فاجعه*ای که در پیش است نجات دهد. تفکر حاکم بر جامعه را به نقد می*کشد و با طنز بی*نظیر خود سعی می*کند چشم مردم را بر آنچه دارد روی می*دهد باز کند و سرانجام در پایان با نطقی مستقیم و بدون حاشیه تمام ناگفته*های خود را مستقیم با بیننده در میان می*گذارد تا از وقوع جنگی جهانی در فیلم جلوگیری کند. هرچند کمی بعد دومین جنگ*جهانی آغاز می*شود و میلیون*ها*نفر قربانی می*شوند تا شاید این حسرت برای تمام مردم جهان بماند که چرا دیکتاتورهایشان از جنس چاپلین نیستند.

    چاپلین علاوه بر کارگردان، نویسنده و بازیگری بزرگ، آهنگسازی موفق نیز بود. وی بسیاری از موسیقی متن* فیلم*هایش را خود می*نوشت و در سال ۱۹۷۲ برای موسیقی متن فیلم «لایم*لایت» برنده جایزه اسکار شد. آکادمی اسکار در سال*های ۱۹۲۹ و ۱۹۷۲ دو جایزه افتخاری نیز به چاپلین اعطا کرد. چارلز اسپنسر چاپلین در ۲۵دسامبر ۱۹۷۷ در سوییس درگذشت.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  9. #3234
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    مژده برای بچه*های دهه شصت؛
    "پاتال" دوباره می*آید

    فیلم سینمایی "پاتال" با گذشت 25 سال از پخش آن مجدد مهمان خانه*های مردم می*شود.
    "مهدی سجاده*چی" نویسنده فیلم سینمایی "پاتال" در خصوص حال و هوای نویسندگی آن زمان به خبرنگار سینما باشگاه خبرنگاران گفت: فیلم سینمایی "پاتال" مربوط به 25 سال پیش می*شود و در آن زمان حس و حال نویسندگی بسیار متفاوت با زمان حال بود.

    وی افزود: نویسندگی در آن زمان از حال و هوای متفاوتی برخوردار بود و حتی خود من در زمان نگارش هیجان*زده و سراسر پر از نشاط و شادی بودم به همین خاطر کاری جذاب و خاطره*انگیز شد.

    سجاده*چی تصریح کرد: فیلمنامه "پاتال" تنها 30 صفحه بود که به دلیل سرعت کار همان متن به تصویر کشیده شد که البته در ابتدا شخصیت "پاتال" یک اسباب بازی بود که داخل آن یک موش آرزوهای بچه*ها را برآورده می*کرد اما با صحبتهایی که با فرشته طائرپور، وحید نیکخواه آزاد و رضا کیانیان،این شخصیت به کره زمین تغییر یافت.

    وی ادامه داد: کره زمین به عنوان نماد جغرافیایی که در دلش موجودی تاریخی نهفته بود و پیری آن نماد گذر و زمان و تجربه برای آن شخصیت بود و همین پیر بودن آن اسم اثر را تعیین کرد.

    سجاده*چی در خصوص نام "پاتال" عنوان کرد: زمانی که شخصی پیر می*شود به آن نام پیر و پاتال را اختصاص می*دهند و به همین دلیل ما هم برای این شخصیت نام "پاتال" را انتخاب کردیم.

    وی درخصوص جذابیت این کاراکتر بیان کرد: "پاتال" برای "بچه*های دیروز" همچنان خاطره*ساز است و از این موفقیت این اثر تولید آن با عشق و نشاط جوانی، به دور از هر گونه تفکرات مادی بود.

    وی در خصوص دوری*اش از نویسندگی در ژانر کودک اظهار داشت: بزرگ شدن انسان و روزمرگی*های زندگی باعث شد تا در مسیرهای دیگری گام بردارم و از این ژانر فاصله بگیرم و به نوعی مسائل اقتصادی مزید بر علت شد.

    وی خاطرنشان کرد: خوشحالم که "پاتال و آرزوهای کوچک" مجدد وارد نمایش خانگی می*شود و خاطرات کودکی مجدد زنده می*شود.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  10. 1
  11. #3235
    NaZaniiin
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    May 2012
    محل سکونت
    زیر آسمان شهر!!!
    نوشته ها
    5,248
    3,787
    4,593

    پیش فرض

    برای سریال های ماه رمضان به بازیگر نیازمندیم!





    خبرگزاری ایسنا: «بازیگر»؛ عنوان سر ستون بخشی از صفحه*ی نیازمندی*های روزنامه*هاست که در زیر مجموعه*ی «استخدام» به چشم می*خورد. این سرستون که در آستانه*ی مناسبت*ها تبلیغات بیشتری را در خود جای می*دهد، ظاهرا با هدف انتخاب بازیگر برای فیلم و سریال*ها منتشر شده و صاحبانش مدعی هستند که به راحتی می*توان بازیگر شد!

    به ایام مناسبت که نزدیک می*شوی از نوروز گرفته تا رمضان و محرم، بازار موسسه*های فیلم*سازی و جذب نیرو نیز داغ می*شود.

    هر روز که صفحه*های آگهی روزنامه*ها را ورق می*زنی، ستونی شامل چند آگهی اگرچه کم با عنوان «بازیگر» می*بینی که مخاطبان را به عنوان خواننده و علاقه*مند به بازیگری برای بازی در فیلم*های سینمایی و سریال*های تلویزیونی دعوت می*کنند، آن هم بدون محدودیت سنی و فوری.

    در یکی از همین روزهای بهار که زمان زیادی تا آغاز ماه رمضان نمانده است، در حال ورق زدن صفحه*ی نیازمندی*های یکی از روزنامه*ها هستیم که با تبلیغات استخدام بازیگر مواجه می*شویم که در دو - سه باکس مختلف با شماره* تلفن*های متفاوت از علاقمندان جهت بازی در سریال*های رمضان سال جاری دعوت به همکاری می*کند.



    به یکی از این شماره*هایی که ما را به بازی در سریال*ها دعوت می*کند، زنگ می*زنیم. خانمی تلفن را جواب می*دهد. وقتی می*گویم برای آگهی*تان تماس گرفتم فورا می*پرسد، چند ساله هستی و ساکن کجا؟ سن و محل زندگی را که می*گوییم درباره*ی سریالی که قرار است در ماه رمضان از تلویزیون پخش شود و این موسسه برای آن به دنبال بازیگر می*گردد مختصر توضیح می*دهد.

    سپس سریع آدرس را می*گوید و به همان سرعت هم می*گوید که وقتی آمدی دو قطعه عکس یادت نرود.

    از او که درباره*ی هزینه*ی ثبت نام می*پرسیم، می*گوید: فقط هزینه*ی ثبت*نام را باید بپردازی که 15 هزار تومان است.

    بعد از آن به سراغ آگهی دوم می*رویم و به شماره*ی آن زنگ می*زنیم. این بار آقایی جواب می*دهد و همان سوالاتی را که موسسه قبلی پرسیده بود، می*پرسد، او نیز آدرس موسسه*اش را می*گوید و قطع می*کند و بر خلاف قبلی، توضیحی درباره*ی سریالی که قرار است برایش بازیگر انتخاب کند نمی*دهد و فقط به بیان این جمله که «حالا تشریف بیاورید» بسنده می*کند.

    پس از گفت*وگو با این افراد، این سوال* برایمان پیش می*آید که آیا اصلا کارگردان و تهیه*کننده*ی سریال ماه رمضانی مورد نظر از این جریان اطلاع دارند یا نه؟

    به سراغ تهیه*کننده*ی سریال رمضانی*ای که توسط یکی از این موسسه*ها نام برده شده بود، می*رویم. وقتی جریان را برای او تعریف می*کنیم با اظهار بی*اطلاعی و تعجب او مواجه می*شویم.

    او می*گوید: متاسفانه برخی از این موسسه*های فیلم*سازی به بهانه*ی جذب هنرور از علاقه*مندان به بازیگری سوء استفاده می*کنند و زمانی که به مناسبت*ها نزدیک می*شویم، به همین بهانه شگرد خود مبنی بر جمع کردن هنرور را پیاده می*کنند.

    این تهیه*کننده همچنین خاطرنشان می*کند: شش - هفت خانم هستند که در زمینه جمع کردن هنرور فعالند و در واقع کل هنروران سینما و تلویزیون کشور را تامین می*کنند، از آنجا که این موسسات رقیب یکدیگر محسوب می*شوند و همچنین برای تامین نیاز فیلم و سریال*هایی که به تعداد چند صدتایی هنرور نیاز دارند و لزوما و همیشه این موسسات به این تعداد هنرور مجهز نیستند از این شگرد برای جذب هنرور استفاده می*کنند.



    وی ادامه می*دهد: در حالی که انتخاب بازیگر بر اساس استانداردهایی توسط کارگردان صورت می*گیرد نه توسط شرکت*ها و موسسات.

    فیلم و سریال*ها تنها ابزار برای جذب هنرور نیستند بلکه در این نوع آگهی*ها برای بازی در تئاتر، تیزر*های تبلیغاتی و همچنین فعالیت در عرصه*ی گویندگی نیز از علاقه*مندان به این حوزه*ها دعوت به همکاری می*شود.

    حال این سوال پیش می*آید که آیا افراد علاقه*مند به این حوزه*ها می*دانند که به بهانه بازی در سریال*های مناسبتی و یا کار کردن با کارگردان*ها و بازیگران نامی سینما و تلویزیون فقط نقش هنرور دارند و بس؟ و اینکه زمانی که وارد این موسسات می*شوند و متوجه می*شوند که نقش اصلی آنها چیست چه می*کنند؟ آیا اصلا کسی، از علاقه*مندان به بازیگری که وارد این موسسات می*شوند گرفته تا سازندگان فیلم و سریال*ها از سوء استفاده موسسات فیلم*سازی شکایت می*کنند؟

    گاهی او که
    جواب عاشقانه اش
    به همه ی "
    تو" ها، شماست
    و به همه ی دلتنگی ها،
    نظر لطف شماست
    بی احساس نیست
    دلش خسته است
    حرف نمی خواهد
    دوستت دارم های تایپ شده،
    دیگر دلش را نمی برد...

  12. #3236
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    فیلمهای اکران دوم بهار

    فیلم سینمایی «معراجی ها» در گروه سینمایی قدس از چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه جای خود را به فیلم سینمایی «متروپل» به کارگردانی مسعود کیمیایی می دهد.

    فیلم «معراجی ها» به کارگردانی مسعود ده نمکی در اکران نوروزی حضور داشت اما به علت کمک به گیشه سینما اکرانش از ۲ اسفند آغاز شد. معراجی ها در شهرستان ها بهتر از سینما*های تهران فروش داشت و بر اساس آخرین آمار، این فیلم فروشی نزدیک به ۵ میلیاردو ۵۰۰ میلیون تومان نصیب خود کرده است.

    بنا به تصمیم شورای صنفی نمایش، فیلم سینمایی «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، کف فروش بالایی دارد و با توجه به زمان زیاد فیلم و تعداد سانس های کم، نمایش آن در هفته آینده ادامه دارد. با این وجود فیلم سینمایی «اشباح» ساخته داریوش مهرجویی از چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه به سرگروهی سینما آزادی اکران خود را شروع می*کند.

    «طبقه حساس» ممکن است آخرین فیلم اکران نوروزی باشد که از گردونه فروش خارج می شود و سینماهای به سرگروهی سینما استقلال را در ۷ خرداد ماه به «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» تحویل دهد.

    با این تفاسیر اکران «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» سومین فیلم بلند سینمایی روح الله حجازی با اکران مسابقات جام جهانی در سینماها همزمان می شود. فیلمی که در جشنواره سی و دوم فیلم فجر با استقبال منتقدان و رسانه ها روبرو شده بود در یکی از پرریسک ترین فصلهای اکران، نمایش داده می*شود.

    اکران «زندگی جای دیگری است» ساخته منوچهرهادی از ۲۷ فروردین در سینماهایی به سرگروهی استقلال شروع شده است و همچنان ادامه دارد و «۵ ستاره» به کارگردانی مهشید افشارزاده از دیگر فیلمهای اکران دوم بهار است که از چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه به جای فیلم سینمایی «خط ویژه» به کارگردانی مصطفی کیایی در گروه سینمایی آفریقا اکران شده است.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  13. 1
  14. #3237
    zhoana
    مدير بخش عكس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    January 2011
    نوشته ها
    23,600
    11,345
    7,969

    پیش فرض


    روزهای پایانی رقابت نوروزی سینماها است. از میان فیلم های نوروز اکران فیلم سینمایی «با دیگران» به دلیل فروش کمتر از فیلم های دیگر بیشتر از دو هفته است که به پایان رسیده است.








    روزنامه هفت صبح:
    از میان فیلم های نوروز اکران فیلم سینمایی «با دیگران» به دلیل فروش کمتر از فیلم های دیگر بیشتر از دو هفته است که به پایان رسیده است. فیلم سینمایی «خط ویژه» که به انتخاب مردم بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر شد به کف فروش رسید و با خارج شدن از سینمای سرگروه، فیلم سینمایی «زندگی جای دیگری است» جایگزین آن شد و به اکران درآمد. «خط ویژه» تنها 100 میلیون تومان از کف فروش عقب بود! در اینصورت می توانست حداقل تا دو هفته دیگر در اکران باقی بماند.

    در این میان دو فیلم «معراجی ها» و «طبقه حساس» به رقابت تنگاتنگ خود ادامه می دهند. در حالی که فیلم کمال تبریزی تنها 60 میلیون تومان کمتر از «معراجی ها» فروخته است.

    در این میان فیلم «چ» آنطور که انتظار می رفت نتوانست فروش کند اما همچنان امیدوار است و به تبلیغات خود ادامه می دهد، تا آنجا که از روز سه شنبه تا جمعه کارکنان سینما آزادی که فروش بیشتری نسبت به باقی گیشه ها برای این فیلم داشته با تی شرت و کلاه مخصوص به فیلم «چ» در محل کار خود حاضر می شوند! به بهانه رسیدن به روزهای پایانی مهمترین فصل اکران سینماها گزارشی از چهار فیلم مطرح اکران نوروزی تهیه و دلایل فروش خوب و بد آنها را عنوان کردیم.

    معراجی ها

    فیلم سینمایی معراجی ها مانند فیلم های دیگر «مسعود ده نمکی» پرفروش ترین فیلم اکران نوروزی شد و باز هم مانند تمام سال هایی که ده نمکی فیلمی روی پرده داشته صاحبان بعضی از فیلم های دیگری که همزمان روی پرده رفته اند از وضعیت نابرابر تبلیغات گلایه کردند. البته فروش بالای فیلم «معراجی ها» تنها به دلیل تبلیغات بسیار آن نبود. این فیلم در اسفند سال گذشته زودتر از فیلم های دیگر به روی پرده رفت. هر چند مسعود ده نمکی هم از این شرایط اکران استقبال کرد اما این سینماداران بودند که به طور مکتوب از شورای اکران خواستند تا اکران «معراجی ها» را زودتر آغاز کنند.



    چرا فروخت

    تبلیغاتی که برای فیلم سینمایی «معراجی ها» صورت گرفت تنها به تبلیغات محیطی، بیلبوردهای خیابانی و پخش تیزر از تلویزیون محدود نبود. «علی سرتیپی» مدیر «فیلمیران» که پخش کننده این فیلم است تلاش بسیاری در جهت جذب مخاطب کرد. این فیلم تا امروز بیشتر از پنج میلیارد تومان فروش داشته که بیشتر آن مربوط به شهرستان ها بوده است.

    اواخر فروردین خبری منتشر شد مبنی بر اینکه به مناسبت ایام ولادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و با توجه به استقبال و فروش بسیار موفق فیلم سینمایی «معراجی ها» در گیشه این فیلم از اول تا 15 اردیبهشت به مدت 15 روز با بلیت نیم بها در تمامی سینماهای نمایش دهنده عرضه خواهد شد اما یک روز بعد خبر مخالفت وزارت ارشاد با طرح نیم بها شدن بلیت این فیلم آمد.

    ظاهرا سرتیپی اجازه اجرای این طرح را به طور شفاهی از شورای صنفی نمایش گرفته بود اما شورای نمایش به دلیل اینکه شاید طرح بلیت نیم بها از فروش مابقی فیلم ها در گیشه بکاهد جلوی این طرح را گرفتند. با این حال سرتیپی به خبرگزاری فارس گفت که در آینده به طور حتم این طرح را پیگیری و در شورای صنفی نمایش به ثبت خواهیم رساند. البته فروش بلیت نیم بها به شرکت ها و ارگان ها بر قوت خود باقی ماند.
    این مسئله منجر به اعتراضات بسیاری شد اما مسعود ده نمکی معتقد بود فیلم های دیگر هم اگر می توانند بلیت نیم بها بفروشند. او در گفتگویی که فروردین با او در همین روزنامه انجام دادیم درباره این موضوع گفت: «اگر قرار بود هر فیلمی که بلیت نصف قیمت به مردم می دهد پرمخاطب ترین شود فیلم های دیگر هم می شدند. مگر برای «جدایی نادر از سیمین»، «ورود آقایان ممنوع»، «دربند» و ده ها فیلم دیگر بلیت نیم بها پخش نشد؟ به نظر من برخی از فیلم ها اگر رایگان هم باشند مردم به دیدن آنها نمی روند. بالاخره فیلم یک بار تصادفا اینقدر می فروشد، یک بار پروپاگاندا باعث فروش آن می شود، هر دفعه که نمی شود با آوردن یک دلیل متفاوت استقبال از کارهای من را نقد کنید.»

    ماجرا به همین جا ختم نمی شود. علی سرتیپی اعلام کرده بود که برای خریداران بلیت های نصف قیمت مسابقه ای در نظر گرفته شده و در روز مبعث قرعه کشی انجام خواهد شد و به نفرات برتر پنج دستگاه خودروی سواری و دیگر جوایز اهدا می شود. قرار بود این قرعه کشی از صدا و سیما نیز به صورت مستقیم پخش شود اما با وجود لغو طرح بلیت نیم بها در گیشه ها هنوز معلوم نیست اهدای این جوایز هم لغو می شود یا نه.

    چ

    فیلم سینمایی «چ» از پیش تولید تا اکران با حواشی بسیار همراه بود. مدت زمان تولید بسیار طولانی و هزینه تولید هم بالا بود. البته فیلم «ابراهیم حاتمی کیا» به لحاظ ساختار قابل دفاع است و هزینه تولید آن را توجیه می کند. این فیلم در تهران از مرز فروش یک میلیارد و یکصد میلیون تومان گذشته و این هفته در شهرستان ها در 10 سالن تازه نیز اکران شده است. با احتساب اکران دانشگاهی فیلم، «چ» در شهرستان ها 800 میلیون تومان فروخته تا از مرز گیشه دو میلیارد تومان بگذرد. شاید این مقدار فروش برای یک فیلم سینمایی خوب باشد اما برای فیلمی مانند «چ» که با شش میلیارد تومان تولید شد بسیار کم است.



    چرا نفروخت

    فیلم سینمایی «چ» از زمان ساخت تاکنون حواشی بسیاری داشت. از اختلاف «فریبرز عرب نیا» بر سر مسائل مالی و کنار کشیدنش از پروژه «چ» زمان فیلمبرداری سکانس پایانی فیلم تا اعتراض فرزندان بعضی از شهدا به نحوه شخصیت پردازی شهیدان در این فیلم و همینطور اعتراضات بسیاری که کارگردان آن «ابراهیم حاتمی کیا» از مسئولان و مدیران داشت، شاید این مسائل و مطبوعاتی که به حواشی فیلم دامن زدند منجر به فاصله گرفتن مخاطب از آن شد.

    با اینحال «علی سرتیپی» که پخش کننده فیلم «معراجی ها» هم هست تمام تلاش خود را برای بازگشت سرمایه فیلم «چ» کرد. پخش کننده فیلم بسیاری از شهرهای کوچک که فاقد سینما بودند را برای نمایش آخرین فیلم ابراهیم حاتمی کیا و مسعود ده نمکی تجهیز کرد.

    فیلم های این کارگردانان در شهرستان های کوچک با دی وی دی و به صورت دیجیتال به نمایش درآمدند که اتفاقا مردم هم از آنها استقبال کردند. از طرفی «چ» تنها فیلمی بود که در روزهای تعطیل ایام فاطمیه در سینماهای کشور به نمایش درآمد.

    به هر حال «چ» هنوز به کف فروش نرسیده و تا زمانی که این اتفاق نیفتد روی پرده سینما باقی خواهد ماند. با وجود تعداد روزهای کمی که تا پایان اکران این فیلم باقی مانده، علی سرتیپی همچنان به تلاش خود در تبلیغات فیلم ادامه می دهد. این فیلم در سینما آزادی بیشتر از گیشه های دیگر فروش داشته است. طبق خبرهای منتشر شده این گیشه در هفته گذشته به تنهایی 30 میلیون تومان برای فیلم «چ» بلیت فروخته است. برای همین کارکنان این سینما از روز سه شنبه با تی شرت ها و کلاه های سفید با طرح چمران و همینطور لگوی فیلم «چ» با هدف تبلیغ این فیلم تا روز جمعه در محل کار خود حاضر می شوند.

    چرا باید می فروخت

    کیفیت ساختار فیلم سینمایی «چ» در سینمای ایران کم نظیر است. ابراهیم حاتمی کیا حساسیت بسیاری برای ساخت این فیلم به خرج داده است. طراح صحنه «چ» لوکیشن اصلی فیلم؛ شهر پاوه را با ظرافت تمام به طور کامل ساخته است. در واقع برای این فیلم خیابانی به طول 150 متر ساخته شده است. صحنه های جنگی فیلم به خصوص سکانس سقوط هلی کوپتر کاملا باورپذیر شده است.

    این سکانس از طراحی تا اجرا یک ماه و نیم زمان برده است؛ زمانی که می توان یک فیلم سینمایی کامل ساخت! «عباس بلوندی» که نامزد سیمرغ بهترین طراح صحنه و لباس جشنواره فجر شده بود، درباره ساخت دکور به خبرگزاری مهر گفت: «این صحنه ها و لوکیشن های دیگر فیلم آنقدر طبیعی از کار درآمد که حتی هنرورانی که از خود شهر پاوه برای فیلمبرداری به کرمانشاه آمده بودند باور نمی کردند که شهری که ما ساخته ایم شهر پاوه واقعی نیست و دکور است.»

    طبقه حساس

    در میان فیلم های اکران نوروز فیلم سینمایی «طبقه حساس» جدی ترین رقیب «معراجی ها» بود. «طبقه حساس» با اختلاف 60 میلیون تومان در جایگاه دوم فروش اکران نوروز نشسته است اما این آمار در تهران برعکس است. اواسط فروردین میزان فروش فیلم «طبقه حساس» به کارگردانی کمال تبریزی در سینماهای تهران از فیلم معراجی ها بالاتر رفت. این اتفاق در حالی افتاد که تا آن زمان از «طبقه حساس» هنوز هیچ تیزری در تلویزیون پخش نشده بود. این فیلم حدود سه میلیارد تومان تنها در تهران فروخته است.



    چرا فروخت

    اکران فیلم سینمایی «طبقه حساس» با سینماهای محدودی در شهرستان شروع شد ولی مدتی بعد از اکران به تعداد سینماهای آن در شهرستان اضافه شد و طبیعتا آمار فروش آن هم بالاتر رفت. این فیلم آنقدر مورد استقبال قرار گرفت که مانند رقیب خود «معراجی ها» مدت طولانی به سانس فوق العاده رسید.

    پخش نشدن تیزر طبقه حساس می تواند یکی از نکاتی باشد که منجر به کمتر دیده شدن فیلم شد اما کمال تبریزی، کارگردان فیلم عقیده ای کاملا متضاد با این نظریه دارد. او در گفتگویی که اواخر فروردین با روزنامه شرق انجام داد این اتفاق را به نفع فیلم دانست و گفت: «معتقدم علت اصلی فروش فیلم، ابتدا خود فیلم و جذابیت آن برای مخاطب است. هرگونه تبلیغی در مرحله بعد قرار می گیرد و شاهدش هم «طبقه حساس» است که بدون تیزر تلویزیونی شکر خدا فعلا در صدر فروش سینماهاست!

    اما من نظریه دیگری هم دارم که به شدت به آن معتقدم و آن اینکه اتفاقا وقتی مردم می فهمند که تیزر فیلمی از تلویزیون پخش نمی شود برای دیدن آن انگیزه پیدا می کنند! بنابراین پیشنهادم به همان صاحبان فیلم ها این است که در تبلیغات میدانی و سینماها این نکته مهم را قید کنند به اینصورت که آهای مردم بدانید و آگاه باشید که پخش تیزر این فیلم از تلویزیون ممنوع است! بعد ببینید چقدر فروش در گیشه صعود می کند.»

    اما بیش از هر چیز همکاری مشترک «پیمان قاسم خانی» و «کمال تبریزی» بعد از گذشت سال ها از پروژه موفق «مارمولک» مردم را برای تماشای این فیلم به سینما کشاند. از طرفی کمال تبریزی به واسطه بلاتکلیف ماند و توقیف دو فیلمش به نام های «پاداش» و «خیابان های آرام» شش سال از سینما دور مانده بود. همین مسئله باعث شد طرفداران آثار او برای دیدن آخرین اثرش به سینما هجوم آورند.

    با همه دلایل جانبی که برای فروش فیلم وجود دارد، نمی توان از ایده «طبقه حساس» گذشت. ایده ای که حتی داستان یک خطی آن هر کسی را به خنده وا می دارد. فیلم سینمایی طبقه حساس داستان قبری است که اشتباها به فروش رسیده و غیرت شخصیت اصلی داستان با بازی «رضا عطاران» را برانگیخته است.

    ماجرا از این قرار است که همسر این شخص فوت می کند و مدتی بعد از دفن او، مرد غریبه ای در طبقه بالایی قبر او دفن می شود! این شوخی با مفهوم غیرت البته اعتراض هایی را نیز به همراه داشته است. البته نمی توان محبوبیت «رضا عطاران» را فراموش کرد. او در هر فیلم و سریالی حضور داشته باشد با طنازی خود، آن را تبدیل به یکی از پربیننده ترین ها می کند. او برای بازی در این فیلم توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را هم از جشنواره فجر دریافت کند.

    خط ویژه

    از آنجا که فیلم سینمایی خط ویژه سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مردمی را از سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر دریافت کرده بود انتظار می رفت فروش بیشتری داشته باشد اما این فیلم به دلیل رسیدن به کف فروش، روز گذشته با فروش کلی 920 میلیون تومان از سینمای سرگروه خارج شد. بنابراین سینماهای نمایش دهنده این فیلم کمتر از نصف شدند. این در حالی است که 950 میلیون تومان هزینه تولید «خط ویژه» شده است.



    چرا نفروخت

    فیلم سینمایی «خط ویژه» در روزهای اول اکران، فروش خوبی داشت اما نتوانست روند فروش را حفظ کند. مصطفی کیایی کارگردان فیلم دلیل آن را شرایط نابرابر اکران می داند. او بارها با خبرگزاری ها و روزنامه ها مصاحبه کرد و اعتراض خود را نسبت به شرایط اکران بیان کرد.

    در هر صورت «خط ویژه» نتوانست همپای فیلم های دیگر اکران نوروزی پیش رود و برای آنها رقیب جدی به حساب بیاید. کارگردان فیلم تصمیم گیری های دولت برای اکران فیلم ها را دلیل این نابرابری می داند. او به خبرگزاری مهر گفت: «وقتی دولت تصمیم می گیرد که فیلم ها در چه زمانی اکران شوند باید شرایط یکسانی هم برای نمایش فیلم ها فراهم کند؛ نه اینکه شرایط خاص و آگهی های تلویزیونی که در فروش تاثیر دارند به سمت یکسری از فیلم های خاص بروند و یکسری از فیلم ها از هیچ کدام از امکانات یادشده بهره مند نباشند.»

    به عقیده کیایی، «خط ویژه» قربانی موضوع اصلی فیلم شد! فیلم درباره ناعدالتی میان طبقات اجتماعی است و ظاهرا این ناعدالتی گریبان خودش را هم گرفت. یکی از مسائلی که باعث گلایه کیایی از وضعیت اکران شده، فروش بلیت به ارگان ها و شرکت ها است.

    ظاهرا برای اکران خط ویژه با سینمای یکی از شهرستان ها قرارداد بسته بودند و حتی در سینما هم آماده شده بود که یکدفعه سینمادار قرارداد را لغو می کند! کیایی ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «یکی از ارگان های مهم شهر تعداد 10 هزار بلیت برای یک فیلم خاص خرید. سینمادار ترجیح داد تا آن فیلم را اکران کند. این اتفاق خیلی خوب است اما اگر سیستم درست باشد، به کارمندان خود می گوید که شما آزاد هستید از پنج فیلم در حال اکران یک فیلم را انتخاب کنید و بروید ببینید. در چنین شرایطی می توان نام فرهنگ سازی برای سینما رفتن را برای آن در نظر گرفت. اما زمانی که تنها برای یک فیلم سینمایی بلیت می خرند، یعنی آن فیلم از سوی ارگان های سفارش شده است.»

    چرا باید می فروخت

    فیلم سینمایی «خط ویژه» از آن دست فیلم هایی است که در عین سرگرم کننده بودن، نابرابری های اجتماعی را هم نقد می کند. ایده فیلم جسورانه است و کیایی در آن با زبانی انتقادی و غیرشعاری تصویری از برخی کاستی های جامعه ارائه می دهد. «خط ویژه» یک فیلم پرکاراکتر است که شخصیت پردازی در آن به درستی شکل گرفته و بدون آنکه نقش اول و دومی وجود داشته باشد تمام کاراکترها خط اصلی داستان را پیش می برند.

    داستان فیلم روایت مقطعی از زندگی چند جوان با بازی مصطفی زمانی، هانیه توسلی، هومن سیدی، میترا حجار و محسن کیایی، میلاد کی مرام و پریناز ایزدیار است که 10 میلیارد پول می دزدند و دردسرهایی برایشان به وجود می آید. سام قریبیان بازیگر مقابل آنها است که در پی پس گرفتن پول ها آنها را تعقیب می کند.



    نسل ما اینگونه بود
    نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود رفیق رو کنار خود احساس نکرد

    نسلی که یواشکی بوسید یواشکی نوشید

    یواشکی خندید یواشکی حرف زد

    یواشکی فکر کرد یواشکی اعتراض کرد

    یواشکی گریه کرد یواشکی آرزو کرد

    یواشکی دعا کرد یواشکی درد و دل کرد

    یواشکی انتخاب کرد یواشکی عاشق شد

    و یواشکی.........

    شکست خورد


    +++++

    ★ قوانین جدید بخش عکس و آموزش ★

  15. #3238
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    حاتمی به کن 2014 رسید


    لیلا حاتمی بازیگر ایرانی و یکی از داوران جشنواره سینمایی کن دقایقی پیش و چند ساعت پیش از شروع این جشنواره، وارد کن شد.

    یلا حاتمی که امسال یکی از داوران بخش رقابتی جشنواره سینمایی کن است در هتل مارتینز کن اقامت خواهد داشت.

    او به عنوان یکی از داوران، بخش رقابتی شصت و هفتمین جشنواره کن را داوری می کند.



    حاتمی در حالی وارد هتل محل اقامتش شد که جین کمپیون ریس نیوزیلندی گروه داوران جشنواره کن و دیگر اعضای گروه داوری، پیش از او در هتل حضور داشتند.

    در کنار لیلا حاتمی بازیگر ایرانی، سوفیا کاپولا کارگردان و ویلم دفو بازیگر آمریکایی، کارول بوکت بازیگر فرانسوی، دویون جون بازیگر کره جنوبی، گائل گارسیا برنال بازیگر مکزیکی، ژانگکه جیا کارگردان چینی، و نیکلاس ویندینگ رفن کارگردان دانمارکی دیگر اعضای گروه داوری امسال را تشکیل می*دهند.

    لیلا حاتمی که در مراسم پایانی شصت و پنجمین دوره جشنواره کن جایزه بهترین فیلم آن دوره را به ماتئه گارونه به خاطر فیلم «واقعیت» اهدا کرد، حضوری مستمر در جشنواره*های خارجی داشته است.

    این در حالی است که امسال عباس کیارستمی فیلمساز مشهور ایرانی به عنوان رییس گروه داوران بخش سینه فونداسیون این دوره از جشنواره کن انتخاب شده است.

    جشنواره کن از امشب کلید می خورد و تا 25 ماه می به کار خود ادامه می دهد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  16. #3239
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    سینمایی جدید کیمیایی

    متروپل» به کارگردانی مسعود کیمیایی، «دو لیتر در دو لیتر صلح» به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ و کنسرت «شب خاطره ها» و تماشای سریال «راه شیری» پیشنهاد ما برای این هفته شما است.

    گروه فرهنگ و هنر طبق روال هر هفته، این بار نیز بسته پیشنهاد فرهنگی خود را برای سپری کردن آخر هفته شاد و فرهنگی به شما تقدیم می کند.



    مخاطبان سینمای ایران 2 دسته اند، یا طرفدار سینمای کیمیایی هستند یا نه! اگر سینمای کیمیایی و خالق «قیصر» را دنبال می کنید، باید بدانید که مسعود کیمیایی از این هفته جدیدترین فیلم سینمایی خود با نام «متروپل» را در سینماهای تهران اکران می کند. این فیلم سینمایی در سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور داشت، اما نتوانست چندان مورد استقبال منتقدان سینما قرار گیرد، اما بی شک سینمای کیمیایی معمولا در گیشه مورد استقبال عموم قرار می گیرد.

    هرچند منتقدان واکنش مناسبی نسبت به نمایش این فیلم نداشتند اما کیمیایی در پاسخ به این واکنش ها گفت: عده* ای نتوانستند فیلم بسازند که من نام آن*ها را می*توانم بگویم، *حالا شدند منتقد! یکی از این افراد چند سال است که نمی*تواند فیلمنامه *ای را که دارد، بسازد. مگر آن به* اصطلاح منتقد کیست که او باید بگوید فیلمت باید اینطوری باشد و منِ فیلمساز بگویم چشم. در همین سالن سینما عده*ای در تاریکی به من می*گویند چه بکن. درحالی که جایگاه من در روشنایی مشخص است و من در روشنایی ایستاده*ام... کسانی که این فیلم را همراه با لکنت می* دانند با سینما کار ندارند و به* دنبال حواشی*اند.

    فرض کنید افرادی در نمایشگاه کتاب، غرفه*های «کافکا» و «همینگوی» را شلوغ کنند. قطعا این شلوغی تاثیری بر نوشته*های آنها ندارد. بعضی*ها هستند که در سینما دست می*زنند و توهین می*کنند، *اما برای سینما چه کرده*اند؟ *متاسفانه ما چه بی*باک تقلب می*کنیم. متقلب از تقلب هراس ندارد. با این حال بهتر است حرف نزنم. چون به قول مولوی؛ خموش باش، خموش باش.

    «متروپل» داستان دو جوان است که یک شب در باشگاه بیلیارد با زنی روبرو می شوند و در دو راهی تصمیم قرار می گیرند...

    در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون مهناز افشار، محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی، تینا پاکروان، شقایق فراهانی، ساعد سهیلی، سحر دولتشاهی، یوسف مرادیان و میلاد کیمرام حضور دارند. متن این فیلمنامه توسط عبدالرضا منزجی و مسعود کیمیایی نوشته شده است.



    «دو لیتر در دو لیتر صلح» به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ در تالار شمس واقع در منطقه اقدسیه هر روز از ساعت 20:30 تا پنجم خرداد ماه به روی صحنه می رود. این نمایش برنده جایزه بهترین نمایشنامه و آهنگسازی و کاندیدای بهترین کارگردانی در بخش بین*الملل سی*امین جشنواره بین*المللی تئاتر فجر شد. در این نمایش بازیگرانی چون فرزین صابونی، سهیلا صالحی، رامین سیار دشتی، الهام کردا حضور دارند و علاوه بر بازیگران بهرام شاه محمدلو و راضیه برومند گویندگی متن*ها را بر عهده دارند.

    حمیدرضا آذرنگ، کارگردان این نمایش در یادداشتی نوشته است: دو لیتر در دو لیتر صلح» ادامه *ای است بر نمایشنامه «دو متر در دو متر جنگ» که به شرایط پس از جنگ که در اکثر موارد صلح نام می *گیرد، می *پردازد. درقالب فانتزی موحشی تمام تلاشم آن بود تا هرچه که می* توانم از تلخی *اش بکاهم تا شاید آینه *ای که در مقابل چشمان شماست دردهایتان را یادآور نباشد. آنچه می*دانم در نهایت آنکه هرچه می *دوم کمتر می*رسم.

    اما علاوه بر این نمایش، تئاتر دوستان می توانند از جشنواره تئاتر دانشگاهی نیز دیدن کنند، هفدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران 20 تا 27 اردیبهشت ماه در تهران به دبیری سیاوش قائدی برگزار می شود. علاقمندان می توانند آخر هفته به تماشای نمایشهای این جشنواره در کارگاه نمایش تئاتر شهر، سالن استاد انتظامی و فضای باز خانه هنرمندان، سالن کوچک تالار مولوی، سالن های استاد ناظرزاده کرمانی و استاد صمیم مفخم دانشگاه تهران، سالن استاد خورشیدی دانشکده هنر و تالار هنر بنشینند.



    اما موسیقی دوستان و کسانی که می خواهند آخر این هفته شنیدن طنین موسیقی دلنشینی را تجربه کنند، پیشنهاد می دهیم که به تماشای کنسرت موسیقی «شب خاطره ها» با اجرای ارکستر «سی ساز» به رهبری پوریا نظری نسب بنشینند. رهبری گروه کر این کنسرت را وارکان ساهاکیان برعهده داشته و روز جمعه 26 اردیبهشت ماه در دو سانس 18 و 21:30 در سالن مرکز همایش های برج میلاد اجرا می شود.

    البته کسانی هم که می خواهند این روزها تماشاگر سریال های ایرانی باشند، می توانند سریال تلویزیونی «راه شیری» به تهیه کنندگی رامین عباس زاده را تماشا کنند.

    این مجموعه اپیزودیک با حضور کارگردان*هایی مثل سامان مقدم، ایرج کریمی، عبدالحسن برزیده و مونا زندی مراحل تولید را پشت سر گذاشته است. اولین قسمت «راه شیری» با اپیزود «پسر» ساخته سامان مقدم آغاز شده و در ادامه اپیزودهای «خلسه»، «خط رو خط» و «تحقیر» به کارگردانی حسن برزیده، مونا زندی و ایرج کریمی پخش خواهند شد.



    امید سهرابی، حسن محمودی و بهزاد مرتضوی به سرپرستی احمد رفیع*زاده فیلمنامه این سریال را با دستمایه قرار دادن معضلات اجتماعی مانند بیکاری، مهاجرت، اعتیاد، زنان بی*سرپرست و طلاق نوشته*اند.

    فیلمنامه اپیزود «پسر» را امید سهرابی نوشته و همایون ارشادی، آهو خردمند، سیدمهرداد ضیایی، سپیده اعلایی، محسن قاضی*مرادی و کیوان ساکت*اف در آن ایفای نقش می*کنند.

    در این اپیزود، همایون ارشادی نقش پدر را بازی می*کند و نقش مادر نیز بر عهده سپیده اعلایی گذاشته شده است. «پسر» قصه زندگی جوانی را روایت می*کند که از کانون اصلاح و تربیت مرخص می*شود و به دنبال هویت گمشده*اش است.

    این مجموعه نمایشی از شنبه تا پنجشنبه ساعت 21:30 پخش و ساعت ۲ بامداد روز بعد بازپخش می*شود.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  17. #3240
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    قاسم خانی از ناگفته ها میگوید

    پیمان قاسم*خانی ثابت کرده که استاد شوخی*های خاص است؛ چه آن*وقتی که «مارمولک» را نوشت، چه زمانی که با «سن*پترزبورگ» در فیلمنامه*نویسی و بازیگری درخشید و چه وقتی که یک فوتبالیست مشهور را در مجموعه «پژمان» سوژه کرد و مردم را مدتی پای داستانش میخکوب.

    پیمان قاسم*خانی می*گوید«اگر با افرادی مثل همایون شجریان که آرام و سر به زیر به نظر می*رسند فوتبال بازی کنید، کلا تصورات*تان له می*شود!» این هنرمند را همچنین باید از آن مردهای با جرأتی دانست که اصلا از همسرش نمی*ترسد چون به جرات و البته با خنده می*گوید؛ در فیلم اولی که می*خواهد کارگردانی کند، ریسک حضور بهاره رهنما را نمی*پذیرد!

    به نظر او دنیای مردان از زنان جذاب*تر است و برای توضیح این عبارتش هم لذت فوتبال بازی* کردن را مثال می*زند. صحبت از بهاره رهنما به عنوان یک همسر و بازیگر شناخته*شده، شایعه اختلاف با مهران مدیری، اعتقاد به گفتمان با مسعود ده*نمکی، علاقه*اش برای بازی حمید فرخ*نژاد در سینمایی «پژمان» و... از بخش*های دیگر این گفت*وگو است.



    حالا قاسم*خانی در آستانه پنجاه سالگی، سراغ یک سوژه جذاب دیگر رفته است؛ سوژه*ای که دو سالِ تمام با ادعای «ملتهب بودن» در راهروهای وزارت ارشاد سرگردان بود و یک روز باید اسم مرده*هایش عوض می*شد و روز دیگر جای زن و مَردش در قبر!

    سراغ فیلمنامه*نویس «طبقه حساس» رفتیم که این روز*ها با درخشش رضا عطاران فروشی میلیاردی دارد. قاسم*خانی در این گفت*وگو درباره موضوعات مختلفی از جمله ممیزی*های جالب و بعضا طنزگونه فیلم، تفاوت آن با «مارمولک»، مظلوم*بودن خانم*ها در «طبقه حساس» و... صحبت کرد که خلاصه*ای از آن را در زیر می*خوانید:

    بحث ساخت فیلمی با نام «قبر دوطبقه» که بعد به «طبقه حساس» تغییر پیدا کرد،دو سالی بود که مطرح می*شد. در این مدت بارها از مدیران قبلی موضوع را پیگیری کردیم و آن*ها هم خط قرمز و نیاز فیلمنامه به بازنویسی را دلیل صادر نشدن پروانه ساخت این فیلم عنوان می*کردند، چون معتقد بودند کلا موضوع فیلمنامه ملتهب است. چه شد که بالاخره این فیلم ساخته شد؟

    اول بگویم که اگر از همان روز اول خیلی رُک می*گفتند مشکل چیست، یک سال در راهروهای وزارت ارشاد این طرف و آن طرف نمی*رفتیم. اصل ماجرایی هم که با آن مشکل داشتند همین دو جسد خانم و آقای داستان بود که روی هم دفن شده بودند.

    البته مدیران قبلی اداره نظارت هم تلاش*هایی کردند تا با تغییر دیالوگ یا سکانس به نتیجه مطلوب برسند، اما هر چه تغییراتِ مورد نظرشان اعمال می*شد باز هم می*دیدند مشکل هم*چنان وجود دارد. حتی آخرین چیزی که از ما خواستند این بود که اگر جای دو جسد در آن قبر دو طبقه عوض شود، یعنی مرد زیر دفن شود و زن در قسمت بالایی، مشکل حل می*شود که دیگر کار به آنجا نرسید.

    یعنی چه؟!پس از این همه رفت و آمد براساس چه استدلالی موضوع تغییر جای جسدها را مطرح کردند؟

    این همان مفهوم اروتیکی است که دوستان می*گفتند این دو جسد تداعی می*کند و در واقع مشکل آن*ها همان نکته*ای بود که در ذهن بیمار آقای کمالی (با بازی رضا عطاران) هم می*گذرد.

    ببینید! گویا این دوستان مقداری با آقای کمالی ما موافق بودند که نباید جسد همسرش زیر جسد دیگری دفن می*شد، هرچند این کار سهوا انجام شده بود، اما با این حال و با همه احترامی که برای این دوستان قائل هستم، مجبور به بیان همان توضیحاتی بودیم که در فیلم به کمالی داده می*شد که «بابا این*ها جسد*ند، مرده*اند...»(خنده). البته این را هم اضافه کنم که خیلی معتقد نیستم اگر جای اجساد جابجا می*شد مشکل آن*ها با فیلمنامه حل می*شد.

    پس در دوره قبل نتوانستید مجوز ساخت بگیرید؟

    چرا در همان روزهای آخر به دلیل اینکه خیلی در رفت و آمد بودیم لطف کردند و مجوز دادند.

    یعنی فیلمی که الان روی پرده سینماهاست، نسبت به نسخه اولیه فیلمنامه زیاد تغییر کرده است؟

    نه، تغییرات کمی دارد، مثلا در سکانسی که مربوط به بازی محمدرضا فروتن می*شود، *او نقش رئیس دفتر مرجع تقلید آقای کمالی (با بازی رضا عطاران)* را داشت که کمالی برای استفتاء پیش او می*رود، اما بعد از گرفتن جواب صحیح و شرعی طوری عصبانی می*شود که می*خواهد مرجع تقلیدش را عوض کند! این یکی از بخش*هایی بود که گفتند حساسیت*زاست و آن را تغییر دادیم،* اما اینکه اتفاق و تغییربزرگی در فیلمنامه رخ داده باشد، پیش نیامد.

    همین مثالی که زدید کمی عجیب است چون اتفاقا نقش روحانی «طبقه حساس» که محمدرضا فروتن آن را بازی می*کند، خیلی منطقی و درست است.


    بله. درواقع بیننده نگاه درست به داستان فیلم را از نگاه روحانی می*بیند و اگر مانیفستی در «طبقه حساس» باشد همان حرف*های روحانی فیلم است.

    پس می*شود گفت که انگار کلا اصل موضوع از طرف دوستان درست درک نمی*شد.

    چرا درست درک می*شد، ولی این نگاه در تصمیم*گیری*شان دخیل بود که ما بالغ هستیم و تماشاگر خیلی نمی*تواند تصمیم درستی بگیرد و گرنه مفهوم فیلم که درباره یک تعصب بیمارگونه حرف می*زند کاملا روشن است. در کل دوستان فکر می*کردند این وسط در داستان ما چیزهایی هست که ممکن است خطرناک باشد.

    خوب اگر خطرناک باشد چه می*شود؟ مثلا مخاطب شعور فهمیدن این خطر را ندارد؟

    این را باید از آن*ها پرسید، چون سوال ما هم هست. در سینما یا تلویزیون فیلم*های زیادی بودند که چنین بحث*هایی برایشان مطرح می*شد، اما بعد پخش شدند و هیچ اتفاقی نیفتاد و نگاه مردم هم عوض نشد. مسئله اساسی در این*باره این است که ما یک نگاه رسمی داریم که نماینده*اش همین آدم*ها و خانواده*هایی هستند که در فیلم*ها و سریال*های تلویزیون می*بینیم؛ یعنی آدم*هایی که خیلی مودب هستند و نشان می*دهند همه چیز گل و بلبل است، اما یک بخش دیگری هم هست که مردم عادی*اند و کیلومترها با آنچه در تلویزیون می*بینیم فاصله دارند.



    آن*هایی که به یک شوخی در فیلمی واکنش نشان می*دهند و فریاد «وا اسلاما» سر می*دهند و می*گویند بیچاره شدیم و اخلاق نابود شد و این حرف*ها، یا در جامعه و خیابان نیستند یا اینکه کلا دروغ می*گویند. چون مثلا همه می*دانیم جوک*های محبوب مردم ما به نوعی جوک*های رکیک است

    یک دلیلی که احتمالا در عدم صدور مجوز دخیل بود و اتفاقا آن را با یکی از مدیران قبلی سازمان سینمایی هم مطرح کردم، این بود که به نظر می*رسد آن*ها از همکاری دوباره کمال تبریزی و پیمان قاسم*خانی واهمه دارند؛ آن هم به دلیل تجربه*ای که سر فیلم «مارمولک»پیش آمد.

    واقعیت هم همین است، چون معمولا روی اسم*ها بیشتر قضاوت می شود تا روی خودِ کار.

    البته پیش*داوری*ها هم از نویسنده و کارگردان «طبقه حساس» که «مارمولک» را ساخته بودند،*این بود که یک «مارمولک 2» در دست تولید داشته باشند که علاوه بر نگاه نقادانه، یک اتفاق نو هم باشد. ولی در نهایت «طبقه حساس» این*طور نشد.

    بله همین طور است. البته معتقدم* آن نگاه نو، دقیقا «طبقه حساس» است نه «مارمولک». «مارمولک» فیلم خوب و بانمکی است، اما در «طبقه حساس» نمی*خواستیم به این سمت*و سو برویم. شاید اینکه مردم از «طبقه حساس» انتظار یک کمدی خیلی خنده*دار داشته باشند، برآورده نشود، چون این فیلم یک کمدی سیاه است و مهم*ترین نکته آن برای من تغییر لحن فیلم بود که از یک کمدی به یک فیلم جنون*آمیز، دیوانه و سیاه می*چرخد.

    در «طبقه حساس» شخصیت اصلی فیلم سالم نیست و به تبع آن فیلم دیوانه*وار و جدی* جلو می*رود. بنابراین اگر با این دید به سینما برویم که یک فیلم سراسر کمدی با بازی رضا عطاران تماشا کنیم، انتظارمان برآورده نمی*شود.

    برخی تابو*ها یا خط قرمزها در سینما سلیقه*ای هستند. چقدر تابوشکنی یا رفتن به سمت خط قرمزهای سلیقه*ای،دغدغه شماست؟ چون خیلی*ها می*ترسند حتی به خط قرمزها نزدیک شوند، در صورتی که می*شود به راحتی روی آن*ها راه رفت و به نظر می*رسد شما و کمال تبریزی خیلی خوب بلدید روی این خط قرمزها راه بروید به طوری که نلغزید و موجب اعتراضات خاص هم نشوید.

    درست است اما هرچه*قدر هم در راه رفتن روی خط قرمزها مهارت داشته باشید، چون حدود این خطوط تعریف مشخصی ندارند، می*توانید به راحتی پایین بیفتید، مثل «مارمولک» که توقیف شد.

    اما اینکه می*گویید تابوشکنی یا حرکت روی خط قرمز*های سلیقه*ای چقدر دغدغه*ماست، باید بگویم برای اینکه دنبال موضوعات تابو باشیم، نیت خاصی نیست. این* موضوعات چیزهایی هستند که در اطراف*مان می*بینیم و فکر می*کنیم باید درباره آن*ها حرف زده شود. حال ممکن است خط قرمز باشد یا نباشد. به هر حال جامعه* ما نیاز دارد که دوباره به خودش و ارزش*هایش نگاه کند، چون گرفتاری*های زیادی داریم که باید درباره*شان صحبت کنیم.

    در کارهای شما دو اِلمانِ خیلی مشخص وجود دارد،یکی طنز یا همان کمدی سیاه که گفتید و یکی هم انتقاد؛ مخصوصا انتقاد سیاسی و اجتماعی. در طول این سال*ها و به ویژه در مقایسه با «مارمولک»، روند کارتان را چطور ارزیابی می*کنید؟ این جنس کمدی و انتقاد قرار است بیشتر شود یا به دنبال تغییر رویه هستید؟

    هیچ کدام از اتفاقاتی که تا به حال پیش آمده، خیلی مطابق با برنامه*ریزی نبوده که بگویم حالا از اینجا به بعد اتفاق دیگری می*افتد. در واقع خودِ موضوعات هستند که مرا به سمت مسیری می*برند. آنچه دیده می*شود نوع نگاه من و شاید هم شیوه اعتراض من است، چون همیشه در خودم نسبت به خیلی چیزها منتقدم؛* مثلا در همین «طبقه حساس»انتقادم به نوع تعصبی است که گاهی نسبت به زنان وجود دارد، البته فقط به آن گروه از زن*هایی که مظلوم واقع شده*اند و نه همه آن*ها، چون زن*هایی هم هستند که اصلا مظلوم نیستند.(خنده)

    گفتید که نسبت به برخی رفتارها در برابر زنان انتقاد دارید، اما به نظرم در متن*هایی که می*نویسید خانم*ها کمتر دیده می*شوند و خیلی پررنگ نیستند. کلا فکر کنم نگاه*تان مردسالارانه است!

    نه به خاطر مردسالاری نیست. همان*طور که خانم میلانی دوست دارد درباره زن*ها فیلم بسازد چون خودش زن است، برای من هم راحت*تر است که برای مردها بنویسم، چون آن*ها را بهتر می*شناسم. ضمن اینکه کمدی نوشتن برای آقایان راحت*تر است.

    چرا؟

    بالاخره برای خانم*ها مشکلات ممیزی وجود دارد و آن*قدر که مردها را می*توان جلف کرد،نمی*شود با خانم*ها شوخی کرد! شوخی نوشتن برای زن*ها خیلی راحت نیست، مخصوصا وقتی بدانیم در تلویزیون خانم*ها حتی اجازه خوردن خیار یا هویج را هم ندارند!

    اما در کل طبیعی است که من شناخت بیشتری روی آقایان دارم و طبیعتا دنیای مردانه و رابطه بین مردها را که گاهی نوعی خشونت ذاتی در آن است را هم دوست دارم. به عنوان مثال چیزی که در سریال «پژمان» خیلی دوست داشتم،* خشونت ذاتی*ای بود که در رفتار فوتبالیست*ها وجود دارد. یعنی گاهی طوری همدیگر را می*زنند که طرف له می*شود اما بعد بلند می*شوند و انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است ولی خوب خانم*ها این طور نیستند دیگر. البته به نظرم کلا مردها جذاب*ترند(خنده).

    بله! اما نگاه*تان در نقش زن «طبقه حساس» که همسرتان (بهاره رهنما) آن را بازی می*کند، یک نوع نگاه همراه با ترحم است. انگار که می*خواهید بگویید «ای این بنده خدا چقدر مظلوم است در مقابل آن کمالیِ فلان فلان شده!»

    این نگاه کلی*ام نیست. نقش همه* زن*هایی که می*نویسم مظلوم نیستند.نمونه آن را هم می*توانید در نقشی که برای «بهار» در سریال «پژمان» نوشته بودم ببینید که یک زن کاملا غیرمظلوم است.

    درباره نقش خانم رهنما در «طبقه حساس» چه؟ زیادی مظلوم*نما نیست؟

    به نظرم نه. کلا در نسل*های گذشته و حتی شاید در زمان فعلی، زن*هایی از جنس همین همسر آقای کمالی در «طبقه حساس»(با بازی پانته*آ بهرام) بوده*اند،یعنی با مردانی زندگی می*کردند که عشق برایشان تعریف شده نیست. این* نوع مردها در یک سن و سالی ازدواج می*کنند و این غم*انگیز است که مفهومی مانند عشق را در زندگی تجربه نکرده*اند، به همین دلیل هم فکر می*کردم «طبقه حساس» می*تواند یک داستان عاشقانه غیرمتعارف باشد آن هم درباره دو نفر که یکی از آن*ها اصلا به عشق اعتقاد ندارد و نفر دوم هم مرده است.

    فکر می*کنید آن عاشقانه غیرمتعارفی که می*خواستید کاملا در فیلم قابل درک است؟

    فکر می*کنم دراین*باره چیزهایی هست که در فیلم مفهوم نشده و من و آقای تبریزی هم پیش از ساخت فیلم درباره آن*ها بحث*می*کردیم. ماجرا از این قرار است که کمالی «طبقه حساس» به زنش عادت کرده و نمی*خواهد پیش خودش اعتراف کند که علاقه*ای بیش از حد متعارف به زنش دارد. چنین آدم*هایی وقتی به مهمانی می*روند، حرف زدن با همسرشان یا تعریف کردن از او را خوب نمی*دانند در حالی که فکر می*کنند می*توانند به زن*شان کنایه بزنند.

    آقای کمالیِ «طبقه حساس» هم در طول داستان مرتب تلاش می*کند عشق خود را تکذیب کند تا در نهایت می*فهمد که دلتنگی*اش برای همسرش است نه مثلا برای دستپخت او. آقای تبریزی معتقد بود که برای این هدف،باید یکسری نشانه*گذاری در فیلم داشته باشیم ولی من مخالفت کردم و می*خواستم کمالی تا لحظه آخر حاشا کند و با خودش بجنگد، یعنی فکر می*کردم ضرب داستان به این شکل بیشتر خواهد بود.



    کاراکتر «کمالی» را از اول برای رضا عطاران نوشتید؟

    نه،براساس شخصیت پرویز پرستویی نوشتم. اولین باری که سیروس همتی طرحش را برایم گفت، آقای پرستویی هم آنجا بود ولی ساخت فیلم و شروع کار آنقدر طول کشید که ایشان سر فیلم دیگری مشغول بازی شد.

    اگر پرویز پرستویی بود احتمالا فیلم خیلی جدی*تر می*شد؟چون او طنز رضا عطاران را ندارد.

    بله همین*طور است. البته مطمئن نیستم که این اتفاق برای فیلم بد بود. با پرویز پرستویی، فیلم لحن و فضای متفاوتی با «طیقه حساس» فعلی پیدا می*کرد.

    به نظر می*رسد حضور رضا عطاران در «طبقه حساس»باعث می*شود که همه به امید دیدن یک کمدی تمام عیار به سینما بروند، درحالی که می*گویید هدف فیلم از ابتدا این نوع کمدی نبوده و شاید به همین دلیل عده*ای احساس می*کنند فیلم آنطور که می*خواهند نیست.

    دقیقا. الان افرادی که از «طبقه حساس»انتظار یک فیلم کمدی دارند، احساس می*کنند که این فیلم در نیمه دوم از نفس افتاده در حالی که اصلا این طور نیست و هدف ما ساخت یک فیلم سراسر کمدی و شوخی نبود. انتظار پیش آمده هم شاید به خاطر حضور رضا در فیلم است، چون او آنقدر بانمک و کمدین است که مردم انتظار دیگری از حضورش در یک فیلم دارند؛به همین دلیل است که می*گویم شاید اگر پرویز پرستویی که طنز خاص رضا عطاران را ندارد، نقش اصلی را بازی می*کرد، چنین انتظاراتی برای درک لحن خاص «طبقه حساس» به وجود نمی*آمد. البته با همه این حرف*ها،اگر «طبقه حساس» با هر کس دیگری جز رضا عطاران ساخته می*شد، نصف الان* می*فروخت و مردم هم نصف الان دوستش داشتند.

    واقعا همین*طور است مخصوصا در صحنه رستوران رفتن پس از تشییع جنازه که آقای کمالی شروع می*کند با دوستانش به خندیدن و... . شاید سخت باشد بازیگر دیگری را به جز عطاران در آن لحظه تصور کرد.

    دقیقا!آن صحنه به نظرم بهترین صحنه فیلم است.در حالی که بهترین سکانس فیلمنامه جایی است که کمالی با جسد مرده صحبت می*کند. این قسمت در فیلمنامه خیلی خوب بود و هر کس می*خواند همین نظر را داشت اما در فیلم این*طور نشد و من هم معتقدم سکانس خنده در رستوران بهترین سکانس فیلم است.

    شنیده بودیم که نقش روحانی فیلم را قرار بوده پرویز پرستویی بازی کند که به نحوی حضور دوباره رضا مارمولک باشد. چه شد که محمدرضا فروتن این نقش را بازی کرد؟

    پیشنهاد آقای تبریزی بود که نقش روحانی همان رضا مارمولک باشد و خواستیم برای او هم نقش را بازنویسی کنیم، چون شخصیت کمالی مهاجم بود و رویارویی او با رضا مارمولک که مهاجم*تر از اوست، جذاب می*شد، اما آقای پرستویی تمایل به این کار نداشت و می*خواست خاطره خوب رضا مارمولک به همان شکل باقی بماند.

    درباره فیلمنامه سینمایی «پژمان» بگویید. چه اتفاقی قرار است برای فیلم سینمایی «پژمان» بیفتد؟ ضمن اینکه می*گویند قرار است سال 93 اولین فیلم*تان را با فیلمنامه*ای که 10 سال است آن را برای خودتان در کشو گذاشته*اید، جلوی دوربین ببرید.

    از چه چیزهایی خبر دارید!!(خنده)

    اول «پژمان»را بگویم که اولین فیلم سینمایی*ای است که از روی سریال تلویزیونی ساخته می*شود و اگر داستان خوبی برای آن نداشتم سراغش نمی*رفتم. فیلم داستان خوب و با نمکی دارد که بازیگران اصلی آن پژمان جمشیدی و سام درخشانی به همراه یکی از بازیگران سینما هستند که خودم حمید فرخ*نژاد را در نظر دارم که امیدوارم جور بشود. ضمن اینکه بهروز رهبری*فرد هم در فیلم هست و داستان ربطی به سریال «پژمان» ندارد، یعنی سعی می*کنم این طور باشد تا کسانی که سریال را ندیده*اند،فیلم را راحت تماشا کنند و متوجه داستان بشوند.

    شما الان پس از یک تجربه تلویزیونی سراغ نسخه سینمایی آن هم رفته*اید. در طول سال*های گذشته و با وجود همکاری زیاد، هیچ وقت این فرصت پیش نیامد که با مهران مدیری یک فیلم سینمایی کار کنید؟


    بعد از سریال «باغ مظفر»،یک ایده سینمایی برای آن داشتم و برادران آقاگلیان هم مجوز سینمایی آن را داشتند. پیشنهاد من در آن زمان این بود که برویم سمت نسخه سینمایی، ولی کلا آن گروه خیلی تمایل به سینما ندارد.

    این تمایل نداشتن، به اختلاف*هایی که شنیده می*شد میان شما و مهران مدیری وجود دارد، مربوط می*شد؟ می*گویند دو آدم نابغه نمی*توانند خیلی با هم راحت کار کنند و از این جهت همکاری قاسم*خانی و مدیری نشدنی* است.

    نه راستش مشکلی نداشتیم. مهران کار خود را می*کرد و من هم کار خودم را. از یک جایی به بعد من احساس می*کردم احتیاج دارم به سینما برگردم و دوست داشتم فیلم سینمایی کار کنم در حالی که مهران، تلویزیون را دوست داشت. آن موقع بحث شروع کار شبکه نمایش خانگی هم مطرح بود که من علاقه*ای به آن نداشتم. اینکه بین من و مهران اختلافاتی وجود داشته باشد، هم درست نیست. اما از لحاظ کاری تا آخرین کاری که («مرد هزار چهره») با هم انجام دادیم همه چیز خیلی خوب پیش رفت.



    حالا چرا تلویزیون را خیلی دوست ندارید؟ در صورتی که «پژمان» و «مرد هزار چهره» مخاطب میلیونی داشتند.

    اتفاقا این بخش قضیه که مربوط به تعدد مخاطب است را خیلی دوست دارم. مخصوصا اینکه بازخورد کار را خیلی سریع می*گرفتیم و این احساس شگفت*انگیزی بود. اگر بخواهم خیلی دقیق*تر بگویم، من اگر یک تیم نویسندگان داشتم که 7-8 نفر دور هم جمع می*شدیم و حرف همدیگر را خوب می*فهمیدیم، از تلویزیون بیرون نمی*آمدم، ولی متاسفانه آن تعداد نویسنده را ندارم که بتوانم با آن*ها راحت باشم و پاس*کاری خوبی با هم داشته باشیم.

    الان من فقط یک محراب (قاسمخانی) را دارم که او هم اصلا نویسندگی را دوست ندارد و تا بتواند از زیر آن در می*رود. البته مطمئن هستم نویسندگان خوبی داریم اما من به آن*ها دسترسی ندارم و این فرصت را هم ندارم که استعدادهای خوب را پیدا کنم و به آن*ها آموزش بدهم.

    شما در این سال*ها علاوه بر نویسندگی، بازیگری در سینما را هم تجربه کردید.فکر نمی*کنید اگر بازی خوبی را که در «سن*پترزبورگ» داشتید در یک سریال هم تجربه می*کردید احتمالا محبوبیت بیشتری به دست می*آوردید؟

    طبیعتا آدم درسریال بیشتر دیده می*شود اما خیلی خوشحالم که در تلویزیون چنین کاری نکردم، چون دوست ندارم موقعی که به خیابان می*روم مرا بشناسند. سختم می*شود.

    اما در فیلم سینمایی «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» بازی کردید، بازیگری در سینما هم برایتان جذاب نیست؟

    بازیگری کلا برایم جذاب نیست. فیلمنامه*نویسی را دوست دارم و کارگردانی را هم نمی*دانم اصلا دوست دارم یا ندارم، فقط می*دانم که متنفرم از اینکه سر صحنه باشم! چون شلوغی صحنه تمرکزم را به هم می*ریزد؛ به همین دلیل است که ساخت اولین فیلم بلند خودم را هم مرتبا عقب انداخته*ام.

    پیمان قاسم خانی عکس: حسن هندی

    این فیلمنامه*ای که قرار است خودتان کار کنید، بالاخره امسال آماده می*شود؟

    فعلا قول داده*ام فیلمنامه «پژمان» را تا اواخر بهار تمام کنم که فکر نمی*کنم بشود. درباره فیلمنامه خودم هم سه بار روی آن کار کرده*ام ولی هربار احساس کردم باید آن را کنار بگذارم، چون حریفش نبودم و در لحن فیلم دچار مشکل شده*ام.

    چرا؟

    فیلم نوعی کمدی دارد ولی داستانش بیشتر جدی است. به همین دلیل مانده*ام که چقدر از فیلم کمدی است و چقدرش جدی؟!

    این فیلمنامه را برای بازیگر خاصی می*نویسید؟

    بله. (خنده و سکوت).

    این وسط تکلیف «سن پترزبورگ 2» چه می*شود؟

    واقعا وقت نمی*کنم سراغ فیلمنامه*اش برم اما به هرحال اگر قرار باشد آن را بنویسم،«فرشاد» (نقشی که پیمان قاسم*خانی در «سن*پترزبورگ 1» آن را بازی می*کرد) باید حدود 50 ساله باشد تا به سن و سال الانم بیاید. آقای افخمی نظرش بر این است که به فضایی برویم که اجداد فرشاد و کریم و... در روسیه را ببینیم که داستان خیلی سختی است ضمن اینکه فکر می*کنم تماشاگر کل*کل دو نقش اصلی (محسن تنابنده و پیمان قاسمخانی) را بیشتر دوست دارد.

    نکته مهمتر و دلیل اصلی هم که یک جور هایی از نوشتن این فیلمنامه طفره می*روم این است که باید در آن بازی کنم و الان وقتش را ندارم.

    اما اگر انجام شود احتمالا اتفاق خوبی می*افتد!

    بله و این خیلی عجیب است. من در زندگی برای هیچ کدام از فیلم*هایم، به این اندازه بازخورد مثبت نگرفته*ام، یعنی از وقتی نسخه نمایش خانگی «سن پترزبورگ» توزیع شد، افراد زیادی را دیدم که بارها فیلم را تماشا کرده بودند و دوستش داشتند. البته واقعا «سن پترزبورگ» فیلم خوبی بود و حیف شد که آقای افخمی تا آخر نتوانست برای تدوین بماند و مجبور شد از ایران برود.

    کلا ایده «سن پترزبورگ» خیلی فانتزی بود؛ چیزی که کمتر در سینما یا تلویزیون ایران محلی از اِعراب دارد. فانتزی*ترین داستانی که در ذهن*تان است، چیست؟

    قدیم*ها داستانی نوشتم که همه داستان آن در یک کشتی کروز می*گذشت. فیلمنامه داستان آدمی بود که هر دفعه می*خوابید و بلند می*شد به یکی دیگر از شخصیت*های کشتی تبدیل شده بود،یعنی یکبار معاون ناخدا بود، یکبار یک قاچاقچی، یکبار دزد دریایی و... . همه این اتفاقات هم، مسیری بود برای اینکه او به دختری که در کشتی به او علاقه*مند بود، نزدیک شود. این شخصیت با نگاهی به «هفت شهر عشق» عطار در هر قالبی که می*رفت، قدم به قدم به او نزدیک می*شد تا جایی که آخرین بار پس از بیدار شدن به خود همان دختر تبدیل می*شد. کلا یک فیلم دیوانه کمدی جذابی بود که خیلی آن را دوست داشتم ولی شرایط آن جور نشد که ساخته شود. البته یک کارگردان خارجی دوست داشت این کار را بسازد ولی من فرصتی نداشتم که مدت طولانی آنجا باشم و بنویسم.



    امکان ساخت فیلم به شکل کمدی بود؟ چون طنز و کمدی در ایران با کشورهای دیگر فرق دارد و آن هم بیشتربه واسطه نوع نگاه است.

    بله همین طور است من آن زمان حدود 25 صفحه اول آن را نوشتم و سیناپس را هم ابتدا به انگلیسی نوشته بودم. گروهی که از هالیود به ایران آمده بودند و هم*چنین آقای فیل رابینسون که نوشته*های مرا خوانده بودند گفتند کاملا امکان ساخت آن وجود دارد.

    یک سوال کمی بی*ربط هم به ذهنم رسید که قبلا هم بحث آن را در جایی شنیده بودم. شما را به عنوان پرفروش*ترین طنز*نویس در سینما می*شناسند و مسعود ده*نمکی را هم به عنوان پرفروش*ترین کارگردان. ترکیب این دو چطور می*شود؟ اصلا امکان دارد کار مشترکی با هم انجام دهید؟

    شدنی نیست، چون سر اولین فیلمنامه آقای ده*نمکی یعنی«اخراجی*ها 1» با هم صحبت کردیم. آن موقع فیلمنامه کامل نوشته شده بود و یک ماه با هم راجع*به آن حرف زدیم و هر دو فهمیدیم نگاه*مان درباره کمدی خیلی خیلی از یکدیگر دور است.او به یک چیز می*خندد و من به یک چیز دیگر. در نتیجه با همه احترامی که برایش قائلم معتقدم نه من می*توانم با او کار کنم و نه او می*تواند با من کار کند.

    پس کلا به «گفتمان» معتقدید!

    بله کاملا اعتقاد دارم. ضمن اینکه خوشحال بودم کسی از یک کار دیگر به حوزه فرهنگی می*آید. حتی یک خاطره جالب هم از ایشان دارم. زمانی که مستند آقای ده*نمکی به نام «کدام استقلال، کدام پرسپولیس» در سینما سپیده اکران شد، من هم آنجا بودم. گروهی از دوستان بسیجی بودند و عده دیگری هم جماعت سینمایی با تیپ*های مخصوص به خودشان. برایم جالب بود که این جمع در یک جا با هم بُرخورده بودند و صحبت می*کردند و این همان مفهوم «گفتمان» است.

    من خوشحال بودم که مسعود ده*نمکی آمده این طرف و این دو گروهی که از نظر ظاهر با هم تفاوت دارند با هم گفت*و*گو می*کنند. الان هم خوشحالم که کار می*کند هرچند بعد از «اخراجی*ها1» فیلم*های دیگر او را ندیدم.

    یک سوال بی*ربط دیگر! امکان دارد مثلا وقتی دارید فیلمنامه*ای را می*نویسید، خانم رهنما به عنوان همسرتان بگوید باید یک نقشی هم برای من بنویسی؟* اصلا به عنوان کسی که احتمالا امسال اولین فیلم سینمایی*اش را می*سازد، قرار است بهاره رهنما را هم در فیلمش بازی بدهد؟*

    چیزی که اول درباره «بهار» می*خواهم بگویم، این است که، در این چند وقتی که بازی*های او را در تئاتر دیده*ام، تازه به استعدادش پی برده*ام. قبل از آن، می*دانستم او بازیگر خوبی است اما معتقد بودم که در جاهایی دارد تکراری می*شود ولی در چند کار اخیری که از او دیدم فهمیدم توانایی*هایی داشته که دیده نشده و حتی خود من هم که نزدیکش هستم ندیده بودم. پس حتما دوست دارم با او کار کنم اما در کار دوم! در کار اولم این ریسک را نمی*کنم (خنده).

    چرا؟ واقعا نمی*ترسید که با انتشار این گفت*وگو خانه راه*تان ندهند؟!

    (با خنده) به دلیل تجربه*ای که از زمان ساخت اولین فیلم کوتاهم دارم که در آن بهار به همراه مهران مدیری، سروش صحت و پگاه آهنگرانی بازی می*کردند و پریای ما (دختر پیمان قاسم*خانی و بهاره رهنما) فقط یک ساله بود...

    اما کلا به نظر می*رسد کمی مردسالار باشید. چند گفت*وگو از خانم رهنما خواندم که به شدت چنین چیزی را نشان می*داد.

    نه واقعا! اما حقیقت این است که اگر در مقابل خانم رهنما کمی مردسالار نباشید باید پیش*بند ببندید، ظرف*ها را بشویید و دوخت و دوز کنید.(خنده)

    من کلا مردسالار نیستم ولی به آن میزان زن*سالاری هم که «بهار» قائل است، قائل نیستم. در نتیجه بین خودمان یک مبارزه پنهان دوستانه داریم، یعنی یک رابطه و دیالوگ*های دوستانه داریم که خودمان بدون خنده می*گوییم ولی فکر می*کنم اگر آن را بنویسم کار بامزه*ای می*شود. البته شخصیتی که خانم رهنما در سریال «پژمان» بازی می*کرد را براساس شخصیت خودش نوشته بودم و من هم گاهی دوست دارم این ادا را دربیاورم که شخصیت بیژن بنفشه*خواه خودم بودم هرچند واقعیت این است که نبودم، ولی«بهار» به همان شدت که در سریال دیدید گرفتار و درگیر مسائل مختلف پیرامون*اش است و البته فردی اجتماعی است که من این*طور نیستم.

    این وسط دخترتان چه می*کند؟* پدر که سرش شلوغ است و مادر هم گرفتارتر از پدر.

    او شخصیت مستقلی دارد و خیلی به کار ما علاقه ندارد. موسیقی خودش را دنبال می*کند و روحیاتش هم به مادرش نزدیک است و دو تایی با هم خوش*اند! من هم در اقلیت محض قرار دارم و بیشتر در خانه می*مانم و می*نویسم طوری که وقتی پریا کوچک بود، یک بار که می*خواستم از خانه بیرون بروم به من می*گفت «مامان که سر کاره، تو دیگه کجا می*خوای بری!»



    و به عنوان سوال آخر. یک*جایی خواندم که پیمان قاسم*خانی در نوشتن، سریال خارجی دیدن و فوتبال بازی کردن خلاصه می*شود. همه این*ها جز فوتبال را هم می*شود در خانه انجام داد!

    سریال که خیلی زیاد. «برکینگ بد» که تمام شد، «گیم آو ترون» را شروع کرده*ام که آن هم خیلی محشر است. کلا سریال*های فانتزی آمریکایی خیلی جذابند.

    مثل کارهای استودیو «ماروِل»، «اَوِنجرز»، «هالک» و....

    دقیقا. اصلا خستگی آدم را در می*برند. برنامه فوتبالی*مان که هر هفته به راه است. اصلا آنجا خودش یک کلاس درس است.

    آدم*ها در فوتبال شخصیت واقعی خودشان را نشان می*دهند. از همایون شجریان گرفته تا پژمان جمشیدی که شاید در بیرون آدم*های آرامی باشند اما اگر یک بار با آن*ها فوتبال بازی کنید، کلا تصورات*تان له می*شود

    چطور؟

    من همیشه به شوخی به دوستانم می*گویم که آدم*ها در فوتبال شخصیت واقعی خودشان را نشان می*دهند. از همایون شجریان گرفته تا پژمان جمشیدی و بچه*های دیگر شاید در محیط بیرون آدم*های به شدت آرام و منطقی و سر به زیری باشند اما اگر یک بار با آن*ها فوتبال بازی کنید، کلا تصورات*تان له می*شود! این دقیقا همان جنبه*ای است که می*گویم مردها دنیای جذاب*تری دارند. خانم*ها حداقل از لذت تکل دوپا زدن زیر پای همدیگر محرومند! تازه اگر هم تکل بزنند تا چند ماه با هم قهر می*کنند!
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
صفحه 216 از 231 نخست ... 116166196206211212213214215216217218219220221226 ... آخرین
نمایش نتایج: از 3,226 به 3,240 از 3451

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •