ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 223 از 231 نخست ... 123173203213218219220221222223224225226227228 ... آخرین
نمایش نتایج: از 3,331 به 3,345 از 3451
  1. #3331
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    اوکی: هالیوود نقش پررنگی در زنده نگهداشتن افکار منفی علیه ایران در آمریکا دارد



    به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس،* «کن اوکی» کهنه سرباز آمریکایی در نشست هالیوودیسم و جایگاه آن در فرهنگ و تمدن غرب که امروز -یکشنبه- در دانشگاه شهید رجایی برگزار شد با اشاره به فیلم آرگو که در سال 2013 ساخته و جایزه اسکار را دریافت کرد، گفت:*آغاز فیلم به گونه*ای است که نگرش خنثی نسبت به انقلاب ایران و گروگانگیری سفارت آمریکا دارد.

    وی افزود:*به نظر می*رسید این فیلم می*تواند برای کسانی که ذهنیت منفی نسبت به اسلام ندارند، مفید باشد.

    این کهنه* سرباز آمریکایی با اشاره به اینکه در گذشته هالیوود مردم ایران را عقب*مانده و خشن نشان می*داد،*خاطرنشان کرد:*با گذشت زمان تکنیک*های رسانه*ای هم سیر تکاملی خود را طی کرده و همان اهداف را با تکنیک*های غیرمستقیم دنبال می*کنند.

    اوکی یادآور شد: آرگو این حقیقت را پنهان می*کند که کارکنان سفارت آمریکا جاسوس*هایی بودند که فعالیت*شان هیچ سودی برای منافع ملت ایران نداشته است.

    وی با اشاره به صحنه*ای از فیلم که گروگان*ها چشم بسته به زیرزمین هدایت می*شوند، گفت:*در این فیلم گروگان*ها در وضعیت سختی نشان داده می*شوند که یک رهبر مذهبی آنها را به زیرزمین هدایت می*کند و این صحنه حالت پریشان گروگان*ها و نفرت رهبران مذهبی ایران از این افراد را نشان می*دهد. به طوری که بیننده با گروگان*ها احساس همدردی می*کند.

    این کهنه* سرباز آمریکایی با ذکر این نکته که افکار عمومی نمی*داند که دولت آمریکا چطور صدام حسین را به جان ایرانیان انداخت تنها به این دلیل که آنها شاه را سرنگون کردند، یادآور شد: هالیوود نقش پررنگی در زنده نگه داشتن افکار منفی علیه ایران در آمریکا دارد.

    اوکی با طرح این سؤال که چه کسی هالیوود را کنترل می*کند،* یادآور شد: یهودی*ها در پس پرده هالیوود هستند و آن را هدایت می*کنند.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  2. #3332
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    ايفاي نقش بازيگر خردسال «بچه هاي آسمان» در مجموعه «كيميا


    میرفرخ هاشمیان بازیگر کودک فیلم «بچه های آسمان» که این روزها در جوانی و بعد از ۱۸ سال دوباره مقابل دوربین فیلمبرداری قرار گرفته است.

    به گزارش سينماخبر،هاشمیان افزود: «در سریال «کیمیا» نقش بچه ای به نام «هادی» را بازی می کنم که مسعود بهبهانی نیا نویسنده سریال او از نزدیک می شناخت و دیده بود که سالهای پیش چگونه به تنهایی و در یک کانکس در خرمشهر زندگی می کرد.»

    وی افزود: «هادی» قبل از انقلاب با استفاده از زباله هایی که در گوشه و کنار شهر پیدا می کند رادیو می سازد و برای مردم خرمشهر آهنگ های درخواستی پخش می کرد، ساواک «هادی» را به بهانه های مختلف مدام دستگیر می کند تا اینکه روزی وی تصمیم می گیرد بمب بسازد اما ساواک از تصمیم او باخبر می شود و مجددا او را بازداشت می کند؛ اما این بار دیگر خبری از او نمی شود. هیچ کس از سرانجام هادی با خبر نیست و کسی نمی داند چه سالی کشته و ناپدید شده است.»

    وی ادامه داد: «به همین دلیل مسعود بهبهانی نیا برای ادای دین به این بچه «هادی» را در داستان خود گنجانده و نقش آن رابه من داده است تا ایفا کنم.»

    هاشمیان پیرامون دوری خود از سینما بعد از بازی در فیلم مجید مجیدی بیان داشت: «بعد از بازی در فیلم «بچه های آسمان» از سینما دور شدم تا به امسال که با یک سریال، چند فیلم سینمایی و یک مستند بازگشته ام.»

    وی افزود: «فیلم مستندی که بازی کردم کاری از بهنوش بختیاری است که به زندگی حال حاضر برخی آدم های معروف، سوژه خودکشی و آدم هایی که به مانند من با یک فیلم در سینما شناخته شدند و بعد از یاد رفتند می پردازد و من در آن نقش خودم را بازی کرده ام.»

    هاشمیان اظهار داشت: «اکثر منتقدین می گفتند بازی من در «بچه های آسمان» حاصل تمرین و بازی در ۴ سال بازیگری است در حالی که من فقط ۱۴ روز تمرین کردم، دیالوگ ها را زمان فیلمبرداری می خواندم و سپس مقابل دوربین می رفتم. دوران شیرینی بود.»

    وی افزود: «اگر بعد از آن فیلم بازیگری را ادامه می دادم، قطعا پیشرفت می کردم. من آن زمان تنها ۹ سال سن داشتم و طبیعی است که در آن سن و سال استعداد یادگیری بازیگری حرفه ای را داشته باشم.»

    وی در پایان پیرامون تازه ترین فعالیت های خود افزود: «در حال حاضر مشغول مطالعه ۲ فیلم سینمایی برای حضور در جشنواره فیلم فجر امسال و یک سریال تلویزیونی هستم.»
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  3. #3333
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    پخش سریال طنز مهران مدیری با عنوان «اتاق عمل» از سوم دی* ماه قطعی شد.

    سریال مهران مدیری برای پخش از شبکه تهران ساخته می*شود و نگارش متن آن رو به پایان است.

    مدیر شبکه تهران صبح امروز در نشستی با خبرنگاران حاضر شد و این خبرها را درباره «اتاق عمل» اعلام کرد. هرچند او به پرسشی درباره*ی میزان برآورد مالی سریال مدیری پاسخ نداد.

    مهران مدیری در آخرین اظهار نظرش درباره کمدی اتاق عمل گفته است: «اتاق عمل»... شاید یکی از بهترین ساخته*هایم شود! شاید ... فکر می*کنم بشود ...

    او در این سریال علاوه بر کارگردانی و بازیگری، طراحی صحنه و لباس را هم بر عهده دارد.

    حمیدرضا مهدوی، تهیه*کننده سریال طنز «اتاق عمل» به تازگی اعلام کرده است که این مجموعه اکنون در حال ساخت دکورهایی از قبیل طراحی بیمارستان، خانه و... است و نگارش فیلمنامه سریال نیز همزمان انجام می*شود.

    مهدی ژوله، خشایار الوند، الهه زارع*نژاد و... تیم نویسندگی این سریال را شامل می*شوند که این گروه زیر نظر مهران مدیری کارگردان این مجموعه فعالیت می*کنند.

    سریال طنز «اتاق عمل» در 90 قسمت 40 دقیقه*ای برای پخش رویتن شبانه تهیه و تولید می*شود. داستان این سریال درباره اتفاقاتی است که در اتاق عمل بیمارستانی رخ می*دهد.
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  4. #3334
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    محسن تنابنده با «اَبله» پیرزن می شود


    خبرگزاری تسنیم: محسن تنابنده هم بازیگر سریال نمایش خانگی کمال تبریزی شد و قرار است نقش یک پیرزن را در «اَبله» بازی کند.

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، بازیگر پرکار این روزهای سینما و تلویزیون ایران در دومین همکاری*اش با تبریزی بعد از «سرزمین کهن»، در «اَبله» مقابل دوربین خواهد رفت و ایفاگر نقش مادربزرگ این مجموعه خواهد بود.
    اولین بار است که این بازیگر در نقش یک زن بازی می*کند. محمود بصیری در «دستفروش» و اکبر عبدی در «خوابم می*آد» از جمله بازیگران مردی هستند که پیش از این ایفاگر نقش یک پیرزن بوده*اند.
    تنابنده در کنار احمد مهرانفر و حمیدرضا آذرنگ از بازیگران مجموعه «شاهگوش» هستند که در «اَبله» هم در کنار هم حضور خواهند داشت.
    سریال کمال تبریزی که طی مراسمی در هتل آزادی رسما معرفی شد آخرین مراحل پیش تولیدش را طی می*کند و قرار است از 15 مهرماه تصویربرداریش آغاز می*شود.
    «اَبله» به تهیه کنندگی شرکت تصویرگس*تر پاسارگاد و محمد مسعود با فیلمنامه ایی از علیرضا طالب*زاده، موضوعی کمدی دارد و روایت نویسنده ایی بنام هادی است که در نگارش فیلمنامه*های پلیسی جنایی تخصص دارد. او درگیر ماجرای یکی از شخصیت*های عجیبش بنام پریسا می*شود.
    عوامل مجموعه «اَبله» عبارتند از: کارگردان: کمال تبریزی، نویسنده: علی رضا طالب*زاده، مدیر فیلمبرداری: محمدرضا سکوت، طراح گریم: مجید اسکندری، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح صحنه و لباس: مجید لیلاجی، تدوین: سید جمال سید حاتمی، صداگذار: محمود موسوی*نژاد، برنامه ریز و دستیاراول کارگردان: علی جودی، مدیرتولید: مجید بذرپاچ، مدیرتدارکات: کاظم نامنی، جلوه*های ویژه کامپیوتری: بهنام خاکسار، عکاس: زهرا مصفا، دکوراتور: مجید شهبازی، دستیار دوم کارگردان: روح اله حقگوی لسان، دستیار برنامه ریز: فهیمه موسوی، منشی صحنه: سعیده دلیریان، دستیاران فیلمبردار: علی کریمی، امیر پرچمی، مسئول فنی دوربین: بیژن دادجو، دستیار اول صحنه: سعید هنرمند، دستیار اول لباس: آزیتا دباغی، دستیاران صحنه: عباس آقایی، سعید رحیمی، علیرضا خلفی، دستیار صدابردار: امید آشوری، مجریان گریم: مرتضی کهزادی، مریم تدریسی، مصطفی کهزادی، کیوان بنایی یکتا، دستیار تهیه و تولید: حمیدرضا خجسته والا، دستیارتولید: علی صادقپور، مدیر امورمالی: ملیحه زهره وند، دستیاران تدارکات: مهدی آقامحمدی، مهدی علیزاده، صادق مهری، حمل و نقل: صفربختیاری، مشاور رسانه ایی: مسعود نجفی
    بازیگران: مهران احمدی، هانیه توسلی، حمیدرضا آذرنگ، احمد مهرانفر، بهنام تشکر، شبنم مقدمی، عیسی یوسفی*پور، بهادر مالکی، حسن محب اهری، عزت اله رمضانی فر، مرتضی ضرابی، محسن یگانه، نگین معتضدی، فهیمه موسوی، شبیر پرستار، محسن رمضانی، محمد ذوالفقاری و با حضور محسن تنابنده و سیامک انصاری، تهیه کننده: شرکت تصویرگس*تر پاسارگاد و محمد مسعود

    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  5. #3335
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    الناز شاکردوست عکسی جالب از هنرنمایی خود منتشر کرده است.
    او کسی منتشر کرده و در توضیح آن نوشته : نقاشی با حداقل امکانات: یک لاک و یک خودکار…
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  6. #3336
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    ترانه علیدوستی و نگار جواهریان؛پرکارهای فصل


    برخلاف رویه غالب در سینمای ایران که تمرکز تولیدات در نیمه دوم سال و به طور مشخص فصل پاییز را موجب می*شد، امسال برخی از فیلمسازان از ابتدای سال فیلم*های خود را کلید زده*اند و تولید آثارشان را آغاز کرده*اند تا شاید جشنواره سی و سوم کمتر شاهد تولیدات شتاب*زده باشد.
    بهمن فرمان*آرا، در زمستان سال گذشته ساخت فیلمش را آغاز کرد و کمال تبریزی بعد از نمایش «طبقه حساس» در جشنواره تولید «دردسرهای شیرین» را شروع کرد. عبدالرضا کاهانی چندی است که فیلم تازه*اش «استراحت مطلق» را در مرحله تولید دارد و همین طور ابوالحسن داودی و علی احمدزاده و حامد رجبی سرگرم ساخت فیلم*های خود هستند. تولید فیلم*ها در پایان زمستان ۹۲ و بهار ۹۳ زمینه پرکاری برخی از بازیگران زن سینمای ایران را فراهم کرده است؛ از جمله پگاه آهنگرانی، ترانه علیدوستی، نگار جواهریان و نازنین بیاتی.
    پگاه آهنگرانی

    پگاه*آهنگرانی بعد از مواجهه با مشکلاتی در سال*های ۸۸ و ۸۹، کمتر فرصتی برای حضور در عرصه بازیگری داشت تا اینکه از زمستان سال گذشته در سه فیلم سینمایی مقابل دوربین رفته است. او در فیلم*های «جامه*دران» به کارگردانی حمیدرضا قطبی، «خانه دختر» ساخته شهرام شاه*حسینی و «مادر قلب اتمی» به کارگردانی علی احمدزاده بازی کرده است.
    آهنگرانی در «خانه دختر» با باران کوثری، حامد بهداد، رعنا آزادی**ور، بابک کریمی، بهناز جعفری، محمدرضا هدایتی، نسیم ادبی، امیرعلی نبویان، پردیس احمدیه، نادر فلاح، مانی شاه حسنی و رویا تیموریان همبازی بوده است. این فیلم ۱۵ اردیبهشت ماه کلید خورد. فیلمنامه این فیلم را پرویز شهبازی نوشته که در حال و هوای کارهای قبلی این نویسنده و کارگردان است. فیلم داستان مردی به نام مرتضی است که قصد دارد خانه کوچک*شان را زیر قیمت بفروشد تا زودتر از محله و نگاه سنگین مردمانش فرار کند.

    این چهارمین فیلم بلند سینمایی شهرام شاه حسینی است که به احتمال فراوان اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر خواهد بود.
    بعد از آنکه هانیه توسلی از بازی در «جامه*دران» انصراف داد، آهنگرانی جایگزین او شد. این فیلم در تهران،* شمال و غرب کشور ساخته شد و* موضوعی اجتماعی دارد که براساس یکی از رمان*های ناهید طباطبایی به همین نام است. داستان «جامه*دران»، درباره زنی به نام شیرین است که در مراسم ختم پدرش به روابط جدیدی در زندگی او پی می*برد و حقایقی تازه را کشف می*کند. این فیلم به تهیه*کنندگی سید جمال ساداتیان ساخته شد.
    «مادر قلب اتمی» هم تازه*ترین کاری است که آهنگرانی در آن مقابل دوربین رفته است. او پیش از این در نخستین فیلم احمدزاده با عنوان «مهمونی کامی» هم بازی کرده بود.
    ترانه علیدوستی
    ترانه علیدوستی در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به واسطه بازی در «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» به کارگردانی روح*الله حجازی حضور داشت. او این فیلم را دو سال قبل بازی کرده بود، اما به دلیل مشکلاتی که برای این فیلم به وجود آمده بود، امکان حضور در جشنواره به دست نیاورد تا اینکه به سال ۱۳۹۲ رسید.
    علیدوستی یکی دو سالی بود که از عرصه بازیگری فاصله گرفته بود تا اینکه با بازی در دو فیلم «مادر قلب اتمی» ساخته علی احمدزاده و «استراحت مطلق» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی به سینما بازگشت.
    او با گریمی نسبتا متفاوت در «مادر قلب اتمی» حاضر شده است. محمدرضا گلزار، آهنگرانی و مهرداد صدیقیان دیگر همبازیان او در این فیلم هستند. داستان این فیلم روایتگر شب*گردی چند جوان بعد از پایان مهمونی خداحافظی کامی است.
    عبدالرضا کاهانی مدتی از ایران دور بود تا اینکه برای ساخت فیلم تازه*اش با عنوان «استراحت مطلق» به ایران بازگشت و علیدوستی برای نخستین بار با این کارگردان سینمای ایران همکاری کرد. رضا عطاران، فریده فرامرزی، مجید صالحی و امیرشهاب رضویان از بازیگران این فیلم هستند. این فیلم مضمونی اجتماعی دارد و فیلمنامه آن را کاهانی و سعید قطبی*زاده با همکاری هم نوشته*اند. «استراحت مطلق» برخلاف کارهای قبلی کاهانی یک فیلم پر لوکیشن است و تمام صحنه های آن در تهران فیلمبرداری شده است. این فیلم اواخر سال قبل با عنوان «از هر نظر معمولی» از اداره نظارت و ارزشیابی پروانه ساخت دریافت کرد که بعدا به «استراحت مطلق» تغییر نام داد. خلاصه داستان: تهران مال توِ مگه!؟
    در حال حاضر «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» با بازی علیدوستی در سینماها اکران است.
    نگار جواهریان
    نگار جواهریان در تازه*ترین بازی*های خود با دو فیلمساز جوان همکاری کرده است. او در سومین فیلم سینمایی هومن سیدی با عنوان «اعترافات خطرناک ذهن من» و «پریدن از ارتفاع کم» ساخته حامد رجبی حضور یافته است.
    «پریدن از ارتفاع کم» داستان زنی به نام نهال است که چهار ماهه حامله است و ناگهان می*فهمد که جنین در شکمش مرده است. سکوت می*کند و تصمیم می*گیرد از این ماجرا به کسی چیزی نگوید. رجبی کارگردان این فیلم به عنوان دستیار با مجید برزگر در دو فیلم سینمایی او همکاری داشته است. برزگر به عنوان تهیه*کننده در این فیلم حضور دارد. رامبد جوان دیگر بازیگر «پریدن از ارتفاع کم» است.
    فیلمبردارى «اعترافات خطرناک ذهن من» بهار ۹۳ آغاز شد و جواهریان با گریمی نسبتا متفاوت در این فیلم حضور یافته است. امیر جعفرى، رویا نونهالى، میترا حجار و چکامه چمن ماه دیگر بازیگران این فیلم هستند. داستان فیلم در ٢۴ ساعت مى*گذرد و داستان مردى است که در یک روز کامل هیچ چیزى را به یاد نمى*آورد.
    نازنین بیاتی
    بازی نازنین بیاتی در «دربند» به کارگردانی پرویز شهبازی نظر منتقدان را به این بازیگر جلب کرد و بعد از آن حضور این بازیگر در فیلم*های فیلمسازان دیگری حضور یافت که از جمله بازی*های متاخر او می*توان به «دردسرهای شیرین» و «رخ دیوانه» اشاره کرد.
    «دردسرهای شیرین» به کارگردانی کمال تبریزی در زمستان ۹۲ کلید خورد و فیلمبرداری آن در بهار ۹۳ در کرمان ادامه یافت. فیلم روایت آشنایی شیرین و خانواده*اش با جوانی است که به خواستگاری شیرین آمده است. بیاتی در این فیلم با شهاب حسینی همبازی شده است.
    «رخ دیوانه» نیز این روزها در حال فیلمبرداری است و طناز طباطبایی و ساعد سهیلی از همبازیان بیاتی هستند. این فیلم داستان قرار چند جوان با هم است که از طریق اینترنت با یکدیگر آشنا شده*اند.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  7. #3337
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    «معراجی*ها»؛ داستان اخراجی*های نسل جدید

    خبرگزاری تسنیم: شاهرضایی در نوشته*ای درباره «معراجی*ها» گفته است که ده*نمکی می*خواهد نشان دهد که مردم ایران به رغم تمام تفاوت*های ظاهری و قومی و حتی اختلاف*های سیاسی همه در زیر یک پرچم قرار دارند؛ پرچم جمهوری اسلامی ایران.


    نسخه قابل چاپ
    زهرا شاهرضایی مطلبی درباره مجموعه تلویزیونی «معراجی*ها» نوشته و نظرات خود را درباره آن بیان کرده است. او این نوشته خود را برای خبرگزاری تسنیم ارسال کرده است. روشن و مبرهن است که انتشار این مطلب به معنای تأیید تمامی مطالب، قضاوت*ها، مواضع و بخش*های آن نیست. ضمن انتشار آزادانه این نوشتار، تسنیم اعلام می*کند که این فرصت برای سایر مخاطبان که انتقادی به این نوشتار و یا سخن دیگری از این دست دارند، فراهم است.
    متن این نوشته را در ادامه می*خوانید:
    این شب*ها هم*زمان با هفتۀ دفاع مقدس، رسانۀ ملی هم میزبان برنامه*ها و مجموعه*های مناسبتی شده است. معراجی*ها، آخرین ساختۀ مسعود ده*نمکی هم یکی از این سریال*هاست که از شبکۀ یک سیما پخش می*شود. پس از سه*گانۀ اخراجی*ها که به ترتیب به ارائه چهره جدید از رزمندگان، نمایش وضعیت اسرا و نشان دادن اوضاع جانبازان و همچنین وقایع انتخابات 88 می پرداختند، تم اصلی این سریال شهدای گمنام است.
    داستان در یک دانشگاه فرضی روایت شده است. دانشجویان هم دو گروه تجسمی و تشکلی فرض شده*اند که البته با وجود این نام*های صوری، برای مخاطب دانشجو و جوان هر دو قشر کاملاً شناخته شده است! داستان از نقطه*ای شروع می*شود که عده*ای از دانشجویان تقاضای تدفین شهیدان گمنام را در دانشگاه خود دارند و اکثریت دانشگاه هم با این برنامه موافق هستند. از طرفی عده*ای دیگر از دانشجویان با تحریک استاد خود خواستار برپایی سازۀ خود از سرباز پارتی در محل دفن شهدا هستند. کم*کم اختلاف*ها بر سرِ سرباز باستانی و سرباز معاصرِشهید بالا می*گیرد و با شکسته*شدن مجسمۀ سرباز پارتی، این زدوخوردها به اوج می*رسد.
    معراجی*ها، قصۀ بیگانه*شدن بخشی از نسل جدید با ارزش*های این انقلاب را روایت می*کند. ممانعت از دفن شهدا یکی دوبار در دانشگاه*های مطرح کشور رخ داده است؛ اما تا به حال دلیل و چرایی آن بررسی نشده است. معراجی*ها قصد دارد بگوید، شهدای گمنام متعلق به گروهی خاص نیستند و همه به دور از گرایش*های سیاسی به این شهدا مدیون هستیم.
    باز هم طنز از نوع سیاسی
    معراجی*ها هم مانند ساخته*های قبلی کارگردان با محتوا و موقعیت*های طنز ساخته و پرداخته شده است. ده*نمکی در «اخراجی*ها1» نشان داد که دیگر زمان آن گذشته است که بخواهیم با نگاهی صرفاً معنوی به روایت از جنگ بپردازیم. نکته*ای که در آثار ده*نمکی و از جمله معراجی*ها مشاهده می*شود این است که مخاطب توأمان می*خندد، بغض می*کند، گریه می*کند و حتی گاهی می*ایستد و تشویق می*کند. (مثل صحنه*ای که در اخراجی*های2 بعد از اصابت توپ به عکس صدام و افتادن آن اکثر تماشاچیان شروع به تشویق کردن کردند.) زبان طنز باعث می*شود که اولاً از تلخی موضوع جنگ کاسته شود؛ دوم اینکه مخاطب احساس می*کند با افرادی از جنس خود روبه*رو است؛ سوم در عین اینکه فیلمی جنگی می*بیند از آن لذت ببرد و در آخر می*توان در این قالب بخش قابل توجهی از وجوه دفاع مقدس را به نمایش گذاشت. متأسفانه بعضی از آثار دفاع مقدسی دچار اغراق در مقدس مآبی می*شوند؛ در حالی که دفاع مقدس معجونی از رشادت*ها، عبادت*ها، حماسه*ها و البته شیطنت*های رزمندگان است؛ اما گاهی برخی به گونه*ای دچار افراط می*شوند که شک می*کنیم رزمندگان با این حجم عبادات پس چه زمانی را به جنگ اختصاص می*دادند؟
    گرچه منکر آن نیستیم که این طنز گاهی به سمت لودگی می*رود اما در کل می*توان گفت که طنز معراجی*ها و به*طورکلی آثار ده*نمکی در مقایسه با آثاری چون ورود آقایان ممنوع یا طبقۀ حساس و فیلم*هایی از این دست، طنز بهتری است. ناگفته نماند که معراجی*ها در مقایسه با دیگر آثار ده*نمکی از مایه*های طنز سیاسی بیشتری برخوردار است.
    خودانتقادی
    در همۀ آثار ده*نمکی، حداقل یک نماینده از جریان افراطیِ به ظاهر حزب*اللهی وجود دارد. از حاجی گیرینف اخراجی*ها گرفته تا فرید چهاردانگۀ معراجی*ها. معراجی*ها هم با همین شخصیت آغاز می*شود و چون مخاطب این سریال بیشتر جوان*ها هستند، شخصیت رادیکالِ مذهبی هم از بین جوان*ها انتخاب شده است. این خودانتقادی چندین کارکرد دارد: اول اینکه از ابتدا مخاطب و به*ویژه مخاطب خنثی را با خود همراه می*کنیم؛ دوم اینکه با انتقاد از خود، جریان اصیل مذهبی را به مردم نشان می*دهیم تا خود مخاطب به تفکیک بپردازد و سوم می*توانیم با عنصر اغراق به این دوستان مقدس مآب به صورت مستقیم انتقاد کنیم. افراط در وضع پوشش و نحوه برخورد با دیگران، اخلاق تند، تندروی در نوع صحبت کردن، رفتارهای مزورانه و ... از جمله انتقادهایی است که ده*نمکی سعی دارد با این کاراکتر آن*ها را مطرح کند.
    خودمانی و بدون پزهای روشنفکری
    آثار ده*نمکی از آغاز ورودش به سینما جزء پرفروش*ترین*ها بوده است. سریال معراجی*ها هم ادامۀ همان مسیر است. با وجود انتقادهای فراوان به این کارگردان اعم از طرف جریان روشنفکر مانند سخیف*بودن آثار، هنری*نبودن و ...، وی توانست مردم را با خود همراه کند. فراموش نکنیم که مردم برای دیدن پزهای روشنفکری به سینما نمی*آیند. آن*ها برای یک ساعت تفریح به سینما می*آیند و اگر این تفریح، مناسب وخانوادگی باشد، چه بهتر! درست است یکی از رمزهای موفقیت آثار ده*نمکی در طنزبودن آن است و درست است که ما باید دنبال ذائقه*سازی باشیم نه اینکه به دنبال ذائقۀ مردم حرکت کنیم؛ اما اگر بتوان با یک طنز فاخر مردم را به سینما دعوت کرد، چرا این کار را نکنیم؟ سریال معراجی*ها به دنبال پز روشنفکری نیست. قصه*ای ساده را روایت می*کند که اکثر جوان*ها در دانشگاه*ها با آن سروکار دارند. قصۀ دانشجویان این طرفی و آن طرفی و دعواهایی از این قسم. داستان نسلی از انقلاب که نسل قبلی*هایشان در انتقال ارزش*های این انقلاب به آن*ها خیلی موفق نبوده*اند. داستان قهرمان*هایی که جز اسمی از آن*ها بر خیابان*ها و میدان*های شهر چیزی از آن*ها نمی*دانند یا چیزی به آنها گفته نشده است. داستان خودمانی، شخصیت*های فیلم آشنا و از جنس خود مردم و پیام سریال هم ساده و همه*فهم است. زاویۀ جدید نگاه ده*نمکی به مسائل عادی، صداقت و رک*بودن او در روایت و انتقاد و راهکار توأمان، از دیگر عوامل موفقیت ده*نمکی در این سریال به*شمار می*رود.
    جریان*سازی
    صنعت فیلم*سازی غرب و آمریکا متوجه ضرورت جریان*سازی شده است. نکته*ای که هنوز در ایران به آن توجه خاصی نشده است. تولد 75 سالگی سوپرمن و سری فیلم*های جیمز باند در سینمایی*ها و مجموعه*هایی مثل24 در سریال*ها گواه این مسئله است. ده*نمکی در ساخت آثار خود به این ضرورت توجه داشته است. وی در انتخاب اسم فیلم*هایش این نکته را رعایت کرده و آثارش را مانند دانه*های تسبیحی پرداخته و جلو رفته است. ارتباط آثار با یکدیگر و پیوسته*بودن آنها نشان از آگاهی از مسئلۀ جریان*سازی در سینما و تلویزیون است. تمرکز روی یک موضوع و پیشبرد آن یکی از مهم*ترین راه*ها برای الگوسازی و ماندگار شدن است. چه بسا قهرمانهایی که در برهه*ای در سینما و تلویزیون ساخته شده*اند؛ اما به دلیل نپرداختن به آن*ها به فراموشی سپرده شدهاند. ده*نمکی سعی دارد تا گفتمان و جریانی را که آغاز کرده است، با فیلم*های بعدی*اش استمرار بخشد و قهرمان*های داستانش و حتی ضدقهرمان*هایش را هم با بازنمایی زنده نگه دارد.
    دیالوگ های ماندگار سیاسی
    کارگردان خود سیاسی است و به خوبی با متلک*های سیاسی آشنا است و این متلک*های سیاسی را از زبان بازیگران این مجموعه شنیده می*شود. در تمام آثار او حداقل یکی دو دیالوگ منحصربه*فرد وجود دارد. یکی از بهترین شاهکارهای این دیالوگ*ها در فیلم سینمایی معراجی*هاست که اکبر عبدی با لهجۀ شیرین آذری در پاسخ به مشدی می*گوید: «پدر و مادر قبول نیست فقط ولی!» این از بهترین دیالوگ*هاست. در بقیۀ آثار وی هم به خوبی گوشه*کنایه*های سیاسی مطرح می*شود. مخصوصاً در سریال معراجی*ها دیالوگهایی مطرح می*شود که به گوش مخاطب جوان آشنا است و آن*ها را بارها در محافل دانشگاهی شنیده است. بحث*های دانشجویان تجسمی در کلاس در دفاع از ملی*گرایی و دفاع*های عماد به عنوان یک مذهبی طراز حرف*هایی هستند که برای بار اول در رسانۀ ملی زده می*شوند.
    شخصیت*های تیپیکال
    هر یک از شخصیت*های معراجی*ها نماد یک قشر از مردم ایران هستند. قوت معراجی*ها این است که در پرداخت کاراکترها، هیچ قشری از نظر دور نمانده است و در نتیجه در پردازش شخصیت*ها تعادل دیده می*شود.
    فرید چهاردانگه، نماد قشر افراطی ، متظاهر و به*ظاهر حزب*اللهی که با پرداختی اگزجره در همان ابتدا نقد می*شود. عماد، نماد یک جوان بسیجی طراز است که البته گاهی اشتباهاتی هم دارد. جوانی که غیرت دارد؛ اما متعصب نیست و با وجود تجسمی*بودن نامزدش، باز با او کنار می*آید و در برابر مانتویی شدنش، برخورد تندی ندارد؛ اما به او می گوید که چادر به او خیلی می*آمده است. از آرمان‎هایش دفاع می*کند و از آنها عقب نشینی نمی*کند. پرشور و پیگیر است؛ گرچه او هم گاهی اوقات کمی تندروی می*کند. آیه(رها) دختری است که کمی از ارزش*های گذشته*اش فاصله گرفته؛ اما این به معنای دین*گریز بودن او نیست. او به رغم مانتویی شدن هنوز نماز می*خواند، به مکانی که مناسب او نیست نمی*رود؛ اما دچار افه*های روشنفکری شده است. او در کشاکش بین نامزدش عماد و دوستان تجسمی*اش قرار دارد.
    استاد بالازاده که محمود عزیزی به خوبی از پس اجرای این نقش «منافق» برآمده است. نماد افرادی که با تمام شدن جنگ آرمان*های جنگ هم برایشان تمام شده است. افرادی که بادی به هر جهت هستند و بیشتر نگران منصب و مقام دنیاییشان هستند تا باورهای خود.
    استاد مهدوی که نماد استاد حزب اللهی است. او نه افراطی*گری*های دانشجوهای مذهبی را دارد؛ نه رفتارهای ریاکارانۀ رئیس دانشکده و نه پز روشنفکرمآبانه برخی استادان لیبرال. در یک کلام یک مذهبی تمام عیار است. استاد گنجی که نماد قشر روشنفکر دانشگاهی است. افرادی که با تشویق دانشجویان را به وسط میدان راهنمایی می*کنند و خود گوشه*ای به تماشا می*نشینند. به همین ترتیب بقیۀ کاراکترها نماد یک قشر از مردم ایران هستند.
    اتحاد و همدلی
    در آخر باید گفت که پیام ده*نمکی در معراجی*ها مثل آثار قبلی وی روشن و صریح است. او ابتدا انتقادی درشت به قشر مذهبی کشور دارد. کسانی که انقدر دایرۀ مذهبی و ولایی*بودن را تنگ می*کنند که جز خودشان هیچکس دیگری در آن جای نمی*گیرد! او قصد دارد که شکاف بین نسل*ها را از بین ببرد و ثابت کند که نسل سوم و چهارم، ادامه*دهندگان مسیر نسل*های پیشین انقلاب هستند و سپس نشان بدهد که مردم ایران به رغم تمام تفاوت*های ظاهری و قومی و حتی اختلاف*های سیاسی همه در زیر یک پرچم قرار دارند؛ پرچم جمهوری اسلامی ایران.


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  8. #3338
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    تنها بازیگر مرد ایرانی که 4 بار زن شد +عکس
    اکبر عبدی را شاید بتوان تنها بازیگر مرد سینمای دنیا دانست که تاکنون چهار نقش زن بازی کرده و اتفاقا برای آن جایزه هم گرفته است.
    آن*طور که اکبر عبدی گفته، برای بازی در نقش زن از بازی درخشان رابین ویلیامز در فیلم ماندگار «خانم داوت فایر» الهام گرفته و بعد از دیدن این فیلم بوده که تصمیم گرفته است که نقش زن بازی کند.
    او ایفای این گونه نقش*ها را با فیلم جنجالی «آدم برفی» آغاز کرد؛ فیلمی که سه سال به دلیل شمایل متفاوت عبدی توقیف بود و نهایتا توانست در سال 76 اکران شود اما اکران آن هم بی*حاشیه نبود.
    فیلم تنها در یک مورد از حاشیه*هایش، با هجوم عده*ای خودسر به چند سینما همراه بود اما نهایتا «آدم برفی» به عنوان یکی از فیلم*های پرفروش سینمای ایران شناخته شد و در سال*های بعد، از تلویزیون پخش شد!

    دومین تجربه اکبر عبدی در ایفای نقش زن، بازی در «خوابم میآد» رضا عطاران بود که برای او بازخوردهای متفاوتی را رقم زد. این*بار بازی درخشان او در نقش یک پیرزن، با اعتراض چندانی مواجه نشد؛ بلکه تنها چند نفر محدودی نسبت به این نقش اعتراض کردند.
    تغییر زمانه و نگرش*ها، این بار باعث شد که «خوابم میآد» نه تنها توقیف نشود بلکه اکبر عبدی برای بازی درخشانش در این نقش توانست سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره سی*ام فجر بگیرد و در اکران هم با اقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شود.
    سومین ایفای نقش زن توسط اکبر عبدی به فیلم «خواب*زده*ها»ی فریدون جیرانی باز می*گردد که اکنون در حال اکران است. او در این فیلم در دو نقش زن (یکی فرنگ*رفته و دیگری دهاتی) به طور همزمان بازی می*کند تا تبحر بازیگری خود را یک*بار دیگر به رخ همه بکشد.
    اکبر عبدی از جمله بازیگران شاخص طنز ایران است که بازی*های درخشان او در بسیاری از فیلم*های سینمایی، موجب پرفروش شدن آن*ها شده است.
    توانایی او در ایفای نقش*های متفاوت باعث شده است که در فیلم*های مختلف و متفاومتی مانند «مادر»، «ای ایران»، «دلشدگان»، «دزد عروسک*ها»، «سفر جادویی»، «مدرسه پیرمردها»، «روز فرشته»«مرد آفتابی»و… حضور درخشان داشته باشد.
    اکبر عبدی تاکنون برای بازی در فیلم*های «مادر» زنده*یاد علی حاتمی و «خوابم میآد» رضا عطاران دوبار سیمرغ بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را گرفته است.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  9. #3339
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    عکس و بیوگرافی جمیله در سریال روزی روزگاری

    مجموعه : بیوگرافی هنرمندان
    بیوگرافی آیشه بینگول بازیگر نقش جمیله در سریال روزی روزگاری

    نام: Ayca Bingol
    تولد: 16 ژانویه 1975
    او سال 1998 از دانشکده بازیگری فارغ التحصیل شد و از همان موقع شروع به بازی در سینما تئاتر و تلویزیون ترکیه کرد او در این سالها جوایز بسیار زیادی را از جشنواره های فیلم های ترکیه به دست آورده است. او به خاطر سریال روزی روزگاری و نقش جمیله در دو سال پیاپی 2011 و 2012 برنده بهترین بازیگر زن در جشنواره انکارا شد. او متاهل است و نام شوهرش Ali Altug می باشداو قرار است یک سریال جدید با مته بازیگر نقش محمد در سریال گمشده بازی کند این دو در سریال روزی روزگاری هم، هم بازی بوده اند.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  10. #3340
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    گریم باحال فاطمه گودرزی در نقش یک پیرمرد/عکس
    فاطمه گودرزی از سال 1367 با مجموعه تلویزیونی گالش*های مادر بزرگ کار هنری*اش را آغاز کرد. در سال 69 با بازی در فیلم به خاطر همه چیز کاری از رجب محمدین سینما برای او آغاز شد.
    از مجموعه*های تلویزیونی او که در اذهان مانده است، ترانه مادری، دردسر والدین، آپارتمان و رعنا و در وادی سینما ، هم همسر دلخواه من، ازدواج صورتی، ازدواج به سبک ایرانی، غزال، جنگ نفتکش*ها و تلفن می*توان اشاره کرد.
    فاطمه گودرزی از جمله بازیگرانی است که همیشه از حاشیه فاصله گرفته و کمتر گفت و گو می*کند.
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  11. #3341
    T!NA

     

    پیشکسوت کوچولو
    كوچولو ماندگار(آخر کوچولو)

    تاریخ عضویت
    January 2012
    نوشته ها
    14,866
    6,108
    6,699

    پیش فرض

    آزاده نامداری و فرزاد حسنی چرا از هم جدا شدند؟

    مجله سیب سبز: هنوز آزاده نامداری و فرزاد حسنی شمع یک سالگی ازدواج*شان را فوت نکرده بودند که خبر طلاق*شان در محافل پیچید. این دو چهره تلویزیونی که مثل چهره*های دیگر مورد توجه رسانه*ها و مخاطبان*شان بودند، روزهای اول با اشتیاق در مورد عشق*شان مصاحبه می*کردند و با خبرنگاران گپ می*زدند. هنوز مدت زیادی از مصاحبه*های متعددشان نگذشته بود که خبر طلاق*ش ان نقل محافل رسانه*ای شد. این بار آزاده نامداری پیشقدم شد و در مصاحبه*ای تلویحا شایعات گفته شده را به خبر داغ روز تبدیل کرد.
    فرزاد حسنی مدت*هاست با مطبوعات مصاحبه نکرده و خلاف همسر سابقش سکوت اختیار کرده است اما آزاده نامداری با روزنامه*ها و مجلات مصاحبه*های متعددی داشته و به قول خودش در مورد کار، فلسفه، عشق، دنیا و همه چیز حرف زده است. آنچه در مورد زندگی مشترک کوتاه این دو مجری در مصاحبه*های*شان منعکس شده را با هرایر دانلیان، روانشناس و زوج*درمانگر در میان گذاشتیم. حرف*های آزاده نامداری در مورد زندگی خصوصی و باورهایش و تحلیل این روانشناس از گفته*های او را در ادامه می*خوانید.
    آزاده نامداری و فرزاد حسنی در روزهای اول ازدواج*شان، دعوت ما را پذیرفتند. نامداری در این مصاحبه گفت: «من یک خودخواهی دارم؛ برای من مهم نیست که یک نفر چقدر دوستم دارد بلکه برای من مهم است که خودم چقدر کسی را دوست دارم. اصلا حاضر نیستم این امتیاز را به شخصی بدهم که کنارش باشم چون او مرا دوست دارد و از اینکه با کسی است که دوستش دارد، لذت ببرد اما من نصف او لذت ببرم.»
    نظر کارشناس سیب سبز: خودخواهی الزاما صفت ناپسندی نیست. در مراحل رشد، انسان از خودخواهی است که به دگرخواهی می*رسد. کودک در دنیای خودش وقتی چیزی بخواهد، دیگر ملاحظه نمی*کند که پدر و مادر پولش را دارند یا نه. نمی*تواند فکر و تحلیل کند که آیا چیزی که می*خواهد به نفعش هست یا نه. هر قدر هم بزرگ*تر در این باره حرف بزند، فایده*ای ندارد چون در آن مرحله از رشد، بیش از این مقدار توقع نمی*رود اما به مرور و در مراحل بعدی رشد، انسان قدرت تحلیل پیدا می*کند. در بزرگسالی هم مواقعی خودخواهی باعث نجات فرد می*شود.
    اگر واقع*بینانه به مسئله ازدواج نگاه کنیم، می*بینیم بر پایه منفعت*طلبی ذاتی انسان بنا می*شود؛ یعنی به طور طبیعی مرد و زن به کسی علاقه*مند می*شوند که بتواند از عهده تامین نیازهای اصلی آنها برآید. برای زن و مرد یافتن چنین کسی، با یکسری هیجانات شدید همراه است که به اشتباه آن را عشق تلقی می*کنند. ممکن است بعد از بین رفتن هیجانات یک کدام از طرفین ببیند احساس قبلی*اش واقعی نبوده است و از این نظر احساس خسران به او دست بدهد؛ چرا که مدام فکر می*کند طرف مقابلش خوشبخت*تر است.
    او عاشق حقیقت من شد
    چند ماه بعد در برنامه «زنده*باد زندگی» این زوج در هم کنار قرار گرفتند. نامداری در مقابل دوربین گفت: «مشابهت*های ما خیلی زیاد بود. برای من تفکر مشترک خیلی اهمیت داشت.» او گفته بود: «من آن آزاده نامداری که تصور بیرونی مردم است، نیستم. تصور بیرونی این است که من خیلی شیطونم و زیاد حرف می*زنم اما من آدم آرام*تری هستم. فرزاد با حقیقت من ازدواج کرده است نه تصویر بیرونی*ام.»
    نظر کارشناس سیب سبز: در جامعه امروز ما جوان*ها به ازدواج یک دید تخیلی و غیر واقعی دارند که معمولا بعد از ازدواج اصلاح می*شود و آسیب*هایی را با خود به دنبال می*آورد. مثال بارزش آشنا شدن با کسی است که به هر دلیلی به نظر جذاب می*رسد. درست در این مقطع باید احساسات مدیریت و یک تصمیم عاقلانه اخذ شود. رابطه جدی مشترک اگرچه شاید در شروع برحسب تصادف پیش بیاید اما یک تصادف صرف نیست بلکه دوطرف باید بر اساس گفت*وگو و شناخت همه*جانبه به یک سناریوی مشترک دست پیدا کنند. تفکر مشترک در ازدواج مهم است ولی در مواقعی اگر زن و شوهر مکمل هم باشند، زندگی خوب پیش می*رود. هوشمندی در این است که طرفین تشخیص بدهند کجا چطور عمل کنند.
    من فقط یک مجری هستم
    نامداری در مصاحبه بعد از جدایی*اش با روزنامه صبا که واکنش*های زیادی را همراه داشت به صحبت*هایی که در مورد حضورش در ویژه*برنامه عید در کنار فرزاد حسنی مطرح می*شد، این*طور پاسخ داد: «قبل از اینکه همسر کسی باشم، مجری تلویزیون هستم. کارم را دوست دارم و دوست دارم تجربیات خوبم را تکرار کنم. من سه سال مجری سال تحویل بودم، سال اول با جعفر خسروی، سال دوم با احسان علیخانی و سال سوم با فرزاد حسنی. حالا ممکن است حالت خوب باشد و برنامه خوب شود، ممکن هم هست که حالت بد باشد و برنامه بد شود.» او پیش از این مصاحبه و در ماه*های اولیه زندگی*شان در یک برنامه تلویزیونی گفته بود: «می*خواهم همه*چیز صادقانه باشد. یک دهه زندگی نکرده*ایم که خیلی تجربه داشته باشیم. به نظر من دو تا آدم باید با هم رفیق بمانند و به همین خاطر نباید «من» شان خیلی بزرگ باشد. وقتی «من» بزرگ باشد به اشتراک رسیدن با یک آدم سخت است. کابوس من این است که یک روز احساس کنم مهم شده*ام و همه فلش*ها به سمت من برمی*گردد. الان یک مایی تشکیل شده و دیگر «من» مهم نیست.»
    نظر کارشناس سیب سبز: هیچ رابطه*ای بدون تنش قابل تصور نیست. هر رابطه*ای تنش*های خاص خودش را دارد و این روش برخورد با تنش*هاست که موفقیت یا شکست یک رابطه را می*سازد. یکی از تنش*های طبیعی، جنگ بر سر قدرت است حتی در رابطه مادر و کودک رقابتی هست بر سر در دست گرفتن قدرت. طبیعتا انتظار می*رود مادر بتواند اوضاع را تحت کنترل دربیاورد چون اگر این اتفاق نیفتد، کودک مادر را کنترل می*کند که دردسرساز است. در ارتباط دو انسان بالغ اوضاع کمی فرق می*کند. اگر هر دو طرف خودخواه باشند و هیچ کدام حاضر نشوند کوتاه بیایند، آن وقت اختلاف پیش می*آید. وقتی یکی از طرفین قدرت را در دست بگیرد و از خودش انعطاف نشان ندهد، آرامش از زندگی مشترک رخت برمی*بندد. اگر قبلا زن و شوهر سر موضوعات مختلف به توافق نسبی برسند، یک جاهایی زن کوتاه می*آید و یک جاهایی مرد و دیگر نزاع*های بی*مورد شکل نمی*گیرد.
    ثبات را دوست ندارم
    تصویری که رسانه*ها از این زوج نشان می*دادند، از شباهت*های*شان حکایت می*کرد اما به هر دلیلی آنها مجبور به بستن پرونده زندگی مشترک*شان شدند. نامداری اوایل ازدواج*شان در مصاحبه*ای گفته بود: «تکیه بر من، تکیه بر باد است. من حضور واقعی در زندگی هیچ کسی ندارم. وقتی زندگی خودم را با زندگی مثلا خواهرم مقایسه می*کنم، می*بینم که بله، من زندگی نرمالی ندارم و آدم*های کمی هستند که این مدل زندگی و شخصیت را درک کنند. هر چیزی را غیرمنتظره دوست دارم.»
    نظر کارشناس سیب سبز: ثبات داشتن یا ثبات نداشتن مسئله این نیست! نمی*توانیم بگوییم ثبات خوب است یا بد است. این ویژگی در کنار سایر ویژگی*های فردی و اجتماعی معنا پیدا می*کند؛ مثلا کسی تصادف شدیدی کرده و به کما رفته است. درباره*اش می*گویند به کما رفته و از اینکه فوت نکرده است، خوشحال هستند اما یک ماه بعد در کما بودن دیگر نشانه خوبی محسوب نمی*شود و نوعی پسرفت است چون شرایط فرق کرده و تعریف از کما هم تغییر می*کند. بعضی افراد ثبات را دوست ندارند. اینکه ثبات را دوست ندارند یعنی از ثبات می*ترسند ولی زندگی*شان در مسیر طبیعی پیش می*رود؛ یعنی این مسئله باعث نشده روابط شخصی، شغلی و اجتماعی فرد دچار مشکل شود.
    اشتباه می*کنم
    نامداری که در مصاحبه با روزنامه صبا حالش را چیزی بین خوب و بد تصویر کرده بود، گفت: «کاراکتری دارم که اشتباه کردم و اشتباه زیاد می*کنم و متاسفانه فعل خواهم کرد را هم می*توان به آن اضافه کرد. چون اشتباه کردن را جزو حقوقم می*دانم. من اشتباه می*کنم و می*گویم دوست داشتم که این کار را انجام دهم، می*خواستم ببینم چه جوری است! در علم روانشناسی به این جور آدم*ها می*گویند فلانی آدم «های ریسک»ی است و من هم جزو همین دسته هستم. دویدن، نشستن، شکست خوردن و دوباره پاشدن جزئی از زندگی من است.»
    نظر کارشناس سیب سبز: مفهوم ریسک کردن خودش به تنهایی یعنی به استقبال خطر رفتن و پذیرش خطر. حالا وقتی با صفت* «های» همراه باشد می*شود زیاد با خطر دست و پنجه نرم کردن. کسانی که روحیه خطرپذیری بالایی دارند باید بیش از بقیه مراقب خودشان باشند چون این ریسک کردن*ها یا
    به نفع*شان تمام می*شود یا به ضررشان پس در زندگی یا خیلی اشتباه می*کنند و خیلی شکست می*خورند یا خیلی موفق می*شوند. آدم*های خلاق معمولا بیش از بقیه به دل خطر می*زنند. اینها همان گروه دوم هستند اما از آن جایی که شکست خوردن تبعات روحی فراوانی دارد، گروه اول باید چاره*ای بیندیشند. در مجموع خود فرد می*تواند زندگی و حالش را بررسی کند و بفهمد به کدام گروه تعلق بیشتری دارد.
    نمی*توانم بگویم دوستت دارم
    باز هم می*خواهیم به مصاحبه*های این زوج در روزهای اول ازدواج*شان بازگردیم. مصاحبه*ای که آزاده نامداری در آن گفته بود: «هیچ وقت شجاعت این را نداشته*ام نفر اول باشم که به کسی بگویم دوستت دارم. متاسفانه روابط عمومی خوبی هم ندارم. به*طور کل سختم است با کسی که برای اولین*بار می*بینم، شروع به حرف زدن کنم. شاید عجیب باشد اما من برخلاف خیلی از دوست*های مجری*ام، اصلا نقل مجلس نیستم و اصولا جایی ساکت می*نشینم و به آدم*ها نگاه می*کنم تا یخم آب شود.»
    نظر کارشناس سیب سبز: انسان یک موجود اجتماعی است و خواسته یا ناخواسته روابط متعددی را در زندگی تجربه می*کند. بعضی از روابط انتخابی نیستند؛ مثلا روابط خانوادگی به طور طبیعی ایجاد می*شود و کسی پدر و مادر و خواهر و برادرش را انتخاب نمی*کند اما سایر روابط براساس انتخاب*های فردی شکل می*گیرد. دوستان، همکاران و شریک زندگی را خود فرد انتخاب می*کند. بعضی*ها نمی*توانند روابط اجتماعی*شان را درست تنظیم کنند که دلایل مختلفی برایش وجود دارد. از جمله دلایل شایع این است که فرد اعتماد به نفس کافی ندارد. در این صورت باید عواملی را که در کاهش اعتماد به نفس موثر هستند، شناسایی کنیم و بعد راه*حل متناسب با آن را در پیش بگیریم.
    می*ترسم
    «آدمی هستم که 90 درصد زندگی*اش خودش هست و 10 درصد زندگی*اش کس دیگری.» این ادعایی است که آزاده نامداری در دوران مجردی*اش مطرح کرده بود. او در مصاحبه*ای که در سال 1391 داشت، گفته بود: «من خیلی آدم ترسویی هستم برای اینکه به کسی بگویم دوستت دارم و همین باعث شده که این عشق در من ذخیره شود. من هیچ*وقت شجاعت این را نداشته*ام نفر اول باشم که به کسی می*گویم دوستت دارم. متاسفانه روابط عمومی خوبی ندارم.»
    نظر کارشناس سیب سبز: به طور طبیعی در زندگی هر کسی پیش می*آید که نسبت به کسی از جنس مخالف گرایش پیدا کند. حالا ممکن است این احساس خوش آمدن از کسی مورد جدی*ای نباشد ولی به هر حال بخشی از داستان را طبیعت و هورمون*ها رقم می*زنند. بعضی*ها چنین تجربه*هایی ندارند. یعنی خیلی به*ندرت پیش می*آید که از کسی (جنس مخالف) خوش*شان بیاید یا _ به تعبیر عام _ عاشق شوند. بخشی از این مسئله شاید به این برگردد که فرد در زندگی*اش با آدم*های مناسب و دلخواه برخورد نکرده است یا کمتر برخورد کرده است اما ممکن است مشکل در طرز تفکر شخص به مسائل باشد. در هر صورت مسئله مهمی است و باید بررسی شود چون وقتی این احساسات طبیعی ضبط می*شوند ممکن است یک دفعه برای یک فرد خاص آزاد شوند.
    در قبل گفتیم فرد ناخودآگاه جذب کسی می*شود که بتواند به نیازهایش پاسخ بدهد. وقتی این نیازها قرار باشد همه توسط یک نفر برطرف شوند، در روند رابطه مشکل ایجاد می*شود.
    مسئولیتش را می*پذیرم
    مصاحبه نامداری با روزنامه صبا بیشتر از هر چیزی مواضعش در مورد ازدواج و جدایی را روشن کرد. او گفته بود: «آزاده نامداری که الان روبه*روی تو نشسته قطعا زندگی*اش آبستن یک اتفاق بوده و هر جوری هم که مدیریت کرده نتوانسته جلوی منظر بیرونی این اتفاق را بگیرد اما من اصلا سعی نمی*کنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش فرد دیگری بوده. من می*خواهم بگویم این اتفاق می*تواند در زندگی هرکسی بیفتد. آدم*ها می*توانند خیلی خوب باشند ولی برای*شان اتفاقات تلخ بیفتد. عکسش هم صادق است ولی در کل من معتقدم باید مسئولیت اتفاقی را که افتاده، بپذیریم. من مسئولیتش را بر عهده می*گیرم. من همانم، همان آزاده نامداری سابق. فقط یک کم بزرگ*تر شده*ام و بیشتر می*دانم و بیشتر می*فهمم.»
    نظر کارشناس سیب سبز: در زندگی هر کسی اتفاقات مهم زیادی رخ می*دهد. فارغ از اینکه چه عواملی باعث وقوع*شان شده باشد، نحوه مقابله و حل مشکل ادامه راه را برای شخص سخت یا آسان می*سازد. طلاق یا هر نوع شکستی در رابطه ممکن است اتفاق بیفتد اما این سؤال ایجاد می*شود که چرا چنین شد؟ برای رسیدن به جواب صداقت لازم است. هر کسی باید سهم خودش را در هر اتفاقی بپذیرد. اگر چنین شد، مطمئنا بعدا می*نشیند فکر می*کند که در آینده چطور جلوی تکرار این اشتباه را بگیرد. اما در ادامه طبیعی است که هر کسی راه خودش را پیدا کند و به زندگی ادامه دهد.
    هیچ فرمولی وجود ندارد که دوره نقاهت پس از شکست عاطفی را تعیین کند؛ سه هفته باشد، سه ماه یا سه سال. بستگی به خود فرد دارد. در گذشته اگر طرفین با هم نمی*ساختند، به شیوه بسوز و بساز تا آخر عمر زندگی را هر طوری بود ادامه می*دادند حتی اگر از همدیگر متنفر بودند، باز کسی اسم جدایی را به زبان نمی*آورد چون جرات نداشت خودش را مورد قضاوت دیگران قرار بدهد. نگاه جامعه دید خوبی به این مسئله نداشت. اما امروز دیگر این*طور نیست. اگر طرفین واقعا ببینند که از زندگی در کنار هم لذت نمی*برند و نمی*توانند زندگی مشترک را ادامه بدهند، آن وقت جدا شدن شهامت می*خواهد. البته این به شرطی است که دلایل جدایی واقعی و منطقی باشند در غیر این صورت نه*تنها تصمیم سازنده*ای نخواهد بود بلکه به آسیب*ها دامن خواهد زد.
    در این یک سال و اندی بر آزاده نامداری چه گذشت؟
    در ماه سوم سال 92، آزاده نامداری و فرزاد حسنی که پیش از این به عنوان دو مجری در کنار هم دیده شده بودند، خبر ازدواج*شان را علنی می*کنند. «خانومی که شما باشید …. یه قبله پشت چشماته….. که مغناطیس رد کرده….. تو احساسی بهم میدی….شبیه غیرت تختی …» این بخشی از شعری بود که فرزاد حسنی در مقابل دوربین*های برنامه«صبحی دیگر» به همسرش تقدیم کرد.آزاده نامداری همان روزهای اول ازدواج هم اهل مصاحبه کردن بود.
    به خبرنگاران مطبوعاتی نه نمی*گفت و قصه عشق*شان را شجاعانه به زبان می*آورد. اسفندماه 92 بود که خبر طلاق*شان که علنی اعلام نشده بود در محافل گوش به گوش می*پیچید اما حضورشان در ویژه*برنامه نوروز 93 در کنار هم تا اندازه*ای به این شایعات پایان داد.فرزاد حسنی در ماه*های بعد از طلاق میلی به گپ زدن با رسانه*ها در مورد زندگی خصوصی*اش نداشت اما آزاده نامداری کمی با مطبوعات خودمانی شد و از حرف*هایی که به قول خودش در مورد موضوع طلاق*شان گفته نشده بود و تنها نگاهش به زندگی را روشن کرده بود، حاشیه*های بسیاری بیرون آمد.
    آزاده نامداری در واکنش به انتقادات ازمصاحبه اش با صبا گفت در این مصاحبه*ها کلمه «طلاق» را به زبان نیاورده و توضیح داد:«من یک زن کاملا سنتی ایرانی هستم و در مرام و ادبیات خودم و خانواده*ام نیست که بروم جار بزنم «من جدا شده*ام.»
    ایــن روزها

    دلتنگـــم !

    باور کن این یــکی دیگر شــعر نیست !!

  12. 1
  13. #3342
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    سهراب پورناظری در گفت*وگو با تسنیم مطرح کرد:«آرایش غلیظ» دیوانگی*های خاص خودش را دارد/ آیا مسئولان سازهای ایرانی را به نام ما ثبت کرده**اند؟

    خبرگزاری تسنیم: سهراب پورناظری آهنگساز و نوازنده موسیقی ایرانی این روزها در فضای فرهنگی کشور بسیار فعال است. از یک سو کنسرت*هایی را در تهران و شهرستان ها برگزار کرده و از سوی دیگر با آهنگسازی موسیقی فیلم «آرایش غلیظ» در عرصه سینما حضور دارد.


    نسخه قابل چاپ
    خبرگزاری تسنیم - سهراب پورناظری تا کنون علاوه بر آهنگسازی و نوازندگی در موسیقی ایرانی، در زمینه موسیقی فیلم هم فعالیت*های بسیاری داشته است. یکی از مهم*ترین و ماندگار*ترین آثار او در این زمینه موسیقی متن سریال «وضعیت سفید» بود که در نوع خود کاری نو و پرانرژی محسوب می*شد. پورناظریِ جوان این بار هم با اثری پر انرژی به دنیای موسیقی فیلم آمده است. این بار اما سینما و این بار با همراهی همایون شجریان. سهراب پورناظری برای فیلم «آرایش غلیظ» موسیقی ساخت و خواندن تیتراژ پایانی این فیلم را به همایون شجریان سپرد. شجریان جوان هم با جسارت این قطعه را خواند. جالب اینکه در ساخت تیتراژ پایانی فیلم «آرایش غلیظ» سازهایی مانند گیتار الکتریک هم نواخته شده و فضای موسیقی نزدیک به موسیقی «راک» است. با این حال پورناظری این قطعه را ساخت و شجریان هم خواند و سروصدای بسیاری هم به پا کرد. خیلی*ها هم انتقاد کردند که نسل جوان موسیقی ایرانی دارد راه درستی را در پیش نگرفته*اند. اکنون فیلم «آرایش غلیظ» بر روی پرده سینماهاست. برای آشنایی بیشتر با چگونگی شکل گیری موسیقی فیلم «آرایش غلیظ» پای صحبت*های سهراب پورناظری نشستیم. در این گفت*وگو درباره مسائل دیگری مانند؛ خانه موسیقی، اوضاع کنونی موسیقی، واکنش به آثار تازه در موسیقی، کپی رایت و تفکیک جنسیتی در کنسرت*ها با پورناظری صحبت کردیم.
    تسنیم: فیلم سینمایی «آرایش غلیظ» سرشار از انرژی است. شما در ساخت موسیقی متن این فیلم چه کردید تا انرژی فیلم حمید نعمت الله در موسیقی شما هم جاری باشد؟
    تم*هایی که برای این فیلم در نظر گرفته شده همراه با تصاویر است و سعی کردیم از ساز بندی و فضاهای پرشکوه تری در این فیلم استفاده کنیم، به طورکلی سعی شده است که در ساخت موسیقی کاملا فضای فیلم در نظر گرفته شود و محدودیت ساز هم اصلا نداشتیم برای همین فکر می*کنم به آنچه که باید نزدیک شده*ایم.
    تسنیم: برای ساخت موسیقی این فیلم، فیلمنامه را خوانده بودید؟
    نه، من فیلمنامه را نخوانده بودم. «آرایش غلیظ» فیلمنامه محور نیست و داستانش گره*های عجیب ندارد. کلا فیلم*های حمید نعمت الله اینگونه نیست و این فیلم مجموعه تصاویری است که به نظر من جالب است و دیوانگی*های خاص خودش را دارد.
    تسنیم: در کار آهنگسازی برای فیلم ترجیح می*دهید که ابتدا فیلم نامه را بخوانید و بعد آرام آرام با روند ساخت فیلم پیش بروید؟
    در کارهای دیگرم در زمینه موسیقی فیلم همین مسیری که شما گفتید را طی می*کنم، تجربه ششم یا هفتم است که همینطور پله پله طی شده است.
    تسنیم: طی این مدت و پس از شنیده شدن موسیقی فیلم «آرایش غلیظ»، به خصوص شنیده شدن تصنیف پایانی این فیلم که همایون شجریان آن را خوانده، اعتراض*های بسیاری نسبت به این موسیقی شکل گرفت. نظرتان درباره این اعتراض*ها چیست؟
    این دوستان با این میزان از خشم و تعصب، پدیده*ای جدید در موسیقی هستند. در گذشته اینطور نبوده است. من فکر می*کنم این معترضان بخشی از آن جناح*هایی هستند که خودشان درگیر کار موسیقی هستند و ایدئولوژی خاص خودشان را دارند که هر حرکتی را، جز حرکت خودشان برنمی تابند. وجود این معترضان کلا پدیده*ای است که یک دوره زمانی را طی می*کند و از شانس خوب یا بدِ ما به زمان ما خورده است. البته هیچ ابایی هم نیست و ما تا اخرش هستیم.
    تسنیم: این مسئله مربوط به منتقدان موسیقی می*شود؟
    بحث انتقاد نیست! من دوستانی داشتم که منتقد کار*هایم بودند که خیلی هم از ان*ها ممنون هستم اما وقتی یک کاری هنوز منتشر نشده است، جریانی علیه آن اثر شکل می*گیرد. خُب آدم به فکر فرو می*رود که بداند داستان از چه قرار است.
    تسنیم: یعنی یک سری از جریان*ها از پیش تعیین شده است؟
    طبیعتا بله، هرچه که یک کار مخاطبش بیشتر می*شود به نسبت موفق*تر و به اهدافش نزیک می*شود و هرچه اشلش بزرگ*تر می*شود این پیش آمد*ها هم به وجود می*آید ولی کلا جریان سالمی نیست، مریض است. من اصلا با نقد کار ندارم همیشه نقد بوده است، هرکسی که تعریف می*کند ممکن است گاهی هم نقد کند.
    تسنیم: در آخرین اجرای صحنه*ای شما که در کنار همایون شجریان به روی صحنه رفتید، یک از خبرگزاری*ها نقدی در رابطه با کنسرت «چرا رفتی» نوشته بود که همایون شجریان در یکی از شب*های اجرا به این نقد اشاره کرده و آن را غیرمنصفانه خوانده بود. در صورتی که این نقد بیشتر نگاهی تکنیکی داشت.
    اینطور نیست که شما نقطه مثبتی در یک کنسرت نبینید. هیچ کنسرتی وجود ندارد که نقطه مثبتی نداشته باشد. در این استاندارد که همایون شجریان روی صحنه است، مگر می*شود هیچ اتفاقات مثبتی پیش نیاید. اینکه خبرنگار یا منتقد سیاه یا سفید باشد این ایراد از طرف اوست، مگر می*شود که چیزی به صورت مطلق خوب یا بد باشد؟!
    مخاطبان بخش*هایی از کنسرت را دوست داشتند و از آن استقبال کردند، اما واقعیت این است که کنسرت با آلبوم تفاوت داشت.
    این طبیعی است و هرشب که شما به کنسرت بیایید یک داستان در آنجا پیش می*آید. این*ها به آن سن برنمی*گردد آنجا سالن وزارت کشور است نه یک سالن استاندارد در سانفرانسیسکو. ظرفیت امکانات ما این است و به نظرم هنر است که بتوان حتی 50 درصد از کار را به درستی اجرا کرد. اما با این حال یک شب*هایی به نظرم** همان چیزی که در آلبوم بود اجرا شد و حتی شاید برخی از قطعه*ها پرشور*تر هم اجرا شد. ولی شب به شب اجرا در سالن وزارت کشور فرق می*کرد و ما هم بهتر از هرکسی می*دانستیم که در آلبوم چه کرده*ایم و آیا این اجرا*ها شبیه به آلبوم بود یا نه. کلا کار استودیو یک چیز دیگری است و نمی*شود عین کار استودیو را در صحنه انجام داد چون جنس کار استودیو متفاوت از کنسرت است. پتانسیل ما در نور، صدا، صحنه و به طور کلی ظرفیت ما دراینجا این شکلی است و بهتر از این نمی*شود. دوستان اگر انتقادی برای مثال از صدا دارند باید بروند به سالن ایراد بگیرند و یا اگر انتقادی از سالن دارند باید بروند و از وزیر ارشاد ایراد بگیرند. کاری از دست ما در این رابطه ساخته نیست. چه باید کرد؟ اجازه کنسرت در فضای باز هم که به ما نمی*دهند. شب*هایی در کنسرت شده است که اصلا سرم را بالا نگرفته*ام و کاملا درگیر این بودم که چه اتفاقاتی به لحاظ صدا در سالن در حال رخ دادن است. اگر البوم استاندارد است به خاطر این است که نوازنده*ها استاندارد نواخته*اند و خواننده هم استاندارد خوانده است؛ ولی بر روی صحنه اتفاقاتی که در آنطرف می*افتد دست ما نیست و فعلا هم وضعیت همین خواهد بود.
    موسیقی که شما برای «آرایش غلیظ» طراحی کردید به نظر می*رسد که می*تواند ارتباط خوبی با نسل امروز و جوان*ها برقرار کند. به نظر شما استقبال از این فیلم چه طور خواهد بود؟
    من خیلی در این مورد صاحب نظر نیستم اما به نظر من فیلم «آرایش غلیظ» فیلمی تخصصی است و فیلم عامه پسندی نخواهد بود. من خودم مخاطب عام هستم و زیاد در بحث*های تخصصی سینما نیستم. یعنی دوست دارم فیلم داستان محور باشد و فکر می*کنم که فیلم «آرایش غلیظ» فیلم خاص پسندی است.
    حضور شما و آقای شجریان در دیده شدن فیلم می*تواند تاثیرداشته باشد؟
    به هرحال تاثیر دارد ولی من نمی*دانم یک فیلم چقدر باید فروش داشته باشد تا بتوان آن را در فروش موفق نامید. بر همین اساس در تبلیغات فیلم از اسم همایون شجریان و در یک جاهایی هم اسم من استفاده شده است که امیدوارم موثر باشد.
    شما آلبوم موسیقی «آرایش غلیظ» را پیش از اکران فیلم منتشر می*کنید. در واقع موسیقی فیلم را لو می*دهید. این باعث نمی*شود که مخاطبان با شنیدن موسیقی فیلم کمتر به سراغ فیلم بروند؟
    سوالی از شما دارم؛ اگر امروز فیلم «آرایش غلیظ» روی پرده باشد فردا ضبط دستی آن در اینترنت هست یا نیست؟ اگر کسی باشد که تضمین دهد تا نسخه*ای از فیلم کپی نشود، من هم حاضرم آلبوم آن را یک سال بعد منتشر کنم..
    اگر قانون کپی رایت در کشور ما اجرا می*شد، شما حاضر بودید بعد از اکران فیلم آلبوم خود را منتشر کنید؟
    بله. چرا که نه. در کل فیلم*هایی که در 15 سال اخیر ساخته شده است به نظرم این فیلم موسیقی خاصی دارد. نه اینکه موسیقی آن ویژه باشد بلکه این موسیقی فیلم بیشتر از موسیقی فیلم*هایی که تا کنون ساخته شده، ممکن است مخاطب داشته باشد، به همین دلیل هم شرایطش ویژه است. از چرخه اقتصادی سینما همه ما خبر داریم، به همین علت من نمی*توانم توقع داشته باشم که تهیه کننده به من بگوید این دستمزد شما و آقای شجریان و این هم دستمزد نوازنده*های بین المللی شما، پس موسیقیتان را به ما بدهید، چون تهیه کننده به اندازه کافی زیر بار مسائل مالی هست و درگیر این مسائل می*شود که آیا فیلم می*فروشد یا نه؟! برای همین من خواستم که با این کار و در این شرایط بدِ اقتصادی سینمای کشور کمکی به آن*ها بکنم. آقای نعمت الله از دوستان من است اما من نمی*توانم از خودم و نوازنده*ام مایه بگذارم برای اینکه فیلم فروش بیشتری داشته باشد، بله اگر قانون کپی رایت داشتیم مسئله طور دیگری می*شد. اما قطعا اگر امروز فیلم روی پرده سینما به نمایش دربیاید فردا کپی موسیقی در اینترنت در دسترس همه قرار خواهد گرفت و در چنین شرایطی قطعا ما ضرر خواهیم کرد و مخاطبانمان را از دست می*دادیم.
    در یک سال گذشته موارد بسیاری در بهتر کردن اوضاع موسیقی بیان شده است. شما به عنوان آهنگساز و نوازندهٔ موسیقی ایرانی چه انتظاری برای پیشرفت و بهتر شدن اوضاع موسیقی دارید؟
    در تمام شهرهای کشور و در تهران سالن مجهز موسیقی بسازند، بحث کپی رایت را حل کنند، تکلیف موسیقی و فقه را روشن کنند، موسیقی نواحی را تقویت کنند، بستر مناسبی برای هنرمندان جوانی که باید دیده شوند، فراهم کنند، موسیقی را به کشورهای دیگر صادر کند. این همه پتانسیل فرهنگی در کشور وجود دارد گفتند باید صادرات فرهنگی داشته باشیم، بله به حرف من هم می*گویم باید داشته باشیم و موزیسن ما باید بروند و در نقاط مختلف دنیا اجراهایی داشته باشند. اما کسی که می*رود من نوعی هستم که با کمک یک کمپانی خارجی این کار را می*کنم و این وسط کس دیگری دیده نمی*شود. کسانی مانند من هر چه که به دست آورده*ایم را مدیون تلاش خودمان هستیم. ما کشوری نیستیم که مانند کشور آذربایجان اُپرای پاریس را یک ماه بگیریم و در اختیار هنرمندانمان قرار دهیم تا بروند موسیقی ایرانی را به اسم خوشان در آنجا ثبت کنند. آیا مسئولان ما توانسته*اند تار و کمانچه، سنتور، تنبور، دوتار را به نام ایران ثبت کنند؟ آیا این وظیفه را دارند یا خیر؟
    بحث دیگری که در یک سال گذشته مطرح شده** همان صادرات موسیقی است. به نظر شما شیوه صادرات موسیقی ایرانی به دنیا چگونه باید باشد؟
    من در مراسم رونمایی آلبوم «نه فرشته*ام، نه شیطان» هم این انتقاد را کردم و گفتم چه شد؟ چند ماه از این قضیه گذشت ولی هنوز اتفاقی نیافتاده است. شیوه*اش این است کسانی که کنسرت*های بسیاری در معتبر*ترین سالن*های دنیا برگزار کرده*اند را دعوت کنند دور یک میز و با آن*ها همفکری و مشورت کنند و بگویند برای صادرات فرهنگ چه کار باید کرد. مگر دوستان دولتی از صادرات فرهنگ چه می*دانند؟!
    در کنسرتی که شما در کرمان برگزار کردید مشکلی از لحاظ حضور نوازنده*های خانم برایتان به وجود نیامد؟
    هیچ مشکلی نبود. مسئولان کرمان هم خیلی همکاری کردند. فقط آنجا ما یک سالن خوب نداشتیم، یک تیم صدای خوب نداشتیم. چیزهایی که باید یک نهاد دولتی برایمان تعیین می*کرد نبود و ما از این لحاظ ضربه خوردیم وگرنه همه چیز خیلی خوب برگزار شد.
    تفکیک جنسیتی چطور؟
    نه جایی که از این خبر*ها باشد من ساز دست نمی*گیرم. به نظر من نباید دامن زد به این قضیه، اگر دامن بزنیم دوباره یادشان می*افتد و فکر می*کنند که مسئله مهمی است. ضمن اینکه این مسئله برای مسئولان دولتی حل شده است. به نظرم از اساس مردود است.
    شما قطعه «مردان خدا» از ساخته*های قدیمی پدرتان را درکنسرت «چرا رفتی» با صدای همایون شجریان اجرا کردید. در کنسرت*های بعدی هم از این کار*ها می*کنید؟
    راستش را بخواهید به کنسرت بعدی فکر نکردم. 5 اثر صوتی و تصویری در دست دارم که که باید منتشر کنم و می*خواهم تمام تمرکز خودم را روی آن*ها بگذارم وشاید چندسالی از اجرای صحنه*ای فاصله بگیرم. خسته هستم و می*خواهم دوسالی بروم و کمی آذوقه ذهنی*ام را بیشتر کنم. چون کار اجرایی موسیقی در این کشور هر روزش ادم را دو ماه پیر می*کند.
    نسبت به کارهای گذشته گروه «شمس» و آن*هایی که پدرتان آهنگسازشان بوده است چه دیدی دارید؟ آیا تصمیم برای بازسازی این آثار دارید؟
    فکر می*کنم برای بازسازی آلبوم*ها کمی زود است. پدر و خود ما هنوز داریم کارهای جدیدی انجام می*دهیم اما برای آینده این فکر خوبی است، البته در کنسرت گروه شمس یک سری از کار*هایمان را به عنوان یک تصنیف خاطره انگیز انجام دادیم. اما اینکه بخواهیم کار*ها را عینا بازسازی کنیم چنین تصمیمی نداریم چون فعلا تقویم کار*هایمان شلوغ است. می*خواهیم همین کنسرت «چرا رفتی» را به اروپا و امریکا ببریم و این خود زمان زیادی از ما می*گیرد. هنرمند نیاز به آرامش دارد، نیاز به تمرکز درکار دارد. من خودم در این سال*ها فعالیت*هایی داشتم، طهمورس کارهایی کرده که باید کنارش می*بودم، گروه شمس هم فعالیت*هایی داشته است. واقعا دیگر کشش ندارم و می*خواهم کارهای باقی مانده رابه یک سرانجامی برسانم و بروم کمی با خودم خلوت کنم و ببینم که در دهه چهارم زندگیم می*خواهم به چه اهدافی برسم. این دهه فرق دارد و باید سنجیده*تر عمل کنم و می*خواهم روی کار*هایم و به دور از هیاهوی تهران تمرکز کنم.
    دهه چهارم زندگی هر هنرمندی معمولا اوج کار هنری اوست.
    قطعا همین است. وقتی روی سن می*روی و ساز می*زنی مردم عکس العمل نشان می*دهند. اما اگر من 10 سال همین کار را روی سن بیاورم بازهم مردم عکس العمل نشان می*دهند؟! قطعا نه! اگر امروز آلبوم «گل صدبرگ» بیرون بیاید** همان بازخورد قدیمی خود را دارد؟ آدم باید مرد زمان خویش باشد. «آرایش غلیظ» و کارهایی از این دست فرع کارهای ما است. اصل کار ما تمرکز بر ساز و نوازندگی است که هیاهوی تهران آرامش را بر ما گرفته است که گریزی هم نیست. اما الان دست نگه می*داریم. مولوی می*گوید: اندکی این مثنوی تاخیر شد / فرصتی باید که تا خون شیر شد
    ما هم باید این فرصت را به خود بدهیم از این تنش و این همه مصیبتی که می*کشیم** رها شویم. آدمی که می*خواهد در این مملکت استاندارد باشد پوستش کنده است.
    شما عضو شورای اجرایی مشورتی خانه موسیقی هستید و امسال هم در جشن خانه موسیقی، جشنواره موسیقی تهران را برگزار کردید. درباره چگونگی تشکیل این شورا و جشنواره موسیقی تهران هم برایمان توضیح بدهید.
    ما این شورا را در منزل تشکیل می*دادیم، سپس با خانه موسیقی تعاملاتی کردیم و بعد از آن با آقای نوربخش صحبت کردم و گفتم وضعیت خانه موسیقی وضعیت جالبی نیست و ما اصلا احساس نمی*کنیم که خانه*ای به اسم خانه موسیقی داریم، چون حتی حالمان را هم نمی*پرسیدند. با همتی که همایون شجریان، علیرضا قربانی و تهمورس پورناظری داشتند یکسال است که داریم شورای مشورتی اجرایی خانه موسیقی را پیش می*بریم. با انگیزه شخصی و با همت افراد تلاش کردیم چیزی را به جایی برسانیم. حقیقت ما خیلی تلخ*تر از این حرف*ها است.
    شما به عنوان یکی از جوانان عرصه هنر از وضعیت کنونی هنر در کشورمان راضی هستید؟ چه دیدی نسبت به آینده خودتان در عرصه فرهنگ و هنر دارید؟
    آیا پیشکسوتان هنری ما از وضعیت فرهنگی این مملکت راضی هستند؟ آیا نسل جوان راضی هستند؟ اگر به جز نه جوابی حاصل کردید من نظرم را عوض می*کنم. همه نخبگان ما برای فعالیت مشکل دارند. ما نوک پیکان هستیم می*دانید چندهزار نوازنده چیره دست داریم که اصلا دستشان به سالن رودکی نمی*رسد. در دولتی که مردم در وضعیتی ناامید کننده حمایتش کردند باید اعتماد مردم را به دست بیاورد.
    ------------------------------------
    گفت*وگو: یاسر شیخی یگانه
    ----------------------------------


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  14. #3343
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    گل*شیفته فراهانی همسر فرعون شد + تصویر

    گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش اصلی ندارد.


    گلشیفته فراهانی در فیلم جدید ریدلی اسکات « اگزودوس: خدایان و پادشاهان» در کنار بن کینگزلی، کرستین بیل ،سیگورنی ویورو… نقش آفرینی کرده است. این دومین همکاری او با ریدلی اسکات پس از مجموعه دروغ*هاست. فراهانی در این فیلم نقش اصلی ندارد.






    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


  15. 1
  16. #3344
    sharareh
    مدیر بازنشسته

     

    پیشکسوت کوچولو
    تاریخ عضویت
    July 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    29,917
    7,131
    16,823

    پیش فرض

    انتقاد تند جمشید مشایخی از پوران درخشنده/ مشایخی قهر کرد


    جمشید مشایخی هنگام صحبت در نشست جشنواره بین*المللی اسطوره*های صلح به دلیل قطع سخنانش از طرف اردشیر رستمی با دلخوری این نشست را ترک کرد.

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جمشید مشایخی در نشست خبری نخستین جشنواره بین*المللی اسطوره*های صلح با بیان اینکه آیا دانشگاه در سراسر جهان انسان تربیت می*کند یا خیر، همیشه سوال بنده است، گفت: کسی که موشک و بمب می*سازد حتما یک پروفسور در شیمی یا فیزیک است که از آدمیت دور است و در مقابل افرادی هم هستند که در آزمایشگاه*ها بر روی ویروس*ها و میکروب*ها کار می*کنند تا انسان را از بیماری نجات دهند.

    این هنرمند پیشکسوت ادامه داد: اگر می*خواستیم در قدیم به انسانیت برسیم به زورخانه می*رفتیم و خاک میدان را می*بوسیدیم. چون این قبیل افراد خود را کوچکترین فرد می*دانستند. اما امروز در عرصه هنر کسانی را می*آورند که تنها صورت زیبایی داشته باشند و البته صورت زیبای او هنر خداست. انسان باید با علم و دانش و هنر زیبا باشد.

    وی درباره جهان پهلوان تختی عنوان کرد: تختی ورزشکاری انسان بود اما شنیده*ام که برخی ورزشکاران می*گویند مدال*های طلای ما از تختی بیشتر است. اما انسانیت به مدال طلا نیست. تختی برای ورزش کشتی و حتی بازی کردن هدف انسانی داشته است.

    بازیگر نقش کمال*الملک توضیح داد: آرزو دارم 5 دقیقه با استاد شفیعی کدکنی بنشینم اما می*دانم وقتی بیرون از این جلسه بروم همه بنده را که خاک پای ایشان هستم، بیشتر می*شناسند. هیچ کشوری به اندازه ایران بزرگان ادبی از لحاظ اخلاق ندارد.

    مشایخی بیان کرد: اکنون سریال بد و زشت ترکیه را مردم از پیر و جوان تماشا می*کنند اما ما نویسنده، کارگردانان و بازیگران خوبی داریم که می*گویند نمی*توانیم فیلم بسازیم. بنده در باره جبهه و عشق که امروزه در کشور رنگ باخته طرح*هایی داشتم اما قبول نکردند چون جمشید جزو باند و نوکر نیست. بلکه من تنها نوکر مردم ایران هستم.

    وی در ادامه با انتقاد از فیلم «هیس!، دخترها فریاد نمی*زنند»، گفت: خانم پوران درخشنده راه را با ساختن فیلم «هیس» برای مردم پستی که به بچه*های مردم دست*درازی کنند باز کرد تا مردم به دلیل حیثیت چیزی نگویند.

    در ادامه اردشیر رستمی که بازیگر نقش شهریار که اجرای این برنامه را برعهده داشت،خطاب به مشایخی گفت: وقت شما تمام است و صحبت*های وی را قطع کرد. اما در ادامه هنگامی که داریوش ارجمند در حال صحبت بود ناراحت شد و گفت شما صحبت مرا قطع کردید و هیچ کس نمی*تواند صحبت مرا قطع کند. بنابر این من این نشست را ترک می*کنم. پس از ترک جمشید مشایخی اردشیر رستمی گفت من نسبت به جمشید مشایخی ارادت دارم. و چیزی از احترام من نسبت به ایشان کم نشده اما چون خانم درخشنده در این جلسه حضور نداشتند و نمی*توانست از خود دفاع کند مجبور بودم صحبت*های ایشان را قطع کنم.

    ر ادامه این نشست اردشیر رستمی بازیگر نقش شهریار که مجری جلسه بود درباره تشکیل این کمپین گفت: ما دغدغه صلح داریم و چند روز قبل طیفی از ورزشکاران با من تماس گرفتند و این چیزی بود که در تصورم نمی*گنجید. الان نیاز به صلح خیلی بیشتر از قبل احساس می*شود و کوچکترین حرکت، بزرگترین حرکت به حساب می*آید. صلح به آسانی به دست می*آید اما ما آن را پیچیده کردیم.

    وی عنوان کرد: هیچ وقت فکر نمی*کردم میکروفونی درباره صحبت درباره صلح داشته باشم. اما باید از دولت تدبیر و امید تشکر کنم که این امکان را برای یک بخش غیردولتی فراهم کرد.

    در ادامه این نشست داریوش ارجمند بازیگر نقش مالک اشتر در سریال امام علی(ع) گفت: مشکل ما شناخت انسان است و هزینه*ای که صرف می*کنیم برای یک موجود ناشناخته است. پس هزینه*ها باید صرف شناسایی انسان شود و تا انسان را نشناسیم متوجه نمی*شویم چطور باید برای او صلح به وجود بیاوریم. ما جنگ را مقابل صلح و صلح را مقابل جنگ می*دانیم و باید بدانیم دنیای ما گرفتار چه چیزی است.

    * دنیای ما دنیای کمیت*هاست

    ارجمند با بیان اینکه دنیای ما متاسفانه دنیای کمیت*هاست افزود: در این دنیا آدم*ها معمولا به دلیل کمیت*ها تکریم می*شوند و کمیت*ها تعیین کننده هستند. کره*ای*ها انسانیت و شرف را برای به دست آوردن دو مدال طلا زیر پا گذاشتند. مهم نیست روی تشک مفاهیمی مثل صلح، استقلال یا آزادی مطرح می*شود اما بلکه در مقابل طلا گرفتن به هر قیمتی اهمیت دارد. پس جنگ یک بی*عدالتی در زیاده*خواهی است.

    وی افزود: جنگ غزه و فلسطین یک جنگ کمیتی است و هیچ کیفتی در آن وجود نداشت. در هنر ما آن شخصی که فیلمش 10 میلیارد می*فروشد بیشتر اهمیت دارد و امکان اینکه ارزش*ها را زیر پا بگذاریم و درآمدی بیشتری به دست بیاوریم همیشه وجود دارد. صلح زمانی اتفاق می*افتد که دنیای ما کیفی شود و در حال حاضر دعواها بیشتر بر سر دستمزد است.

    ارجمند تاکید کرد: البته جهان ما خالی از انسان*های باشرف نیست. اما باید به این اشاره کنم که قومی مقابل حقیقت و عدالت حضرت علی(ع) ایستادند و طی تاریخ مشخص می*شود که صاحب حق چه کسی است و او تکریم می*شود. اگر دنبال صلح هستیم باید ریشه*های آن را پیدا کنیم و باید بدانیم که چرا جهان ما کیفیت خود را از دست داده و کمی شده است.

    این بازیگر عنوان کرد: 3 سردمدار جهان می*توانند در جهان آشوبی کنند که هیچ کس از عهده آن برنیاید. چون نفت خاورمیانه را می*خواهند. دنیای ما به فردیت*های قوام یافته مثل فردوسی و مولانا احتیاج دارد. جنگ از نفاق، تبعیض و ریا به وجود می*آید که متاسفانه در کشور ما بر پوست دین نشسته است.



    * امیدواریم رویایی کودکی ما به صلح پایدار برسد
    ناشنوا باش وقتی همه از محال بـودن آرزوهایت سخن می گویند...
  17. #3345
    راحیل
    مدیر بخش عکس

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    February 2011
    محل سکونت
    هرکجا باشم آسمان مال من است
    نوشته ها
    13,942
    4,922
    8,741

    پیش فرض

    وزیری در گفت*وگو با تسنیم:تدوین «دریا کنار» به آرش معیریان رسید

    خبرگزاری تسنیم: تهیه*کننده «دریاکنار» گفت: تدوین این فیلم سینمایی را آرش معیریان برعهده دارد و تا یک ماه آینده به پایان می*رساند که کار برای جشنواره فیلم فجر آماده شود.





    محسن وزیری تهیه*کننده «دریاکنار» در گفت*وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، از آغاز تدوین این فیلم سینمایی توسط آرش معیریان خبر داد و گفت: معیریان پس از پایان فیلمبرداری «دریا کنار» تدوین و مونتاژ این کار را از روز گذشته آغاز کرده است و تا ماه آینده به پایان می*رساند.
    وی افزود: کار صداگذاری «دریا کنار» را علی رشیدی برعهده دارد و آن را انجام می*دهد.
    دانیال عبادی، بهنوش بختیاری، مهران غفوریان، مهران رجبی، سحر قریشی، سیروس گرجستانی، فتحعلی اویسی، نادر سلیمانی، نعیمه نظام دوست و امید علومی در این فیلم بازی می*کنند.
    «خانه کنار دریا» یک ملودرام اجتماعی به کارگردانی آرش معیریان با زمینه*های حادثه*ای و دلهره*آور است که داستانی اجتماعی، طنز و عاشقانه دارد و با محوریت صفت اخلاق مذموم غیبت شکل می*گیرد.
    فیلمنامه این فیلم به قلم رضا قهرمانی نوشته شده است. از دیگر عوامل این فیلم می*توان به مجتبی رحیمی مدیر فیلمبرداری، مسعود افشار طراح گریم، هادی افشار صدابردار، آرش معیریان تدوین و سوسن دین محمدی طراح صحنه و لباس اشاره کرد.
    آرش معیریان فیلم*های سینمایی «کما»، «شارلاتان»، «چپ دست» و … را کارگردانی کرده است.


    مَــن خــود
    بـه چشــم خویشتــن
    دیدم کــه جانَــــم میــرود


صفحه 223 از 231 نخست ... 123173203213218219220221222223224225226227228 ... آخرین
نمایش نتایج: از 3,331 به 3,345 از 3451

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •