ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 77
  1. #16
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض عكس منتخب هشتم


    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  2. 1
  3. #17
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,611
    10,437
    20,173

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط دخترك ژولیده نمایش پست ها
    عليرضا آذر :)

    اين مشخصات توي پروفايل وبلاگ شخصيشون بود:

    مشخصات فردی
    نام: علیــرضــا آذر
    تاریخ تولد: 13 آبان 1358
    جنسیت: مرد - متاهل
    محل سکونت: ایران - تهران
    درباره من: چیزی در باره ام یافت نمیشود .. تمام فایل ها بسته شدند . کلاسور ها زیر بغل شدند .. دل تنگی از نامم آویزان است .. و انسان تنها موجودی نیست که با مرگش مرا میازارد .. من شاعرم با شاعران بازی نباید کرد ..

    میپذیرم تولدم باشد گوشه نکبت ندامتگاه ،
    میپذیرم بیفتم از دستی ؛ وسط دستهای آبان ماه

    داشتم یاد میگرفتم به همین سبب سر به همه میزدم و میزنم خیلی هامطلبی به نام زندگی نامه داشتند که بیشتر بیلبورد تبلیغاتی بودند آنقدر که هوس میکردم دوستان را جینی خریداری کرده و در گوشه ای آرام مصرف کنم !! اما بگذریم ..

    علیرضا آذر تمام داشته من است .. آنقدر درس خوانده ام که شعر ها را بفهمم و گلیم روز مره گی را از آب که نه از لجن بیرون بکشم .. شعر ؟؟ آری میگویم و میخوانم از یک دهه گذشته است .. تهران مجبورم کرد زندگی کنم اواخر دهه پنجاه بود آن روز ها همه کلاه میگذاشتند این شد که کلاه گشاد زندگی سرم رفت و کلا سرم رفت!! .. حاشا که دمی بی عشق!! در ادبیات کار نکرده آنقدر دارم که کار های کرده ام را مجال نوشتن نیست ... اما در اتوبان ماشین رو ی اهل اتصال !!! سگ دو زیاد زده ام .. و هنوز خانه اولم ..استیدم را نام نمیبرم که نامم مایه ء ننگشان نشود .. یکی دوبار منزوی را دیده ام و دیگران یکی دو بار مرا !! دکتر مرا ببخش فرض کنید دکترم مهندس مرا ببخش فرض کنید مهندسم فرض کنید تخلیه ءچاه خانه هایتان به عهده من است .. چیزی عوض نمیشود ..

    شعر مشت محکمی دارد... که فکم هنوز ملتهب است

    .. و در نهایت

    این خانه سیاه مانده مادر ،
    مادر همه جای خانه خالی است ،
    آفت زده روزگارمان را ،
    مادر سر سفره خشکسالی است

    "علیرضا آذر"

    زندگی اینجوری شده که 2-3 ساعت بهت خوش میگذره
    یهو ته دلت خالی میشه
    یه دلشوره عجیبی میاد سراغت



    ..


  4. 2
  5. #18
    Sin-Sin 137179
    مدير بخش طرفداران

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2013
    نوشته ها
    12,611
    10,437
    20,173

    پیش فرض

    نهمين :


    زندگی اینجوری شده که 2-3 ساعت بهت خوش میگذره
    یهو ته دلت خالی میشه
    یه دلشوره عجیبی میاد سراغت



    ..


  6. 2
  7. #19
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sin-Sin 137179 نمایش پست ها
    نهمين :

    ياسر قنبرلو ۳۱ خرداد سال ۱۳۷۰ در استان قزوین به دنیا آمد. در حال حاضر او متاهل است و در دانشکده شهید شمسی پور استان تهران در رشته کامپیوتر تحصیل می کند. یاسر قنبرلو در جشنواره شعر فجر سال ۹۰ در بخش ترانه به عنوان شاعر برتر شناخته شد.

    پ.ن:
    چه اطلاعات كاملي:|

    +

    روی پیشانی ام سیاه شده
    دستمال ِ سپید ِ مرطوبم
    دارم از دست می روم اما
    نگرانم نباش ، من خوبم !

    هیچ حــســّـی ندارم از بودن
    تــیــغ حس می کند جنونم را
    دارم از دست می دهم کم کم
    آخرین قطره های خونم را

    در صف ِ جبر ِ خاک منتظرم
    اختیار زمان تمام شود
    زندگی مثل فحش ارزان بود
    مرگ باید گران تمام شود !

    از سـَــرم مثل ِ آب ، می گذرد
    خاطراتی که تلخ و شیرین است
    زندگی را به خواب می بینم
    مرگ ، تعبیر ِ ابن ِ سیرین است

    در سرت کل ّ ِ خانه چرخیدن
    توی تقدیر ، در به در گشتن
    هیچ راهی برای رفتن نیست
    هیچ راهی برای برگشتن

    خودکشی بر چهار پایه ی عشق
    مثل ِ اثبات ، دال و مدلولی است
    نگرانم نباش .. من خوبم
    « مرگ یک اتفاق معمولی است »



    یاسر قنبرلو

    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  8. 1
  9. #20
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض دهمين عكس منتخب


    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  10. 1
  11. #21
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    كسي نميدونه؟



    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  12. #22
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط دخترك ژولیده نمایش پست ها

    علی صفری

    متولد:۱۳۶۰ تهران

    تحصیلات:ادبیات و آی تی

    کارمند بانکداری الکترونیک

    فعالیت شعری:۳سال

    نظر ایشان راجع به شعر تنها ارج نهادن به تغزل و سرودن غزل هایی است با ترکیباتی بدیع و ناب


    +
    خسته*ام مثل جوانی که پس از سربازی
    بشنود یک نفر از نامزدش، دل بُرده
    مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
    که به پرونده*ی جرم پسرش برخورده


    خسته*ام مثل پسربچه که در جای شلوغ
    بین دعوای پدر مادر خود گم شده است
    خسته مثل زن راضی شده به مُهر طلاق
    که پس از بخت بدش سوژه*ی مردم شده است


    خسته مثل پدری که پسر معتادش
    غرق در درد خماری شده، فریاد زده
    مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس
    پسرش پیش زنش بر سر او داد زده


    خسته*ام مثل زنی حامله که ماه نهم
    دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است
    مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند
    زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است


    خسته مثل پدری گوشه*ی آسایشگاه
    که کسی غیر پرستار سراغش نرود
    خسته*ام بیشتر از پیرزنی تنها که
    عید باشد نوه*اش سمت اتاقش نرود


    خسته*ام کاش کسی حال مرا می*فهمید
    غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است
    شده*ام مثل مریضی که پس از قطع امید
    در پی معجزه*ای راهی مشهد شده استاست


    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  13. 1
  14. #23
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض يازدهمين عكس منتخب

    به پيشنهادِ كاربر گرامي، moh@mad .. از اين ببعد چند بيت از آثار شاعر منتخب هم گذاشته ميشه همراه با عكس تا تشخصي راحت تر باشه


    +






    +


    شما که زیبائید تا مردان
    زیبایی را بستایند
    و هر مردی که به راهی می شتابد
    جادویی لبخندی از شماست
    و هر مرد در آزادگی خویش
    به زنجیر زرین عشقی ست پای بست
    عشق تان را به ما دهید
    شما که عشق تان زندگی ست!
    و خشم تان را به دشمنان ما
    شما که خشم تان مرگ است

    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  15. 1
  16. #24
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,912

    پیش فرض

    چهره احمد شاملو رو همه میشناسن.. متخلص به الف بامداد هستن ایشون . بخاطر فعالیت های سیاسی زندانی شدن سال 22 و تعدادی از اشعارشون با حال و هوای حبس هست . ایشون علاوه بر شعر فعالیت مطبوعاتی و پژوهشی هم داشتن ... سبک شاملویی یا شعر سپید از نوآوری های این شاعر هست. روحشون شاد
    از معروفترین اشعارشون دخترای ننه دریا و پریا هست که در لفاف افسانه پردازی به زبان عامیانه به وضع جامعه و سیاست میپردازه بنظرم . هردورو حفظم

    دخترای ننه دریا! دلامون سرد و سیاس

    چشم امیدمون اول به خدا بعد به شماس.

    ازتون پوست پیازی نمی خوایم!

    خودتون بسمونین، بقچه جاهازی نمیخوایم

    چادر یزدی و پاچین نداریم!

    زیر پامون حصیره قالیچه و قارچین نداریم

    بذارین برکت جادوی شما ده ویرونه رو آباد کنه

    شبنم موی شما جیگر تشنمونو شاد کنه

    شادی از بوی شما مست شه همین جا بمونه

    غم، بره گریه کنون، خونه غم جا بمونه... »


    کتابهاشون :

    هوای تازه

    باغ آیینه

    لحظه ها و همیشه

    آيدا در آینه

    آيدا ، درخت و خنجر و خاطره

    ققنوس در باران

    مرثیه های خاک

    و ....
  17. 1
  18. #25
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,912

    Flower 32 32 دوازدهمین عکس منتخب




    با من چه کرده است ببین بی ارادگی
    افتاده ام به دام تو ای گل به سادگی


    جای ترنج،دست و دل از خود بریده ام
    این است راز و رمز دل از دست دادگی


    ای سرو! ذکر خیر تو را از درخت ها
    افتادگی شنیده ام و ایستادگی


    روحی زلال دارم و جانی زلال تر
    آموختم از آینه ها صاف و سادگی


    با سکّه ها بگو غزلم را رها کنند
    شاعر کجا و تهمت اشراف زادگی ....
  19. 1
  20. #26
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,715

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط شاتوت نمایش پست ها



    با من چه کرده است ببین بی ارادگی
    افتاده ام به دام تو ای گل به سادگی


    جای ترنج،دست و دل از خود بریده ام
    این است راز و رمز دل از دست دادگی


    ای سرو! ذکر خیر تو را از درخت ها
    افتادگی شنیده ام و ایستادگی


    روحی زلال دارم و جانی زلال تر
    آموختم از آینه ها صاف و سادگی


    با سکّه ها بگو غزلم را رها کنند
    شاعر کجا و تهمت اشراف زادگی ....


    سعید بیابانکی متولد سال 1347 در خمینی شهر

    او تحصیلات خود را در
    رشته ی مهندسی کامپیوتر در دانشگاه اصفهان گذرانده و دارای دو فرزند و ساکن اصفهان است .
    وی از
    سال 1364 به صورت جدی به شعر پرداخته و هم اکنون در حوزه ی هنری تهران سردبیر سایت واحد ادبیات و مسئول انجمن شعر طنز حوزه هنری است
    وی با نشریاتی از جمله جام جم ، همشهری و فصل نامه ی شعر حوزه ی هنری همکاری دارد
    بیابانکی سه کتاب شعر به نام های
    رد پایی بر برف ، نیمی از خورشید ،نه تورنجی نه اناری به چاپ رسانده و در زمینه ی شعر کودک نیز پنج کتاب دارد
    او اولین معلم خود را
    سرایدار دوران مدرسه ی خود می داند که شاعر بوده و استعداد ایشان را شناخته و به او در این وادی کمک نموده است .
    بیابانکی بیشتر شعر کلاسیک بالاخص غزل ، رباعی و ... سروده و کمتر به شعر سپید پرداخته است
    ترانه های او نیز اجرا و پخش شده است و تسلط خوبی هم در شعر طنز دارد بطوری که مسئولیت انجمن های ماهانه شعر طنز در حوزه ی هنری تهران بر عهده ی اوست
    او خود را فردی پرانرژی ، شاد و شاعری حاضرجواب می داند

    به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
    هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است
    جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
    هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

    هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
    که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

    پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
    کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است





  21. 2
  22. #27
    moh@mad
    كوچولو رسمي
    كوچولو ماندگار

    تاریخ عضویت
    December 2015
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10,837
    2,394
    2,715

    پیش فرض

    سیزدهمین عکس منتخب






    قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم
    فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم
    فکر این را که تو هر روز بیایی سر ظهر
    روی گلدان دلم آب بپاشی نکنم
    حوض این خاطره را گرچه پر از گل شده است
    قول دادم به خودم بعد تو کاشی نکنم





  23. 1
  24. #28
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط moh@mad نمایش پست ها
    سیزدهمین عکس منتخب






    قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم
    فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم
    فکر این را که تو هر روز بیایی سر ظهر
    روی گلدان دلم آب بپاشی نکنم
    حوض این خاطره را گرچه پر از گل شده است
    قول دادم به خودم بعد تو کاشی نکنم


    زهرا شعباني

    بيوگرافيش رو متاسفانه پيدا نكردم

    يك اثر:

    مسجد به مسجد می برند عطر اذان ات را
    پر می کند بال کبوتر آسمان ات را

    روی لب ات این روزها فصل رطب چینی ست
    گس کرده اما غصه ها طعم دهان ات را!

    دنیا پر از اسفندیار است و نمی خواهد
    رستم بداند قهرمان داستان ات را!

    اما تو یک عمر است «غیرتنامه» می خوانی
    رد کرده ای در چشم دنیا هفت خوان ات را!

    روز حساب است و من از حالا یقین دارم
    پس می دهی با سربلندی امتحان ات را

    گاهی چو دریایی و گاهی ساحلی آرام
    می بینم از این لحظه شور ناگهان ات را

    خط می زنی با جوهری سبز و سفید و سرخ
    دفتر به دفتر آرزوی دشمنان ات را!

    ما با دعای مستجاب ات زنده ایم ای عشق
    پیغمبرا! وا کن مفاتیح الجنان ات را...

    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  25. #29
    دخترك ژولیده
    مسئول ارسال خبر

     

    کادر مدیریتی
    تاریخ عضویت
    March 2014
    نوشته ها
    14,309
    10,398
    18,904

    پیش فرض چهاردهمين عكس منتخب



    امید چیز خوبی است

    مثل آخرین سکه

    مثل آخرین بلیط

    مثل آخرین گلوله

    مثل آخرین کشتی

    آخرین سکه نمی گذارد که غرورت بشکند

    آخرین بلیط نمی گذارد که

    نا امید از ترمینال ها برگردی

    آخرین گلوله نمی گذارد که سرباز اسیر شود

    کسی که امید دارد

    فقیر نیست

    همیشه چیزی دارد

    یادم رفت از آخرین کشتی بگویم

    آخرین کشتی حتی اگرهم نیاید

    نمی گذارد که نام دریا و مسافرت از یادت برود.

    تا دهان مفتُ گوش ها مفت اند

    پشتمان حرفِ مفت بسیار است

    ...

  26. #30
    شاتوت
    كوچولوي بد - اخراج شده کوچولو فوق فعال

    تاریخ عضویت
    October 2013
    نوشته ها
    4,891
    6,222
    3,912

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط دخترك ژولیده نمایش پست ها

    رسول یونان

    در سال ١٣٤٨ در دهکده*ای در کنار دریاچه ارومیه به دنیا آمد. او شاعر، نویسنده، مترجم و نمایشنامه*نویس است. وی همچنین سابقه فیلمسازی و بازیگری را نیز در کارنامه هنری خود دارد. از یونان کتاب*های متعددی به چاپ رسیده که از آن جمله می*توان به «روز بخیر محبوب من»، «پایین آوردن پیانو از پله*های یک هتل یخی» (مجموعه شعر)؛ یک کاسه عسل (ترجمه/ گزینه شعر ناظم حکمت)، کلبه*ای در مزرعه برفی (مجموعه داستان)، گندمزار دور (مجموعه نمایشنامه)، خیلی نگرانیم شما، لیلا را ندیدید (رمان)و ... اشاره کرد. گزیده*ای از دو دفتر شعر رسول یونان با عنوان «رودی که از تابلوهای نقاشی می*گذشت» توسط واهه آرمن به زبان ارمنی ترجمه شده و در تهران به چاپ رسیده است.



    دیگر منتظر کسی نیستم

    هر که آمد
    ستاره از رویاهایم دزدید
    هر که آمد
    سفیدی از کبوترانم چید
    هر که آمد
    لبخند از لب*هایم برید
    منتظر کسی نیستم
    از سر خستگی در این ایستگاه نشسته*ام!


صفحه 2 از 6 نخست 123456 آخرین
نمایش نتایج: از 16 به 30 از 77

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •